بازخواني پرونده طرح فروش آثار هنري موجود در گنجينه موزه
شنبه، 24 مردادماه 1383
منبع :ایسنا
اواخر زمستان سال 81 قرار بود پس از سالها طرحي به تصويب مجلس برسد كه دستگاههاي دولتي را موظف به خريد و نصب آثار هنري كند.طرح درگير رفتوآمد ميان مجلس و دولت و وزارت ارشاد ماند و طولي نكشيد تا همگان متوجه شدند كه با دعاي بارانشان قرار است چه سرزمينهايي آباد شود.
قرار داشتند طرحي ديگر بياندازند كه بر اساس آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اجازه ميداد تا آن دسته از آثار هنري خارجي و موزهيي كه امكان استفاده در داخل كشور ندارند را براي عرضه به دنيا، به مزايده بگذارد.
هنرمندان مبهوتمانده در واكنش به تصويب چنين طرحي اظهار ميكردند چگونه ممكن است كسي به خود اجازه دهد مالي را كه متعلق به گنجينه يك ملت است، به فروش برساند؟
محمدابراهيم جعفري ـ هنرمند نقاش ـ ميگفت: داستان نمايش دادن مطرح نيست، بسياري از اشيا را نميتوان نمايش داد. در همه جاي دنيا كابينههاي مخفي وجود دارد كه نميتوان به آدمهاي معمول نشان داد و بعضا آثاري هستند كه نميتوان براي آن قيمت پيدا كرد. چگونه عدهاي به خود اجازه ميدهند چنين مطلبي را مطرح كرده، بيايند بر آن قيمت گذاشته و بفروشند؟او در واكنش به گفته مسؤولان كه عنوان كردند آثار كمارزش را ميدهيم تا باارزشترها را جايگزين كنيم، معترضانه عنوان كرد: مثل اين است كه شعري را كه حافظ سروده است، نقدا بدهيم و بگوييم در آينده شاعري خواهيم داشت كه شعري خلاقتر از حافظ بگويد. آيا ميتوان چنين تعهدي را به كسي داد؟
مهدي حسيني - رييس دانشگاه هنر - هم اظهار داشت: اگر نخواهيم در اينباره واژهي ”خيانت” را بهكار بريم، خارج شدن آثار موزهيي از ايران كه با قيمت بسيار نازل تهيه شده است و اكنون به سقف ميليونها دلار رسيده، بيعدالتي است. تصميمگيرندگان و سياستگذاران فرهنگي فراموش كردهاند در ذهن خود مجسم كنند كه مگر سياستگذاران فرهنگي در اروپا ميتوانند تصميم بگيرند ميراث فرهنگي خود را بدهند و چيزي دريافت كنند؟ آنها حتا براي يك مو و نخ فرهنگ گذشته كار را به قضاوت ديوانهاي بينالمللي ميكشانند.
كاظم چليپا حتا تعويض كارهاي دكونين با شاهنامه بايسنقري را هم اشتباه ميدانست و تاكيد داشت: فروش يا حتا تعويض آثا هنر موزهيي بعدها پشيماني بهبار ميآورد.
طاهر شيخالحكمايي هم اعتقاد داشت فروش چند تابلوي مكتبي در مملكتي به اين وسعت، حكيمانه نيست.
اما عبدالمجيد حسيني راد مشروط بر اينكه بتوان اين آثار را با آثار موزهيي همطراز آنها كه بتواند در جامعه ما هم مورد استفاده قرار گيرد، با معاوضه، موافق بود. به گمان او برخي از آثار نقاشي موجود در ايران كه قابل نمايش نيستند، ممكن است حتا بهخاطر شرايط نامناسب نگهداري از بين بروند.
آيدين آغداشلو همان روزها خبر را جعل مطلق ميدانست و تاكيد ميكرد: موزه هنرهاي معاصر چه در دوره تصدي مديران قبلي، چه تصدي مدير فعلي، اجازه چنين كاري را نه داشته و نه خواهد داشت. چراكه گنجينه بيتالمال است.
