بهمن جلالي :چراشانتاژ مي کنيد؟.مصاحبه ي "شرق"با دبير دوسالانه عکس .
پنجشنبه، 31 اردیبهشتماه 1383
* من مى گويم در اينجا شركت نمى كنيد؛ در انجمن تان چرا فعال نيستيد؟ چرا در مسابقه عكاسى مطبوعاتتان فعال نيستيد؟ چرا براى خودتان فعال نيستيد؟ فقط مى خواهيد بنشينيد و ديگران را به هر چيزى كه مى خواهيد بناميد؟ اينكه نمى شود كه.
* ببينيد شما يك دوسالانه اى را در موزه برگزار مى كنيد كه بيشتر گرايشش به نوع عكاسى غيركاربردى بايد باشد. به عنوان يك اثر خلاقه، يك اثر هنرى و غيركاربردى. حالا شمايى كه عكاس مطبوعات هستيد، شمايى كه عكاسى كاربردى داريد مى كنيد، شما كه انجمن صنفى داريد، چه ارتباطى داريد به موزه؟ خوب در انجمن صنفى خودتان براى عكاسى مطبوعات نمايشگاه و سابقه بگذاريد. برويد كار ديگرى انجام دهيد. چرا شانتاژ مى كنيد؟ به صرف اينكه در مطبوعات هستيد مى خواهيد شانتاژ كنيد؟
*ببينيد عكاسى بيمار نيست. تشكيل نهادهاى مدنى در اين مملكت بيمار شده. براى اينكه نمى توانيم با هم حرف بزنيم. مكالمه داشته باشيم. براى اينكه نمى توانيم نظر همديگر را بپذيريم و يا رد كنيم.
..............
مصاحبه ي روزنامه ي شرق با بهمن جلالي را مي خوانيد.
رضا جلالى، مريم نيازاده : گفت و گوى زير به چند دليل صورت گرفته، اول آنكه به هر حال در بررسى عكاسى ايران نمى شود از نام بهمن جلالى به راحتى گذشت و دوم برگزارى دو سالانه عكاسى آن هم پس از ۶ سال تعطيلى است، كه البته مدير موزه هنرهاى معاصر تهران معتقد است تنها چهار سال است كه اين دوسالانه برگزار نشده، طبق چه مبناى زمانى الله اعلم...
خيلى از عكاسان نسبت به انتخاب آثار هيأت انتخاب و همچنين گزينش نهايى توسط عده اى ديگر در فرهنگسراى خيال معترض هستند كه شايد اين گفت و گو و همچنين مطالب بعدى در همين زمينه شايد تا حدى پاسخگوى آنها و علاقه مندان باشد.
• مهم ترين اتفاقى كه در عكاسى ايران دارد مى افتد، دوسالانه عكاسى است. دوسالانه اى كه تاخير زيادى داشته و برگزارى اش هم حرف هاى زيادى به همراه دارد. به دلايلى كه حالا حداقل در اين چند سالى كه من شاهدش بودم، عكاسى ايران دچارش است. يكى نداشتن انجمن است كه از اين جريان ها حمايت كند. از دوسالانه شروع مى كنم. اينكه چطور شد بعد از شش سال تصميم بر اين شد كه برگزار شود. به طور خلاصه اين روندى كه تا امروز طى شده، چگونه است؟ اين فكر از كجا ارائه شد و چطور؟
ببينيد، دوسالانه هايى كه قبلاً بود يك تعدادش اول دوسالانه بود و بعد تبديل به نمايشگاه سالانه شد و آخرينش در سال ۷۵ بود.
•كه در موزه هنرهاى معاصر برگزار شد.
