در جست و جوى ابعاد معنوى يك اثر هنرى(در بارهی اثر"معراج حضرت رسول") نوشته آیدین آغداشلو
پنجشنبه، 30 مهرماه 1383
آیدین آغداشلو
در جست و جوى "ابعاد معنوى" يك اثر هنرى، نزديكترين پاسخ را شايد بتوانيم در اثرى يگانه و درخشان، يعنى در نقاشى "معراجحضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش بيابيم. اين اثر، همراه با سه اثر ديگر منسوب به او، در نسخهى خطى مصور خمسهى نظامى،سفارش شاه طهماسب صفوى قرار گرفته است كه در فاصلهى ميان سالهاى 942 تا 947 هجرى قمرى نقاشى و خوشنويسى شده استو خوشنويس آن شاه محمود نيشابورى، خطاط بسيار معتبر و مشهور قرن دهم هجرى قمرى است.اين خمسه، ظاهراً تا انتهاى زمان فتحعليشاه قاجار در كتابخانهى سلطنتى حفظ مىشده تا اين كه در سال 1880 براى موزهى بريتانيا،از طريقى نامعلوم، خريدارى شده و تا به امروز در همان جا محفوظ مانده است.
خمسهى نظامى شاه طهماسب صفوى 396 ورق و چهارده مجلس نگارگرى دارد كه به سلطان محمد و ميرك و ميرزاعلى وميرسيدعلى و مظفرعلى منسوباند، كه از بزرگترين هنرمندان دوران خود به شمار مىروند. اين اثر بىنظير، هر چند از حيث تعداد آثار به پاى شاهنامهى شاه طهماسبى نمىرسد، اما هر كدام از مجالس نگارگرى آن، با بهتريننمونههاى شاهنامهى شاه طهماسبى پهلو مىزنند و در جاهايى بر آنها پيشى مىگيرند.
آثار دوست محمد، جز در خسمهى نظامى شاه طهماسب، در شاهنامهى شاه طهماسبى ودر يك ديوان مصور حافظ ديده مىشود و جز اينها، تصاويرى از شاهزادگان و مردان جوان درحال مطالعه و تعدادى نگارگرى ديگر به او منسوباند.

نگارگرى "معراج حضرت رسول" از درخشان ترين نمونههاى تاريخ نگارگرى ايران است وبىشك، در ميان بهترين نگارگرى هاى قرن دهم هجرى قمرى ايران - كه خود دورهاى منحصر بهفرد در اين هنر بىهمانند است - قرار دارد. در اين اثر، تصوير پيامبر. كه صورت مباركش با نقاب سپيدى پوشيده شده است. سوار بربُراق و در ميان خيل كروبيان - پانزده فرشته - نمايانده شده است و جبرئيلِ در حال راهنمايى،پيشاپيش براق در پرواز است. تركيببندى اين اثر به صورت مارپيچى گسترده است كه از پايين سمت راست كار شروعمىشود و تا به فرشته قرار گرفته در پشت بُراق ختم مىشود. در نقطه مركزى و مركز ثقل اينمارپيچ، حضرت رسول سوار بر بُراق تصوير شده است. كه با انوار طلايى شعلهور گرداگردحضرت و براق ، تشخّصى جداگانه يافته است. چنين شعلههايى گرداگرد سر جبرئيل نيز قرار گرفته است و در سينى و قنديلى كه در دست دو فرشته ديگر است نيز ديده مىشود، و فرشتگان،به استثناى جبرئيل، همگى از اين هاله تقدس عارىاند. ماه در پايين سمت راست آسمان نقاشىشده است و ابرهاى سپيد پيچان و انبوه، گرداگرد ماه را تا نيمه آسمان پوشانيدهاند و در آسمانبالاى سر حضرت رسول، ستارههاى متعدد طلايى رنگ ديده مىشوند. فرشتگان با عبوديت ومهر، مجمر و البسه و ميوهها و ظرفهاى غذا و كتاب (قرآن؟) و تاج را حمل مىكنند و درنمونههاى استثنايى، فرشتهاى كه حامل ظرف غذا در بالاست، تمام رخ تصوير شده است.
