درحاشیه نخستین نشست دوسالانهعکس
پنجشنبه، 8 مردادماه 1383
محمد تهرانی
خصلتی که در اکثر ما هست این است که در گفتو گو و بحث بدون آنکه زیاد به حرف طرف مقابل فکر کنیم یا اهمیت بدهیم به پاسخ هامان فکر می کنیم و هیچ کدام هم تمایل نداریم درصدی از مواضعمان کوتاه بیاییم یا فکر کنیم که دیگران هم ممکن است کمی حق داشته باشند.حتی بعضا نیازی نمی بینیم که طرف صحبت کند چون فکر می کنیم که می دانیم چه می خواهد بگوید و جوابش را هم داریم . افرادی که در نشست دوسالانه حضور داشتند هم از این امر مستثنا نبودند؛ چه آن ها که قرار بود پاسخ بدهند چه آن ها که سؤال داشتند با این تفاوت که این مورد در طرف پاسخگو بسیار بیشتر دیده می شد. چرا که اصولا سؤال کنندگان مجال چندانی برای طرح سؤال نداشتند.
قبل از ادامهی مطلب به نکته ای اشاره کنم و آن این که بر عکس آقای بهمن جلالی دبیر دوسالانه من به پیشکسوت و پیشکسوتی اعتقاد دارم . آقای جلالی در همان نشست بااشاره به سوابق آقای احمد عالی گفت که وی از دهه های چهل و پنجاه برای شناساندن عکاسی به عنوان هنر تلاش کرده است .مطلب همین جاست که اگر آقای عالی غیر از تلاش های ذکر شده هیچ نکتهی مثبت دیگری هم در کارنامهی خود نداشه باشد(که دارد) به دلیل همین تلاش ها و در زمانی که من دوران کودکی خود را می گذراندم؛ حقی بر گردن من به عنوان عکاس و علاقه مند به عکاسی دارد که آن را حق پیش کسوتی می نامم و برای آن حرمت قائلم .چه تلاش های ایشان بوده است که من و امثال من به عکاسی ادامه داده ایم و نسل های بعدی هم همینطور تا می رسیم به جوانتر ها.جوانترهایی که دارند کار می کنند و من هم معتقدم که خوب کار می کنند و اگر کار می کنند حاصل تلاش های امثال آقای عالی و آقای جلالی و خیلی های دیگر است و برای همین است که حرمت ایشان باید محفوظ بماند وحفظ این حرمت یعنی حق پیشکسوتی ؛ و همین حق است که آقای جلالی را در جایگاه دبیر دوسالانه نشانده است.
حرمت موقعی شکسته می شود یا رو به شکسته شدن می رود که ما نظرات دیگران را برنتابیم و نظر خود را مطلق بپنداریم و همین جوانترها را که سنگشان را به سینه می زنیم مورد عتاب قرار دهیم و گاه حتی تحقیر کنیم و نگذاریم حرفشان را بزنند.
من هم مثل آقای جلالی از بحث هایی که حول و حوش بعضی عکس ها و خصوصا گزیده ی اول پیش آمده خوشحالم و زمانی که شاخه های بید آقای مهاجر هم بحث برانگیز شد باز خوشحال بودم . چه را که این بحث ها را نهایتا برای عکاسی مفید می دانم . حتی حواشی دیگری را هم که در خصوص دوسالانه مطرح است آن ها را هم مفید می دانم به شرط آنکه از فضای به وجود آمده استفاده کنیم و بدون عتاب و با بردباری؛ حرف جوانترها را بشنویم و میکروفن را در اختیار آن ها هم قرار دهیم و اگر چند خطی در وب لاگشان می نویسند تحمل کنیم. وب لاگ ایشان سایت بی بی سی با ده ها هزار مخاطب نیست واین را همه می دانیم که بسیاری از حواشی را پیش از آن که وب لاگ ها یا دیگران بسازند عملکرد دست اندرکاران دو سالانه از مدت ها قبل از شروع نمایشگاه ساخته است . تحمل شنیدن حرف هایشان را داشته باشیم . اگر اینگونه باشیم می توان امیدوار بود که انجمن ملی عکاسی هم شکل بگیرد.
نظرات شما
آزاده عصاران:
من در جلسه مذکور نبودم ولی واقعا می توانم حس کنم چه اتفاق هايي افتاده و بعضی جملات را هم حدس می زنم.. می دانيد آقای تهرانی..مشکل ما همينی است که گفتيد..قبل از گوش دادن ، به جوابی که بايد بدهيم ، فکر می کنيم...همين..مشکل و فاصله بين نسل ها هم از همين جاست...کسی گوش نمی دهد..همه به دنبال سوء تفاهم و شايعه و مچ گيری اند ...
