Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» پوسترهایم بیشتر به آرت گرایش دارند؛ گفت‌وگویی با مازیار زند
» گرافیک تجاری ایران بسیار عقب‌تر از گرافیک فرهنگی‌مان حرکت می‌کند
» سخنان رضا عابدیني در نشست پرسش و پاسخ دوسالانه طراحان گرافیک قم
» نقش مميز و گرافيک در مدرنيزم ايرانی ؛ بهروز امامی اردستانی
» گرافيك مؤلف ؛ نوشته فرزاد ادیبی در باره‌ گرافیک و پیوند آن با هنرهای زیبا
» گفت‌و گوی وحید قاسمی با مازیار زند به‌مناسبت نمایشگاه تصویرسازی‌هایش

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  گرافیک هنری است برای جامعه نه پستو و نمایشگاه ؛ گفت‌وگو با علیرضا دزفولیان
دوشنبه، 22 فروردینماه 1384

* من مخالف این هستم که چون مشتری دست وبال طراح را می بندد ؛ طراح هم بنشیند تا دست وبالش را ببندند.


* من این کارها را دوست دارم. چون درست در تکاپوی یک طراحی حرفه ای در آمده اند. منظورم همان طراحی مالی است یعنی من به خاطر کارها پول گرفته ام. به خاطر کارها گاهی شب بیدار مانده ام و تقریبا هیچ‌کدام از مشریان هم فرهنگی نبوده اند. نتیجه را هم می بینید. من دوست ندارم برای مشتریم یک شبه کارکنم و برای نمایشگاهم برای هر طرح ده روز فکر کنم ...


گفت ‌وگو از: "حسن شمسی پور"
dezfoolian-p.jpg
علیرضا دزفولیان بر خلاف نام فامیلیش متولد کرمانشاه است. مجرد است و تا به حال در رشته های گرافیک و نقاشی تحصیل کرده . بسیار ساکت و کم حرف است ولی وقتی بحث را باز می کنیم, شمرده و مرتب و با گرمای خاصی سوال‌هایمان را پاسخ می دهد. چندین سال در شرکت های مختلف گرافیکی کار کرده و به نظر خودش گرافیک یعنی همین.به مناسب بر پایی نمایشگاهش در نگارخانه انقلاب با وی مصاحبه ای انجام دادیم:


س: آقای دزفولیان ! به عنوان اولین سوال؛ چرا کم کارید؟ در زمینه برگزاری نمایشگاه...؟


نگاه من به گرافیک یک نگاه حرفه ای است. به نظرمن نمایشگاه به درد کار نقاشی و ... می خورد. البته این مسئله باید کمی بازتر شود. نمایشگاه چیز خوبی است. کارهایی که در نمایشگاه های گرافیک هم می بینیم معمولا کارهای بدی نیستند ولی یک مشکل بزرگ این میان هست ... این طراحان خوب در سطح جامعه کجا هستند؟مثلا اگر همین امروز روزنامه همشهری را باز کنید, واقعا چند اگهی خوب در آن می بینید؟ گرافیک هنری است که باید در سطح جامعه, در تمام رسانه های تصویری جریان داشته باشد چرا ما باید آن را به پستو بکشانیم ؟ در حالی که در سطح جامعه آن کیفیتی را که باید داشته باشد را ندارد؟ گرافیک به نظر من یعنی همان هنری که در سطح جامعه جریان دارد با تمام خوبی ها وبدی هایش نه گرافیک پستویی و نمایشگاهی.


س: فکر نمی کنید در این حالت طراح نمی تواند تمام خلاقیتش را به خرج دهد؟ به خاطر همان مشکلاتی که می دانیم ...زمان, مشتری و ...


مسئله همینجاست. باید این اتفاق بیفتد. طراح باید بتواندمشتری را خوب راهنمایی کند. این به برنامه ریزی شرکت ها هم نیاز دارد. باید با برنامه تر با مشتری ها برخورد شود. البته بازار هم طوری است که هیچ شرکتی نمی خواهد مشتریش را از دست بدهد و مشکل اساسی هم دقیقا از همینجا آغاز می شود. من شخصا مخالف این هستم که چون مشتری دست وبال طراح را می بندد , طراح هم بنشیند تا دست وبالش را ببندند. طراح هم مشکل مالی دارد . به هر حال خرج دارد و خیلی اوقات , مشتری هم مشتری مستقیم او نیست. این مشکلات را همه دارند. البته برای بعضی ها این موارد کمتر است. مثلا طراحانی که مشتری فرهنگی دارند. البته باز هم نه هر مشتری فرهنگی‌ای ...


س: یعنی اصلا اعتقاد ندارید که برای نمایشگاه کار کنید؟ ... مثل همین نمایشگاه ...


- کاملا درست می فرمایید. من این کارها را واقعا دوست دارم. چون درست در تکاپوی یک طراحی حرفه ای در آمده اند. منظورم همان طراحی مالی است یعنی من به خاطر کارها پول گرفته ام. به خاطر کارها گاهی شب بیدار مانده ام و تقریبا هیچکدام از مشریان هم فرهنگی نبوده اند. نتیجه را هم می بینید. من دوست ندارم برای مشتریم یک شبه کارکنم و برای نمایشگاهم برای هر طرح ده روز فکر کنم ...


س: سوال دیگری که در مورد طرح ها دارم اینست که در طراحی اصولا چقدر به عنصر ایرانی بودن اهمیت می دهید...؟ چقدر به این که طرح ها کاملا و یا نسبتا ایرانی باشند اهمیت می دهید... ؟به خاطر این, این سوال را می پرسم که مثلا در تبلیغ شامپو ورزشی از گلف یا مثلا در در کار دیگری از ورزش بیلیارد استفاده کردید...


