انسان با تخیل و افسانه سرايي زبان بازميكند؛ معرفی کتاب "افسانه اسطوره"
شنبه، 14 آذرماه 1383

افسانه ُ اسطوره
نجف دريابندری
تهران نشر كارنامه 1379
248 صفحه
... به نظر مي رسد در روزگاران كهن مردمان جوامع ابتدايي به جاي تفكر ديني و تفكر فلسفي و تاريخ نگاري و پژوهش به تخيل مي پرداختند ... بنابراين پديده افسانه محل تجلي و نحوه بيان تجربه هاي اساسي بشري بوده است . به عبارت ديگر انسان با افسانه سرايي مي انديشيده است . اين دوره از سرگذشت انسان را مردم شناسان دوره انديشه افسانه اي ناميده اند ...
در دوره انديشه افسانه اي موضوع و مضمون افسانه حد و مرزي ندارد و از آفرينش انسان زمين و آسمان و كارهاي خدايان تا تاٌسيس تمدن ها و شهرها و سرگذشت دودمان هاي پادشاهان ؛دانايان و پيشگويان را در بر مي گيرد . در بخش هاي بزرگي از جوامع جهان امروز هم انديشه افسانه اي كمابيش فرمان رواست ولي مي توان گفت كه در هر محيطي درباره افسانه هايي كه روزي عين حقيقت انگاشته مي شده اند دير يا زود ترديدهايي پديد مي آيد و اين سرآغاز آن روندي است كه تاريخ نگاران آن را خرد ورز شدن (عقلاني شدن) جامعه - بريدن از انديشه افسانه اي و پيوستن به انديشه فلسفي و علمي ناميده اند . اما چون رسوبي از شيوه كهن انديشه در زير لايه ستبر يا نازكي از انديشه خرد ورز (عقلاني)، يا حتي در كنار آن زندگي خود را ادامه مي دهد ؛ بنابراين انديشه افسانه اي كاركرد مهمي در زندگي بشري داشته و دارد ...
 نجف دریابندری
انديشه وران عصر نوين فراورده ها و پيامدهاي فراوان آن را به شيوه هاي گوناگون توضيح داده اند . در اروپا اين شيوه هاي توضيح از مسير تاريخي معيني مي گذرند و سرانجام در اواخر قرن هجدهم در ذيل رشته علمي مستقلي به نام افسانه شناسي (ميتولوژي)قرارميگيرند .
...توضيح باورهاي افسانه اي اقوام و ملل زمان باستان و قبايل بدوي عصر جديد بر حسب نحوه تفكر خام يا كودكانه روشي است كه تا قرن هاي هجدهم و حتي نوزدهم به اشكال گوناگون در اروپا ادامه داشته اما در قرن هجدهم در گرماگرم دوره اي كه تاريخ نويسان آن را « عصر خرد » مي نامند « بي معنا » يا « بيهوده » بودن افسانه به عنوان پديده غير عقلاني محل ترديد قرار مي گيرد و برخي از انديشه وران به اين نتيجه مي رسند كه از بررسي افسانه هاي اقوام گوناگون شايد بتوان به حقايقي درباره تجربه هاي بشري دست یافت .از اینجا نوعی تعارض در مفهوم افسانه پیش می آید: از یک طرف بر اثر خردورز(عقلانی ) شدن فرهنگ بشری افسانه رفته رفته اعتبار ديرين خود را از دست مي دهد ، ولي از طرف ديگر با فرا رسيدن عصر روشن انديشي ( يا عصر خرد ) افسانه نوع ديگري از اعتبار به دست مي آورد ...علم افسانه شناسي كه در قرن بيستم از چند نظريه بسيار متفاوت سر بر مي آورد بر پايه اين تعارض بنا شده است.
دانش وران و انديشه وران بسياري كوشيده اند افسانه و ماهيت و اهميت و معناي آن را به عنوان يكي از جنبه هاي مهم فرهنگ بشري با روش علمي بررسي و تحليل كنند ...ولي البته اين روش و نتايج آن در دست هر يك از آن ها رنگ خاصي به خود گرفته است ، به طوري كه امروز نمي توان از يك رشته افسانه شناسي يك سان و يك دست سخن گفت : هر افسانه شناس برجسته اي در اين زمينه نظريه خاص خود را دارد ...مثلا كاسيرر در كتاب "فلسفه صورت هاي سمبليك" آورده : نخستين فعاليت ذهني انسان تصور ( صورت بستن چيزي در ذهن ) است ، نه ادراك ( دريافت محسوسات ) . و تصور هميشه نوعي نشانه يا «بيان سمبليك» است كه در ذهن انسان نقش مي بندد . از اين رو بررسي صورت هاي سبمليك ...كليد شناخت دانش (معرفت) انساني را در اختيار ما مي گذارد . به نظر مي آيد كه كهن ترين اين صورت هاي سمبليك عبارت اند از زبان (سخن ) و تخيل (افسانه)...ميتوان گفت كه زبان و افسانه همزاد هستند : به عبارت ديگر انسان با افسانه سرايي زبان باز میکند.
برگرفته از فصلنامه گزارش نشریه داخلی انجمن هنرمندان نقاش ایران
با تشکر از سیروس آقاخانی
|