Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» گفت‌وگو با لیلی گلستان/ به مناسبت "اهالی کافه شوکا"عکس های پیمان هوشمندزاده(1) ؛ محمد تهرانی
» جدال كدام كهنه با كدام نو؟ پيرامون سخن دبير دوسالانه عكس ؛ محمد تهراني
» درباره‌ی عکاسی(7).یک عکس ؛یک غزل ؛ یک نگاه
» نقدوبررسي آثار(4)مجموعه ي" سفر پر ابهام است "از مهرداد عسگري
» گالری های جدید و پيشنهادشمابراي بخش نقد و نظر.
» عکاسی ،هنری در حال مرگ ؟
» نقد و بررسی آثار،مجموعه عکس تورج خامنه زاده
» نقد و بررسی آثار.عکسی از افشین شاهرودی
» نقد و بررسی آثار(1)عکسی از مجید ناگهی

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  درباره‌ی گزارش تصویری به بهانه عکس‌های مجید ناگهی
یکشنبه، 7 فروردینماه 1384

محمد تهرانی


مجید ناگهی

مجموعه عکس‌های مجید ناگهی از بازار میدان تجریش یک گزارش تصویری است. مردمی که در ساعات پایانی سال مشغول خرید ملزومات سفره هفت سین و دیگر مایحتاج مربوط هستند.


گزارش تصویری را در مجموع مورد قضاوت و نقد قرار می‌دهند.یک گزارش تصویری یا خوب است یا متوسط و یا احتمالا بد.
در این میان یک عکس در گزارش تصویری اگر به تنهایی و جدای از گزارش عرضه شود ممکن است به عنوان عکس خوب شناخته نشود اما نبود همان عکس در مجموعه احتمالا به گزارش لطمه می‌زند.در یک گزارش تصویری خوب البته می توان عکس‌های را سراغ کرد که به تنهایی و جدای از گزارش نیز می توانند به عنوان تک عکس مطرح باشند.و گزارش تصویری را در صورتی می‌توان عالی ارزیابی کرد که تعداد چنین عکس‌هایی در آن زیاد باشد یا حتی همه عکس‌های گزارش واجد چنین ویژگی‌ای باشند.


قصد این نوشته ارزیابی و نقد عکس‌های مجید ناگهی نیست اما می تواند باب بحث در این خصوص را باز کند . بنابر این این نوشته را در بخش نقد و نظر قرار می دهم تا از نظرات دوستان هم در این خصوص بهره بگیریم .عکس‌های مجید ناگهی را می توانید در این آدرس و یا با کلیک کردن بر روی نمونه عکس ببینید وسپس نظرات خود را در صورت تمایل در انتهای همین نوشته بنویسید.


نظرات شما

مجیدناگهی:

بعد از گذشت نزديك به دو هفته مهمتراز هر نظري از دوستان در مورد اين عكسها ندادن هرگونه نظر است.خيلي خوشحال ميشم حداقل يكي بگه چرا هيچ نظري نيست.من قبلا سعي كردم در مواجه باهر اثري ضمن رعايت احترام هرنگاهي كه دارم را بدون رودربايستي بگم .اميدوارم ندادن نظر پاي اين عكسها ربطي به اينگونه مسائل نداشته باشه. همچنان مشتاقانه منتظر دريافت نظرات هستم و مطمعن هستم هرچه باشد برايم مفيد خواهد بود.


[ April 7, 2005 07:58 PM ]

nazer:

آقاي ناگهي سلام
كاراتون جالبه
ولي به نظر من از حال خودتون بيرون
شما خودت نظرت چيه؟


[ April 9, 2005 05:16 AM ]

nazer:

يادم رفت
آقاي ناگهي اقايون عكاسا با برو بچه هاي ....اللهي مشكل دارن
براي همين نظر نميدن


[ April 9, 2005 05:20 AM ]

پیام برازجانی:

موضوع بحث دقیقا چیست بحث راجع به یک گزارش تصویری یا عکسهای آقای ناگهی./ به نظرم می آید که مجموعه عکسهای مورد بحث یک گزارش تصویری نباشد.بلکه تعدادی تک عکس است که به لحاظ اشتراک زمان و مکان در کنار یک دیگر است.شاید این از شرطهای گزارش تصویری یا مجموعه عکس باشد اما شرط کافی نیست.روند هدف دار از عکس اول تا عکس انتها نیز به نظرم باید وجود داشته باشد که مجموعه حاضر البته جسارتا به نظر من ندارد.هر چند من چندین عکس این مجموعه را بسیار دوست می دارم.البته شاید عکاس اصلا قصد ارائه یک مجموعه عکس (PHOTO STORY) را نداشته است.
مثلا به نظرم جای یک عکس مستر یا لانگ شات از کل فضا خالیست./آقای ناگهی جسارت مرا ببخشید.


