جدال كدام كهنه با كدام نو؟ پيرامون سخن دبير دوسالانه عكس ؛ محمد تهراني
شنبه، 17 مردادماه 1383
محمد تهراني
# جنس شعر و ادبيات ؛ جنس واژه است.ادبیات با کلمه شکل می گیرد.جنس عکاسی چیست ؟آيا اصولا عكاسي مبنايي ندارد و اساس و پايهي آن گنگ و شناور و نامفهوم است ؟
در پي برگزاري نمايشگاه دوسالانه عكس و به نمايش در آمدن آثاري كه تلفيقي از عكاسي و شاخه هاي ديگر هنري بود اين سؤال در ذهن بسياري ايجاد شد كه آيا اين گونه آثار مي توانند زير مجموعهي عكاسي قرار گيرند و بسياري به اين موضوع كه اين نوع آثار را عكس بدانيم و در دوسالانه اي كه مربوط به عكاسي است نمايش بدهيم معترض بودند.
دبير دوسالانه عكس با تاكيد بر عكس بودن اين گونه آثار چندين بار به اين نكته اشاره كرد كه اين دعواها همانند دعواهايي است كه سالها پيش بر سر شعر نو در گرفت و حالا شعر نو پذيرفته شده است . از جمله در مصاحبه با روزنامهي ايران در پاسخ به اين سؤال كه : "بحث ديگرى هم مطرح است و آن اينكه برخى منتقدان مى گويند برخى عكسها ، عكس نيست. مثلاً برخى عكسهاى انتخاب شده بيشتر گرافيك است تا عكس." گفت:" شما يادتان نيست ؛ اين بحث ها من را ياد مجادلات بين پيروان شعر نو بعداز شاملو وپيروان شعر كهنه قبل از شاملو مى اندازد... "
مطرح كردن موضوع به اين شكل ممكن است مخاطبي را كه آشنايي چنداني با بحث شعر قبل و بعد از نيما ندارد مرعوب كند و او را از اين بترساند كه باب بحث در اين خصوص بسته است و هر بحثي در اين مورد او را با اتهام كهنه گرايي و كهنه پرستي روبرو خواهد ساخت . همچنان كه در يكي از نشست هاي دو سالانه يكي از شركت كنندگان ؛ شركت كنندهي ديگري را كه در اين خصوص بحث هايي را مطرح مي كرد سنت گرا خواند.
در اين نوشتار در نظر دارم تا سؤال هايي را در اين خصوص مطرح كنم تا بلكه با كمك هم بتوانيم زواياي بحث را تا حدودي روشن كنيم.
1) آيا بحث هايي كه در خصوص آثار به نمايش درآمده در دوسالانه مطرح است شبيه همان بحث هايي است كه در خصوص شعر نيمايي و پيش از آن مطرح بودو آيا اين مقايسه اصولا مقايسه صحيح و دقيقي است؟در اين خصوص مختصر توضيحي مي دهم تا منظور از سؤال را روشن تر بيان كرده باشم.
تا قبل از نيما شعر در قالب هاي مشخص غزل ؛قصيده؛ رباعي و ديگر قالبها و نيز در اوزان عروضي محصور بود. يعني شاعر مجبور بود در قالبها و در وزن هاي مشخصي طبع خود را بيازمايد در زماني كه شعر به نوعي بن بست رسيده بود و شاعران عمدتا همان مضامين گذشته را و در همان قالب ها تكرار مي كردند و هيچ گاه حتي نمي توانستند به قله هاي شعر فارسي نزديك شوند .پيشنهاد نيما اين بود كه مي شود خارج از اين چارچوب ها هم شعر سرود و در جايي كه تعريف شعر بيشتر بر همين قالب ها و اوزان استوار شده بود با نمونه هايي كه عرضه كرد اين نكته را مطرح كرد كه خارج از اين قوالب و اوزان هم مي توان سرود و شعر وابسته به اين قالب ها نيست .پس از او پيروانش و از جمله شاملو و اخوان هركدام به نوعي اين راه را ادامه دادند و عرصهي جديدي بر شعر فارسي گشوده شد. صدها سال پيش از نيما مولانا ناخشنودي خود را از وزن و قافيه اعلام كرده بود و معتقد بود كه اين ها قيد و بند هايي هستند كه بر فوران انديشه و احساس او زده مي شوند.