بله. كه بين المللى بود و از جاهاى ديگر هم عكس آورده بودند. اينكه چطور شد بعد از اين مدت دوباره اتفاق افتاد، را در واقع كسانى كه به اين فكر افتادند بايد بگويند. ولى من از ديدگاه خودم مى گويم، برگزارى اين نمايشگاه دوسالانه زير پوشش و در واقع وظيفه مركز هنرهاى تجسمى است. ظرف چند سال گذشته و با آمدن سميع آذر و بودن كاظمى در مركز هنرهاى تجسمى و از طرف ديگر مسئوليتى كه خود سميع آذر در مركز هنرهاى تجسمى دارد، برنامه اى يا طرحى را عنوان كردند كه به نظر من طرح خوبى بود. طرح دو تا بحث داشت. يكى اين بود كه دوسالانه ها را واگذار كنند به انجمن هاى تخصصى آن رشته مثل نقاشان، مثل مجسمه سازان و خود آنها انجمنى را تاسيس كنند، يا كرده بودند. مثلاً شايد قديمى ترينشان انجمن گرافيست ها باشد، بعد نقاشان، بعد مجسمه سازان.
دقيقاً اين توالى اش را نمى دانم و اين وظيفه را آنها به عهده بگيرند و خود مركز هنرهاى تجسمى فقط يك پوشش يا كمك مالى به آنها بدهد. بحث ديگر آن بود كه اصلاً نمايشگاه هاى دوسالانه را از موزه خارج كنند. به دليل اينكه گرافيك و سفال و مجسمه و نقاشى و بعد عكاسى خودش پنج دوسالانه بود كه اگر هركدام يك ماه نمايشگاه در موزه داشت، پنج ماه وقت موزه را مى گرفت و موزه در واقع از پنج ماه فعاليتى كه مى توانست داشته باشد، عقب مى افتاد. ترجيح دادند اينها از موزه بيايند بيرون و موزه به كار خودش بپردازد و اينها را در جاى ديگر برگزار كنند كه حالا جاى ديگر هم به دليل وسعت كارى كه هركدام از اينها دارند، توى اين مملكت، فرهنگسراى نياوران است. بعد از موزه حالا فرهنگسراى خيال را درست كردند. حالا از سال ۷۵ تا ۸۳ كه عكاسى نبوده، به نظر من عكاسى آنها را مجبور كرده كه دوباره اين كار را بكنند. به چند دليل. اول رشد آن دوم رشد كمى تعداد دانشجويان عكاسى در دانشگاه ها. رشد تعداد نمايشگاه هاى عكاسى در گالرى ها و بيرون رفتن عكاسى ايران از اين چارچوب دوسالانه. مشكل اساسى اين بود كه قبل از اين حركت چند بار جلساتى برگزار شد ولى هيچ وقت به سامان نرسيد. مثل جلساتى كه ظرف ۱۸ سال برگزار شد براى اينكه يك انجمن درست شود. حالا چرا نشد اين يك بحث طولانى ترى است كه من خدمت شما عرض مى كنم. چرا نمى شود و چرا پيچيدگى پيدا مى كند.
به هر حال مدير موزه ناگهانى عده اى را دعوت كرد و گفت كه مى خواهند اين كار را انجام دهند و تفاوتش با ديگر دوسالانه ها اين بود كه عكاسى چنين انجمنى نداشت، در نتيجه مستقيماً نمى توانست انجمنش برگزاركننده باشد. اين بود كه روزى كه به من گفتند بيا، من جلسه اولش را نتوانستم بروم. مسافرت بودم. جلسه دوم كه رفتم سميع آذر از حدود ۲۸-۲۷ نفر دعوت كرده بود. از آدم هاى مختلف كه هركدام نشريه اى داشتند، استاد دانشگاه، معلم، عكاس. يك طيف در واقع متفاوت و اسم اين گروه را هم گذاشتند شوراى سياستگذارى.
•يعنى هيچ اساس خاصى براى انتخاب آدم ها در نظرشان نبوده؟
اساس خاص، در واقع شايد تنها عامل اين باشد كه اين آدم ها هركدام در جاى خودشان چه كارهايى راجع به عكاسى كردند، نه فقط عكاس بودن آنها بلكه يك عملى هم انجام داده باشند. حالا مدرس بودند، سردبير نشريه اى يا خانه عكاسان درست كردند، نمى دانم. يك تركيب اين چنينى كه سميع آذر آنجا يك پيشنهاد ارائه كردند و قرار شد كه يك روش دموكراتيكى را برقرار كنند و خود اين شوراى سياستگذارى برنامه ريزى كند و خود شوراى سياستگذارى گروه انتخاب را تعيين كنند و راى بدهند. يعنى چه از آدم هايى كه اينجا هستند و چه آدم هايى كه بيرون هستند و باز خود شوراى سياستگذارى داوران و دبير را انتخاب كند. من يادم است كه در يكى از جلسات به ايشان گفتم كه شما به عنوان باعث و بانى اين دوسالانه حق داريد كه خودتان دو يا سه نفر را به عنوان هيات انتخاب يا داور تعيين كنيد.