[ April 9, 2005 10:59 PM ]

مجید ناگهی:

نظر عزیزسلام گرچه شما رو به جا نیاوردم اما لطف کردی نظر دادی.خیلی دوست دارم توضیح بدی منظورت از"از حال خودتون بیرون" اشارت به چه چیری هست.نظر پیام هم درحالی که داشتم این مطلب رومینوشتم خوندم با کمی دقت حتما نظرم رو میگم و حتم دارم بحث مفید خواهد بود(حداقل برای من)


[ April 9, 2005 11:13 PM ]

ramin karimi:

az anjay ke aghay nagahi aghlab axhay mazhabi migiran va osolan khane akkasani hastand.ajib be nazar miresid ke ba noorooz mianey dashte bashand. ama az inke be damane jamee amadeand khoshhalam..omidvaram moivafagh bashid va adame dahid


[ April 11, 2005 04:32 AM ]

یلدا:

آقای ناگهی عزیز

به نظر من این مجموعه خیلی ضعیف است و اصلا نباید بر روی سایت قرار می گرفت.به نظر من متاسفانه مجموعه به هیچ عنوان قابلیت بحث کردن ندارد و شاید دلیل نظر ندادن دوستان هم همین باشد.


[ April 12, 2005 03:11 PM ]

محمد تهرانی:

خانم معیری عزیز
وقتی می نویسیدعکس ها خیلی ضعیف است حتما دلایلی برای آن دارید. بهتر است از دلایل بنویسید
در بعضی سایت ها عکس را رتبه بندی می کنند یعنی مثل تست چهارجوابی شما انتخاب می کنید: عالی ؛ خوب ؛ متوسط و یا بد. این جا چنین سیستمی در نظر گرفته نشده .
در مورد این که نوشته اید عکس ها به هیچ عنوان قابل بحث نیستند ؛ فکر می کنم چنین نباشد. ضعیف ترین عکس ها هم جای بحث دارند. حتی در این حد که مثلا گفته شود نورسنجی خوب انجام نگرفته است وغیره .
..................

در مورد نظرات اقا یا خانم "نظر" : بحث در مورد عکس هاست نه در مورد عکاس. شما کدام دو عکاس را می شناسید که در تمام زمینه ها مثل هم فکر کنند و یکسان بیندیشند؟ اگر دغدغه ی عکاسی داریم بهتر است در مورد موضوع بحث کنیم .
................

در مورد نوشته ی اقای برازجانی ؛ دوست عزیز بحث می تواند در هر دو مورد باشد.
عکس ها چه گزارش تصویری بنامیمشان یا نه به هر حال دارند گزارش می دهند و گمان می کنم تفاوت هست بین مجموعه عکس با معنایی که از آن در ذهن اکثر ما هست با یک گزارش تصویری.
روند هدف دار که شما از آن یاد کرده اید شاید بیشتر مناسب PHOTO STORY باشد جایی که داریم با تعدادی عکس قصه ای یا ماجرایی را تعریف می کنیم .آیا در این عکس شما دنبال یک داستان هستید؟ یا عکاس خواسته است داستانی را با عکس ها بیان کند؟ پس تفاوت هایی هست بین مجموعه عکس و گزارش تصویری و PHOTO STORY . آیا چنین فکر نمی کنید؟



[ April 12, 2005 11:27 PM ]

مجید ناگهی:

من همانطور كه گفتم از ارائه نظرات استفاده ميكنم. البته نظراتي كه هم در چارچوب عكسها باشه و هم فهميدني. براي فهميدن منظور يكديگر خوبه كه با حوصله به ارائه صحيح و مستدل نظراتمون اقدام كنيم.والا هم حتما چيزي دست گيرمن نميشه و هم احتمالا بحث براي بقيه بي فايده خواهد بود.يكي از الزامات ارائه نظرات كلي تشريح مباني اون نظره.البته خانم معيري قبلا در جاي ديگر هم اين نظر رو به همين شكل كلي به من گفته بودند ومن از اون خواستم كه نظرش بعلاوه دلايل اون رو در اينجا مطرح كنه كه ايشون لطف كرد اصل نظرش رو گفت اما هنوز به دلايلش اشاره اي نكرده.ضمنا من درست ميدونم در جائي كه درباره عكسهاي من صحبت ميشه من بيشتر مستمع باشم به همين دليل باپوزش ازهمه كمتر چيزي خواهم گفت مگر اينكه سوالي از من بشه .از محمد تهراني عزيز هم براي زحمتي كه بهش دادم و توضيحاتي كه داده واحتمالا باز هم او هدايت بحث را بعهده خواهد داشت ممنونم.


