سخنان آغداشلو در "همايش آسيبشناسي توليد آثار هنري"
جمعه، 29 خردادماه 1383
جايگاه نقاشي معاصر ايران در جهان كجاست؟
آيدين آغداشلو: ايراني معاصر ميخواهد بداند در كجاي نمونههايي كه بهوجود ميآيد رد پاي گذشتهي مهم او ديده ميشود.
سرويس فرهنگ و هنر - هنرهاي تجسمي
آيدين آغداشلو گفت: پرسشي كه در ميان نقاشان جوان زياد مطرح ميشود، اين است كه جايگاه نقاشي معاصر ايران در جهان كجاست و آيا ما چيزي داريم كه به جهان عرضه كنيم؟
اين مطلب را آغداشلو در پايان سخنانش در همايش آسيبشناسي توليد آثار هنري (نقاشي) بيان كرد و پاسخ اين سؤال را دشوار دانست.
به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در دومين روز از اين همايش كه در خانهي هنرهاي ايراني و در حاشيهي برگزاري نمايشگاه 7 سال نقاشي قهوهخانهيي و آثار نقاشان معاصر (عاشقي و عاشورا) برگزار ميشود، آغداشلو اظهار داشت: در دورههاي اخير، تداوم هنرهاي سنتي در هنر امروز ايران، مطلبي است كه اهميت خاص يافته است؛ اهميتي كه حاصل جست و جوي اساسي جامعهي ايراني در بازيابي هويت خود است. ايراني معاصر ميخواهد بداند در كجاي نمونههايي كه به وجود ميآيد رد پاي گذشتهي مهم او ديده ميشود؟ البته در عصر پست مدرنيسم به فرهنگها قومي و دوردست توجه ميشود برعكس مدرنيسم كه مبناي كارش يكدستسازي جهان بود.
اين هنرمند نقاش و گرافيست با بيان اينكه يك مبناي مشخص در طول 800 سال نقاشي و نگارگري به يك شكل و بدون انقطاع جاري نبوده است افزود: بعد از حملهي مغول وقتي ارتباط ايران با چين آغاز ميشود، شاهد تاثير و نفوذ نقاشي چين در نقاشي ايران هستيم كه هنرمندان بزرگ ما مانند هر دورهي تاريخي موفق ميشوند از عناصر بيگانه به نفع خود استفاده كنند و چيزي پديد آورند كه بيگانه نباشد. در مكتب قاجار نيز عناصر جديدي به نقاشي ايراني اضافه شد؛ ولي هنرمندان آن دوره تمام و كمال روح ايراني خود را داشتند كه در نيمهي دوم قرن 13 هجري قمري بهتدريج در طول 100 سال، نقاشي كامل غربي در ايران جايگزين ميشود؛ به نحوي كه از دورهي كمالالملك، نقاشي دورهي زند و قاجار فرامش شد و انقطاع آغاز ميشود.
اين دوره، مقطع تعيينكنندهاي است؛ چراكه ما متوجه ميشويم عمر اين دوران به سر رسيده است؛ ولي هنرمندان براي اعلام پايان رسيدن يك دوره، پيشدستي نميكنند. آنان حاصل به پايان رسيدن اين دوره هستند. وقتي صنايع غربي به سرعت در زمان مظفرالدين شاه و پهلوي اول در ايران جايگزين ميشوند، هنرمند نيز در اين ميان بينصيب نميماند و سعي ميكند نمونههايي را كه حاصل آن فرهنگ و تمدن است، تقليد كند. هنرمند در اين دوره بازگوكننده و بازتابدهندهي عصر خود است؛ عصري كه صنايع غربي به كشورهاي چون ايران، چين و هند وارد ميشوند. اين دورهي جدايي اگر در نقاشي ايجاد شد، ولي هيچگاه در هنر خوشنويسي رخ نداد و شاگرد پس از استاد به ادامهي اين هنر پرداخت.
