راز انتخاب عکس روز؛آزاده عصاران
پنجشنبه، 22 مردادماه 1383
آزاده عصاران
http://www.azadeh7.com/blog
بعضی از روزنامه ها و مجلات ما هم عکس روز دارند . اما اکثر اين عکس روزها يا خارجی است و يا مناسبتی ! در حاليکه نگاه کوچکی به مطبوعات و روزنامه های آن سوی مرزها نشان می دهد که عکس روز تا حدی با مفهومی که ما باآن درگيريم ، متفاوت است. تفاوت اصلی هم در موضوع و نحوه انتخاب عکس است. انتخاب عکس روز معمولا با هوشمندی و تناسب از پيش تعيين شده ای انجام می شود. اين زيرکی يا به مسائل سياسی برمی گردد و يا انتخاب کاملا آزادانه انجام می شود. عکس روز مجلات و ماهنامه هايي که بيشتر در زمينه خبری و سياسی فعاليت دارند ، معمولا به مسائل حاشيه ای همين اخبار برمی گردد. منظور اينجا بيشتر عکس روز مجلات و نشريات فرهنگی ، هنری ( و به خصوص آنهايي که در زمينه عکس فعال هستند ) است.

نشنال جئوگرافيک يکی از همين مجلات است که سال هاست موضوع عکس و تصوير در آن حرف اول را می زند. انتخاب عکس روز در اين مجله گاهی آدم را شگفت زده می کند. گاهی در يک نگاه نمی توان تشخيص داد که اين عکس با چه ملاکی انتخاب شده . برخی از اين عکس ها آنقدر ساده هستند که ساعت ها فکر را مشغول می کند که چه چيزی در اين جنگل و ببری که از ميان درختانش می گذرد، بوده که باعث تبديل شدنش به عکس روز شده . گاهی فقط اصول ساده عکاسی در چنين عکس هايي رعايت شده يا حتی شکسته شده. برخی مواقع هم عکس ساعت ها حرف دارد...سياه است و پرعنصر .. شلوغ و رنگارنگ... خلاصه که اگر کمی دقت کنيم ، حتما درگير ملاک و ارزش گذاری برای انتخاب عکس روز های اين مجله خواهيم شد. اين جريان در فضای سياست زده و پرتبليغ اين روزهای آمريکا ، آرامش و بی خيالی جالبی را به همراه دارد. در حاليکه همه مجلات و نشريات ، بخش عکس روز خود را به موضوع و نحوه تبليغات برای انتخابات رياست جمهوری امريکا اختصاص می دهند ، نشنال جئوگرافيک همچنان به تنهايي می تازد و با گذاشتن عکس روزی مثل بارانهای موسمی در هند ، کافی شاپی در بلژيک ، آبشار نياگارا ، برج های دوقلوی سالم و ... در صفحه اصلی خود ، حرکت می کند.
يادم هست يک بار سردبير اين مجله در سرمقاله اش نوشته بود که ساعت ها جلسه و بحث و بررسی برای اين بخش گذاشته می شود و حتی برای انتخاب چند عکس ساده دربخش سفر و توريستی مجله ، روزهای زيادی سپری می شود. اين جلسات با حضور عکاسان و اعضای تحريريه برگزار می شود و مسلما در چنين تنوع انتخابی ، تاثيرگذار است.

تصور می کنم مساله اصلی انتخاب اين عکس ها تا حد زيادی به روزمرگی و زندگی عادی مردم برمی گردد ؛ چيزی که ما خيلی زود فراموش کرده ايم و گاهی مسائل حاشيه ای سياسی بر اين مفهوم غلبه می کند. گاهی هم با ترکيب بندی های عجيب و پيچيده سعی داريم عکس روزی خلق کنيم که هم گيج کننده باشد و هم نشان دهنده مهارت عکاس ! در حاليکه در نمونه های خارجی
( اگر نگوييد غربی پسند هستم !) در درجه اول سادگی در نظر گرفته می شود و احترام به مخاطب عام . همين سادگی گاهی عکس را خيره کننده و زيبا نشان می دهد و ساعت ها بر سر آن مجادله می شود تا در جايگاه عکس روز قرار گيرد. گاهی هم با وجود ظرايف و نکات خاص ، برگزيده می شود. به هر ترتيب ، اين عکس روز، ماجرای غريبی است وانتخاب و داوری بر سر آن بسيار عجيب تر ! گاهی حتی بی ربط و بی دليل به نظر می رسد که در چنين جايي و در چنين عنوانی قرار گيرد و گاهی هم ستايش برانگيز ! شايد همين پيچيدگی و زحمت باعث شده که امروز بعضی از نشريات اين جايگاه را به طرح يا کاريکاتور روز اختصاص دهند تا اينکه ساعت ها بر سر انتخاب يک عکس مجادله کنند.
نمی دانم ..اينجا..در کشور ما و در لابه لای صفحات مجلات و روزنامه ها چه جايگاهی برای اين بخش درنظر گرفته می شود. فقط می دانم که گاهی درآخرين لحظه و فقط برای پرکردن صفحه ، چيزکی به نام عکس روز انتخاب می شود ودر بدترين جای صفحه که مطلبی برايش پيدا نشده ، قرار می گيرد. فقط گاهی البته ... !