ايشان قبول نكرد و گفت ترجيح مى دهم خود اين جمع اين كار را انجام دهند. به هر حال هركس آدم هايى را پيشنهاد كرد يا خودشان داوطلب شدند و سرانجام راى گرفتند و اين شوراى انتخاب و داورى تعيين شد. دبير دوسالانه در واقع، آقاى «عالى» بود كه اول انتخاب شد. با اينكه آقاى عالى به دلايل شخصى خودش مى گفت اين كار سخت و وقت گير است، به هر حال ايشان را انتخاب كردند و در جلسه دوم ايشان گفتند كه من نمى توانم و چون در آن جمع بعد از آقاى عالى، از نوع كارى كه كرديم و سابقه اى كه داشتيم، من را پيشنهاد كردند. باز راى گرفتند و به من راى دادند. اين شد كه اين گروه تعيين شد.
•حالا يك سئوال ديگر داشتم. تركيب فعلى، در واقع اين هيات انتخاب كه آن ۲۸-۲۷ نفر تعيين شان كردند، تا اينجا كه من از حرف هاى شما گرفتم، ارتباط شان با عكاسى منتهى به گزينش آنها شد.
حتماً، يك كارى در عكاسى كرده يا خودشان عكاس بودند يا يك كارى فراتر از فقط عكس گرفتن انجام دادند.
•حالا من مى خواهم بحث كنم روى سياستگذارى هاى گزينش در هيات انتخاب. اين سياستگذارى ها از كجا صادر شد؟
من نمى دانم. من دعوت كننده آن ۲۸-۲۷ نفر نبودم.
•نه، نه. هيات انتخاب در مورد انتخاب آثار و گزينش آن، سياست گذارى اش بر چه مبنا بود؟ مبنا را خودش دارد يا از جاى ديگر صادر مى شود؟
مبنا را خودش دارد.
•در واقع شما با هم صحبت مى كنيد؟
هيچ. من داور نيستم در اين ماجرا. اصلاً از گروه داورى هم حق ندارم حرف بزنم. چون كار من نيست. ابداً نه كسى دخالت كرده، نه ابداً خط و خطوطى داده. هيچ، ابداً.
•يعنى تنها هيات انتخاب تصميم گيرى كرده؟
بله، تاكنون سه جلسه وقت گذاشته از اين توده بزرگ عكسى كه آمده انتخاب شده است.
•آن تعداد از عكاسانى كه من مى شناسم شان و با آنها صحبت كردم يك تعداد زيادشان شركت نكردند و دليلى كه مى آورند اين است كه اصلاً اين گزينش را قبول ندارند.
ببينيد، بگذاريد من يك چيزى را بگويم. يك بيمارى در اين مملكت هست و آن بيمارى براى من كه حداقل ۳۳-۳۲ سال است دارم كار جدى مى كنم، خيلى روشن است. يك روز آقايى كه نمى خواهم نام ببرم، نامه اى مى نويسند به موزه كه واويلا دارد مى شود و اصلاً از انجمن صنفى عكاسان مطبوعات در اين گروه كسى نيست و ...
