نظرات عکاسان در بارهی نخستین دوره جایزه کاوه گلستان
پنجشنبه، 26 آذرماه 1383
اولین دور جایزه کاوه گلستان پایان یافت. در خبر ها آمده بود که دبیرخانه دومین جایزه کاوه بزودی آغاز بهکار می کند .( لینک خبر) جایزه کاوه از جهاتی بسیار مهم است. از جمله آن که نخستین حرکت مستقل در نوع خود است و دیگر آن که نام کسی را یدک می کشد که حضور پررنگ و مثمر ثمری در عکاسی ایران داشته. بسیاری به خاطر او در مسابقه اش شرکت کردند و ادامهی موفق این جایزه بدون در نظر گرفتن نظرات علاقه مندان به عکاسی و او میسر نخواهد بود.
کارگاه امیدوار است که برگزارکنندگان انتقادپذیری و انعطاف لازم را داشته باشند و با رفع ابهاماتی که وجود دارد و با سیاستی روشن دور دوم را بهتر از دور اول برگزار کنند.
مسعود امیر لویی سردبیر نشریه عکس در مقاله ای چند صفحه ای در نشریه شماره 212 به نقد نخستین مسابقه کاوه پرداخته است . مهمترین نکته مقاله امیرلویی این است که مسابقه کاوه می بایست نگاه کاوه را دنبال کند و با جوایز دیگر از نوع خودش فرق کند و سیاستگزارهایش می بایست با نگاه و دید او موافق باشند و معتقد است دردور اول چنین اتفاقی نیفتاده است . وی اشاره می کند که کاوه معتقد بود با عکس می بایست هشدار داد و به افکار عمومی سیلی زد وگرنه عکاسی مطبوعاتی شاخه های متنوعی دارد که بسیاریشان مورد اعتنا وتوجه کاوه نبود.(نقل مضمون)
بسیاری از دوستان در سخنانشان به نوشتهی مسعود امیرلویی در موافقت یا مخالفت اشاره کرده اند.
......................
گردآوری نظرات:آتیه نوری
نیوشا توکلیان عکاس آژانس پولاریس : سال بعد بهترین عکسهایم را می دهم
در ایران هیچ وقت مسابقه ای نبوده که در آن فقط عکس های خبری و مستند اجتماعی شرکت کنند.من از این اتفاق خیلی خوشحالم و اگر کم و کسری هم داشته طبیعی است چون اولین سالش هست. من برای خود کاوه در این مسابقه شرکت کردم و سال بعد بهترین عکس هایم را می دهم .
با نوشتهی آقای امیرلویی که داوری می بایست مطابق با نگاه کاوه به عکاسی باشد موافقم و بهتراست از سال بعد این اتفاق بیفتد .من خودم سال دیگر با نگاهی که کاوه به عکاسی داشت عکس به این مسابقه می دهم چون اعتقاد دارم که باید اینجوری باشد .در مورد تیم داوری هم فکر می کنم که باید هر سال عوض شود
برای من حضور آقای پناهی فیلمساز به عنوان داور جالب و مهم بود .چون نه عکاسان را میشناسد و نه عکس هاشان را. نباید خودمان را کنار بکشیم باید این حرکت را اصلاح کرد. باید با خانم گلستان نقطه نظراتمان را در میان بگذاریم .
در مورد استعداد جوان هم کمی حرف دارم. این جایزه باید به به جوان هایی که تازه کارند تعلق بگیرد که از این جایزه در جهت پیشرفت در عکاسی بهره ببرند. جوانهایی که در کارهایشان جرقه هایی دیده میشود و باید آن ها را رشد داد.
عکس سربخشیان عکس خیلی خوبی بود و اگر خود کاوه هم بود این عکس را انتخاب می کرد .
 بالا: لیلی گلستان و هنگامه گلستان. پایین :امید صالحی ؛ حسن سربخشیان و مجید سعیدی
عباس کوثری دبیر سرویس عکس روزنامه شرق : جایزه خودم را حق عطا می دانم.
