دربارهي يكي از عكسهاي" كارتيه برسون" ؛خشايار الياسي
دوشنبه، 19 مردادماه 1383
خشايار الياسي
هانری کارتیه برسون مرد !
می دانم که من چیزی ندارم به او اضافه کنم.تصمیم گرفتم نقدی که بر یکی از عکس های او نوشتم و در مجله ی دوربین عکاسی چاپ شد را اینجا بیاورم.تمام آن شور حال و شهوت چاپ شدن یا نشدن این نقد را درآن زمان به او و روحش تقدیم می کنم.
عکس" نزدیک وال استریت" هانری کارتیه برسون آن قدر به خطوط و توازی آنها تاکید دارد که هر نگاه غیر حرفه ای را هم مسحور خود می کند. کوچه ای تنگ و نمناک که با نگاهی مداوم، به مرد و گربه ای می رسد که به یکدیگر زل زده اند.تابلوی نصفه ی یک شرکت(Company) و خیابان عریضی که این کوچه ی تنگ و سیاه را قطع کرده است. در مرکز عکس كوچه ای باریک و عمودی را می بینیم که آنقدر هم با کوچه ی اول در یک خط مستقیم نیستند.خطوطی موازی و غیر موازی را بارها و بارها در این عکس مشاهده می کنیم.عقبتر پله های اضطراری و در انتها پنجره ها و سپس ساختمان های بلندتر ، مرتفعتر و سفید را در پس زمینه می بینیم.
اين عکس کاملا متقارن است و تنها چیزی که این نقارن را به هم زده است وجود مرد و گربه است.در دنیای مدرن و خشک و متقارن نیویورک تنها مرد و گربه ای با شکل و شمایل نا معلوم این مدرنیته را به هم زده اند.خیابان عرضی و روشنی که در عکس نشان داده شده عکس را از لحاظ طولی به دو نیمه ی مساوی تقسیم کرده است و این خود به گیرایی کادر بندی این عکس کمک شایانی کرده است.
رو به روی کوچه ی باریک اولی و بعد از خیابان عرضی کوچه تنگی مشابه کوچه ی اول در عکس تکرار می شود و گویی برسون می خواهد به بیننده القا کند که دهها مرد و گربه ی دیگر سر کوچه های این چنینی می نشینند و خواهند نشست و از این دنیای مدرن ملول می شوند و خواهند شد.
عمق میدان وضوح بالایی را در این عکس می بینیم و تا نقطه ی پایانی که همان آسمانخراش های مرتفع و سفید رنگ هستند را به وضوح می بینیم.عکاسی این عکس با کنتراست بالا باعث شده تا در بعضی موارد از دیدن جزئیات بیهوده خلاص شویم.ظهور گربه و مرد و ساختمان های اولیه به صورت شبح سیاه رنگ بدون نمایش جزئیات آنها همین مطلب را تایید می کند.با مرکزیت قرار دادن روشنی در عکس و در حاشیه گذاشتن سیاهیها (مانند یک کادر کلفت) گویی عکاس اعتراضی به حق ، در مورد بی توجهی به دردمندان داشته است.
در دنیای ماشین زده و مدرن غرب که البته ،نیویورک نماد این نوع زندگی است و در دنیایی که شرکت هایی بالای سر انسان حضور دارند( به وجود کلمه ی Company در مرکز عکس که ساختمان چپی قسمتی از آن را گرفته توجه کنیم) مردی فارغ البال در چشمان گربه ای خیره شده است.در دنیایی که که همدیگر را تنها می گذارند نهایتا همدم انسان ، "گربه ای تنها" می تواند باشد.کلا این عکس تنهایی ، سکوت و سردی را با استفاده از وجود تنها یک انسان و رنگ خاکستری به شیوه ی غریب و زیبا به تصویر کشیده است.
این عکس همانطور که در ظاهرش پیداست شکافی از زندگی است که هر روز مکانیزه تر می شود و همه ی رفاقت ها و دوستیها تحت سایه ی همین ساختمان های غول پیکر و کمپانی ها قرار می گیرند و برسون با تاکید بر تنهایی مرد و گربه از این نظر هنرمندانه به جهانیان هشدار داده است . او توانسته است حرف خود را به راحتی و نه با متکلف گویی های معمول بزند و موفقیت او درهمین است .
نظرات شما
آزاده عصاران:
خشايار جان !
يک اعتراف..اين عکس گاهی ساعت ها مرا ميخکوب نگه داشته . گاهی بی دليل همينطور نگاهش کرده ام و داستان ها در سرم آمده از اين مرد و گربه و ديوارهای عظيم و ...
از انتخابت ممنونم که به اين عکس توجه ويژه ای داشتی...
راستی..سال هاست که اين عکس زير شيشه ميزم هست و هنوز به آن عادت نکرده ام...هنوز هم خيره اش می شوم ... هنوز تکان دهنده است..هر روز ...
Monsieur. S:
اقاي خشايار سلام. وقتي آدم از اين كه هست ناكزير به زير مي آيد _ وقتيكه به حالت Neutral مي رسد _ آن وقت با او تماس كرفته مي شود.
با تشكر از آقاي برسون و شما.
سانلی:
در مقابل عظمت معنای این عکس فقط باید نگریست و در سکوت اشک ریخت
سید میثم الغریفی:
خیلی عالی است
|