•منظورتان در همين دوسالانه است؟
بله. كه اصلاً بهايى داده نشده و عكاسان مطبوعات نامه اى مى نويسند به سميع آذر كه تقاضاى جلسه مى كنند تا بيايند در آنجا و حرف هايشان را بزنند. من، سيف الله صمديان، سورى، مدير موزه و آن آقا و رئيس انجمن و دو نفر ديگر. ايشان خيلى تند گله مى كرد، بعد هم معلوم شد كه ايشان خيلى شخصى دارند اين كار را مى كنند. بقيه آقايان چنين گله هايى نداشتند. نكته اى كه مهم است اينكه عكاسان مطبوعاتى من نفهميدم حرف حسابشان چيست؟ ببينيد شما يك دوسالانه اى را در موزه برگزار مى كنيد كه بيشتر گرايشش به نوع عكاسى غيركاربردى بايد باشد. به عنوان يك اثر خلاقه، يك اثر هنرى و غيركاربردى. حالا شمايى كه عكاس مطبوعات هستيد، شمايى كه عكاسى كاربردى داريد مى كنيد، شما كه انجمن صنفى داريد، چه ارتباطى داريد به موزه؟ خوب در انجمن صنفى خودتان براى عكاسى مطبوعات نمايشگاه و سابقه بگذاريد. برويد كار ديگرى انجام دهيد. چرا شانتاژ مى كنيد؟ به صرف اينكه در مطبوعات هستيد مى خواهيد شانتاژ كنيد؟
كسى زير بار اين شانتاژ نمى رود. يعنى من نوعى به عنوان دبير دوسالانه زير هيچ شانتاژى نمى روم براى اينكه عكاسى مطبوعات اين مملكت را مى شناسم. بعد مى آيند عنوان مى كنند چرا از ما نماينده اى نبوده؟ منطق تان اصلاً چيست؟ شما كه عكاس مطبوعاتى هستيد. كار خودتان را داريد انجام مى دهيد. نگرانى شان اين بوده كه ممكن است عكاس مطبوعاتى، به دليل اينكه از آنها در گروه انتخاب كسى نيست، يا دعوت نشده، يك تصور از پيش تعيين شده بى ربطى بود به نظر من. با اين حال گفتيم شما مى خواهيد ناظر جريانى باشيد كه بدانيد اين بى مهرى انجام نمى شود. گفتند: بله. گفتيم يك نماينده معرفى كنيد كه بيايد در شوراى انتخاب ناظر باشد.
•نماينده همان آقايى بود كه اعتراض كرده؟
نه. اعتراض كننده اصلى نيامد. براى اينكه راى گرفتند، كس ديگرى آمد. ما گفتيم شما در انجمن راى بگيريد و كسى را به عنوان نماينده خودتان بفرستيد. يك نامه رسمى هم به ما بدهيد كه ايشان از طرف انجمن نماينده است: و رسماً دعوت مى شود بيايد اينجا. ايشان هم يك نامه آورد. حالا از عكاسان مطبوعات شركت نكردند، خوب نكنند. شوخى نيست اصلاً. در مسابقه مطبوعاتى اش هم شركت نمى كند. ببينيد يك وقتى هست كه ما حرفى براى زدن داريم، بايد جرات بيانش را داشته باشيم. نمى توانيم هر اتفاقى در اين مملكت مى افتد، يك عده مخالفش شويم. خوب بياييد حرفتان را مطرح كنيد، مخالفتتان بر سر چيست؟ اصلاً دوسالانه عكس موزه، يا دوسالانه عكس ايران يك تعريف ديگرى دارد. يك جايگاه ديگرى دارد. يعنى چه كه چون من عكاس مطبوعات هستم به خودم حق بدهم در هر جايى رسوخ كنم؟ چنين چيزى اصلاً نيست...
•خوب ببينيد شما يك چيزى را مطرح مى كنيد كه به نظر من پذيرفته شده است و در واقع عمده دوسالانه هايى كه در ايران برگزار مى شود، اين است كه ما هيچ مانيفستى از هيات انتخاب قبل از فراخوان نداريم.
چرا بايد داشته باشيم؟ كجاى دنيا دارد؟
•خوب چرا شبهه ها نبايد برطرف شود، علاوه بر آنكه همه جاى جهان اين چنين است.

عکس :محمدرضاشاهرخي نژاد.روزنامه شرق
مگر من مسئول اين هستم كه هركس يك شبهه بى مورد دارد، برطرف كنم. چرا از اين راه داريد مى رويد؟ چرا از آن راه حركت نمى كنيد؟ دوسالانه عكاسى يك فراخوان داده است، گفته كه چه مى خواهد. براى اينكه ۸ سال هم تعطيل بوده، نيامده بخش بخش كند. گفته آزاد. هركس هرطور كه دلش مى خواهد كار بفرستد ولى عكس انتخاب مى شود كه جريان خلاقه، ديدگاه و نظر شخصى در اين عكس غالب باشد. حالا عكاسان مطبوعات چرا شركت نكردند؟
•يعنى شما اعتقاد داريد كه عكاسى در مطبوعات، اين ديدگاهى را كه شما مى گوييد در خودش ندارد؟
ندارد! من نمى دانم.