این که در جایزه کاوه گلستان بر عکس جوایز مطبوعاتی دیگر همهی عکاسان می توانند شرکت کنند و حتما لازم نیست کار چاپ شده در مطبوعات داشته باشند نکته مثبتی است . یعنی هر عکاسی با هر پروژه ای که کار کرده می تواند در آن شرکت کند . اما من با نکته هایی که آقای امیرلویی به آن اشاره کرده موافقم . و فکر می کنم اگر خود کاوه گلستان بود حتما عکس طاهرکناره را انتخاب می کردچون منطبق با نگاهی است که او به عکاسی داشت .مشکل دیگر اینکه که اگر قرار بود عکسهای خشن حذف شود باید اعلام می کردند. تعدادی از عکسهای من و مجید سعیدی به همین دلیل حذف شد. با این که همه می دانیم خود کاوه چنین عکسهایی می گرفته. اگر سیاست برگزار کننده دقیقا اعلام می شد طاهر کناره هم عکسش را نمی فرستاد . نگاه کاوه در این مسابقه کاملا حذف شده فقط اسم کاوه روی این مسابقه هست.در مورد استعداد جوان هم امید صالحی از دوستان خوب من هست و عکاس بسیار خوبی هم هست اما هر چیزی یک تعریفی دارد.باید کسانی که تازه کار هستند و بارقه ای در کارهاشان دیده می شود با جایزه استعداد جوان تشویق بشوند.
مشکل دیگر تکرار داوران در مسابقات مختلف است. تقریبا یک تیم داوری همه مسابقات را داوری می کند . داوران باید هر سال تغییر کنند.خیلی مهم است که داوران عوض بشوند چون عکاسان سبک خودشان را در عکاسی ادامه می دهند نه این که عکس هایی را بفرستند که با نگاه داوران همیشگی جور است .من از خانم گلستان خواهش می کنم که به این نکته توجه کنند. این که فیلمساز یا جامعه شناس در تیم داوری باشد خوب است اما تیم باید تغییر کند
ازمجموعه 15 تایی عکس من در مورد اعتیاد فقط دو تا روی دیوار رفته و مجموعه دیگرم 3 تا انتخاب شده و کنار تک عکس ها قرار گرفته و بیننده سردرگم میشد.گفتند به دلیل کمبود جاست اما بعدا روز افتتاح دیدیم که مجموعه های 15 تایی دیگر دوستان روی دیوار است .اگر قراراست عکسی به خاطر کمبود فضا حذف بشه باید نظر عکاس رو هم بپرسند .
در حق عطا طاهر کناره هم که به نظرم خیلی اجحاف شده عکس او حتی تقدیر هم نشد! من جایزه خودم را حق عطا می دانم.
مجید ناگهی عکاس آزاد : نقد سرمقاله نشریه عکس
من متاسفانه نمایشگاه را نرسیدم ببینم و در ریز جزئیات نیستم اما سرمقاله آقای امیرلویی را خواندم که به همین موضوع اشاره کرده است.این جا می خواهم به نقد مطلب وی بپردازم .
منطق موجود در سخنان آقای امیرلویی درست است اینکه نوع نگاه کاوه به عکاسی می بایست مد نظر برگزارکنندگان قرار بگیرد و مطالب دیگری که مطرح شده همه صحیح به نظر می رسد اما 2 نکته هست یکی لحن گزنده و همراه با نیشخند و تمسخری که ایشان معمولا در نوشته هایش به کار می برد که شایسته سرمقاله و جایگاه سردبیری یک نشریه نیست و دوم اینکه مثال هایی که به کار می برد تا مطلب را توضیح بدهد انقدر توضیح واضحات است که مخاطب احساس می کند به شعور او توهین می شود.این که مثلا ایشان می گوید " ایا نمی شود یاد و نام کاوه را با برپایی یک مسابقه دوچرخه سواری زنده نگه داشت ؟ مسلما جواب منفی است ...." و از این قبیل که در نوشته ایشان زیاد است. به نظر می رسد هر دو خصیصه ای که ذکر کردم به کار نوشتن طنز بیاید و آقای امیر لویی طنزنویس خوبی هم هست اما اشکال این جاست که نوشته یا باید طنز باشد یا مقاله ای جدی و گرنه بوی توهین از واژه هایی مثل" جایزهی رعنا" و مثل آن به مشام می رسد. اگر هدف از نقد اصلاح است این موضوع باعث می شود که نقد تاثیر خودش را از دست بدهد.امیدوارم برگزارکنندگان با در نظر گرفتن نکات مثبت انتقادات در هر چه بهتر برگزار شدن جایزه کاوه بکوشند. ومنتقدان هم به شیوه ای نظراتشان را مطرح کنند که جو نامناسب موجود در عکاسی تشدید نشود وامکان شنیدن حرف های درست فراهم شود.طبیعی است همین نظر من هم ممکن است مورد انتقاد بعضی باشد که من آماده شنیدن آن ها هستم .امیدوارم با کمک هم به فضای مطلوبی برای گفتگو برسیم .
