مسائل جامعه عکاسی با نگاهی به نوشتهی دوستان در سایت عکاسی؛ محمد تهرانی
جمعه، 16 بهمنماه 1383
دوستان در سايت عكاسي مطلبی را انتشار دادهاند با عنوان چه منافعی خواهیم برد؟
جایی از مطلب به هتک حرمت بزرگترها و اساتید اشاره می کند که بعضی این حریم را رعایت نمیکنند.اگر چه مصداق هایی را که در این خصوص در ذهن دارند دقیقا نمی دانم اما با ايشان در این مورد موافقم .هیچ عقل سلیمی هتک حرمت را جایز نمی شمارد.چه همانطور که خود اشاره کرده اند هیچ تضمینی وجود ندارد که کسی که امروز هتک حرمت می کند خود فردا مورد هتک حرمت قرار نگیرد.و این امر به روال تبدیل نشود.وارد حریم خصوصی افراد شدن هم کار نکوهیده ایاست. به عنوان مثال اگر عملکرد شخصی در برگزاری جشنواره ای یا مسابقهای دچار اشکال هست یا ما فکر می کنیم که چنین است می بایست همان عملکرد را به شیوهای درست مورد نقد قرار دهیم نه این که شخص و شخصیت وی را نشانه رویم . نقدی که با لحنی درست و به دور از غرض ورزی نوشته یا بیان شود اکثرا کارساز خواهد بود.
اما در مورد دیگر مطالبی که نوشتهاند نکاتی قابل ذکر است:
ابتدا بگویم که من از هر حرکتی که در زمینه عکاسی انجام شود استقبال می کنم و آن را گامی در پیشرفت عکاسی این دیار می دانم و زحمات دستاندرکاران آن را ارج مینهم از دو سالانه گرفته تا همین جایزه هنرو نیایش.اما آیا کسی می تواند ادعا کند هیچکدام از این حرکتها هیچ نقص و ایرادی نداشته است؟ ایران خودمان را بگذاریم؛ در دیگر نقاط جهان که تجربه سالیان دراز در اینگونه موارد دارند آیا حتی خود متولیان امور هیچوقت ادعا کرده اند که بی کوچکترین نقصی امور را به پیش برده اند؟
یکی از مواردی که در بعضی نوشته ها به آن اشاره کردهام عدم شفافیتی است که در بیشتر فعالیت های اخیر وجود داشته است. یعنی سیاستهای برگزاری یک مسابقه یا جشنواره از قبل بطور مشخص بیان نشده . و پس از برگزاری هم دستاندر کاران برای رفع شبهات اقدام لازم را انجام نداده اند. یادمان هست که قرار بود جلسه جمع بندی برای دو سالانه تشکیل شود که نشد. یک کنفرانس مطبوعاتی از سوی دستاندرکاران می توانست مفید واقع شود که این هم انجام نشد. این ها به شبهات و حواشی دامن میزند. با اینهمه میشود فهرست بلندی از فوایدی که همین دوسالانه داشت ارائه داد.
بعد از برگزاری جایزه کاوه گلستان بسیاری مایل بودند نظراتشان را در این خصوص بیان کنند. کارگاه با ایشان گفتوگوهایی انجام داد و در سایت منتشر کرد .نظرات از افراد مختلف و بسیار متفاوت بود. بعضی نظرات در ذهن شخص من شبهه ایجاد کرد . بعد از انتشار نظرات به دیدن خانم گلستان رفتیم ونظرات دوستان را منتقل کردیم. توضیحات وی بسیاری از شبهات را برطرف کرد.اگرفرصت میشد همان گفتوگو را پیاده کرده و انتشار دهیم بسیار بهتر بود اما به دلیل کمبود زمان و نیرو ایشان پس از آن ملاقات متنی را آماده کرد و برای کارگاه ارسال داشت که انتشار همان متن به اعتقاد من و بسیاری دیگر به رفع بعضی سوء تفاهم ها کمک کرد.
من فکر می کنم اگر کسی جایزه ای میگیرد و باز به همان کسانی که او را به عنوان عکاس برتر انتخاب کردند انتقاد می کند و می گوید دیگر در این مسابقه شرکت نمی کند حتما دلیلی برای اینکار دارد شاید هم دچار سوء تفاهم باشد. آیا اگر نظر او منعکس نشود این سوء تفاهم از بین می رود یا متولی امر می تواند دلیلش را بشنود تا اگر پاسخی دارد بیان کند؟
خانم گلستان در نوشته اش از هرگونه انتقاد سازنده استقبال کرده و نوشته بود: "من فردی هستم صادق صریح و شفاف . با من مثل خودم باشید." و یکی دو مورد از نقص های نمایشگاه را پذیرفته بود و در دیگر موارد پاسخهایی داده بود که به شفاف سازی فضا پیرامون مسابقه کاوه گلستان کمک می کرد. از ایشان در مورد باز گذاشتن بخش نظرات نوشتهشان سؤال کردم که موافق بود .
اعتقاد همیشگی من این بوده است که سرپوش گذاشتن و نادیده گرفتن حرفها باعث از بین رفتن آن ها نمی شود اگر فکر می کنیم که چنین کاری ( یعنی سرپوش گذاشتن بر نظرات و حرفهایی که هست) کمک می کند تا جو آرام و بی تنشی داشته باشیم اشتباه می کنیم. این کار نه تنها کمکی نمی کند که فضا را از آن چیزی که هست و همه مسمومش میخوانند مسموم تر خواهد کرد.