نظرات شما
خشایار:
عکس روز...همونطور که خودت هم گفتی نمیشه حکم کلی داد که عکس روز رو از روی فلان چیز انتخاب می کنن.به نظر من همه ی لطف و جذابیتش هم به همین بی قاعدگی است الته با اینکه نشنال جئوگرافیک را قبول ندارم.
راستی مگه می شه در عکاسی غربی پسند نبود؟؟؟
موفق باشی
omid:
آخرین جمله این نوشتتو خیلی پسندیم. حقیقت محض بود. ما اینجا هم همین کارو می کنیم ایرانم همین کارو می کردیم. نیاکانمون هم همین کار را می کردند و آیندگانمونم !!!!! ریشه در فرهنگ روزنامه نگاریمون داره. البته قسمت صفحه بندیش!! موفق باشید
oahdhv:
موضوع جالبي را انتخاب كرده بودي به خصوص كه جدا از مسايل روزمره و تكراري و كسل كننده بود. فقط اين را بگويم كه به نظر مي رسد زيبايي شناسي در عكاسي هم مانند بسياري از هنرهاي ديگر (و البته كمتر از انها) به خاستگاه فرهنگي بيننده نيز وابسته است. چند درصد از مردم ما (يا به طور كلي مشرق زمين) از تابلوهاي ژيكاسو يا موسيقي استراوينسكي واقعا لذت مي برند. البته عكاسي به دليل ماهيت عموما طبيعي ان مانند موسيقي يا نقاشي نيست اما به هر حال قضاوت ما بي تاثير از فرهنگمان نيست....موفقوژيروز باشي
پدرام:
يكي از ايرادات ديگري كه بر (عكس روز) بسياري از روزنامه هاي ما وارد است ، عدم معرفي عكاس يا سايت اينترنتي است كه عكس از آن برداشته شده است. ظاهرا عدم اجراي قانون كپي رايت است كه باعث ميشود كسي خود را متعهد به اين امر نداند شايد هم بي اهميتي به سطح دانش خواننده گان روزنامه.
مهرنگار:
باسلام.ميتوان گفت موضوع عكس روز در نشنال جوگرافيك به گونه اي در ارتباط تنگاتنگ با پايه و اصول هنرهاي تجسمي ميباشد و حتي اگر به سايت مگنوم برويم باز هم اين مطلب را مي بينيم
كلا" پايه واصول مباني هنرهاي تجسمي كه در ميان هنرمندان ايران با بي توجهي مواجه شده است در آن سوي آب به عنوان يك علم مطرح ميشود.
در ايران عكاساني كه با اين اصول آشنا هستند چه در زمينه خبري مانند كاوه گلستان يا در حال حاضر حسن سربخشيان به عنوان مثال. يا چه در بخش هنري مانند مهران مهاجر يا شهريار توكلي . توانايي آنان بر اساس دانش اصول هنرهاي تجسمي است.
همچنين در بخش طبيعت فرهاد فخريان يا در پرتره مريم زند .
يا ديگر عكاسان اگر آثارشان را مورد توجه قرار دهيم در ابتدا داشتن اين علم و سپس همخوان نمودن سوژه و تفكر آنهاست كه سبب پيدايش يك تصوير مورد بحث ميشود.
در ايران متاسفانه حتي در دانشگاه ها اين اصول كمتر خوب تدريس ميشود .و همواره ما با مشكل در ميان هنرمندان روبرو هستيم .
حال بايد ديد چاره چيست ؟ چاره آن است كه سعي در آموختن نماييم حتي اگر شده از ابتدا كه اين براي ايرانيها خيلي سخت است چون مرتب مي گوييم كه مي دانيم . اما متاسفانه نميدانيم . ( البته خودمن هم مستثنا نيستم )
رمز موفقيت عكس روز در آن سوي آب ساده ديدن است و ساده بيان كردن حتي اگر عكس روز عكسي شلوغ باشد باز يك نقطه اتكا دارد كه شما را جذب ميكند و باعناصري در متن عكس چشم دور زده به صفحه باز ميگردد و حتي چشم در صفحه گردش دارد.
همين ببر در حال خارج شدن از صفحه است اما آن تنه باريك درخت در سمت چپ صفحه نميگذارد چشم شما كاملا بيرون رود . چشم همراه ببر بيرون صفحه ميرود اما بخاطر خط تنه باريك درخت باز چشم در درون صفحه است .
اينجا بيشتر دوست داريم جليقه بپوشيم دوربين گردن بيآويزيم و داد بزنيم كه استادهاي ما بي سواد بودند و چيزي به ما ياد ندادند!!
راستي چقدر راست ميگوييم ؟؟؟؟
laleh:
axe khob axi ast ke binande roye an mikhkoob mishavad, axi ast ke binande ra hypno mikonad be donaye fantasy mibard , be fekr va midarad, khaterat zende mikonad. axi ast ke migoyad az jeloye man be asani rad nasho mara negah kon. mara bebin
وحید:
خیلی زیباست
|