[ April 13, 2005 03:16 AM ]

پیام برازجانی:

آقای تهرانی از توضیحاتتان بسیار سپاس.گزارش تصویری تشکیل شده از دو کلمه گزارش + تصویر-گزارش یعنی بیان ماجرائی از ابتدا تا انتها که در ذات خود تحلیلهای درونی بیان کننده را همراه دارد.مثلا در یک گزارش خبری یا گزارشی که یک کارمند در رابطه با جلسه ای به مدیرش می دهد ابتدا و انتهائی وجود دارد.پس به نظز من در گزارش تصویری هم نفس گزارش باید حفظ شود.ولی نوع گزارش با تصاویر است.اما در photo story یا همان فوتو رمان معمول روایت یک داستان که هر چه می خواهد باشد با عکس است.نه اشتراک زمان مهم است و نه اشتراک مکان.فقط انسجام موضوع و هدف دار بودن مهم است یعنی داشتن آغاز و پایان مانند یک داستان کوتاه یا بلند ادبی.مجموعه عکس هم تعدادی عکس است با موضوع یکسان مثلا مجموعه عکس طبیعت یا معماری یا ....نوع دیگری هم از ارائه عکس هست به نامphoto essay که در این نوع فقط موضوع است که مهم است و بیشتر جنبه خبری هم دارد حتی تعدد عکاسان هم مهم نیست.
البته همه اینها دانش کم من است و احتمالا اشتباه هم دارد بیشتر برای آن مطرح کردم که اگر اشتباهی دارد اصلاح شود.با تشکر از همه
موضوع دیگر اینکه به عنوان یک علاقه مند با عکاسی عرض کنم هرگاه در این صفحاتی که نظرسنجی دارد می آیم توی ذوقم می خورد که آدمها می خواهند حرفه ای گری و مطلع بودن خودشان را با تخریب دیگران اثبات کنند.بد نیست در جائی راجع به راههای اثبات حرفه ای بودن در عکاسی و اینکه بزرگان چگونه بزرگ شدند و بزرگ ماندند هم چیزی منتشر شود تا این عزیزان هم بدانند که با تخریب دیگران چیزی عایدشان نمی شود.


[ April 13, 2005 12:48 PM ]

nazar:

اقاي ناگهي
منظور من از حال وهواي خودتون نوع كار و موضوع انتخابي بود
ودوست عزيز اقاي رامين كبيري اشاره كردند
البته بسيار خوب است كه قالبها شكسته شوند ومثلا من توقع نداشته باشم كه حتما از اقاي ناگهي عكس مذهبي ببينم
واصلا هم كار عزيزاني كه به جاي نقد تخريب ميكنند نمي پسندم
ماجرا ,ماجراي داد زدن است
در مورد صحبتهاي دوست ديگر هم به نظر من نبايد زياد با كلمات درگير شد
وانشااله كه توي ذوقتون هم نخورد


[ April 14, 2005 01:37 AM ]

Rad:

سلام. پيشتر تنها عكسهاي حج شما را يكجا ديده بودم، به استثنا مواردي كه در نمايشگاهها يا بينالها ارائه شده بود. آن زمان به نظرم ميرسيد عكسهاي حج شايد همه فرايند حج را در بر نميگرفت و تنها و حتا شايد بدور از نگاه مذهبي، مناسكي و يا مناسبتي نگاهي گزارشي و خاص مجيد ناگهي باشد. و حالا هم فكر ميكنم با همان نگاهي كه حج را به تصوير كشيده به بازار ميدان تجريش هم رفته است.