ساتیار امامی مسئول بخش عکس ضمیمه ایرانشهر( همشهری ) : مجید حس غریبانه ای داشت
من اصولا علا قه ای به شرکت در مسابقات و جشنواره ها ندارم. همه از داوریها دلخور هستند خیلی از دوستان که میتوانند موثر باشند سکوت میکنند و از نتایج داوری ها ناراحت هستند . من به ایشان حق میدهم.در مورد نتایج داوری مسابقه کاوه گلستان من احساس میکنم که از قبل تعیین شده بود.
در رابطه با اینکه مسابقه کاوه باید نگاه کاوه را هم داشته باشه من موافق نیستم .هر کدام از ما نگاه خود را داریم و قرار نیست نگاه دیگری رابدزدیم.این معیار که حتما نگاه کاوه دنبال شود درست نیست.ولی فکر کنم این مسائل سال بعد در مسابقه کاوه تکرار نخواهد شد .مورد دیگراین که من کاملا قبول دارم داوری سلیقه ای هست اماحتی اگر با سلیقه داورها موافق نبود باید به عکس عطا طاهر کناره جایزه خاصی میدادند چون عکس عطا برای همه ما در جهان باعث افتخار بوده است . بعضی رفتارها هم در مراسم اهدا جوائز عجیب بود. مجید سعیدی عکاس خوب ما را مجبور شدن جایزه بدهند ؛ مجید حس غریبانه ای داشت.
مجید سعیدی دبیر بخش عکس خبرگزاری فارس: دیگر شرکت نمی کنم
نمی خواهم با وارد شدن به بعضی جزئیات و مطرح کردن بعضی انتقادها که هست باعث شوم که به اصل این مسابقه و جایزه لطمه وارد شود اما بعضی برخوردها در شان جامعه هنری ما نیست...
کاوه دوست خوبی برای من بود ؛ استاد من نبود اما نگاهش را در عکاسی قبول داشتم و دارم . من شخصا از سال دیگر در این مسابقه شرکت نمی کنم . چون فکر می کنم با سیاستگزاری هایی که به نظر می رسد ادامه داشته باشد این جایزه به بیراهه خواهد رفت . با نظر آقای امیرلویی در مورد این جایزه و منطبق نبودن آن با نگاه کاوه موافقم امیدوارم انتقاد ها مورد توجه برگزار کنندگان قرار بگیرد. عکس منتخب اول عکس بسیار خوبی است اما از جنس و نوع نگاه کاوه نیست . امید صالحی هم عکاس بسیار خوبی است و نگاه کاوه گلستان را در کارهایش می شود دید ولی جایزه استعداد جوان می بایست به جوانتر ها تعلق بگیره که تشویق شوند . آنطور که شنیدم عباس عطار هم که قرار بوده از استعداد جوان حمایت بکند نسبت به این موضوع اعتراض داشته است .
مشکل دیگر این که من بالاخره نفهمیدم عکس های عراقم برنده شده یا افغانستان .عکس های افغانستان هم قاطی شده بود با عکس های برنده ام که از عراق بود و روز اهدا جوائز هم نمایش داده می شد. عکاسان به خاطر کاوه و توصیه هایی که میشد در دقیقه نود شرکت کردند و
اکثرا پشیمان هستند و فکر کنم سال دیگر خیلی ها شرکت نکنند مگر این که فرض کنیم این جایزه از محدوده ایران خارج شود و بین المللی شود اسیر و درگیر این سیاست های باندی داخلی نباشد و من بدانم که عکسم در کنار عکس عکاس خارجی قضاوت می شود و داور خارجی هم حضور دارد و جو مسموم فعلی نیست آن وقت شرکت می کنم .