•يعنى نه ديدگاه شخصى دارد نه خلاقه؟
نمى گويم ندارد. من مى گويم چرا شركت نكرده؟ چون يك تعدادى هم شركت كردند و خيلى هم خوب بود. چرا مى خواهند آن بالا بنشينند...
•خوب شما فكر مى كنيد چرا اين طورى است؟
من نمى دانم.
•به هر حال شما سال ها در هر گوشه عكاسى ايران كار كرديد.
از من مى پرسيد؟ من مى گويم در اينجا شركت نمى كنيد؛ در انجمن تان چرا فعال نيستيد؟ چرا در مسابقه عكاسى مطبوعاتتان فعال نيستيد؟ چرا براى خودتان فعال نيستيد؟ فقط مى خواهيد بنشينيد و ديگران را به هر چيزى كه مى خواهيد بناميد؟ اينكه نمى شود كه.
•البته يك بيمارى كه...
نه. عكاسان مطبوعاتى اين بيمارى درشان بيشتر است. تبش خيلى بيشتر است. عكاسى بيمار است. من قبول دارم. ببينيد عكاسى بيمار نيست. تشكيل نهادهاى مدنى در اين مملكت بيمار شده. براى اينكه نمى توانيم با هم حرف بزنيم. مكالمه داشته باشيم. براى اينكه نمى توانيم نظر همديگر را بپذيريم و يا رد كنيم، چون نمى توانيم با بحث رد كنيم. آقا، صحبت انجمن عكاسى چيست؟ وقتى كه در مجلس مهم اين مملكت، پريروز نماينده اى به يك معمم مى گويد: «فلان ...» شما از چه كسى انتظار داريد؟ وقتى شما اين پايه را در مجلس مى گذاريد كه گفت وگويى نشود، با اين لفظ صدا مى كنى، خوب اين اتفاق در جامعه هم بسط پيدا مى كند. مگر نمى كند؟ اين مى شود كه ما اصلاً نمى توانيم با هم حرف بزنيم. ما اصلاً تا حرف مى زنيم دعوايمان مى شود. علت هايش را هم مى دانم.
•چرا در عكاسى ايران اين طور است؟
ببينيد، عكاسى پيچيدگى اى كه به نسبت نقاشى و گرافيك و مجسمه سازى و ... دارد، اين است كه نقاشى تعريفش براى خودش روشن است. مجسمه سازى تعريفش روشن است. گرافيك تعريفش روشن است. عكاسى به عنوان مديومى كه بسيار وسيع عمل مى كند، از يك طرف يك مديوم خلاقه و يك Fine Art است و از يك طرف توليدش در يك عكاسخانه تبديل مى شود به يك عكس عروسى يا ۴*۶ و از يك طرف توليدش تبديل مى شود به تبليغ يك كالا، عكس ورزشى و يا يك كار علمى. اين حيطه گسترده و عملكردهاى متنوع عكاسى به نظر من هم زيبايى عكاسى است هم قابليت فوق العاده عكاسى و هم پيچيدگى اش است. پيچيدگى اش اينجاست كه ما نمى توانيم بنشينيم و حل كنيم كه عكاسى كاربردى يك تعريف دارد. عكاسى غيركاربردى يك تعريف ديگر. عكاسى كاربردى به عنوان يك حرفه شناخته مى شود. عكاسى غيركاربردى به عنوان يك فعاليت خلاقه و هنرمندانه. اين دو تا را ما نمى توانيم با هم حل كنيم. ما نمى توانيم بگوييم چه كسى خلاقه است و عكاس انجمن هنرمندان عكاسى ايران چه نوع عكاسى بايد انجام دهد.
