گفتوگو با حسن قائدي(عكاس) پس از آزادي از بند عراقيها
شنبه، 21 شهریورماه 1383
چيزي به اسم بهداشت وجود نداشت به اين نتيجه رسيدم كه گرسنه بودن خيلي بهتر از سيرشدن و مريض شدن و افتادن است. در اين 4 روز هيچي نخوردم .
صبح روز اول كه به نجف رسيديم، به دليل شلوغي زياد شهر نتوانستيم كار كنيم. اطراف حرم پر بود از سربازان و تانك هاي آمريكايي و امكان عكاسي وجود نداشت، با سربازان آمريكايي صحبت كرديم و آنها اجازه كار به ما ندادند تا عصر كه دوباره برگشتيم و دور از چشم سربازان آمريكايي شروع به عكاسي كرديم .
تمام اين افراد از يك نوشابه خانواده بريده شده به عنوان ليوان و يك سيني مسي به عنوان ديس استفاده مي كردند.
اگر قرار باشد كه من عكاس خوبي بشوم به اين تجارب نياز دارم.

متن كامل گفتو گو را با كليك بر روي عكس بخوانيد.
|