[ April 18, 2005 01:39 PM ]

محمد تهرانی:

ورود خانم راد را به جمع نظردهنده‌گان خوش امد می‌گویم.
خانم راد هم به نگاه گزارشی مجید ناگهی اشاره کرده است و به نظر می‌رسد ( اگر درست فهیده باشم ) گزارش‌های ایشان را دربرگیرنده نگاه خاص مجید ناگهی می‌داند که در آن نگاه منظور عکاس الزاما نشان دادن تمام جوانب موضوع نیست. کاش ایشان بیشتر توضیح می‌داد.
در مورد توضیحات آقای برازجانی عزیز حرف‌هایی دارم که می‌گذارم برای بعد شاید دوستان دیگری هم در این خصوص نوشتند. فقط دو سؤال در نوشته یا نظر قبلی‌ام از وی داشتم که پاسخ دقیقی نگرفتم .که امیدوارم برای این‌که بحث به انجامی برسد پاسخ دقیق‌تری بگیرم. ضمنا شاید خود آقا مجید در خصوص سؤالاتی که اشاره کردم پاسخی بخواهد بدهد.


[ April 18, 2005 11:05 PM ]

پیام برازجانی:

با سلام خدمت آقای تهرانی.من با توضیحات ناقصم سعی کردم جواب سومین سوال را داده باشم.یعنی برداشتم از این عناوین را و تفاوتهائی که از نظر من دارند.خوشحال خواهم شده توضیحات تکمیلی و اصلاحی شما و دوستان دیگر را بخوانم.راجع به سوال اول اینکه من به دنبال هدف خاصی در عکسهای مذکور نیستم.یعنی همین که این عکسها با عنوان نوروز و یا خرید نورورزی در میدان تجریش است طبیعتا هدفی از این انتخاب زمان و مکان بوده است.نه اینکه این عکسها بد باشد اما من نگاه گزارشی محض را کمتر از بقیه موارد دوست می دارم.به هرحال هر تصویری شامل عناصر بصریی می باشد که هرکدام قرار است رساننده مفهومی باشند.حال اگر مجموعه تصاویر در کنار هم را یک تصویر بزرگ در نظر بگیریم هرکدام از عکسها نقش یکی از آن عناصر بصری را خواهد داشت که علاوه بر داشتن مفهومی خاص ، جمیع مفاهیم در کنار یکدیگر رساننده مفهومی بزرگتر خواهند بود درست مثل نقش کلمات در یک جمله.سوال دوم را به نظرم بهتر است آقای ناگهی پاسخ بگویند.
باز هم تشکر از همه.


[ April 19, 2005 02:59 AM ]

مجید ناگهی:

دوستان عزیز من موقع عکاسی خیلی طبیعی با موضوع مواجه میشم وسعی میکنم آنچه دربرخورد طبیعی با موضوع مرابیشتر جذب میکند در عکسهایم هم بیشتر سهم داشته باشد.فکر میکنم اینطوری در موقع ارائه اثر بدانم که چرا باید این عکس را بگذارم وعکسی دیگر را حذف کنم.به همین ترتیب اگر درجائی احساس میکنید که عکسی کم و یا عکسی زیاد است قبل از اینکه به گزارش و درستی و نادرستی اون مربوط باشه به نوع دریافت من از اون موضوع و درستی یا نادرستی اون انتخاب ازبین همه انتخاب هایی که میشد از اون موضوع داشت مربوطه.من همانطور که در عکسهای حج و اروپا ارائه کردم و همچنین این مجموعه عکس، اگر خود آگاه ویا ناخودآگاه درحال گزارش دادن هستم دوست دارم صورتی از موضوع رو به بیننده گزارش کنم که خودم از اون موضوع حس کردم و برای من مهمتر بوده نه الزاما تمامی اونچه که آنجا رخداده.چون من نمیدانم از سر خود خواهی یا به درست فقط به ارتباط خودم با موضوع فکر میکنم و هیچ وقت فکر نمیکنم که سفارشی از کسی گرفتم که باید اونطور که اون میخواد براش کار کنم .امیدوارم این مقدار برای این مجال کافی باشه که البته حرف برای گفتن زیاده.تا بعد....


[ April 21, 2005 03:23 AM ]

یلدا:

اول از همه باید بگویم که این نظر من نظر کلی بود و به دلیل نبود وقت باقی توضیحات را ننوشتم.دلایل من به ترتیب:

1-من عکسهای آقای ناگهی را با بقیه عکسهای ایشان سنجیدم و این نظر را دادم به خصوص عکسهایی که اخیرا از ایشان دیده شده یعنی مجموعه حج که به خاطرش برنده جایزه هنر و نیایش شدند.

