نيكول فريدني ـ هنرمند عكاس ـ در بستر بيماری
یکشنبه، 24 خردادماه 1383
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي
زهرا كرمي راد
دلش ميخواست اين روزها به البرز سري ميزد، دلش ميخواست لالههاي واژگون خمين را دشت ميكرد؛ اما مرد سفرهاي ايران سكوت كرده و در خانه مانده است. «نيكول فريدني» مدتي است در بستر بيماري است. بايد گوش را حتيالامكان به دهانش نزديك كني تا صداي او را بشنوي يا خيره به لبهاي او، لب خواني كني.
بيشك، بايد او را بهترين فيگورساز طبيعت دانست؛ گويا طبيعت براي او ژست ميگيرد؛ تا او در سكوت جزء به جزء اين استوديوي 000/648/1 كيلومتر مربعي - ايران - را با همهي زيباييهاي جاودانهاش و با دوربين هاسلبلاد و لنزهاي 350 و سوپروايد ثبت كند.
اعضاي بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به ديدار اين هنرمند عكاس در بستر بيماري رفتند.
او كه مدتي است به دليل بيماري خانهنشين شده، به سختي سخن ميگويد. بخشي از صحبتهاي او با دستگاهي كه به حنجرهاش نصبت ميكنند، شنيده ميشود، اما بقيهاش را بايد حدس زد.
اين عكاس 69 ساله ميخواهد كارش را از همين جا كه پايان داده بار ديگر آغاز كند. ميانهاي با دوربين ديجيتالي ندارد، نخستين عكسهايش را با دوربين فانوسي ”زايس ايكون 6×6“ با يك حلقه فيلم ”اورتو كروماتيك گورت” گرفت. دوربين را حسين شريفي به او داد.
پدرش در ”اصل چهار“ يعني در طرح معروف ”ترومن“ شاغل بود. حسين شريفي هم متصدي عكاسي آنجا بود. گاهي از نيكول ميخواست در خشك كردن عكسها كمكش كند، در همان چهارديواري تاريك، تمام عشق و علاقه او به عكاسي آرام آرام شكل گرفت.
شانزده ساله شد كه از پدر يك دوربين 35 ميليمتري ”آرگوس“ بعد هم “نيكوس اس -2” گرفت. از همان زمان بارها و بارها فاصله كرمان - ماهان را ركاب زد، عكس گرفت و حاصل آن را به تاريكخانهي مقوايياش رساند.
پيرزن و پيرمردهاي محلي جاي جاي ايران او را به خاطر دارند. بهندرت پيش آمده به هر منطقهاي تنها يك بار سفر كند. اگر جاي خوبي را كشف كند 20 بار هم به آنجا ميرود. صرف چند حلقه فيلم اسلايد هم برايش اهميتي ندارد.
دوربين را به جاي ادامه تحصيلات دانشگاهي انتخاب كرد. فريدني عكاسي خودآموز است.
خودش ميگويد: آنقدر عكس گرفتم و چاپ كردم تا ياد گرفتم. انبوه اسلايدها و نگاتيوهاي سياه و سفيدش نيز گوياي زندگي پركار اوست.

او به هيچ هنري جز عكاسي فكر نكرده؛ مشخصات كوير را ميپسندد؛ معتقد است ”عكسهاي خوبي را ميتوان از دل كوير بيرون كشيد” اما به طبيعت جنوب علاقهمند است.
همسرش ميگويد: صدايش در طبيعت باز ميشود.
نيكول فريدني علاقهاي به برپايي نمايشگاه ندارد. سه سال پيش با اصرار خانهي عكاسان ايران نمايشگاهي در اين خانه برپا كرد؛ اما در عوض 10 كتاب عكس چاپ و منتشر كرده است. كرمان، ماهان، گيلان، اصفهان، مجموعههاي ايران و ...
به گفته خودش: براي چاپ صد كتاب ديگر هم عكس دارد.
فريدني خاطرات تلخ و شيريني از سفرهايش دارد. معروف است كه او هرگز بيگدار به آب نميزند و دست به عصا با طبيعت كنار ميآيد. تنها هم سفر نميكند.
اكنون به سختي، آرام و بي صدا از روي صندلي جابهجا ميشود، اما همه اتفاقاتي را هم كه پشت صحنه عكس افتاده به خاطر دارد؛ پيرمرد بلوچ چشم انتظار فرزند سرباز، عروس بختياري، زن بافنده.
او به سوئد، آلمان، كانادا، افغانستان، پاكستان و هند نيز رفته و عكاسي كرده است، مردم افغانستان را بهعنوان سوژه عكاسي و كوهباباي زيبا را بهعنوان منطقهاي مناسب دوست دارد. به تلخي از شبي ياد ميكند كه با گروهي اتريشي به مشكينشهر رفته و نيمههاي شب كساني به آنها حمله كرده و دوربينش را بردهاند؛ درد پاهايش هنوز خوب نشده است.
معتقد است: عكاس بايد خوب نگاه كند، آنقدر عكس بگيرد و ظاهر كند تا زاويه بهترين نگاه را بهدست آورد.
بهرغم آنكه تا به حال به هيچ دعوت آموزشي پاسخ نداده، اما امروز ميگويد: اگر صدايم خوب شود، درس هم ميدهم.
اين روزها همسرش خانه نيكول را نصف كرده است؛ تا نگارخانهاي بهنام او برپا كند.
نگارخانهي نيكول قرار است تا ماهي ديگر با عكسهايي از پيشكسوتان حرفه اي عكاسي و عكسهايي از هنرمندان جوان، گشايش يابد.
صداي نيكول فريدني در طبيعت دوباره رسا شنيده ميشود.
|