گزارشی از جلسه نقد آثار نقاشي گروه رُد در گالري مات
شنبه، 15 اسفندماه 1383
به کوشش: مهنوش نادری
اولين دورة جلسات نقد آثار هنري ، سه شنبه ششم بهمن ماه در گالري مات برگزار شد.[لینک]
در این جلسه كه در مراسم اختتاميه نمايشگاه گروه "رد "برگزار میشد ، اساتيد پويا آريانپور و بهنام كامراني نقد آثار گروه رُد را به عهده داشتند. اين جلسه از ساعت 30/19 شروع و در ساعت 22 به پايان رسيد.
 جلسات نقد قرار است برای همهی نمایشگاههای گالری برگزار شود مسئولين گالري مات اعتقاد دارند بر پايي هر نمايشگاه هنري احتياج به نتيجه گيري دارد و تنها نمايش آثار ، كمك زيادي به روند پيشرفت هنري هنرمند نمي كند.
در بارهی گروه رٌد
گروه رُد شامل 4 هنرمند مي باشد كه عبارتند از ساناز حسيني ، پگاه فيض آبادي ، الهام شيروي و سارا حسيني. اين هنرمندان جملگي از فارغ التحصيلان كارشناسي دانشگاه آزاد اسلامي در رشته نقاشي و سال آخر كارشناسي ارشد در همين رشته در دانشگاههاي مختلف هستند و گروهشان را نزديك به يكسال و نيم است كه تشكيل داده اند.
رُد در فارسي باستان به معني گل رز و Rod در زبان انگليسي به معني مستحكم و فولادين است.
اين هنرمندان گروه رُد را به دو دليل تشكيل داده اند ، يكي استفاده از امكاناتي كه گروه خيلي راحت تر مي تواند بدست بياورد. و ديگري اينكه آنها اعتقاد دارند در ايران هر فرد در گروه خيلي زودتر رشد مي كند و پله هاي ترقي را بالا مي رود تا اينكه بخواهد به تنهايي طيِ طريق كند. و مي گويند انتخاب اعضاي گروهشان تنها به خاطر داشتن ذهنيات و اهداف مشابه به هم بوده نه شباهت در نحوة اجراء كار .
گزارش جلسه
پويا آريانپور جلسه را با پرداختن به اهميت و ضرورت وجود نقد هنري در ايران آغاز كرد. او در بخشي از سخنانش گفت :
اين اولين جلسه نقدي هست كه در گالري بر پا مي شود. سابقاً جلساتي بود با حضور آقاي پاكباز، آقاي وكيلي و چند هنرمند ديگر كه دربارة آثار صحبت مي كردند و به نظر من خيلي حركت ممتازي بود. نقد كار هم مي تونه خيلي سازنده باشه و هم خيلي تخريب كننده. وقتي دربارة نقد در ايران صحبت مي شود ، عده اي مدافع وجود نقد در ايران هستند و عده اي مخالف آن. ما در حوزه هاي ادبيات ، شعر و به طور اخص در سينما نقد هاي بسيار خوبي داريم. ولي در حوزه تصوير و نقاشي ، شايد نداريم.
تشخيص خوب و يا بد بودن يك نقاشي بسيار مشكلِ و پیچیده است، به خاطر اينكه بالايه هاي دروني تري از فرد سر و كار دارد و مشخصاً نميشود به دليل وجودچند فاكتور از پيش تعيين شده ، يك تابلوي نقاشي را مورد قضاوت قرار داد. نقد خوب خاصيتش این است ( براي من اينطور بوده ) كه پله هايي رو كه بايد طي بكنم سريع تر طي كنم ، پله هايي رو كه بايد بپرم ، مي پرم و شايد يك جاهايي رو هم نبايد تجربه بكنم. و تمام اينها بر مي گردد به شناخت هر فرد...
محوریت بحث
در اين جلسه بر اهميت عنوان گذاري بر روي اثر هنري صحبت شد. كه آيا يك اثر هنري براي اينكه با مخاطبانش ارتباط برقرار كند لزوماً بايد داراي عنوان باشد ؟ يا خير.
