Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  سفر به قونیه.عکس :منصور نصیری.نوشته :آزاده عصاران
جمعه، 28 فروردینماه 1383

عکس های منصور نصیری از سفر به قونیه و مراسم سماع .

28-sema-for-weblog.jpg

آزاده عصاران:

عکاس يا خبرنگار که باشی ، اينجا ديگر کاری از دستت بر نمی آيد. آزاد آزادی ولی دلت نه به کار می رود و نه به چيزی غير از لذت بردن ، آرام می گيرد. لذت نظاره چرخ زدن بی وقفه اين همه سفيد پوش که باد دامن های چين دارشان صورت و لنزهايت را نوازش می دهد.لذت چشم دوختن به اين چهره های آرام و چشم های بسته و دست های گشوده شده به آسمان. انسان هايي رها که سال هاست سنت مولانا را با همه مشقات حفظ کرده اند و همه ساله مقابل چشم صدها مشتاق چرخ می زنند و چرخ می زنند و .....


17 دسامبر ( 26 آذرماه ) مصادف بود با هفتصد و سی امين سالگرد فوت مولانا. به همين مناسبت همه ساله از چند روز پيش از اين روز که ترک ها آن را" شب عرس" می نامند ، مراسم سماع در اشکال مختلف به خصوص به شکل عظيم برای توريست ها برگزار می شود. سال هاست که بر سر نمايشی يا واقعی بودن اين مراسم دعواست.از زمانی که آتاتورک اين مراسم را ممنوع اعلام کرد جانشينان مولانا و دراويش به شکل مخفيانه مجالس سماع را برگزار می کردند و وقتی اجرای آن آزاد اعلام شد شرط اجرای کاملا نمايشی و دوری از هر امکان عرفانی و روحی در محلی دورتر از آرامگاه مولانا ، گذاشته شد. مسلما اين کار امکان پذير نبود و همه " سماع زن " ها در حالت چرخش و پيچ و تاب خوردن در دنيای ديگری هم غوطه ور می شدند. امروزه اجرای مراسم با آزادی بيشترانجام می شود و خبرنگاران امکان نشستن در نزديک ترين بخش به سماع را دارند تا بدون استفاده از فلاش و ايجاد مزاحمت برای سماع زن ها ، به کار خود برسند.
مشکل اما چيز ديگری است. مشکلی که برای همه عکاسان بزرگی که از اين مراسم عکس گرفته اند، وجود داشته . حتی رضا دقتی و عکاسان نشنال جيوگرافی هم اعتراف می کنند که بايد چندين بار مراسم را ببينند تا بتوانند اول به خود مسلط شوند و بعد نگاهی به دوربين های خود بيندازند. "شب عرس OROS" شب فوت مولانا ست .شبی که مولانا قفس تن را در هم شکست و به شوق ديدار دوست پر زد . ترک ها مراسم سماع را در اين شب با نهايت دقت و تشريفات خاص اجرا می کنند. سازمان توريستی و همه مراکز ذيربط دست از هيچ تلاشی برای بزرگداشت چنين روز و شبی برنمی دارند. اگر به يکی از آنها حتی بدون کارت خبرنگاری بگويي که کارت چيست ، بهترين جايگاه و شرايط را برای عکاسی و مصاحبه در اختيارت می گذارند . اينجا هيچ نيازی به معرفی نامه ، کاغذ ، تلفن و تاکيد نيست . آنها فقط می خواهند بهترين پذيرايي را از مهمانان داشته باشند و بهترين اخبار از مراسمشان تهيه شود. با اين همه باز هم بايد گفت که در لحظات اول و دقايق شروع مراسم بايد يا دل به ندای درونت دهی و بنشينی و فقط همراه موسيقی و نی وتنبور و چرخش سماع شوی و يا درها را ببندی و فقط به عنوان يک شغل به اين مراسم بنگری که مسلما چيز در خوری هم به دست نخواهی آورد.
مولانا برای اکثر ترک ها هموطن ترکی ! است که با کلام و رفتارش جادو می کرده . مولانا را دوست دارند و به مزارش نهايت احترام را می گذارند. از برکت وجود آرامگاه مولانا دستفروشان و مغازه داران و کاسبان اين شهر با تنديس ها و بدليجات مربوط به سماع زندگی می گذرانند.با اين همه آنقدر به مولانا و مثنوی ارادت دارند که به محض شنيدن نام ايران دوستت می شوند و همراه. دوربين برای آنها به اندازه سماع زن ها عادی است . از ژست و قيافه گرفتن خبری نيست. اکثر آنها مسلک درويشی را می پسندند و با ايمان به گفته های حضرت مولانا زندگی می کنند.
برايشان عادی است که در مراسم از عکاسی و انجام وظيفه باز بمانی . برای بار دوم و سوم هم دعوتت می کنند. باز هم آماده می شوی. با سه پايه و لوازم جانبی و باز هم با شنيدن اولين دعای شروع مراسم و اولين تعظيم به نام شمس و مولانا ، دست هايت ياری ات نمی دهند. پشت صحنه را می بينی. آماده شدن سماع زن ها و صحبت های شيخ پوست نشين و تمرين نی زن ها را می بينی. لباس پوشيده اند و به تو و دوربين گيج ات ، خيره نگاه می کنند. نيستند...... از جنس سلولز و نور فلاش و مصاحبه نيستند. نگاهشان را می گيرند و آرام وارد سالن ورزشی می شوند و دقايقی بعد .... همه چيز آغاز شده ...اينجا تو مانده ای و کوله باری از ايده های خام پيش از سفر .
کاش می شد عکاسی کرد ... با کمترين امکانات ...با بيشترين حضور قلب...


............

مرتبط:

اعجاز مولانا در امريكا




 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.