عطاالله اميدوار نيز طرح را مطلوب دلالان هنري ميدانست كه سالها كنار موزه به صف ايستادهاند.
مهدي حجت - بنيانگذار سازمان ميراث فرهنگي و همان كسي كه صفحاتي از شاهنامه تهماسبي را با اثري از دكونين تعويض كرد و آنها را به ايران بازگرداند، تاكيد كرد: براي مملكتي چون ايران قانون گذارندن براي فروش 10 تابلو كه حتا اگر دو ميليارد بازگشت داشته باشد، به شكل فوقالعادهاي صدمهرسان فرهنگي خواهد بود. آثار هنري برنج و گندم نيست كه در يك حراج بينالمللي عرضه شود.به محض آنكه خبر پخش شد كه ايران درصدد فروش اين اشياء است، بهطور قطع قيمت ابتياع آن تغيير و بسيار تنزل ميكند.
پرويز تناولي می گفت:یکوقت اسب تازي ندهيم و به جاي آن الاغ شل نصيبمان شود.
عليرضا سميعآذر ـ رييس مركز هنرهاي تجسمي و سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران ـ مدعيانه تاكيد داشت: موزه، مشاوران تراز اول جهاني دارد كه از دستاندركاران فعال موزهها و مراكز مهم هنري هستند.
وي تبديل آثار هنري را از دو منظر ضروري ميدانست؛ نخست آنكه آثار مهمتر و قويتري را به خود ملزم كرده و ديگر اينكه موزه خود را روزآمد كند. چراكه در حال حاضر مجموعه - گنجينه موزه هنرهاي معاصر - با همه ارزش والايي كه دارد و آنرا در دنيا دست كم با كشورهاي همكف با ما بينظير ميكند، از دو ضعف اساسي رنج ميبرد؛ اول اينكه اين مجموعه از برخي از حلقههاي مفقوده در مورد برخي جريانهاي مهم دوره مدرنيسم برخوردار است كه ما به تعداد كافي آثار از آن دورهها نداريم. سميعآذر، راه حل تكميل حلقههاي مفقوده مجموعه موزه هنرهاي معاصر تهران را خريداري يا گونهاي معاوضه می دانست.
اما سمیع آذر حالا می گوید: اصولا ما براي فروش آثار به چيزي كه اهميت نميدهيم، غير قابل نمايش بودن آنها در شرايط فعلي است. ما به اهميت هنري و ارزش اقتصادي آن توجه داريم. اگر اثري اهميت هنري آن رو به افزايش است، به طور قطع نگه میداريم و نيز اثري كه ارزش اقتصادي رو به افزايش داشته باشد را بهطور قطع حفظ خواهيم كرد؛ ولو اينكه اين اثر را در آينده نزديك در نمايش عمومي غير قابل استفاده بدانیم( به دلايل اخلاقي يا ديگر ). و تاکید می کند :همهي آن موضوع، ترفندي براي جلب توجه زعماي مملكتي به اهميت موضوع اقتصاد هنر بوده است واميدوار است در شرايط بهتر، بار ديگر با توجه به تجربهاي كه دارد، مساله خريد و فروش را مطرح كند؛ اما همچون دفعه قبل كه محلي براي تامين بودجه خريد مشخص نبود، مجبور نشوند محل آن را فروش بگذارند، بلكه اين بار محلي براي خريد مشخص شود تا تنها بحث خريد به تصويب برسد.
هنرمندان در خوشبينانهترين شكل ـ با احتساب حسن نيت مطرحكنندگان ـ از آينده و سرنوشت طرح در صورت سپردن سرپرستي موزه هنرهاي معاصر تهران به شخص ديگري، نگران هستند؛ اما سميعآذر تاكيد دارد كه نميخواهد و نميتواند تاوان گناه آيندگان را بپردازد.
|