 بهنام کامرانی و پویا آریانپور
بهنام كامراني : كارهاي شما عنوان داره ؟
سارا حسيني : نه عنوان نداره .
كامراني : چرا ؟
حسيني : چون اگه عنوان بذارم شعار دادم.
كامراني : شما كه اين همه شعار داريد!
حسيني : چون اينطوري دريچة ذهن مخاطبم رو بستم .
كامراني : شايد هم دريچه رو باز بكنيد!
حسيني : آخه جامعه اي نيستيم كه دريچه باز بشه . ما عادت كرديم مصرف بكنيم . مثل بچه اي مي مونه كه وقتي براي اولين بار پرتقال به دستش بديد نمي دونه اين چيه ، خُردني ، بازكردني و ... ممكن بكوبه توي سرش ، قِلِش بده ، ساعتها بازي كنه بدون اينكه بخورتش ، تعريفي نداره. مثل يك موجود فضائي اومده و داره اونو ميشناسه.
كامراني : در هر بازي هم يك برداشتي وجود داره .
حسيني : اون تا اونجايي برداشت مي كنه كه بهش آگاهي ندادند. وقتي بهش بگن اين پرتقال خوردنيِ تا آخر عمر ميگه اين پرتقال خوردني ! اگر من نيويورك به دنيا اومده بودم حتماً روي كارهام اسم مي گذاشتم.
اينجا بايد اينقدر براي مخاطب درگيري ذهني ايجاد كني كه فكر كنه.
پويا آريانپور : موقعيت جغرافيايي باعث ايجاد انديشه ميشه ، ولي نبايد مانع انديشهی تو باشه . تو ممكنه تفكرت رو از يك جغرافيايِ بسته اي گرفته باشي ؛ ايران ، شرق ، آسيا ، با تمام چيزهاي خوب و بدش ولي وقتي تو اين رو عرضه مي كني نبايد بگي كه من بايد اين رو در شرايط اجتماعي ايران عرضه بكنم. موقع عرضه كردن بين المللي هست. اگر تو بخواي به زبان زيباي بصري صحبت بكني و فقط بخواي فكر كني كه اين بايد مختص ايران باشه و من ليبل نمي زارم ، اين دليل نمي تونه درست باشه . اگر از من بپرسن مي گم ، عنوان به همون دليل كه ميتونه خيلي گسترش بده ، هم مي تونه خط منو بده ، مي تونه خوب هم نباشه. ولي اينكه شرايط اجتماعي اينجا رو آدم مانع بدونه فكر مي كنم خيلي هنرِش رو كوچك مي كنه. هنرش رو بست مي ده به اين چهار ديواري كه اينجاست. و اين اصلاً توجيه خوبي نيست.
كامراني : شما داريد مخاطب رو تحميق مي كنيد . كسي كه اينجا مياد كار شما رو ببينه، يا دانشجوي هنر يا نقاشه يا هنر دوست. حالا شايد چند نفر متفرقه هم بيان ولي اكثر مخاطبهاي شما هنرمند هستند ، شما بايد هنرمندها رو جدي بگيريد.
حسيني : من بايد در اين رابطه فكر كنم.
آريانپور : اصلاً قرار نيست تو چيزي رو به كسي ثابت كني . در هنر نقاشي ، هر هنرمندي وقتي چيزي رو عرضه مي كنه به عنوان پيشنهادي توي اين دنياست. اون يك فرضيه است ، مي تونه قبول بشه يا اينكه قبول نشه. چيزي كه فكر مي كنم خيلي قشنگه ، انديشه هست. در اين دوره ديگه شما رنگ پاشيدن و استفاده صِرف از بافت فقط براي ايجاد يك تركيب بندي زيبا رو نمي بينيد. از اواخر قرن 20 اون انديشه ، فكر و ايده هست كه مهمه و به كار ارزش ميده .
كامراني : گاهي وقتها خودِ نقاشي يك چيز معموليه ، ولي فرآيندي كه طي شده تا به اونجا رسيده اون ارزش داره و مهّمه .