عطاءالله طاهر کناره دبیر سرویس عکس همشهری و عکاس فرانس پرس: تداوم یک نگاه خاص
 عکس از عطا طاهرکناره سال 2000 دوست نداشتم در این مسابقه شرکت کنم چون یک نگاه خاص به عکاسی در موزه و بینال بود و همان نگاه در جایزه کاوه هم حضور داشت.یادم میآید دوستم آقای سربخشیان همان زمان که جایزه ورلد پرس فتو را گرفتم در وبلاگ خود نوشت اگر کاوه زنده بود الان می گفت دمت گرم عطا! اما حالا کسانی سیاستگزار و انتخاب کننده عکس های کاوه شدند که اصلا با اینجور عکس ها مخالفند و آن را سیاه می دانند و در نشریه شان همین نظر را می نویسند. عکس های کاوه صریح و رک بود .ازسال 72 که عکاسی می کنم کاوه همیشه مشوقم بود عکس هایم که در خارج از کشور چاپ میشد از طریق خانم گلستان به او می رسید و او به من می داد و تشوقم می کرد.
من نمی خواستم شرکت کنم اما با تماس هایی که گرفته شد و تشویق بعضی دوستان شرکت کردم . دوست ندارم وارد باند بازیها بشوم همیشه سرم پایین بوده و کار خودم را انجام دادهام و سکوت کردهام .برخورد هایی که می شود آدم را دلسرد می کند.مسئله فقط شخص من نیست .
مهدی وثوق نیا عکاس آزاد:اوضاع عکاسی کشور زیاد خوب نیست
گاهی حس می کنم من دارم اشتباه می کنم و شاید بد می بینم، اما باید راحت بگویم که اینطور نیست. اوضاع عکاسی کشور زیاد خوب نیست و از آن میان همین جایزه کاوه است.
با کاوه گلستان به واسطه علاقه او به گروه عکاسان قزوین و همینطور سفرهای زیادی که به الموت قزوین داشت آشنا شدم او را از نزدیک می شناختم و بعد در دانشگاه نیز با دیدگاهش بیشتر آشنا شدم. به نظرم اتفاقات جدید فقط در زمانی می تواند رخ دهد که دیگر انسانی بنام کاوه حضور ندارد. ما در جایزه کاوه ادامه جریان بینال را می بینیم و می دانم که اگر خودش بود خیلی راحت بسیاری از عکسها را کنار می گذاشت، وتیم داوری دیگری را انتخاب می کرد. با کسی تعارف نداشت و ثبت حقیقت از هرچیز برایش مهمتر بود. حال شما با این تیم داوری عکسهایی می بینید که به هیچ عنوان در راستای فکری این عکاس نیست. حرکتهای عکاسی که کاوه انجام داده بصورت کتاب موجود است، ببینید چگونه به عکس اهمیت می داد. چاپ کتاب نمایشگاه با آن شکل واقعا در شأن این عکاس نیست. باید صادقانه بگویم که من از این جایزه تصور دیگری داشتم، اما امیدوارم عزیزانی که این مسئولیت را به عهده گرفتن مراقب برنامه بعدی باشند.
مهدی قاسمی عکاس ایسنا: تیم داوری هر سال عوض بشود
این که سابقه به شکل خصوصی و غیر دولتی برگزار می شود خیلی خوبست.من با نظر آقای امیرلویی موافق نیستم که جایزه کاوه حتما باید نگاه کاوه را هم داشته باشد برای این که به آن اندازه عکس در این زمینه تولید نمی شود و تعدادعکاسانی که به آن شکل کار می کنند زیاد نیستند.نمی شود اینطور به مسابقه کاوه نگاه کنیم . مسابقه کاوه یک مسابقه آزاد مستند اجتماعی و خبری است. اما معتقدم که سیاستگزاران این مسابقه باید تغییر کنند. تیم داوری هم باید هر سال عوض بشود. خانم گلستان در مصاحبه ای گفتند از سال دیگر شاعر یا نویسنده هم در تیم داوری خواهیم داشت و من نمی دانم یک نقاش یا شاعر در در انتخاب یک سری عکس مستند اجتماعی چه تاثیری خواهد داشت و در این مورد هر چه فکر می کنم جوابی برای خودم پیدا نمی کنم . به هر حالحرکت خوبی آغاز شده و باید عکاسان همکاری کنند تا این جریان به سمت درستی هدایت بشود.