هيچكس تعريف دقيق و فرمول گونه از شعر ارائه نداده اما كسي هم ترديدي در اين ندارد كه شعر از كلمه و واژه تشكيل شده و جنس شعر و ادبيات ؛ جنس واژه است. نيما اساس شعر كه واژگان است را مورد سؤال قرار نداد بلكه برخي محدوديت ها را كنار گذاشت. حال در مورد عكاسي اين سؤال مطرح است كه آيا عكس و عكاسي هيچ اساس و پايه اي ندارد و آيا همان گونه كه شعر را تركيب واژگان مي دانيم براي عكاسي هيچ تعريفي از اين دست نمي توانيم قائل شويم ؟
عكاسي يا فتوگرافي يعني نوشتن با نور. تري برت در اصول سي و دو گانه خود مي گويد: عكس از نوري كه از مردم و اشيا باز مي تابد بوجود مي آيد. و مي گويد: عكس آني است و مي گويد عكس ويژگي يگانه اي دارد: گزينش ؛ فوريت و باور پزيري.
آيا اين ها را مي توان مبناي عكاسي قلمداد كرد يا اصولا عكاسي مبنايي ندارد و اساس و پايهي آن گنگ و شناور و نامفهوم است ؟
2) آيا اگر كسي بيايد و خارج از دستگاه هاي موسيقي ايراني پيشنهاداتي بدهد و شيوه اي نو در موسيقي پديد آورد آيا اساس موسقي كه بر مبناي نغمه و اصوات هست هم زير سؤال خواهد رفت ؟
3) آيا عكاسي همان گونه كه شعر در زمان نيما به نوعي بن بست دچار شده بود به بن بست گرفتار شده و صرفنظر از شاخه هاي مختلف عكاسي ؛ ديگر نمي توان با عكاسي به شيوه ي مستقيم به نوآوري و خلاقيت دست زد؟ آيا مي توان متصور بود كه عكاسي مستند اجتماعي ( كه فكر مي كنم همه اتفاق نظر داريم كه مي تواند به عنوان هنر هم مطرح باشد و بسياري از عكس هاي مطرح تاريخ در اين شاخه هستند) روزي كاركرد خود را از دست بدهد و كهنه شود ؟آيا دبير محترم دوسالانه مي توانند در مورد كهنه شدن عكاسي و مقايسه آن با آن چه شعر كهنه مي خوانند توضيح دهند؟ حتي كساني كه با عكاسي صرفا دغدغهي آفرينش هنري دارند آيا عكاسي را بر اساس اصولي كه برت به آن اشاره كرده تمام شده تلقي مي كنند يا معتقدند هنوز هم با حفظ آن اصول مي توان به خلاقيت و آفرينش دست زد؟
4)كهنه گرا به كسي اطلاق مي شود كه هيچ گونه نوآوري و آزمون شيوه هاي جديدو اسلوب هاي نو را برنتابد و تحمل نكند و متعصبانه پايبند شيوه هاي آزموده و مكرر و سنتي باشد ؛ آيا كساني كه سؤالاتي را در خصوص بعضي اثار دوسالانه مطرح مي كردند به كلي با نوآوري مشكل داشتند؟يا اساسا سؤال چيز ديگري بود؟
5)همهي كساني كه بعضي آثار به نمايش درآمده در دوسالانهي عكس را "عكس " مي خوانند بر اين نكته تاكيد دارند كه اكنون صحبت از ادغام و تلفيق هنر هاست و از جمله دبير دو سالانه در همان مصاحبه مي گويد: "همه هنرها مى توانند با هم تركيب شوند ويك اثر به وجود بياورند. آن اثر ياخوب است يا بداست . ديگر كسى كار ندارد كه دو درصدش گرافيك است، دو درصدش ويدئوآرت است ، يك درصدش عكاسى است، ما با اينها كار نداريم. مامى گوييم كه اين چيزى كه تو توليد كرده اى يك اثر هنرى است."