به دوستان سايت عكاسي عرض می کنم هر تیمی برای فعالیتهای آتی انتخاب شود اگر با برنامه ریزی صحیح از شروع انجام پروژه تا پایان آن همانطور که خانم گلستان اشاره کرد شفاف ؛ صادق صریح و پاسخگو باشد آن پروژه با کمترین حواشی و سوء تفاهم به انجام خواهد رسید.
دیگر اینکه گمان نبریم این مسائل و حواشی فقط در جامعه عکاسی خودمان هست . در جوامع دیگر هنری اگر دربعضی موارد و امور بحثها و حواشی بیشتر نباشد کمتر نیست . کافی است سری به بعضی وب سایتها یا وبلاگ ها که در زمینه های مختلف هنری ادبی فعال هستند بزنیم ...
من در کل این بحثها را مفید می دانم . قبل تر هم نوشتم که وجود وبلاگ ها و بحثهایی که در آن ها در می گیرد می تواند برای جامعه عکاسی مفید باشد به شرط آنکه قرارمان مدارا و احترام و تحمل عقاید مخالف باشد و هدفمان اعتلای عکاسی.
کافی است کسانی که وبلاگ می نویسند یا در آن ها نظر می دهند کمی بیشتر به ادبیات و لحن نوشته شان توجه کنند.
البته همیشه کسانی ( اگر چه بسیار معدود) هستند که عینکی دیگر به چشم دارند و همه چیز را سیاه میبینند و همیشه با همه چیز و در هر کجا مخالفند. مثلا یکی از همین افراد می تواند در زیر یک نوشته با ده نام مختلف یک نظر را مدام ودرشکل های مختلف تکرار کند و روند منطقی یک بحث را به هم بریزد. و به همین دلیل کسانی که دلسوزانه می خواهند نظری بدهند از خیر آن میگذرند.و یا وبسایت ها بخش نطرات را می بندند.
برای جلوگیری از این موضوع نرم افزاری می شود نصب کرد که نظرات قبل از منتشر شدن دیده شود و اگر توهین و افترا و جوسازی در آن نیست بر روی سایت قرار گیرد . به دلایلی تا کنون امکان نصب این نرم افزار را در بخش فارسی سایت نداشته ایم اما در آینده امیدواریم که اینکار را انجام دهیم . بنابر این تا آن زمان اگر نظری نوشته شود که شامل افترا توهین و جوسازی باشد در اولین فرصتی که دیده شود پاک میشود.
نظرات شما
ArAsH:
هنر اينگونه به گل ننشيند
به كمك شما.
-آ-
اسماعیل عباسی:
آقای تهرانی بسیا عزیز.
پیش از خواندن مطلب شما و پس از خواندن مطالب مورد اشاره مطلبی نوشتم که بسیار بلند است و از حوصله خوانندگان کارگاه و سایت عکاسی فراتر. خلاصه می گویم که نظرهای ارائه شده من در مواردی با نظرهای شما مشابهت دارد. متاسفانه به جای ریشه یابی این نوع برخوردها فرمان ساکت شوید می دهیم.
چرا معضلات را ریشه یابی نمی کنیم تا در صدد رفع آنها برآییم؟ لحنها گاهی گزنده است قبول. بی حرمتی به بزرگان می شود که پذیرفته نیست، این هم قبول. اما چرا دوستان نمی پرسند سر منشا این برخوردها کجاست. آیا تمامی جامعه عکاسی ما بیمار است؟ ریشه این بیماری در کجاست؟ آیا شفا ندارد؟
با سپاس. اسماعیل عباسی
محمد تهراني:
آقاي عباسي عزيز؛ كارگاه از انتشار مطلب شما هر چقدر هم كه طولاني باشد استقبال مي كند.گمان دارم خوانندگان هم چنين نظري داشته باشند.چرا كه ريشهيابي مسائل بسيار مهم و از ضروريات است. پايدار و سربلند باشيد.
ArAsH:
آقاي عباسي عزيز
بيماري كه هست
اما صرف عكاسي نيست.
ناتوانيم در بيان كردن
و حرف زدن ...
ولي اين مايه ي بي آبرويي ي جامعه ايست كه غير از كلام
شيوه ي ديگري نيز براي بيان انتخاب كرده.
-آ-
با شاد زي
ali:
آقاي تهراني بخاطر مطلب كاملا پخته و انتقاد سازنده تشكر ميكنم
اديسه لطفي:
اقاي تهراني خيلي متشكر از نكاتي كه به انها اشاره فرمودين.اگر اجازه بدين موردي هست كه من اشاره اي به ان داشته باشم:در قسمتي كه مربوط به گذاشتن نظرات در سايتهاي هنري مي شود كساني هستند كه نظراتي را با نام و ادرس ايميل شخص ديگري وارد ميكنند.به عنوان مثال نظري با اسم و ادرس من در سايت www.kosoof.com گذاشته شده كه حتي با فرستادن 3 ايميل از جانب من به سايت مذكور هنوز جهت برداشتن ان با گذشت چند ماه اقدامي نشده.براي چنين مواردي حتي نميتوان قانوني اقدام كرد.بنابراين فكر نميكنيد كه دوستان ما در سايت ذكر شده كم لطفي ميكنن؟؟؟
|