عکاس:
برخي از صحبتهاي دست اندر كاران دوسالانه مرا به ياد افرادي مياندازد كه در ساليان اخير با توجه به فضاي انقلابي مملكت و براي خاموش كردن صداهاي حق رقبا اتهاماتي بي اساس را به آنها مي بستند. مثلا تا رقيبي حرف ميزد مي گفتند:فحش به امام ميدي!!! خب در اين صورت رقيب بيچاره ديگر چه چيز ميتوانست بگويد؟ دم در مي كشيد و از خير ماجرا مي گذشت آقايان صمديان و جلالي نيز سالهات با همين حربه هاي مشابه رقبا و افراد شايسته راپراكنده اند. اگر نه در اين وبلاگ ها برخي از دوستان از سر خير خواهي مطالبي مينويسند كه اگر آقايان توجه كنند به سودشان هم هست. اشكال كار اينجاست كه اگر در وبلاگ ها تعريف و تمجيد شود في نفسه بد نيست اما اگر حرفي به انتقاد گفته شود مي شويم ايادي دشمن و داستان فحش به ...
مهدی وثوق نیا:
آنروز درجلسه حضور داشتم وتا آنجا كه مي شد حرفم را زدم و يا بهتر بگويم فرياد زدم ! وحتي فرداي آنروز هم با آقاي جلالي صحبت كردم .وگفتم كه قانع نشدم . به نظرم بزرگترين مشكل آن جلسه اين بود كه برخلاف حرف آقاي صمديان كه مي گفت ما نيآمده ايم كه دفاع كنيم همه شروع به دفاع كردند . ببينيد وقتي درآن جلسه همه دارند از دوسالانه انتقاد ميكنند اين يعني چي ؟ اگر يك عده هم تشكر مي كردند ما به اين نتيجه مي رسيديم كه ما اشتباه ميكنيم .احساس مي كنم ما برخلاف حرفهامان عمل مي كنيم كه اوضاع اينطوري مي شود . ما فقط شعار حمايت از نسل جوان را مي دهيم . اما بايد اين را هم بدانيم كه با وجود ارتباطات نسل جديد با دنياي عكاسي فردا شكل ديگري رقم خواهد خورد . اينرا مطمئنم .
رازدشت:
کپی کاری موج جدید ازپیشکسوتها
اندیشه و احساس عکاس خلاق را با محیط و زمان باید جاری ساخت و ذهنیت را به عینیت تبدیل کرد این کار شدنی نیست مگر عکاس از طریق دیگر بتواند آنرا انجام و تصرف نماید. واقعیتهای عینی عکاس با فرایند عکس بعد از عکاسی شروع و کار خلاقانه او آغاز می شود . حال با این عکس چه باید کرد
بعضیها اعتقاد داشتند و دارند که عکس گرفته شده پایان عکاسی در آن سوژه است.
آیا عکس را می گیرند یا می سازند؟
دیوید هاکنی نقاش و طراح و حکاک روی فلز و طراح صحنه تئاتر و عکاس
از سال 1964تا 1986 عکس را می گیرد.
و صادقانه می گوید عکس هایی که گرفتم برایم یک کشف بزرگ بود ،
ومی گفت: اگر کسی ازمن بپرسد آیا می توانید در عکاسی دست کاری کنید
به او خواهم گفت: نه
تنها حس عکاسی این است که بهتر انتقال می دهد.
عکاسی برای مدتی بر نقاشیهایم تاثیر گذاشت اما شدیدا ازا ین امر مایوس شدم،
و او از سال 1986 به بعد عکس را می سازد. اولین ساختن او با49 مربع
پولا روید بود.
همه آنها در کنار هم یک عکس را بوجود می آورد، قصد داشتم بیننده وموضوع را در حال حرکت از بعد مکان نشان دهم.
حال سوا ل این است که آقای احمد عالی قبل از دیوید هاکنی عکس های خود را ساخته ا ست یا دیوید هاکنی از آقای احمد عالی کپی کرده است و امروز هم موج جدید عکاسی با کپی از دیوید هاکنی یا آقای احمد عالی شده اند
نسل دگرگون کننده عکاسی ایران.
مگر ذهنیت دیوید هاکنی برای ساختن کلاژ با عکسهای دوربین پولاروید شروع نشد مگر این داورها چه در انتخاب و داوری آقای دیوید هاکنی و یا
آقای احمد عالی که در کنار آنها بودند را نمی شناختند و نمی دانستند
که این عکسها کپی است.
(البته منظورم تعدادی از عکسهای کلاز و چیدن آنها در کنار یکدیگر است. )
یا آقای احمد عالی به قصد ، این کپی ها را ندیده گرفته و تذکر نداده تاشاید عکاسهای هم نگاه خود را بیشتر کنند.
ولی این را بدانید دیوید هاکنی به دنبال هدف واقعی هنر مدرن و کوبیسم یعنی برگرداندن جسم ما به درون فضا بوده است و عکاسی نیز همین عمل را
انجام می دهد.
که حاصل نگاه دوربین به فضا یک تصویر کاملا رنسانی است چیز ذاتا مدرنی نیست . به تعبیری تا زمانی که عکس دستکاری و دگرگون نشود کوبیسم نمی تواند غا لب آید، و عکس را هر چه بیشتر تجربه کنید بیشتر می توانید در آن دست بب.
محمد رازدشت عکاس
علی صیفوری:
با عرض سلام وآرزوی موفقیت برای شما این جانب دانشجوی علوم اجتماعی گرایش مردم شناسی مباشم از سایت شما بسیار استفاده بردم
متشکرم خدا نگهدارتان باشد
|