همانطور كه مي بينيد صحبت از تركيب هنرها است يعني تركيب چند هنر براي ايجاد اثر هنري ديگر. يعني ابتدا براي هركدام از آن هنرها جايگاه خود را قائل بوده ايم و بعد آمده ايم از تركيب هنرها سخن گفته ايم. پس پذيرفته ايم كه عكاسي هم جايگاه خود را دارد همانطور كه گرافيك يا مجسمه. حالا سؤال اين است كه اين جايگاه كجاست ؟منظورم تعريف دادن از عكس هنري نيست بلكه همان تعريف ساده اي است كه مثلا در مورد شعر مي گوييم كه از واژه شكل گرفته يا موسيقي را مي گوييم از صدا ها و فواصل بين آن ها شكل گرفته؛ يعني يك تعريف سادهي اينچنيني.
6) آيا اگر اثري هنري شامل پنجاه درصد حجم و پنجاه درصد عكس باشد يعني بار مفهومي و فيزيكي آن بطور مساوي بين دو هنر حجم و عكس تقسيم شده باشد آيا بايد آن را عكس بدانيم يا حجم و مجسمه ؟
از اين گونه سؤال ها زياد است . اين چند خط فتح بابي بود در اين زمينه .
نگارنده به عنوان كسي كه عكاسي مي كند ممكن است روزي به تركيب عكاسي و ديگر هنرها بينديشد و تجربياتي در اين مورد انجام دهد اما ترديد جدي دارد كه به آن ها عكس اطلاق كند.
لینک به مصاحبه دبیر دوسالانه با روزنامه ایران
..............................
كارگاه اميدوار است ديگر دوستان هم در بحث مشاركت كنند چه با نوشتن نظرات خود در نظرخواهي همين مطلب و يا با ارسال مطالبي جداگانه تا مستقلا منتشر شود.
نظرات شما
عکاسباشی:
بسيار مطلب جالبي است. اين گونه سخن گفتن دبير دوسالانه همانطور هم كه در آن جلسه گفتم فرا فكني است و شانه خالي كردن از زير بار تعريف دادن. عكاسان جوان به ويژه ميخواهند بدانند بالاخره تكليفشان با عكاسي به عنوان يك مديوم مستقل چيست؟آيا باز هم در هنر ما با ورود فتو آرت و ويدئو آرت گسستي نا آگاهانه بجود آمده و اين زايش نا بهنگام محصول گروهي خاص از عكاساني است كه تحت تاثير فضاي اين دو سه ساله در عكاسي ايران رو به اين فرم عكاسي آورده اند يا جهت نمايشگاههاي سالانه را بايد سيايت گذاري درست تبيين كند؟من معتقدم اين زايش نابهنگام يا رستم زادي( همان سزارين قديم) كه به اين صورت با آن روبرو شده ايم بايد ابعاد آن توسط مدافعين روشن و تبيين شود وگرنه سالها طول خواهد كشيد تا اين مطلب در عكاسي ما جاي خود را باز كند. متاسفانه برخي فقط اهل مصاحبه هستند!!! و دريغ اينكه حتي يك كلمه در شرح و تبيين مسئله اي كه خود از آن دفاع نمينويسند يا نمي توانند كه بنويسند.كارگاه و صحبتهاي تري برت را بياد بياوريم كه در تبيين افكارش چگونه كلاسه بندي شده مطلب را ارائه كرد و چگونه موارد بصورت واضح و روشن به صورت نوشته ارائه شد. پس اگر حرفمان اساس دارد بايد آنرا بنويسيم و ابعاد آن را تشريح . تبيين و از آن دفاع كنيم .با آسمان ريسمان بافتن به هم جرياني شكل نمي گيرد.
