سیمایی ازادبیات معاصر ایران(گالری جدید در کارگاه)
چهارشنبه، 20 خردادماه 1383
کتاب سیمایی از ادبيات معاصر ایران (2) چهارمین جلد از مجموعه ی چهره هاست که مریم زندی طی سالیان گذشته نسبت به تهيه آن ها اقدام کرده است .دو جلد ديگر این مجموعه به سیمای" هنرمندان تئاتر و سینما" و سیمای" نقاشان معاصر "اختصاص دارد.
مریم زندی
متولد ديماه 1325گرگان
ليسانس حقوق و علوم سياسي از دانشگاه تهران
انتشارات:
تركمن و صحرا، مجموعه عكس، 1362تهران.
تكچهره نويسندگان در كتاب آنتولوژي داستاننويسي در ايران.
از 1921تا 1991انتشارات ميج واشينگتن، .1991
چهرهها ( )1سيمايي از ادبيات معاصر ايران، 1372تهران. چاپ دوم 1377تهران.
چهرههاي ( )2سيمايي از نقاشان معاصر ايران، 1373تهران.
چهرههاي ( )3سيمايي از هنرمندان سينما و تئاتر معاصر ايران، 1376تهران.
عكاسي، كتاب نقاشي روي عكس، كار مشترك با ابراهيم حقيقي، 1380تهران.
از سال 1379هر ساله چاپ و نشر انواع كارت پستال و تقويم در زمينههاي مختلف، (پرتره هنرمندان، طبيعت، زنان، كودك، حيوانات).
نمايشگاهها:
1352سياه و سفيد«، گالري قندريز، تهران انفرادي
1353بازيهاي آسيايي«، عكسهاي رنگي، گالري قندريز انفرادي
1355سياه و سفيد«، پنتاكس گالري، لندن گروهي
1357زن همگام انقلاب«، دانشكده هنرهاي زيبا، تهران انفرادي
1357گزارشي از انقلاب«، باغ فردوس - وزارت كار، تهران گروهي
1358صورت و سنت در تركمن صحرا«، عكسهاي رنگي موزه نگارستان، تهران انفرادي
1360كودك، ايمان، رهايي«، نمايشگاه جهاني عكس موزه هنرهاي معاصر، تهران گروهي
1368چهرههايي از ادبيات معاصر ايران« انفرادي
نمايش خصوصي، تهران
1369چهرهپردازي«، موزه هنرهاي معاصر، تهران گروهي
1370چهارمين نمايشگاه سالانه عكاسي ايران« گروهي
موزه هنرهاي معاصر، تهران
1371چهرههاي ادبيات معاصر ايران« انفرادي
دانشگاه جرج واشينگتن، واشينگتن
1372چهرههاي نقاشان معاصر ايران«، نگارخانه برگ، تهران انفرادي
1374چهره تازهاي از ايران«، گالري عكس سنتاتين،
انفرادي
1374نقاشي روي عكس«، كار مشترك با ابراهيم حقيقي
انفرادي گالري گلستان، تهران
1377منتخب پرترهها«، گالري گلستان، تهران
انفرادي
1377نگاهي تازه به طبيعت«، گالري 7ثمر، تهران
انفرادي
1381شيشه و رنگ«، آثار شيشهاي گالري گلستان، تهران
انفرادي
1382شيشه و رنگ«، آثار شيشهاي گالري گلستان، تهران
انفرادي
24 عکس از کتاب سیمایی از ادبیات معاصر ایران را می توانید در کارگاه ببینید.(روی عکس کليک کنيد)

فال گل مينا
يك روز اينجا نخواهد بود
تو نخواهي آمد
من اينجا نيستم
گلهائي كه ساقههايشان را با دقت كوتاه كرديم كه بيشتر عمر كنند،
سالهاست كه پوسيدهاند.
انارها، كه براي زيبائي و رنگشان، آن همه جستجو كرديم،
ديگر نيستند و نميدانيم رنگشان در كدام فضا جاريست.
باغ گل، بازار گل، بازارهاي گل
آن بازار آشنا و محبوب
زير نگاههاي جستجوگر و پر اشتياق ما،
چه شد؟ - چه شدند؟
نگاههاي ما كجا هستند؟
آن مرد آلوفروش،
در كدام لحظه قطعي، ديگر نبود؟
آن يار و همراه جواني
كه كتابهاي بسيار خوانده بود و
برايم از پابرهنهها و سياست ميگفت، چه شد؟
حرفهايش در كجا جاريست؟
اين كودك تنهاي محتاج كيست؟
مبارزه چه شد؟
و او كه روي ديواره كوههاي بلند برايش فال گل مينا گرفتم،
آه، سالها و سالهاست كه پوسيده.
فال گفته بود كه دوستش دارم.
و مادرم با چشمهاي مهربان و دهاني كه هميشه براي زندگي فرياد ميكشيد،
در محكوميت تنهائي و بيحركتي،
خودش را روي اسب سفيدش ميبيند آماده پريدن
در كودكي،
و والي بر من كه نميدانم
قلب بزرگ و پر از محبت پدرم، كي پوسيد.
او يك شب به من گفته بود:
تنها مِهر است كه ميماند.
ميخواهم بدانم. ميخواهم بدانم.
مهر بيپايان پدر براي من، اكنون كجاست؟
و آن روز در شش سالگي معصوم و شاد
ميخواهم بدانم چرا نميدانستم
كه آن عكاس خواهد پوسيد،
و اشياء تاريكخانهاش ميراث من خواهد شد؟
محبوبم!
دستهاي نوازشگرت كِي خواهند پوسيد؟
آيا دستهاي پوسيده، صورت پوسيده را نوازش خواهند كرد؟
پوسيدهها چگونه گريه ميكنند؟
متوقف كن!
اي شيوا، متوقف كن!
ميخواستم هر چيز را در »زندگياش« متوقف كنم،
ميخواستم در عكسهايم زندگي كنم، با عكسهايم زنده بمانم
امّا با دوربينم به هر چيز مرگي جاودانه بخشيدم،
و در عكسهايم خواهم پوسيد.
دوربينم كجاست؟ كِي پوسيد؟
ميخواهم عكس بگيرم.
اي لحظههاي قطعي، عكسهاي من!
اي لشگر چهرههاي پوسيده!
گلهاي پوسيده!
انارهاي پوسيده!
تقويمهاي خاك شده، كه در روزهايتان ديگر چيزي نيست،
ذراتتان را باد به كدام دشتِ سبز پر از عشق و آفتاب خواهند برد؟
من آنجا هستم، شاد و جوان
با دوربينم، پشت به آفتاب.
در آغاز پوسيدگي.
مريم زندي 81
مقدمه ی ابراهيم حقیقی بر کتاب چهره های 4
|