 نقاشی از ساناز حسینی
آريانپور : اون تصوراتي كه ما نسبت به رنگ و فرم داريم شما ها بلديد ، مسئله اي كه هست ، اينه كه شما از ادراكتون نسبت به واقعيت به چه استنباطي رسيديد. هميشه اون استنباط مهّمه .
پگاه فيض آبادي : اگر واقعاً يك هنرمندي يك انديشه ، يك ايدئولوژي در كارش نهفته است ، او ن رو از طريق كارش ، از طريق اجزاء كارش به مخاطب انتقال مي ده ، پس لزوم توضيح دادن يا ندادنش چيه ؟ پس چرا اثر خلق مي كنه؟
كامراني : هنرمند هميشه به اثرش چسبيده است و نمي تونيم آنها رو از هم جدا كنيم. شما مي تونيد اين راه حل رو انتخاب كنيد كه دربارة آثار تون صحبت نكنيد، ولي هميشه اين خطر براي شما هست كه كارِتون فهميده نشه .
آريانپور : اين تجربه اي كه شما داريد مي كنيد ، تجربة اول قرن 20 هست كه مؤلف مياد ميگه من نيستم و اثرم بايد جواب بده . مرگ مؤلف شوخيه !
اگر يكي از كارهاي وسطي موندريان رو بذارن جلوي من ، من مي گم تا بقية كارهاي اين آدم رو نبينم و اون آدم رو نشناسم نمي تونم نظر بدم. هيچ آدمي نمي تونه نظر بده .
هيچ هنرمندي بدون بيوگرافي در اين قرن شناخته نخواهد شد. امكان شناسائيش وجود نخواهد داشت. گذشت اون دوره اي كه من يك نقاش خوبي هستم ، خيلي زيبا نقاشي مي كنم ، در شرقم ، توي اطاقمم ، كسي من رو نمي فهمه ! آره به همين سادگي هم تموم مي شه و پايان مي پذيره .
اگر شما به قسمت اثر گذاري آثارتون علاقه مند هستيد و فكر مي كنيد يك مسئوليت اجتماعي فراتر از اينكه بگوييد من يك سري رنگها رو كنار هم مي زارم و من اينم ، داريد ؛ بايد بدونيد الان خيلي فراتر از اين رفته كه من گوشه اي بشينم و فقط نقاشيمو بكشم . بايد براي اون آثار مطلب نوشته شود و اون مطالب نيز به استناد از يافته هاي ديگري كه از زندگي اون آدم بدست ميارن ، از داده هاش ، اينكه كجا به دنيا اومده ، چه جوري زندگي كرده ، تخيلش چيه و ... نوشته شود. و گرنه از طريق ديدن خود نقاشي ، تنها چهار تا فرمول فرميك بدست مي آوريم.
كامراني : دليل اينكه هنر هاي ايران در دنيا مطرح نشده اين است كه ما نقد سازنده نداشتيم. هنرمون رو نتونستيم تعريف و توصيف بكنيم. ما هيچ كتابي در مورد هنر معاصر ايران نداريم ! هنديها با وجود اينكه هم از لحاظ اقتصادي و هم فكري خيلي از ما پائين تر هستند حداقل 20 الي 30 كتاب در مورد هنر معاصرشان دارند.
ولي ما اين كار رو نكرديم و دليل اينكه جايي توي دنيا مطرح نيستيم هم همينه .
 نقاشی : سارا حسینی
براي جمع بندي اين بحث هر هنرمندي براي اينكه بر روي اثرش عنوان بگذاره يا نه مختار هست. و من هم اينجا نيستم كه چيزي رو صد در صد تأيين بكنم ، من به نسبي بودن اين امر اعتقاد دارم . و منظور كلي من از عنوان گذاري ، يك جور كُد دادن هست ، شما در نهايت نيز قسمتي از كار تصويريتون ناگفتني مي مونه .