آزاده عصاران:
يا از اين سر بام می افتيم يا از آن سر...نمی دانم چه فرقی ميان همين نوگرايان و اصرار کنندگان امروز با مخالفان آن روزهای نيما وجود دارد ؟ !!!
ضیاء:
ما یک ملت شصت میلیونی هستیم که همه چیز را معنی و تعریف میکنیم و سپس یک نقطه (.) انتهای خط و داخل قاب گذاشته روی تاقچه می بوسیم و اصل قضیه فراموشمان می شود که شاید مهمتر از این حرفها هم وجود داشته باشد که بپرسیم و جواب دهیم و قانع شویم یا نشویم .!
mehrdad:
بنده متاسفانه با ديدن عكسها و خواندن مطالب نوشته شده در همه جا و نشست در کارگاه برت و نشسته هاعت داوری .. هنوز کلی مسايل بريم باز نشده ..يعنی مطمئناً کند ذهن نيستم
اين بحثها هم بحثه بين تقابل سنت و مدرنيته نيست ابدن مسئله
اين است که دبير و ساير دوستان که نميخواهند بپذيرند که اين همه آدم که در يک گفگو مينشينند همه بيسواد يا متهجر نيستند.
ايشان سعی بر ساکت کردن حظار ميکردند ...دوستان اين نميشود دمکراسی.اينکه بگويم شب سفيد استو حرف همان است که گفتم.
مشکل اينجاست که اين بينال تمام ميشود و حظار محترم بدونه اينکه پاسخ منطقی به سؤالّته دوستان بدهند. پرونده بينل نهم.راميبندندزاگر ما بينالی را بينال عكاسی نام ميبرايم بايد کيفيت و تعريف عكس را داشته باشد..مسئله ساده است...
اگر گفتيم بينال هنره تهران دست را باز ميگزاريم تا هر انچه هنرمند دوست دارد برايه ابرازمنضوره خود استفاده کند.براي من اول تعريف عکس دوبعدی بودن ان است .. توجه کنيد نام عکس را ميبرام.. حال ديجيتال باشد يا انالوگ.وقتی در يک مجله تصويره يک نقاشی را ميبينم ميگويم... عکس يک نقاشی را ديدم ولی وقتی ميگويم
عکس ديدم در يک مجلی ديگر توضيح ديگری ندارم و منظورم مشخص است.ولی وقتی ميگويم کار برنده اول را ديدم باز ميگويم عکس کار يا اثره هنری اول را ديدم.يک سؤال دارم و ان اينکه كار اول را وقتی در جای چاپ ميکنيد همه باز ان را دو بعدی ميبينند . و اصلاً متوجه نميشوند که حجم دارد چرا عکس اين اثره هنری را
از چند زويه کسی چا پ نکرده چه بسا با چاپ نكردن ابعاده اين اثر ارزشه اين اثر نيز زير سؤال برود؟
تا جاييکه من ميدانم باز کم نبودند کارهای که حجم هم داشتند و بنده از نزديک آنها را ديدهام و از داوری کنار گذشته شدند چرا فقط يک اثره هنری هجم در وارد و همان برنده شد؟ مگر مرز هنرها برداشته نشده است. مگر برايه ما تعريف جديدی از عکس اريه نکرديد؟ پس بقه کارهاي حجم دار کجا هستند؟
شايد دليله ان اين است که اگر آنها هم به نمايش گاه راه پيدا ميکردند.صداي هنرمندانه کانسپت و يا مجسمه سازن هم در ميآمد که چرا ما را خبر نکرديد.