•خوب چرا نمى شود؟
ببينيد. عكاسى جوان است. عكاسى در اين چند ساله پروبالى پيدا كرده. قبلاً نبوده كه عكاسى اين مملكت، قبل از انقلاب يك عكاسى ديگرى بوده كه اگر برسيم به شما بعداً مى گويم. وگرنه عكاسى اى كه در ايران رشد كرده، يك عكاسى خبرى و ژورناليستى است. عكاسى ايران را دنيا به عنوان عكاسى ژورناليستى مى شناسد. الان ۸-۷ سال است كه دارد شاخه ديگرى را تجربه مى كند. يا دارد مى شناسد و دارد از مملكت مى رود بيرون. تا به حال چنين چيزى نبوده. دوستان عزيز بنده نمى توانند اين را بين خودشان حل كنند كه اگر من يك عكاس مطبوعاتى هستم، در حيطه خودم بايد مخالفت كنم. اينها مى خواهند در هر حيطه اى باشند. خوب نمى شود. چنين چيزى! در كجاى دنيا هست؟ عكاس مطبوعات در همه جاى دنيا انجمن خودش را دارد، عكاسى تبليغات انجمن خودش را دارد. عكاسان ورزشى انجمن خودش را دارد. توليد اينها جنبه هاى مالى و مادى دارد. كاملاً متفاوت است با توليد دانشجويى كه يك عمل خلاقه، بدون برداشت و چشم داشت مالى انجام مى دهد. او را بايد حمايت كرد.
اينها انتظار دارند. تا از او مى خواهد حمايت شود، ... اينها مى گويند پس ما چى؟ اين كه نمى شود. شما بايد در چارچوب انجمن خودتان عمل كنيد. براى اينكه خواسته هايتان، توليدتان، چارچوب و محدوده ديدتان فرق مى كند با يك دانشجويى كه اين را به عنوان عمل خلاقانه انجام مى دهد. اگر اين حل بشود. ۱۷ سال است كه حل نشده. براى اينكه ۱۷ سال است ما سر اين مسئله دعوا داريم.
•البته حل شدنى هم نيست.
چرا، اگر باور كنيم حل شدنى است.
•شما به عنوان يك عكاس هنرمند بعضى وقت ها به خاطر ارتزاق زندگى تان ممكن است عكاسى تبليغاتى هم بكنيد.
آن جايش فرق مى كند. من دارم مى گويم شما هم داريد همين اشتباه را مى كنيد. اين دو تا را از هم جدا كنيم. آن يك بحث ديگر است، اين يك بحث ديگر. نمى توانيم اين دو تا را در يك تركيب بياوريم.
•پس اين طورى براى هركدام بايد يك انجمن داشته باشيم.
حتماً در همه جاى دنيا تخصص هاى عكاسى، انجمن هاى فنى و صنفى خودش را دارد. هيچ كجا درهم نيستند. اينها يك روز آمدند اينجا پيشنهاد كردند «انجمن ملى عكاسان ايران». يعنى چه انجمن ملى عكاسان؟ يعنى چه؟
•يعنى عكاسان آتليه هم مى توانند عضو شوند، عكاسانى كه ۴*۳ هم مى گيرند بيايند و عضو شوند.
آيا عكاسى كه مغازه دارد، استوديو دارد، عكاس آتليه است، به عنوان يك صنف شناخته مى شود و زير نظر وزارت كار است. او كار خودش را دارد مى كند. او از پشتيبانى هاى يك اتحاديه دارد برخوردار مى شود. او كه نمى تواند بيايد در اين انجمن. مى تواند؟
•نه. دليلى هم ندارد.
آن كسى كه در روزنامه است، انجمن خودش را دارد. وظيفه اش اين است كه برود حقوق خودش را و امكاناتش را از وزارت ارشاد، بگيرد. او نبايد از موزه انتظارى داشته باشد، موزه بايد اين امكانات را در اختيار آدم ديگرى بگذارد كه اجازه نمى دهند اين اتفاق بيفتد. موزه بايد اين امكانات مركز هنرهاى تجسمى را در اختيار كسى بگذارد كه از اين مديوم به عنوان فعاليت خلاقه مى خواهد استفاده كند كه اين فعاليت خلاقه در اين مملكت، درآمدى برايش ندارد. پس بايد حمايت شود، بايد حمايت شود، تا نمايشگاه بگذارد. بايد از او عكس بخرند. تا مى خواهد حمايت شود، عكاس مطبوعاتى مى گويد پس من چى؟ عكاس ورزشى مى گويد پس من چى؟ عكاس استوديو هم مى گويد پس من چى؟ اين نمى شود كه.