رضا معطریاندبیر عکس روزنامه جهان صنعت و عکاس روزنامههای ایران و شرق: این حرکت لازم است تداوم داشته باشد
جایزه کاوه گلستان حرکت خوبی است و لازم است تداوم داشته باشد.اما برگزار کنندگان از ابتدا سیاست مشخصی را اعلام نکردند و به همین دلیل هم خود و هم شرکت کنندگان دچار سردرگمی شدند.بعضی عکسها که به مسابقه وارد شد عکسهای خبری نبود عکسی که از صفحه تلویزیون گرفته شود که دیگر عکس خبری نیست تعریف عکس خبری در خیلی از عکسها نبود و در بعضی عکس ها هم بود. البته مسئله ای هم هست و آن این که مگر ما چقدر عکس خبری تولید می کنیم؟ خیلی عکس ها قدیمی و تاریخ گذشته بودند .زمان فاکتور مهمی در عکس خبری است و وقتی از یک اتفاق زمان زیادی بگذرد دیگر عکس مربوط به آن نباید مطرح بشود.
عکاسی خبری هزار و یک مشکل به همراه دارد مسائل و مشکلاتی مانند اعتیاد ؛ ایدز ؛ فحشا و ....خیلی کم عکاسی میشود و این به خاطر مشکلات فراوانی است که عکاسی خبری دارد. اگر بخواهیم فقط نگاه کاوه را ملاک قرار دهیم تعداد شرکت کننده ها خیلی پایین می آید.
به نظر من در بخش جنبی حتما لازم است تعدادی از عکسهای خود کاوه را هم چاپ کرده و عرضه کنند. خیلی از عکاسان جوان ما عکسهای وی را ندیده اند و فقط شنیده اند که آقای گلستان فلان موضوعات را کار کرده است .
حامد نوری عکاس هموطن سلام:عکس خبری خوب ولی بدون حرف
با عکس های امید صالحی خیلی موافقم ولی نه به عنوان استعداد جوان .عکس های آقای سعیدی هم عالی بود .عکس اقای سربخشیان عکس خوبی بود اما اصلا نگاه کاوه گلستان در آن نبود یک عکس خبری لحظه ای خوب بود که حرفی پشتش نداشت .
حسن سربخشیان : بدگمانیها را کنار بگذاریم
این که بگوییم همه نگاه ها در این جایزه باید مثل نگاه کاوه باشد درست نیست .کاوه در عکاسی ایران جریان سازی کرده و خیلی ها را تحت تاثیر قرار داده اما همه که مثل کاوه نمی بینند یا فکر نمی کنند نمی شود گفت همه با نگاه او عکس بگیرند. ضمنا کسانی که می خواهند نگاه کاوه را بشناسند باید همه آثار او ؛ عکسها فیلمها و نوشته های او را ببینند تفکر کاوه فقط در عکس هایش نیست . درمورد داوری اگر بعضی ها فکر می کنند که یک نفر توانسته همهی داوران دیگر را تحت تاثیر قرار بدهد اینطور نیست. هر کدام از داورها برای خودشان شخصیت و تفکر دارند و بحث می کنند. این بدگمانی را باید کنار گذاشت .بعد هم این که فضا جوری شده که آدم از اینکه در مسابقات شرکت کند پشیمان می شود .شاید بهتر باشد من دیگر در هیچ مسابقه ای شرکت نکنم و به همان عکاسی ام برسم .با این همه این مسابقه تا آنجا که من یادم می آیدکم حرف و حدیث ترین مسابقه بوده و موفق هم عمل کرده در حالیکه می بینیم بخش عکس جشنواره مطبوعات هر سال به حاشیه کشیده می شود و باید علت آن را بررسی کنند
مهرداد عسگری طاری : نمایشگاه باید صرفا خبری باشد
اشکال اول در نوع ارائه عکسها بود.از نظر خبری هیچ یک از عکسها توضیح نداشت.چاب عکسها بسیار بد بود.عکسها در کتاب هم توضیح نداشت .بخشی از عکسها نه خبری بود نه مستند اجتماعی....من نمیدانم در این مسابقه چه جایی داشتند.من با مطالب آقای امیر لویی 80% موافقم ولی با اینکه نگاه کاوه گلستان باید در عکسها باشه را قبول ندارم.اگر قرارست این اتفاق بیفتد باید در فرا خوان قید شود .در آخر من انتظار داشتم یک نمایشگاه از عکسهای صرفا خبری ببینم که اصلا نبود.