2-عکسها به سرعت گرفته شده اند یعنی هیچ نوع تعامل حسی بین عکاس و موضوع برقرار نشده(این را از نگاههای مشکوک و بعضا نگران افراد به دوربین می شود فهمید).
3-زاویه های انتخاب شده تکراری است و کمتر عکسی وجود دارد که چشم انسان غیر عکاس آن را ندیده باشد.
4- بسیاری از عكسها (به نظر من) کادرهای مناسبی ندارند و بعضا از نقاط نا مناسبی قطع شده اند.
و اما محاسن :
1-انتخاب موضوع انتخاب خوبی است با وجود این که سالیان سال این موضوع وجود داشته ولی کمتر از آن عکاسی شده است.
2-عکسها رنگهای خوب و زیبایی دارند و چشم را به خود جلب می کنند.
یک پیشنهاد:عکاس عزیز کمتر در نظر خواهیها شرکت کند و اجازه دهد دیگران در این فضا نظر خود را ابراز نمایند.


[ April 23, 2005 01:21 AM ]

amir:

برايم اطلاعات جديدتان را بفرستيد


[ July 4, 2005 01:12 AM ]

محمد تهرانی:

منتظر بودم تا بقیه دوستان بنویسند که خبری نشد چند خطی برای خانم معیری:
1) به نظرم هر عکس یا مجموعه عکس را باید در جایگاه خودش سنجید . این جا هم قصد مقایسه بین این عکس‌ها و عکس‌های دیگر آقای ناگهی نبود.
2) سرعت در عکاسی فی‌نفسه نمی‌تواند عامل مثبت یا منفی برای یک عکس باشد ، همچنین است تعامل بین سوژه و عکاس. چه بسیار عکس‌هایی که با سرعت و بدون هیچ‌گونه تعاملی گرفته شده اند و خوبند و بر عکس آن هم زیاد اتفاق می‌افتد... در عکس شماره 11 و 18 ( به عنوان مثال ) عکاس کاملا به موضوع نزدیک شده و نگرانی مشاهده نمی شود. چه بسا تعامل هم وجود داشته است.

مواردی را که اشاره کردم به این جهت بود که بگویم بهتر است جزئی‌تر به نقد بپردازیم و از کلی‌گویی بپرهیزیم.
بیشتر نمی‌نویسم شاید دوستان دیگر - اگر چه مدتی گذشته است - به بحث ادامه دهند


[ July 12, 2005 07:53 AM ]

آزاده طاهایی:

سلام آقای ناگهی عزیز. از قرار زمانی رسیدم که دیگر بحث تمام شده. مجموعه عکس هاتان را با دقت تماشا کردم.
اگر به عکس هاتان به شکل تک تک و جداگانه نگاه کنم اعتراف می کنم که ازمیان عکس ها تنها یک یا حداکثر دو تاشان را دوست داشتم. اما اگر آن را به صورت یک مجموعه ی عکس نگاه کنم از عکس ها "بهار" عایدم می شود و گمان می کنم تلاش عکاس نیز مبتنی بر همین نتیجه گیری بوده: " بهار". وقتی به عکس ها نگاه می کردم به خود گفتم، بهار است اما چرا اینقدر پر تنش؟! بعد که عنوان مجموعه را خواندم متوجه شدم اصلا این عکس ها در آخرین ساعت های مانده به تحویل سال نو گرفته شده و عکاس با گرفتن عکس ها از زاویه های مختلف توانسته به خوبی احساس اضطراب به موقع نرسیدن و از عید جا ماندن را به بیننده منتقل کند. ازاین بابت به شما تبریک می گویم.
در رابطه با نظر آقای برازجانی در مورد تعریف گزارش تصویری و هدفمند بودنش باید گفت مشکل ما این است که در همه چیز دنبال یک آغاز، يك تسلسل و یک پایان می گردیم تا بتوانیم آن چیز که می تواند یک مطلب یا یک عکس یا فیلم و یا حتی یک رابطه و در بعد کلی تر یک سرنوشت باشد را در ذهنمان تعریف کنیم و خیالمان که از تعریف مقوله ای راحت شد آن را ببندیم و بگذاریمش کنار. شاید سخت باشد پذیرفتن اینکه یک گزارش تصویری می تواند در ناتمامی اش یک تمامیتی را عرضه کند. یک فیلمی تمام نمی شود و پایانش در ذهن بیننده اتفاق می افتد و زمان پایان مشخص نیست. در واقع آن زمان حتی ممکن است هیچگاه فرا نرسد.
و اما در برابر انتقاد خانم معیری و این حرفش " به نظر من این مجموعه خیلی ضعیف است و اصلا نباید بر روی سایت قرار می گرفت به نظر من متاسفانه مجموعه به هیچ عنوان قابلیت بحث کردن ندارد"...واقعا متاثرم! چه کسی می تواند بگوید کاری خوب است و یا بد و اصلا ملاک خوبی یا بدی چیست؟ و یا اصلا در زندگی و درونمایه اش – هنر- چیزی وجود دارد که قابل بحث نباشد؟؟!! پرعيب و نقص ترين کارها قابلیت بحث کردن دارند. زمانی که بتوانیم از نظر ذهنی به جایی برسیم که عکسی را ( هر عکسی می خواهد باشد) قابل بحث ندانیم، یعنی دگمه ی آف نگاهمان را فشار داده ایم. یعنی از هنر نگریستن دور شده ایم.