حال گفته دبيره اجرای هم که در دو جلسه حضور داشتند هم کلی در خوره توجه است، که بايد هرکه در جمع حضور داشت قضاوت کند.خلاصه دوست هنرمند من اين سخنن را به خود نگيرد چون اشکال از او نيست که کارش اول شده اشکال بقول خود دوستان در جلسه دوم بينزمی بوده که سر تا سره اين بينال وجود داشته.
ترتيب دادنه جلساتی برايي توجيحه خود و تحميل عقايد خود به ديگران دردی از عکاسی ما دوا نميکند و شکاف بين هنرمندان را بيشتر ميکند و من ايرانی نو يی همواره به تک روی ادامه ميدهم. و رقبتم به شرکت در جريانهاي عمومی کم ميشود.يک سؤال ديگر هم دارم از دبير محترم بينال و اينکه چند نفر از دوستان در هاعته انتخاب و داوری حضور داشتند.
از نمايش گاهّاي عکسی که در تهران برگزار ميشود ديدن ميکننند؟ که ادعا ميکنند توان عکاسی ايران را ميشناسند؟
غير از يکی از داورن
من کس ديگری را تا بحال نديده ام..اين روشها اتفاقاً تشويق بخش جوان عکاسی ايران نيست.
. بابته اشکالّاته املاي ببخشيد.
mohammad b:
با سلام خدمت دوستان عزيز نظر به اتفاقات اخير پيرامون عكاسي ذكر چند نكته ضروري به نظر ميرسد:
1:نبود سياست گذاري كلان در امور فرهنگي و عدم هماهنگي مراجع ذيصلاح وعدم مسئوليت پذير ي توسط ارگانها و نهادهاي مرتبط با جريانات هنري در قبال تحولات و رويدادها و بي توجهي نسبت به جريانهاي حاكم بر فضاي ادبي و هنري .
2:در سطوح پائينتر ميتوان از عدم تفكر برتر و برنامه ريزي در دانشگاههاي هنري و مراكز آزاد آموزشي نام برد و سطح پايين بودن بسياري از آنها كه سبب لطمه به هنر و بازاري شدن را در هنر در لايه هاي مختلف سبب ميگردد.
3:اما نكته اصلي كه به ذهن متبادر ميشود اين است كه با توجه به سخنان بالا آيا باز هم جاي تساهل و تسامح در چونين نمايشگاهي آن هم بعد از چند سال عدم برگزاري جايز بود؟در شرايطي كه فريادرسي نيست و هنر عكاسي بدون قافله سالاري مطمئن به بيراهه ميرود آنگاه باز هم چشم ببنديم و صحه بر اشتباهات خود بگذاريم .
جريان سازي انچنين نه تنها به نسل اخير كمكي نخواهد كرد بلكه دوصدچندان بر تحير و سردرگمي اين نوباوگان عكاسي خواهد افزود . نه تنها راه رفتن شما را خواهند آموخت بلكه راه رفتن خودرا فراموش ميكنند . آيا در شرايط فعلي جايز بود نفر برتري انتخاب شود آيا مجموعه برنده دوم خلاقه بود؟ و...
در محكمه تاريخ عكاسي شما را به صلابه خواهند كشيد گرچه از ما به شما گزندي نرسد اما فراموش نكنيد با سفسطه راه به جايي نخواهيد برد .
استهزا نسل جوان توسط اساتيد محترم و پاسخگوييهاي تمسخرآميز در هر 2جلسه مشهود بود.
چون كبك سر در برف فروبردن كمكي نخواهد كرد بيايد به ياري هم طرحي نودراندازيم و فردايي بهتر را طلب كنيم هر چند در اين راه سختي بسيار است.
در انتها ذكر مطلبي ضروري است برخورد صادقانه دبير محترم جشنواره كمك شايان توجهي به آرامتر شدن فضاي حاك بر جلسه دوم كرد كه ايكاش از ابتدا چنين بود و ديگر آقايان هم همين رويه را در پيش ميگرفتند .سپاسگزارم
مجيد كاظمي:
نظر من كمي با آقاي محمد ب متفاوت است. مخصوصا كه نمي پذيرم كه هنر قافله سالار داشته باشد و بدون كمترين سوتفاهم و اساعه ادب مي خواهم متذكر شوم نسل جديد راهش را در يك بينال داخلي پيدا نخواهد كرد.