نظرات شما
هیچکس:
من فکر میکنم بجای درست کردن دیگران بهتر است هر کس به درست کردن خودش بپردازد ،یعنی امیر لو ئی به عیبهای نشریه خود توجه کند ،تهرانی سایت کارگاه ،ناطقی خانه عکا سان ،عباسی مجله دوربین عکاسی و... کسانی که نمایشگاه بر پا می کنند خود به دنبال رفع عیبهای مسا بقه هستند ،اگر در مجله عکس به مضوعی پرداخته شده بگذارید هما نجا به آن پرداخته شود وحالا که شما خیلی علاقه به این بحثها دارید بهتر است قضا یا را خیلی باز تر و سنجیده تر بررسی کنیدو متا سفانه گزارش شما معلوم است دارد نظری را تحمیل میکند و این دور از انصاف است از شما آقای تهرانی بیشتر از اینها انتظار میرود! دقت فرما ئید.سایت خود را با بحثهای سطحی پر نکنید که مشکل عکاسی ما این بحثها نیست،مشکل تنبلی عکاسان و زود مطرح شدن آنهاست. باز هم تکرار میکنم به خودمان بپردازیم تا دیگران.
محمد تهرانی:
دوست عزیز کاش منظور خود را روشنتر بیان می کردید.آیا منظور از اینکه می گویید بگذایم هر کس به درست کردن خودش بپردازد این است که هیچ انتقادی را از هیچ کس مطرح نکنیم ؟کسی قرار نیست کسی را درست کند مسلما هر کس خود باید به اصلاح خود بپردازد اما اگر ایرادی فرضا در کارگاه هست آیا شما حق ندارید آن ایراد را به من گوشزد کنید؟ فکر می کنم که این حق را دارید و من خوشحال می شوم اگر شما ایراد کارگاه را نه با کلی گویی بلکه با ذکر مصداق بیان کنید. مثلا این که چرا فکر می کنید کارگاه دارد نظری را تحمیل می کند و کدام نظر را و چگونه دارد به تحمیل آن می پردازد. و این که کارگاه چه موضوعی را باید سنجیده تر بررسی کند؟ اصلا در این نوشته کارگاه خود موضوعی را بررسی نکرده و جز چند خط اول مابقی مطلب انعکاس نظرات دیگران است و اگر کارگاه ضرورت اینکار را احساس نمی کرد انجامش نمی داد. اگر فکر می کنید این کار ضرورت نداشت یا مطلب تهیه شده سطحی است لازم است دلیل خود را هم بنویسید . نوشته اید مشکل از تنبلی عکاسان و زود مطرح شدن آنهاست کارگاه خوشحال می شود اگر شما در این مورد توضیح بدهید.