براىدرك اين تركيببندى فاخر و مجلل و خاص، مىشود اين نگارگرى را با نگارگرىهاى مشابه،مثلاً در كتاب معراجنامه 840 هجرى قمرىِ محفوظ در كتابخانه ملى پاريس، مقايسه كرد و بهخلاقيت شگفتانگيز و منحصر به فرد آن پى برد. بديهى است يكصد سال فاصلهميان اين دو نقاشى، تجربهها و خلاقيتهاى تازهاى را حاصل داده است و چنين قياسى چندانمنصفانه نيست، اما به هر حال حالت بسيار زنده و سراسر لطف نگارگرى سلطان محمد، نه تنهادر قياس با معراجنامه تيمورى، كه با هر اثر ديگرِ قرن دهم هجرى قمرى، تفاوت آشكار دارد.
فرشتگان در نگارگرى سلطان محمد، هر كدام در شكلى متفاوت ترسيم شدهاند و حالتچهرههاىشان نيز مختلف است. حالتهاى خاص فرشتهاى كه دستها را به دعا متصل كردهاست و فرشتهاى كه حامل كتاب است، ديدنى است. چهرههاى تمام رخ و نيم رخ نيز در ميانآنها ديده مىشود و كلاهها و سربندها و جامههاى فرشتگان نيز، هر يك به گونهاى متفاوتطراحى شده است.
رنگآميزى درخشان و استادانه اين نگارگرى به صورت سه رنگ اصلى لاجوردى و سپيد وطلايى، و رنگهاى متعدد زرد و آبى و نارنجى و سبز و قرمز، مجموعهاى دلپذير و شگفتانگيزبه وجود آورده است. طراحى و قلمگيرى بىنهايت ظريف و دقت در تمامى جزئيات نشانهىاخلاص و دلبستگى تام و تمام هنرمند است به موضوع مقدس كار او. بعضى از چهرهها. مثلاًچهرهاى كه در سمت چپ بالاى صفحه ترسيم شده است. با چهرههاى سنتى ديگر فرشتگانتفاوت آشكار دارند و نگاه فرشتهاى كه تاج در دست دارد، در جهتى كاملاً ابداعى و استثنايى، بهسوى ما، يعنى بيننده نقاشى، متوجه است.
سلطان محمد، در اين اثر، تذهيب چندانى به كارنبرده است و با اختصارِ در تزئين مجال لازم را براى نمايش حالات و حركات فراهم آورده است،و از سويى، ابرهاى سپيد پيچاپيچ و شعلههاى طلايى فراوان و سركش، عنصر تزئينى پرقدرتىرا به نحوى شگفتانگيز به نمايش مىگذارند.
"معراج حضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش،نمونهى كامل و شايستهاى است از يك اثر مذهبى و معنوى كه، در عين حال، به تمام سنتنگارگرى ايرانى وفادار و وابسته است. در اين شاهكار منحصر به فرد، از تمامى عناصر زمينى وخاكى استفاده شده است تا اثرى كاملاً فرا زمينى به وجود آيد و سعى هنرمند در تصويرگرىِ. هرچند ناقص و محدود او و يا هر هنرمند ديگرى. طرحى از عامل قدس، به حد كمالى كه مقدورانسان است منجر شده است.
تصور و آرزوى هنرمند در رسيدن به چنين تصويرى، در هنر غرب نيز نمونههايى دارد، ازآثار هنرمندان بزرگ دوره رنسانس ايتاليا تا تصويرگرىهاى ويليام بليك (1757 - 1827)ميلادى و نقاشىهاى استادان بزرگ مكتب فلاماندر، چنين نيتى را مىتوان مشاهده و تعقيبكرد، اما در بسيارى از نمونههاى نقاشى مذهبى غربى نيز، نتيجه ديگرى حاصل شده است: يعنىبه جاى "آسمانى شدن عناصر خاكى"، "خاكى شدن عناصر آسمانى" صورت پذيرفته است.نقاشىكه موضوعى دينى و معنوى را انتخاب مىكند مىداند كه تمامى سعى و تخيل و خلاقيت خودرا در راه نمايش جهانى فراخاكى و قدسى و ملكوتى بايد به كار برد و چنين تصويرگرى خطيرى،چالش سهلى نيست.
نگارگرى "معراج حضرت رسول" اثر سلطان محمد نقاش، نشانه توفيق عظيم و سربلندى اودر اين چالش است كه حاصلش چونان گوهرى بر تارك نگارگرى ششصد ساله ايرانىمىدرخشد، و تا جستجوى انسان در ايصال به ملكوت ادامه دارد، ادامه خواهد داشت.
این نوشته خلاصه شدهی مقاله ای است که در مجله بخارا و در این آدرس منتشر شده است .
|