[ August 9, 2005 01:42 PM ]

محمد تهرانی:

برای آقای نوش آذر
با سلام و تشکر از کامنت

با بند اول نوشته‌ی شما و این که عکس حتی می تواند از شعر هم بگذرد موافقم. و این که تصویر در انتزاعی ترین شکل خود حامل پیامی است را قبول دارم . اگر چه در این مورد بحث‌هایی هست اما من در تایید آن دلایلم را دارم که قبلا گمانم در نوشته ی جدا گانه ای نوشته ام .

در مورد بند دوم و این که تصویر به قصد اطلاع رسانی ممکن است " در حد برداشت ساده از یک واقعه فرو بکاهد" کمی بحث دارم که مختصر می نویسم :

این فرو کاستن ممکن است از دید من و شما یا دیگرانی باشد که عکاسی را بیشتر در جایی که به هنر ناب و شعر نزدیک می‌شود و حتی از آن می گذرد می پسندیم . اما نکته این است که تفاوتی هست بین عکاسی و دیگر رشته ها و مثلا ادبیات . عکاسی در یک سر صنعت خالص است و سر دیگر آن به هنر ناب می رسد و به شعر. بحث مفصلی است، خلاصه می کنم که هیچ شاخه ای از عکاسی را نمی توان به راحتی فرو تر از دیگری خواند.

آن‌جا که نوشته اید: " در این حال هدفمند است، و در پوشش اطلاع رسانی حامل یک پیام سیاسی یا اجتماعی است " و هدفمندی ِ خاصی را برای عکاسی اطلاع رسان در نظر گرفته اید در واقع غیر مستقیم خواست خود را مطرح کرده اید . بی شک عکس می تواند حامل هر پیامی باشد ، (حتی سیاسی و غیر آن ) اما این پیام را نمی شود از عکاس خواست یا به او سفارش داد. هر پیامی از درون صاحب پیام سر چشمه می گیرد. عکاس موقع یا قبل از عکاسی تصمیم نمی گیرد چگونه بیان کند بلکه آنچه به آن اندیشیده و و در ذهن دارد زاویه دید او و گزینش او از آنچه پیش چشم دارد را شکل می دهد.

این جا بحث من در مورد عکس‌های میدان تجریش نیست که اگر لازم شد در فرصتی دیگر به آن می پردازم اما آنجا که می گویید " پس کو نشان فقر فراگیر " و از بی عدالتی سخن می گویید . از نگاه و دید خود سخن گفته اید و وظیفه ی عکاس این عکس ها ( وشاید همه‌ی عکاسانی که به قول شما قصد اطلاع رسانی دارند) دانسته اید که به فقر فراگیر و بی عدالتی بپردازند. من ِ عکاس اگر با نگاه و ذهنیتی متفاوت وارد مرفه ترین نقطه‌ی روی زمین شوم عکس‌هایی از آن محل می گیرم که ذهنیتم را منتقل می کند. و ممکن است عکس‌هایم اصلا مکان مرفهی را نشان ندهد . نگاه من را ذهنیتم شکل می دهد.

همان گونه که من نمی توانم از نویسنده‌ای بخواهم که چگونه و از چه بنویسد از عکاس هم نمی شود خواست چگونه عکس بگیرد. اما می شود راجع به عکس و عکاسی اش قضاوت کرد و بحث ما این جا همین است. بحث ما راجع به عکس یا عکس‌هایی است که می بینیم .


