درباره ی عکاسی(مقدمه ی دوم )
سه شنبه، 8 اردیبهشتماه 1383
محمد تهراني
نکته ای که در مقدمه ی اول این بحث مطرح کردم به دوربین دیجیتال و بد بودن یا خوب بودن عکاسی دیجیتال مربوط نیست . دوربین دیجیتال یک ابزار است همان گونه که دوربین غیر دیجیتال . دیجیتال فقط ابزار سریعتری است و این البته حسن است و در کنارش می شود آسیب هایی که این پدیده ممکن است ایجاد کند را هم مد نظر قرار داد.
همانطور که با رواج پدیده وب لاگ گاهی باید نگران بعضی مسائل بود سرعت و آسانی عکاسی و انتشار آن نیز می تواند نگرانی هایی ایجاد کند.
وقتی ذائقه عادت کرد به عکس های آسان و راحت الحلقوم آنگاه سخت می شود این ذائقه را تغییر داد. منظورم از عکس های آسان ، آسان تر شدن عکاسی نیست بلکه عکس هایی است که تفکری پشت سر ندارد و خب این قیل عکس ها را با دوربین فیلمی و از نوع حتی گران قیمتش هم میگیرند. دیجیتالی شدن فقط به این مقوله بیشتر دامن زده است .
هر عکسی به یک بار دیدنش می ارزد.مثل همان جمله ای که در مورد کتاب می گویند.اما کتاب بد هم داریم و نیز عکس بد .
کتابهای پرفروش بازار اگر کسی را به سوی کتاب های برتر سوق بدهد خوب است( بگذریم که این کتاب ها سلائقی را راضی می کند و کارکرد خودش را دارد حتی اگر این سلائق هیچ گاه سراغ کتاب های دیگر نروند.) اما اگر بازار مملو از کتاب هایی این چنین شود و مجال چندانی برای نفس کشیدن به انواع دیگر ندهد جای نگرانی دارد.
نوع نگاهی که من به عکاسی دارم وسلیقه ام و پسندم به آن بیشتر میل می کند عکس و عکاسی به عنوان هنر است .فرقی نمی کند که با دیجیتال کار شود یا غیر آن .فرق نمی کند که عکس مستند اجتماعی باشد یا خبری باشد یا پرتره یا تبلیغیاتی صنعتی یا هر شاخه ی دیگر. هنر در تمام این شاخه ها می تواند معنا پیدا کند .آن جا که خلاقیت به کار رود هنر هم پدیدار می شود. ضمن آنکه به هیچ وجه منکر عکس های غیر خلاقانه که کاربردهای خاص خود را دارند نیستم .
این را به عنوان مقدمه ی دوم فعلا بپذیرید. و نظرات شما هم در ادامه ی این بحث برایم مفید خواهد بود.
|