نظر من صريحا درباره كار نفر اول يا هر كار رسيده به بينال نيست. فكر مي كنم رسيدن به اين منظر كه بينال چه نقشي در جريان سازي هنري مي كند بر كسي پوشيده نيست ولي مطمينا اين روال هر بينالي است كه آن را به زمينه هاي شخصي و يا گروهي نزديك مي كند. بر فرض اين خاصيت آوانگارد گرايي بود كه جو بينال هاي نقاشي قبل از انقلاب را تشكيل مي داد و حركت هايي كه در برگزاري نمايشگاه نقاشان عينيت گرا( بقول ناپخته اش رياليست) تاثير قوي اي نداشت. اگر كمي بخواهم موجزتر نظرم را بيان كنم بايد اين پرسش را مطرح كنم كه آيا بينال مهمي چون ونيز(در نقاشي) آيا تنها جريان ساز موجود دنياست يا مهمترين آن! به نظر من ( بعنوان كسي كه عكاس نيست ولي اخبار بينال را كماكان با علاقه دنبال مي كند) ضعف بر ارايه تعريف عكاسي در بروشور شركت و برنامه ريزي آن از يك طرف همچنين انتظارات زياد ما كه در يك! و يك گروه داوري نهفته ما را دچار عصيان مي كند.
به نظرم كار اول يك كار خلاق است ولي بسته به تعريف ذاتي ما از عكاسي فضاي نمايش آن در چنين بينالي نبود. اين مساله مي بايست دست اندر كاران را به فكر ايجاد بستر براي اين گونه آثار سوق دهد.
darapour:
با سلام خدمت شما آقاي تهراني
ممكنه موردي كه من به او اشاره دارم بي ربط باشه ولي خواهشمندم اگر اطلاعاتي در اين زمينه داريد مرا ياري فرماييد.
من مدتهاست در پي استاد تقي تهراني هستم.ممنون ميشوم اگر اطلاعي داريد مرا در جريان قرار دهيد.با تشكر داراپور
محمد تهرانی:
خانم داراپور با سلام متاسفانه من در این مورد اطلاعی ندارم .
علي:
مطالب در حد توان نبود رسالت امروز اين قبيل (اطلاع رساني ها) بسيار حياتي است سعي شود هدف حفظ ارزشهاي ادبي فراموش نشود ودستخوش عقايد شخصي و .... نباشد
از تلاشتان متشكرم و پيشرفت شما را از خدا خواستارم.
کارگاه:
آقای علی ! کاش بیشتر توضیح می دادید که منظورتان "از حفظ ارزش های ادبی فراموش نشود و دستخوش عقاید شخصی و ... نباشد" چیست؟ ضمنا در نظر بود از طریق ای میل هم با شما تماس گرفته شود اما آدرس ای میل شما صحیح وارد نشده است .
با تشکر/کارگاه
شهرام بشرا:
salaaam ...
man shahraam hastam, modire site www.gilmakh.com ,
site maa ye site farhangiye va safhehaaye sher ,daastaan va tajome va ... hast ...
webloge shomaa ro didam va porbaar bud ...
age baraye maa kaar bedid mamnun misham ,yaa age doostaan kaar daaran khabareshoon konid ...
age baraamun tu loge khodetoon link bezaarin mamnon misham ... zemnan age baraamun kaar bedin baa aksetoon maa ham az akse shomaa link be webloge shomaa mizaarim ...
eraadat...
Sh.B. ph.d.
آرام:
سلام
امیدوارم روزی برسه که واقعا بدونیم داریم چکار می کنیم
به امید آن روز
موفق باشید
|