[ August 10, 2005 05:13 AM ]

حسين نوش آذر:

آقای تهرانی گرامي - سردبير محترم نشريهء كارگاه
از شما صميمانه و دوستانه و در نهايت احترام استدعا دارم كه يا كلمات مرا برنداريد يا اگر به هر دليل كلماتم با مقتضيات زندگي و تلاش فرهنگي شما جور درنمی آيد محبت كنيد كل نكانی را كه از روی صميميت با سايت شما نوشتم از روی سايت تان برداريد. حقيقت آن است كه تا امروز تن به حذف داده ام اما تن به سانسور هرگز - حتی اگر از روی لطف و خيرخواهی بوده باشد. پس تكرار می كنم و صميمانه از شما تقاضا می كنم آن دو نظر بنده را يا كاملا حذف كنيد يا كلمات محذوف را سر جاشان قرار دهيد.
با احترام


[ August 10, 2005 09:40 PM ]

محمد تهرانی:

آقای نوش آذر گرامی
من و دیگر دوستان مایل بودیم و هستیم که بحث را درباره‌ی موضوع ادامه دهیم .
در مورد عملکرد شما و این که بحث را به سمتی سوق می دهید که با فضای کارگاه مناسبتی ندارد گمانه زنی نمی کنم و از صمیمیتی که ابراز می کنید ممنونم .
به خواست شما برای این که سانسور نشوید نظرات شما را حذف می کنم .
با احترام


[ August 11, 2005 12:12 AM ]

maaaaaaaaaa:

در واقع دوست عزيز ما جناب ناگهي و كل دوستاني كه در خانه عكاسان كار مي كردن و مي كنند اصولا هيچ كدام نتوانستن حتي به زور ان همه امكانات مفتي(چاپ . دوربين . و هزاران .....)عكاس بشوند.
استاد ناگهي فكر كنم شما رنگ را نمي شناسيد .يعني اصلي ترين مقوله در عكاسي رنگي.


[ September 28, 2005 11:35 PM ]

مجید ناگهی:

ايكاش شما كه بدون هيچ دليلي به من تهمت استفاده از امكانات را ميزنيد لا اقل جسارت ارائه دليل براي نشناختن رنگ را به خود ميداديد.گرچه من از خود كاملا اطمينان دارم و نه در نزد شما كه در محكمه آخرت هم سرم را بالا خواهم گرفت اما براي رهائي شما از توهمات خود ساخته ميگويم كه عزيز: تا وقتي شهامت حرف زدن با نام واقعي كه امكان شنيدن پاسخ دقيق را با خود ندارد نوشته هايي از مدل نوشته هاي شما راه به باطل بردن است وهيچ ثمري براي شما نخواهد داشت.در صورتي كه من بارها اشاره كردم مشتاقانه از نقد مستدل استقبال ميكنم.اما متاسفانه اين رويه شما مدل شايع و فراگيري شده كه اتفاقا كمترين سود را براي پيروان آن دارد و همچنان آنها را بر ناخرسندي و كج فهمي ميگذارد.من هم در اين جا وهم در وبلاگ خودم منتظر حرف منطقي هستم تا نتيجه آن به كار همه ما بيايد.


[ September 29, 2005 02:44 AM ]

حمید باباوند:

مجید عزیز خسته نباشی!
دوست ندارم وارد بحث دوستان بشوم به دو دلیل. اول این که بعداً می توانم با خودتمفصل بحث کنم. دوم این که هنوز نمی خواهم نقد عکس بنویسم.(برخوردهای دوست مشترکمان اعتماد به نفس مرا در برخورد با عکس حسابی نابود کرده است.)
مجید عزیزم اما دو نکته جالب در میان نقد این دوستان برایم جالب بود: نقدها شکل بدیهی و اولیه دارد. این موضوع را با نوشته ها درگیر نکن. منظورم از اولیه نگاه ناقدین به کارشان است. آنها تو را مخاطب قرار می دهند و برای تو حرف می زنند. این ادبیات در نقد نویسی ادبیاتی اولیه و بدیهی است. زیرا مخاطب نقد صرفاً پدیدآورنده اثر نیست و هدف نقد آموزش به مولف. نقد در پی تبیین ویژگی های خوب و بد اثر است و احتمالاً کشف لایه هایی که چه بسا در نگاه غیرمنتقدین مغفول بماند. به نظرم ادبیات نقد عکس حداقل در میان عموم مخاطبان عکس و عکاسی بسیار ضعیف است. البته ادبیات ضعیف به معنی نگاه کم ارزش و بی اعتبار نیست.
دومین نکته جالب توجه برای من که اطلاعاتی حداقلی ام در حوزه های عکاسی، روزنامه نگاری و داستان نویسی را با تجربه های کوچک و بزرگی آزموده و به مدد آموزش های مکرر در مدارس و مکاتب و دانشگاه ها به تمرین گذاشته ام، عدم وجود تعاریف و مفاهیم دقیق در بخش نظری عکس میان دوستان منتقد این صفحه است.
در فرصت دیگری به این خلا بیشتر خواهم پرداخت.
از این که ما را باز هم مهمان عکس هایت کردی سپاسگذارم.


