بهرام دبيري: ترديد دارم بشود به اينها آثار هنري اصيل اطلاق كرد . تحليل دیگری بر نمايشگاه مجسمهسازان انگليسي
سه شنبه، 25 فروردینماه 1383
بيترديد، در هنر امروز ايران اگر گزينش درست، آيندهنگر، خردمند و تيزبين بهدور از انگيزههاي سياسي و غيره در انتخابشان دخالت كند، نمونههايي را دارد كه در كنار هنر غرب قرار بگيرد و حرفي براي گفتن داشته باشد.
وي گفت: هنرمندان تراز اول مايل نيستند پشت در اتاق شهردارها، رؤسا يا تصميمگيرها بايستند.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي
بسياري از گرايشات هنري كه در اين سالها مطرح است، اگر بتوان نام هنر بر آنها گذاشت، مجموعهاي از رفتارهايي است كه به اشكال فرم و مواد مختلف ـ هرچند تأمل برانگيز ـ ذهني و تازهاند؛ اما به مثابه مفهوم عامي كه در طول تاريخ براي آدميزادي چون من در هنر مدرن است، نمونههاي ماندگار و مهمي نيست.
اين جملهها را بهرام دبيري ـ هنرمند مجسمهساز كشور ـ درباره آثار مجسمهسازان نوين انگلستان است كه از چندي پيش به موزه هنرهاي معاصر تهران آورده شدهاند.
وي كه با خبرنگا بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران گفتوگو ميكيرد، در اين مجموعه كه به آن هنر مدرن گفته ميشود، دو گرايش را قابل تشخيص دانست و گفت: يكي گرايش آغاز جنبش مهم امپرسيونيستها تا سالهاي 1960-1950 كه ريشههاي اصيل جستوجوي هنر نو به مفهوم وسيع و خلاق هنر مدرن وجود دارد و ديگري پس از سالهاي 1960-1950 كه در مجموعه هنري دنيا اعم از نقاشي و مجسمه وجود دارد.
به اعتقاد وي گرايش دوم، گرايشهاي اصيلي نيستند.
دبيري عنوان كرد: آثار هنري مور و باربارا هدپورث و نيز برخي از هنرمندان ديگر آن در زمينههاي هنر مدرن جستوجوهاي خلاق و مكاشفههايي در فرم است.
به اعتقاد اين هنرمند مجسمهساز، هنر معاصر ايران - نقاشي و مجسمهسازي - نمونههايي براي همترازي با نمونههاي خوب دنياي غرب دارد.
وي در عين حال تصريح كرد كه حجم آثار ايراني به همان ميزان كه در دنياي غرب وجود دارد، نيست؛ ما محدودتريم.
دبيري علت اين محدوديت را در محدوديت تفكر خلاق هنرمند ايراني دانست؛ با تنگناهاي موجود و سليقههاي حاكم و حمايت از گرايشات و سفارشاتي.
وي گفت: هنرمندان تراز اول مايل نيستند پشت در اتاق شهردارها، رؤسا يا تصميمگيرها بايستند. بنابراين كارشان تنها در بخش خصوصي ديده ميشود و قابل ديدن است. ممكن است حتا جامعه خود ما نتواند و نتوانسته باشد با آن ارتباط برقرار كند.
او با تأكيد دوباره بر اينكه اين محدوديتهاي مسائل اجتماعي و سياسي و امكانات اجرايي جامعه ماست، عنوان كرد: بخشي از تكنولوژي اجراي كار مجسمهسازي مربوط به بخش فرهنگ است. ممكن است در اين زمينهها آن امكانات را نداشته باشيم.
اين هنرمند معاصر اضافه كرد: بهرغم آنكه ايران يكي از كهنترين سنتهاي برنزريزي را داشته است، امروز كارگاههايي كه كار برنزريزي ميكنند، به رغم تلاش جديشان آن امكانات و تكنولوژي را ندارند.
دبيري همچنين تصريح كرد: براي هنرمندان امكانات مالي اجراي آثارشان در ايران بسيار محدود است و هنرمندان ما در وضعيت اقتصادي درخشاني همچون بخشي از غرب نيستند. از اين جهات ممكن است نمونه كارهاي ما يا مجموعهاي كه بخواهيم امروز با خودمان ببريم، نتواند در آن ابعاد وسيع خودنمايي كند. اما همچنان كه گفتم، بيترديد، در هنر امروز ايران اگر گزينش درست، آيندهنگر، خردمند و تيزبين بهدور از انگيزههاي سياسي و غيره در انتخابشان دخالت كند، نمونههايي را دارد كه در كنار هنر غرب قرار بگيرد و حرفي براي گفتن داشته باشد.
وي ادامه داد: گرايشي كه پس از سالهاي 60-1950 در غرب مطرح است و شايد همزمان باشد با اينكه امريكا، نمايندگي هنرپيشه را از اروپا به غرب منتقل ميكند و به عهده ميگيرد. امكانات مالي و تبليغي وسيعي را در اين باره در پيش گرفته است.
او با اعتقاد بر اينكه بسياري از گرايشهايي كه درون سالهاي 60ـ1950 وجود داشت گرايشات فاسد و باطلي است، افزود: ما نيز مثل هر كشور جهان با دنيا در ارتباطيم و ميبينيم در ايران هم دو تلقي بهوجود ميآيد؛ نخست آنكه چيدمان يا بسيراي از رفتارهاي ديگر را نميتوان مجسمه دانست. من حتا در پذيرفت آن چيزي كه چيدمان يا انواع كارهايي كه به عنوان هنرهاي بصري در چند سال رايج شده است، به عنوان هنر، ترديد دارم.
وي يادآور شد: در ايران هم اين انعكاس اين گونه است. گرايشهاي سالمتري وجود دارد كه به بنيادهاي مربوط به ساختار و خلاقيت يك اثر هنري و هويت يك هنرمند و چيزهاي ديگري كه تعريف آن تعريفي تاريخي است كه جامعه انساني از هنر دارد.
او در ادامه عنوان كرد: اما كارهاي روزگذر و روزمرهاي وجود دارد كه فعاليتهاي چيدماني كه جذاب و ديدني هستند؛ اما من آنها را در رديف هنر اصيل نميشناسم. در غرب اين گرايش وجود دارد، در ايران هم كساني هستند كه از اين گرايش دفاع ميكنند.
دبيري با تأكيد بر اينكه امروز فعاليتهاي زيادي دست كم در نسل جوان به چشم ميخورد كه به مجموعه اين عناويني كه در هنر امروز غرب هست، كشيده ميشوند، گفت: آنها سعي ميكنند در درون آن مفهوم و اشل كار بكنند. جاي ترديد و بحث است كه اينها را آثار هنري بدانيم يا نه. من ترديد دارم بشود به اينها آثار هنري اصيل اطلاق كرد.
.......................................
مرتبط:
تحليلي بر نمايشگاه مجسمهسازان انگليسي در تهران .خسرو خورشیدی
|