•با اين حساب ما به يك تقسيم بندى مى رسيم. اين كه ما در تعداد زيادى از عكاسان كه در شاخه هاى مختلف دارند كار مى كنند، ضعف دانش داريم. و يك سرى هم كه اطلاع دارند، تعدادشان اندك است. چون اگر بيشتر بودند، يك حركتى شكل مى گرفت.
بله. من باز تاكيد مى كنم. يا ما عكاسى را به عنوان يك حرفه قبول داريم و عمل مى كنيم، «حرفه اى» حتى اين لغت هم تعريف درستى در اين مملكت ندارد. حرفه اى به معناى اين نيست كه خوب تر از بقيه عكاسى مى كنيد. حرفه اى در فرنگ تعريف دارد. مى گويند اگر تو درآمد ساليانه ات ۶۰ درصد از راه توليد و فروش عكاسى باشد، تو حرفه اى هستى. در يك كشور ۷۰ درصد در يكى ۵۰ درصد. پس مبناى حرفه اى بودن درآمدى است كه از اين فعاليت، به دست مى آورى. معنا، روى لغت هست. مى گويى حرفه من اين است و از اين طريق ارتزاق مى كنم. ممكن است كسى ۱۰۰ درصد، ۵۰ درصد يا ۶۰ درصد. بستگى به قوانين آنجا دارد. ما حرفه اى را بايد به اين شكل معنا كنيم. ما مى گوييم اگر شما اين عكاسى را به عنوان يك حرفه برگزيديد كه از آن درآمدى حاصل مى كنيد، جايگاهتان متفاوت است با كسى كه از اين طريق درآمدى كسب نمى كند. بلكه يك فعاليت خلاقانه انجام مى دهد. اين آدم با شما متفاوت است بحث ارزشگذارى نيست چون جايگاه همگان با هم فرق دارد. بالاخره كمى منصف باشيم. اجازه دهيم اين كانال ها تشكيل شود. اما حيف كه اجازه نمى دهند. مى خواهيم همه جا باشيم. اين اتفاق براى ايجاد يك انجمن هيچ وقت نمى افتد.
نمى دانم شما مى دانيد يا نه. زمانى كه به عنوان هيات موسس حدود يك سال و نيم كوشش كرديم تا اين انجمن عكاسان مطبوعات تشكيل بشود. خوب شما ۳ جور مى توانستيد اين انجمن را درست كنيد. يا مى گوييد اين انجمن عكاسى مطبوعات است. مى رود زير پوشش وزارت ارشاد حمايت مى شود، خوب روى هوا بود اگر آن جورى مى شد. يا مى توانستيد به عنوان يك انجمن از وزارت كشور مجوز بگيريد. آن هم راه به جايى نمى برد. تنها جايى كه مى توانست ازتان حمايت كند، وزارت كار بود. وزارت كار مى گفت من اين انجمن را قبول مى كنم به عنوان اين كه يك حرفه است. شغل است. و زير پوشش مى گيرم و قوانين وزارت كار را بر اين شغل حاكم مى كنم. گفتيم خوب. اگر بخواهيم از اين حرفه حمايت مادى بكنيم بايد زير پوشش وزارت كار ثبت مى شد. به دليل اين كه اگر عكاسى از مجله بيرون شد، وزارت كار حمايتش كند. حقوقش را بتواند بگيرد. حقوق بيكارى مى تواند به او بدهد. سختى كار براى كسانى كه در لابراتوار و در عكاسى خبرى كار مى كنند را به رسميت بشناسد و حقوقش را اضافه كند. تمام اين دايره را در نظر بگيريد. مى بينيد عكاسى مطبوعات به عنوان يك حرفه شناخته شده است. پس بايد به عنوان يك حرفه فعاليت كند.
ادامه دارد.
|