سجاد:
همان طور که همه ما میدانیم تفکر آدمها تغییر میکند و کاوه هم از این قضییه مستثنی نبوده و حتی پیش رو هم بوده است و عکسهای آخرش که کاری دیجیتالی رویشان انجام داده این را ثابت میکند و اگر کاوه هنوز عکاسی میکرد مطمئنا تفکر عکاسی خبری دوران جوانیش را نداشت و به جرات میشود گفت به نوع عکاسی سربخشیان نزدیک تر بود و دلیل این حرف فیلم های او است بهتر است دوستان به دو فیلمی که اکثرا در دسترس است بسنده نکنند و آثار دیگر کاوه را ببینند،در مورد استعداد جوان شما دارید علاوه بر عکسهای یکنفر دارید یک شخص را معرفی میکنید به عنوان یک استعداد و معنی آن این است این آدم نگاه عکاسانه ای دارد و نمو نه اش هم آخرین اثرش است هر چند من فکر میکنم پروژهای قبلی وی موفق تر از مجموعه نی برهایشبوده است ولی با این حال الحق او یک استعداد است حتی من پیشنهاد میکنم اگر کسی با این شرایط نبود به عنوان استعداد معرفی نشود برای استعداد بودن باید تلاش زیادی کرد و نظر من نقطه مقابل نظر آقای کوثری وخانم توکلیان است.و آقای سعیدی اشاره کرده بودند که دو تا مجموعه من در هم شده بود حق با شما است ولی اگر این اتفاق نمی افتاد مجموعه شما نا قص بود هر چند که یک چشم ورزیده به تصنعی بودن تعداد زیادی از عکسهای شما پی خواهد برد از جمله عکسی که سربازان آمریکای با شتاب داخل اتاقی ریختن و شما قبل از آنها در اتاق بودید شما فرق فیلم جنگی سا ختن با گزارش خبری را اشتباه گرفتید این قبیل بی توجی ها گزارش شما را ضعیف کردهولی در کل تلاش شما در یک سری نکته سنجی ها در بعضی عکسهای تان قا بل تقدیر است از جمله عکسی که سرباز آمریکای روی تخت دراز کشیده و به نضر من برای اثبات اینکه شما عکاس خوبی هستید که شکی در آن نیست سال آینده حتما شما ، آقای صالحی وآقای سربخشیان شرکت کنید که اعتبار یک جشنواره به شرکت عکاسان خوب در آن است و خیلی به حرف دیگران توجه نکنید و راه خودتان را ادامه دهید .
در کل مسابقه کاوه به عکسهایی بها میدهد که در آنها تفکر باشد ودلیل این حرف نوع انتخاب داوران بوده است امیدوارم با همین روال ادامه دهند و تحت تاثیر حرفهای دیگران قرار نگیرند و عکاسان ،عکسهای شک برانگیزشان را برای مسابقه مسعود بفرستند!
هیچکس:
اگر مسابقه کاوه نیازی میدید خودشان سایت دارند و این کار را انجام میدادند و اگر کسی بخواهد نظر موافق یا مخالف به مطلب امیرلویی بدهد برای مجله عکس مطلب می نویسد وهمان جا چاپ میشود .جامعه عکاسی ما به امثال تهرانی ها نیاز دارد نه برای شلوغ بازی .جامعه عکاسی انتظار مطالب پر محتوی از شما دارد تا دریچه ای نو برای این اتاق تاریک باز کنید تا هوای تازه ای در اتاق جریان پیدا کند.موفق باشید.
استاد:
آقاي سجاد نگاه كاوه يعني عكس عطا طاهر كناره نه عكس سربخشيان به هرحال داوري هست و هزار زد و بند من ميتوان 40 ثانيه 10 عكس مثل عكس سربخشيان تو رايانه درست كنم !!عكسهاي كاوه را بيشتر ببينيد
منم عکاس:
آقا سجاد عكاسي مرد عمل مي خواهد.حرف زدن آسان است. به تمامي دوستان مصاحبه شونده و عكاساني كه در ثبت حقيقت گام بر مي دارند خسته نباشيد مي گويم.مطالبتان خواندني و گوياست اميدوارم همگي در مسابقه بعدي هم شركت كنيد. شما نبايد كاوه را فراموش كنيد و بدور از جنجال و هياهو و هميشه ياد كاوه را گرامي داريد و كاوه وار به كارتان ادامه دهيد.كاوه هميشه زنده است.چون حقيقت زنده است.