[ September 29, 2005 06:02 AM ]

نام محفوظ:

اولا میشود این آقای بی نام بگویند خودشان چکار کرده اند تا حالا و چه جیزهائی بلد هستند.ثانیا تشریف ببرند در خانه ببینند میتوانند امکاناتی بیابند که بکار عکاس جماعت آید مفتی بودنش پیشکش.


[ October 1, 2005 12:10 AM ]

محمد تهرانی:

بعد از نظری که با نام( نام محفوظ) نوشته شده نظر دیگری هم با نام ( بی‌نام) نوشته شده بود. از این بابت که موضوعات بی ربط با اصل مطلبی که به نقد و نظر گداشته شده نوشته می‌شود متاسفم.این مورد کارگاه را برآن می‌دارد که در بخش نقد تجدید نظر صورت دهد.عدم مشارکت بسیاری از دوستان در این بخش احتمالا به خاطر همین گونه نظرات است. یک راه این است که شیوه‌ای در نظر گرفته شود تا نظرات پیش از منتشر شدن بازدید شوند.| نظر آقا یا خانم (بی‌نام) را حذف کردم . نظر آقا یا خانم ( نام محفوظ ) را هم شاید می‌بایست حدف می‌کردم.به هر حال بی نام و نام محفوظ هیچ کدام اسامی واقعی نیستند.یک نفر با ده نام غیر واقعی می‌تواند ده نظر بی ربط بنویسد و جو را آشفته کند و صفحات نقد را از هدف اصلی دور کرده و از خاصیت بیندازد.امیدوارم تا موقعی که سیستم جدید این بخش مورد استفاده قرار نگرفته ، شاهد نظراتی ازین دست نباشیم.در صورت ادامه این گونه نظرات سیستم نظرخواهی بسته خواهد شد.


[ October 1, 2005 07:08 AM ]

گلناز:

سلام آقاي ناگهي. خسته نباشيد مي گم بهتون . كار با ارزشي به جاي خود كرده ايد. ولي اگر شما يكي از اهدافتون اصلاح و ارتقائ كارتان مي باشد بنده نظرم را ميگويم. هر كاري كه خوب باشد بايد قابل انتقادنيز باشد و من احساس مي كنم كار شما حسي به من منتقل نمي كند يك عكس انقدر بايد قوي باشد كه بتواند احساس اذت يا تنفر را در افراد بر انگيزد و يكي دو مورد از عكسهاي شما به نظرم هدفي نداشته و همينطوري گرفته شده و در اخر اينكه اي كاش دور نمايي نيز از اين منطقه كه مردم براي خريد عيد جمع شده اند لحاظ مي كرديد. و لي كار شما در كل مي تواند قابل تحسين باشد همانطور كه خودتون گفتيد ضعيف ترين عكس ها هم جاي لحث دارد به اميد كار هاي قشنگ تر خداحافظ لطفا خودتان هم در اين مورد نظري دهيد.


[ November 24, 2005 12:42 AM ]

فرهاد فرهود:

قشنگ بود ولی با عجله گرفته ای بیان و مفهوم را می رساند شاید پوزیشنت را در بعضی عکسها تغییر می دادی بهتر می شدند تلاش دیگری کن در سال جدید ف ف


[ January 19, 2006 01:59 AM ]

diba:

shoma vaghean jesarat darid ke in aksaro gozashtid too sit !!! 2:karatoon sholoogh & dehatie noghte nazare akas chize jadidi nist ,! hame aksha engar 1 aks hastand shayad natoonestam khob tozih bedam vali kash aksay behtari ro baray namaysh & nazar sanji entekhab mikardid .


[ February 15, 2006 02:07 AM ]

arash:

مجيد ناگهي عزيز
az oonjaye ke man khodam asheghe roozaye akhare sal hastam o fekr mikonam ke behtarin va ghashangtarin roozhaye roozhast, manke khaili khosham oomad az in axat aalbateh na hamash ama dar majmoo khoob bood , man az lahaz fani va osole akasi nemitoonam nazare bedam chon takhasos e man akasi nis am az lahaz basari va zibaye shenasi va mozoei khoob bood omidvaram ke movafagh bashi


[ July 16, 2006 04:09 PM ]




  نظرات خود را می‌توانید با استفاده از فرم زیر بنویسید.
  نظرات مرتبط با موضوع پس از تایید توسط مدیر سایت در همین صفحه دیده می‌شود.
    






 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.