حسيني : اين بحثها خيلي جاي تأمل داره ، منِ نوعي كه حتماً در مورد اونها فكر مي كنم شايد الان نشه آدم جواب قطعي بده كه من چه نتيجه اي گرفتم ، ولي مسلماً فكر مي كنم و خيلي بحث خوب و لازمي بود ، خيلي مهم تر از نقد خود كارها.
مختصری دربارهی آثار
آريانپور : من يك استنباط كلي از كار نمايشگاه مي دهم. چيزي كه توي فضاي كارهاي سارا حسيني حاكم هست يك انزوا ، يك تلخي و يك نوع سكوت و خلاء به چشم مي خورد كه در انجام اون خيلي هم موفق بوده .
سارا حسيني : تأكيد من در اين سِري كارهام بر روي شبيه سازيِ انسان بوده. اگر هدف از اين كار ، هدف پزشكيه كه ما 6 ميليون نفر اضافه روي كرة زمين داريم چه نيازي هست كه آدم تكثير كنيم. اين تكثير خيلي خطرناكه. به نظر من اون تيرِ خَلاصه بود كه كه بشر به خودش زد. اين مسئله خيلي براي من تلخ بود. چون اگر بفهمم كه از من 5 تا وجود داره ، اگر مثل من هستند كه خيلي وحشتناكه، ديگه وجود من چه معني مي تونه داشته باشه، اگر مثل من نيستند باز هم خيلي وحشتناكه چون فيزيكمون مثل همه. و تمام روابط بشري و انسان بودنمون ميره زير سؤال .
آريانپور : كار پگاه خيلي با دقت اشاره هايي هست كه فیالبداهه اجرا شده . و آنها رو حفظ كرده. فرمهايي توش مي بيني كه پاكسازي شُدس و راحت بدست نمياد. خيلي موزيكال هم هست.
پگاه فيض آبادي : ذهنيت من روي يك فلسفة دو گراست . يعني توي طبيعت به دو ئيتها و ثنويتها معتقدم ، ولي برام حل نشده است.
 نقاشی : پگاه فیضآبادی
اولين برخوردي كه كردم با يك فلسفة هنري بود به نام تَنشيسم كه مربوط به دوران باستاني هست. اين فلسفه از طريق يكسري مسائل مادي و جنسي به اون دوئيتِ اصليِ هستي اعتقاد داره كه توي تنشيسم با تلفيق اونها اتحاد بدست مياد و اين ثنويتِ به وحدت مي رسه .
من توي اين كارهام سطوح مثلث و تيز و متقاطع رو در مقابل اين فيگورهاي متلاشي شدة از هم گسيخته دارم. اينها رو خواستم شاخ تو شاخ بشن در مقابل هم ، در تضاد با هم .
آريانپور : فكر مي كنم ساناز با سارا خيلي تناسب رفتار دارند ، خيلي جاها شبيه به هم هستند. ساناز حسيني خيلي لطيف برخورد مي كنه و اين انزوا ، خلع و سكوت منو خيلي به ياد فيلمهاي برگمن مي ندازه . يك سكوتي از اون جنس.
ولي بعضي وقتها توي بعضي از كارهاش يك سكوتي رو مي بينم كه بي فضائي و بي مكاني رو با خودش داره . كه از كارش جدا مي شه.
ساناز حسيني : ذهنيتم روي تعليق بود ، كه براي مخاطبم تعليق ايجاد كنم براي همين يك عنصر فيگوراتيو رو در يك فضاي كاملاً انتزاعي در كنار هم قرار مي دم.
 نقاشی : الهام شیروی
آريانپور : و الهام شيروي خيلي طراح خوبيه ، خيلي خاصيت خطي بالايي داره. در بعضي از قسمتهاي كارهات اگر يك مقدار ساده تر و خلوت تر كار مي كردي خيلي به انتقال پيامت كمك مي كرد. تضاد هم بايد يك تعادلي به كار بده . يعني وقتي تو تضاد رو زياد توي كارِت به كار ببري هر كدوم براي خودشون يك حرفي مي زنند.
بعضی از نقاشیهای الهام شیروی را در این آدرس میتوانید ببینید.
|