مریم زندی: بعضی تادوربين بهدست گرفتهاند پريدهاند وسط عكاسي انتزاعي يا بهقول خودشان خلاقه
یکشنبه، 3 آبانماه 1383
مجلهی زنان در شمارهی مرداد 83 مصاحبهی مفصلی با مریم زندی عکاس با سابقه و فعال کشورمان انجام داده که در ادامه قسمت کوتاهی از آن را می خوانید. لینک به متن کامل مصاحبه را در انتهای مطلب می بینید.عکس ها از حسن سربخشیان

س: در كتاب اول و دومتان، معمولاً هر فردي را در فضاي كاري خودش عكاسي كردهايد، اين به كسي كه عكسها را ميبيند حس و فضاي خوبي ميدهد، برعكسِ كتاب سوم كه فضا كامل حذف شده و پرترههايي از آدمهاي معروف (با كادر و نور يكسان) در آن جمعآوري شده است، يكجور همانندسازي بين آدمها. اين آثار اخير با حرفهاي شما در مورد فضاي سوژه و حسي كه منتقل ميكنند مغايرت ندارد؟
هركس با دانش و زمينة فكري و فرهنگي خودش به يك عكس نگاه ميكند. ذهنيت بيننده در ايجاد ارتباط با عكس يا عموماً اثر هنري خيلي مهم است. پرترههاي كتاب سوم از آدمهاي شناختهشدهاي است كه يك شناخت عمومي و حرفهاي از آنها وجود دارد. قرار گرفتن اين اشخاص در نور و كادر ثابت تجربة متفاوتي بود. در مورد كتابها بعداً توضيح بيشتري خواهم داد. نكتة ديگر اينكه اگر قرار شود آدمها را براساس ايدئولوژي و كارشان عكاسي كنيم، قطعاً ماحاصلش عكسهاي متفاوتي خواهد شد، چون مثلاً يك سياستمدار يا نقاش ممكن است در طول عمرش ايدئولوژيها يا زمينههاي كاري متفاوتي داشته باشد.
س: روند عكاسي را در ايران چطور ميبينيد؟
در روند عكاسي ايران هم نكات مثبت و هم نكات منفي و آسيبزنندهاي وجود دارد. اولاً، متأسفانه كساني كه بيشترين امكانات در اختيارشان است بسته به ارتباطات و منافعي كه دارند براي خود دارودسته و گروهي تشكيل دادهاند و فقط به فكر منافع خودشاناند. كارهاي پرسروصداي بيحاصلي به اسم عكاسي ايران انجام ميدهند و در آخر هم حتي افراد يك گروه به اختلاف و مشاجره ميافتند و هيچكس، هيچكس را قبول ندارد و معلوم نميشود كه پسِ پرده چه گذشته است. در واقع بهجاي اينكه گروههاي همسو براي عكاسي ايران داشته باشيم باندهاي عكاسي داريم كه متأسفانه در اين ميان گاهي از نام چند عكاس معتبر و باسابقه هم استفاده ميكنند.
از طرف ديگر بسياري از جوانان مشتاق عكاسي بهدلايل مختلف، ازجمله سردرگمي و نبودن مراكز جذب آنها براي كار و بعضي حمايتهاي بيدليل، بهجاي كار و مطالعه و گذراندن مراحل آكادميك و ثابت كردن اينكه حداقل بضاعت را براي يك عكاس خوب بودن دارند، تا دوربين بهدست گرفتهاند پريدهاند وسط عكاسي انتزاعي يا بهقول خودشان خلاقه. اين آسانترين راه براي توليد عكسهايي است كه چون معلوم نيست چيست كسي نميتواند بگويد خوب است يا بد و در نهايت بيننده فكر ميكند بهعلت عمق زياد عكس آن را نفهميده!
عكاسي از اشياي عجيب و غريب و چند تصوير را روي هم كثيف و نامرتب چاپ كردن اسمش شده عكاسي انتزاعي و خلاقه. نميدانم حمايت از اين نوع عكاسي چه نفعي براي عكاسي ايران دارد؟
خلق كردن فرايندي نيست كه بشود بهزور ايجادش كرد. آيا الان ما فقط عكسهايي به سبك خانم سندي شرمن را كم داريم؟ در مملكتي كه همهجاي آن در حال تغيير و تخريب و ازبينرفتن است، از طبيعت تا بناهاي تاريخي تا آدمها و حيوانات، آيا جز گرفتن عكسهاي تار و عجيب غريب كاري نمانده؟ آيا كارهاي عكاسي آقاي غضبانپور بيشتر بهدرد اين ممكلت ميخورد و ماندگارتر و مفيدتر و عكاسانهتر است يا كارهاي آن عكاسي كه عكسهاي عجيب و محو و در حال بال زدن در جاهاي غيرمعمولي گرفته؟ واقعاً چند تا از اين عكسها در هنر ايران خواهد ماند؟ چه ارزشي دارد و چه كسي ارزش آنها را تعيين ميكند؟
و بعد جالب است كه همين جوانان خلاق در مصاحبه ميگويند احمد عالي را نميشناسند كه يكي از پيشكسوتان عكاسي خلاق ايران و استاد همة ماست. چطور كسي كه سابقة عكاسي مملكتش را نميداند ميخواهد عكاسي كند؟ شايد هم اين بهكار بردنِ همان شيوة كهنة با نفي بزرگان بزرگ شدن است؟
از اينها گذشته در هر رشتة عكاسي ميشود خلاق بود، خلاقيت كه فقط در انتزاع و عكسهاي ساختگي نيست. اما از نكات مثبت عكاسي ايران اينكه در سالهاي اخير شاهد عكسهاي بسيار خوبي از عكاسان خبري هستيم كه بعضي از اين عكسها خلاقانه است و چهرة يكنواخت و بيآبورنگ مطبوعات ما را تغيير داده. بههرحال فكر ميكنم درحالحاضر عكاسان مستقل و عكاسان خبري كارهاي ماندگارتر و مثبتتري انجام ميدهند.
س : بهعنوان پركارترين زن عكاس ايران كه در كارش حساسيت زيادي دارد، در مورد چاپ آثارتان در مطبوعات و نبودن قانون كپيرايت و... بعد از اينهمه جنگ و دعوا به كجا رسيدهايد؟
سؤال خيلي خوبي كرديد. بله من سالها جنگيدم، نامه نوشتم، نامة سرگشاده به تمام مطبوعات، فحش دادم، دعوا كردم، خواهش كردم، شكايت كردم. به اتحادية كتابفروشها... به همة كتابفروشيهايي كه آشنا هستند سپردهام هر كتابي كه چاپ شد و در آن عكسي بود كه فكر كردند از من است، بهم اطلاع دهند. چند بار شكايتم به نتيجه رسيد و موفق شدم پول عكسم را بگيرم.
س: نظرتان راجع به برخي عكاسان ايراني كه مقيم خارج از كشورند چيست؟ كار آنها را چطور ارزيابي ميكنيد، مثلاً شيرين نشاط؟
بدون اينكه بخواهم كار خانم نشاط را ارزيابي كنم، معتقدم آثار ايشان اصلاً ربطي به عكاسي ايران ندارد. نميدانم چرا بعضيها اصرار دارند ايشان را به عكاسي ايران بچسبانند.
متن کامل مصاحبه را در این آدرس بخوانید.
عکس های مریم زندی در کارگاه را در این آدرس ببینید.
|