نويسندهي كتاب «تكچهرهها» همچنين بيان داشت: در سه يا چهار دههي پيش تصور اينكه يك نقاشي قهوهخانهيي خريداري شود، بسيار بعيد بود و از سال 1340 بود كه اين نوع نقاشي كشف شد. شايد يكي از بارزترين جاهايي كه هنر سنتي ايران حيات خود را با سفارش مردم و مخاطب مردمي حفظ كرد نقاشي مكتب قهوهخانهيي يعني مردميترين نوع نقاشي بود كه سفارشدهندگان و بينندگان آن مردم عادي بودند. بعد با برچيدن قهوهخانهها جايگاه نقاشي قهوهخانهيي نيز متزلزل و از متن خود دور شد. اين نوع نقاشي دو مبناي حماسي و اسطورهيي داشت و در كنار آن نقاشان قهوهخانهيي، پردههايي ميكشيدند كه در مراسم دههي عاشورا در ميدانها به نمايش درميآمد.
وي در ادامه به دورهاي اشاره كرد كه در آن علاوه بر تلاشهاي دولتي براي حفظ ارزشهاي گذشته، جنبش غيردولتي به تجديد حيات نگارگري ايراني كه در طول 300 سال گذشته فراموش شده بود، پرداخت. اما همواره نگارگري به شكل بخشي مجزا باقي ماند. نگارگران سهم خود را جدا كردند و هيچوقت سر سازگاري با نقاشي مدرن نداشتند. از سوي ديگر، هنرمنداني كه هنر مدرن را تجربه ميكردند به دنبال چارهاي ميگشتند كه در آثار هنري تفكر ايراني را جاي بدهند. در پاسخ به اين نياز بود كه مكتب سقاخانهاي شكل گرفت و در كنار قالب، ساخت و ظاهر به هنر عاميانه توجه شد. به گزارش ايسنا وي با تاكيد بر اينكه ما بايد از هر آنچه كه در جهان معاصر است استفاده كنيم و در عين حال خودمان را فراموش نكنيم، ادامه داد: در سالهاي حدود 1320 هنرمندان مدرنيسم گرفتار مشكل نبود مخاطب و به فروش نرسيدن آثارشان شدند و به ناچار به كارهاي جنبي روي آوردند كه اين مشكل تا امروز نيز ادامه دارد. راه حل اين مشكل حمايتهاي دولتي بود كه سعي ماندگاري به شمار نميرفت و اين نوع حمايتها تا جايي كه دولتي سر پا بود عمل ميكرد. به همين دليل بود كه پس از انقلاب اسلامي در ايران بسياري هنرمنداني كه آثارشان را به قيمتهاي گزاف ميفروختند مهاجرت كردند. راهحلي كه اكنون مطرح است فروش گستردهي آثار هنري است كه در اين راستا برگزاري چنين نمايشگاههايي (نمايشگاه 70 سال نقاشي قهوهخانهاي و آثار نقاشان معاصر) ميتواند امكان حركت بهتر را فراهم كند.
وي همچنين اظهار اميدواري كرد كه همهي هنرمندان رسالت خود را درك كنند و مردم نيز آنها را ملزم نكنند تا به شكل برده تنها اجراكنندهي سليقهي آنها باشند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، در نشست دوم اين همايش حسينعلي نوذري ـ مدرس فلسفهي هنر ـ سخنراني كرد.
وي گفت: اگرچه بحث تاثير فرآيند توليد آثار هنري در عصر بازتوليد ماشين در سالهاي دههي 20 و 30 مطرح شد، ريشههاي آن را در انقلاب صنعتي دوم ميتوان جست و جو كرد. هرچند انقلاب تكنولوژيك بر بازتوليد آثار هنري در تمام زمينهها آثار نامطلوبي گذاشت؛ ولي هنرهاي تجسمي و نقاشي در اين ميان بيشتر تاثير گرفتند.
وي ادامه داد: مدرنيسم در پي انقلاب تكنولوژيك با توليد دستگاههاي خاص كه كار توليد آثار هنري را سرعت بيشتر ميداد بر اين حوزه تاثير گذاشت و حتي سبب شد تا اين منظر آثار هنري مورد تهاجم و تحريف واقع شوند. بهعلاوه تاثير ديگر اين بازتوليد، تغيير سمت و سوي كار ويژههاي آثار هنري بود. در گذشته آثار هنري با سفارش خلق ميشدند و مكان مشخصي داشتند ولي اكنون وضعيت چهگونه است.
وي اضافه كرد: در گذشته آثار هنري ماهيتي تكگونه داشتند ولي حالا توليد انبوه دارند و لذا امروزه جايگاه آثار هنري از حالت انحصاري خارج شده است.
|