رازدشت:
آقاي سجاد
اگرعكاس باشي و درمناطق جنگي رفته باشي اين رامي گويند جرات عكاسي
كه مجيد سعيدي اين كار را در ابتداجنگ عراق انجام داد .
و چطورممكن است مجيد درآن بهبه به سربازان امريكاي بگويد حمله كنيد تا من عكس بگيرم . من فكر مي كنم شما زيادي فيلم جنگي ديديد
ضمنا من چنين عكسي را در جايزه کاوه نديدم.
ومن به هم عكاساني كه در ثبت حقيقت گام بر مي دارند خسته نباشيد مي گويم.
محمد تهرانی:
آقای یا خانم هیچکس ؛ مطمئن باشید که کارگاه نه علاقه ای به شلوغ بازی دارد نه سودی در آن می بیند. امیدوار بودم پاسخم را کمی دقیقتر بگیرم . با منطقی که شما به کار می برید دیگر هیچکس هیچکار نباید بکند . / موفق باشید .
م . ر:
lمن فكر مي كنم نوشته ي اقاي اميرلوئي كامل و مبتني بر استدلال است در نقدهاي استدلالي منتقد از مسائل واضح و مبرهن شروع مي كند و مسائل جديدي را مطرح مي كند اين مطلب كاملن محترمانه بود و اينكه آقاي ناگهي مي گويند صحيح نيست در مورد اينكه گفته اند آقاي اميرلوئي طنز نويس خوبي هستند ما كه تا كنون طنزي از آقاي اميرلوئي نخوانده ايم آقاي ناگهي بهتر است در مورد چيزي كخ مي نويسند دقت بيشتري بكنند.
کارگاه:
خانم لیلی گلستان بعد از خواندن این صفحه نظراتش را برای کارگاه ارسال کرده که به زودی در کارگاه منتشر می شود.
حسن غفاری:
گلستان استاد من است مرگش را قبول ندارم . او به من نگاه از درون و فهميدن باطني را اموخت. تشويق و تحقير گلستان هموزن بود و هميشه با هم.جايزه گلستان ارزش گزاري به جسارتي عكاسانه با موضوعات انساني است. براي گلستان فعال بودن عكاسان ايراني مهم بود . گلستان هميشه ارائه زيبا و اثر گزار داشت اين اتفاق در جايزه گلستان نيفتاد ولي گلستانهاي كاوه انها كه جسارت را از كاوه اموخته بودند خودي نشان دادند.
مهرداد پاينده:
من مطمئن هستم كه برگزار كنندگان جايزه ي كاوه با استفاده از نظرات ارائه شده سال آينده جايزه ء كاوه را در خور كاوه برگزار خ.اهند كرد.
morad:
محض رضاي خدا يك نفر نيست بي غرض يك نقد حسابي كه كارساز باشه بنويسه؟ يادمون نره كه بعضيها ا نتقاد درست را ميپذيرند بخصوص برگذار كنندگان اين مسابقه. فقط با ا نتقاد صحيح اين حرکت را مي توان اصلاح کرد.
Avisheh:
It is very sad to see how the dominant viewpoints and opinions in this forum are all negative, and evolve around simplified criticism. What is happening in Iran,in photography and the arts, in Kargah, as well as the Kaveh Golestan Award is amazing and truly inspiring.
As an Iranian living abroad and keeping a close eye to the art scene of my home-country, I found it disappointing to see how this dynamism of creation is grouped with a negative cultural dynamic of non-productive and self-centerd criticism. The consipracy theories of "zado-band" o "band bazi" as well as threats of not-participaing in coming years or that everythings was "pre-decided" are just "kam Lotfi " to such a promising and personal endeavor undertaken by people that are doing it for the sake of arts and not names and positions and reputation.
Be open, be positive and look ahead, work hard and stop the simplified gossips that have to be abondoned in order for all of us to succeed internatlly and internationally. Avisheh Mohsenin, Chicago, USA.
moradi:
I am sorry Dear Avisheh. can you speak farsi?!
sina:
behtar ast sale digar aghaye amir loy az davaran bashad ta inhame saro seda be pa nashavad.
zemnan in khanoom noory az pardakhtan be ,masayele hashiey che lezaty mibarand?
|