- برای این قضیه فکر می کنم اول باید ایرانی بودن را تعریف کرد. ایرانی بودن چیست؟ به نظر من دیگر دوران استفاده از عکس تخت جمشید یا فلان اثر تاریخی ...


س: ببخشید ... منظورم اصلا آثار تاریخی یا خط نستعلیق و ... نیست ... منظورم ایرانی بودن است به معنای کلی ...


- بله می فهمم. دقیقا همین امر راتوضیح می دهم. به نظرم الان دوران آن گذشته که من در آثارم داد بکشم که من خط نستعلیق داشتم. که مردم بیایید ما فلان ساختمان را داشته ایم یا فلان فرهنگ یا روستا را. البته شاید فکر کنید این مسئله کمی شخصی هم باشد ولی واقعا اینطوری نیست. من نوعی شلوار جین می پوشم, به رایانه می گویم کامپیوتر, راجر واترز گوش می کنم و از هر خیابانی که می گذرم, باشگاه های بیلیارد را می بینم ... من انسان این دوره هستم ... پس می توانم در طراحیم از میزبیلیارد عکس بگیرم ... می توانم گلف را هضم کنم ... البته اینکه حالا چرا این اتفاقات وارد زندگی ما شده بحث دیگری است.


س: پس نقش هنرمند در این وسط چیست ؟ نقش فرهنگ سازی یک هنرمند با توجه به اینکه آثارش در مقابل دیدگان همگان قرار می گیرد و خود این آثار هم بالاخره فرهنگ سازند؟


- نگاه کنید الان دوره ای نیست که من و یا گروهی بخواهیم فرهنگ سازی خاصی را انجام دهیم.مثلا بخواهیم شعار دهیم که ای مردم فلان کار را انجام دهید و فلان کار را نکنید. دوران شعار گذشته . بعضی وقت ها حتی مردم در مقابل شعارها ایستادگی سختی دارند.هر چیزی که بخواهد بشود, می شود.می خواهم بگویم ما در این دوره نمی توانیم بدون پیش زمینه قوی چیزی را به خورد دیگران بدهیم.


س: پس فکر می کنید حالا که نمی شود کاری کرد باید دست روی دست گذاشت؟


- مسئله دست روی دست گذاشتن نیست. خیلی ها می خواهند فرهنگ سازی کنند ولی نمی توانند. خیلی ها که از لحاظ گستردگی رسانه ای از شخص من و کارهایم به مراتب قوی ترند. مثلا تلویزیون. پس نکته جای دیگری است. ما به تحولاتی نیاز داریم که باید این تحولات ایجاد گردد. ما به میز بیلیارد و خیلی چیزهای دیگر نیاز داریم و کم کم این فضا ها خودش ایجاد می شود. حالا خوب یا بد کاری نمی شود کرد. مثلا تحولی که از چند سال پیش تا حالا صورت گرفته را ببینید. به هر حال باید صورت می گرفت و گرفت.علت هم ارتباط وسیع امروزی است که مردم دارند. ما خوشبختانه یا بدبختانه به دهکده جهانی پیوستیم و من به شخصه دوست ندارم با منطقه ای کردن آثارم, خودم را در چارچوب قرار دهم. البته این اصلا بدین معنا نیست که من عناصر ایرانی در کارم ندارم. من فقط می خواهم وقتی در مورد طرحم فکر می کنم گستره آن را محدود نکنم و گرنه آثار زیادی را به لحاظ فرمی و رنگی تحت تاثیر هنر ایرانی طراحی کردم. واقعا در حد خودم سعی کردم.
dezfoolian-p-2.jpg
س: دین و سیاست. نقش این دو عنصر در آثارتان؟


- اگر منظورتان این نمایشگاه است, باید بگویم تقریبا هیچ تاثیر مستقیمی نداشتند. چون کارها بیشتر تبلیغاتی و محصولی هستند ولی در کار های دیگرم مثل داستان و نقاشی گه گاه بخصوص دین تاثیر مستقیمی داشته است.


س: پس کارهای آزاد هم می کنید؟


- مسلما. یک طراح گرافیک به لحاظ موقعیتش و هواخور فشار کاری, مجبور است که کاری که در آن کاملا آزاد است راانجام دهد. حتی کار گرافیکی...


س: فکر نمی کنید این صحبتتان با جملات اولی گفتگو نمی خواند؟


- نه . من به هیچ وجه منظورم این نبود که آدم نباید کار آزاد بکند. جملات اولم در مورد گرافیک بود. منظورم این بود که ما اساسا باید طراحی گرافیک عمومی را اصلاح کنیم . یعنی آنچه که در عموم جامعه قرار دارد و گرنه اگر هرکس برود در خانه خودش, کار گرافیکی برای دل خودش بکند و نمایشگاه بگذارد, هیچوقت حرکت اصولیی در گرافیک ما صورت نمی گیرد.


س: آیا فکر نمی کنید این نمایشگاه ها به مرور تاثیر خود را می گذارند؟


- واقعیتش نه و یا این تاثیر انقدر کم است که به چشم نمی آید.شما یک آگهی تلویزیونی یا روزنامه ای را با یک نمایشگاه شخصی مقایسه کنید. ببینید این آگهی تلویزیونی تا کجاها سر می کشد ولی یک نمایشگاه تاثیرش محدود به همان تعداد بازدید کننده و دور و اطرافش است.

س: طراحی مدرن. چه تعریفی در این مورد دارید؟


- طراحی مدرن به طراحی‌ای گفته می شود که هم فکرش مدرن باشد و هم تکنیکش. طراحی‌ای که دوشادوش مردم مدرن حرکت کند و آیینه زندگی و رفتار آن ها باشد.


س: و خود شما چقدر مدرن طراحی می کنید؟


- مسلما درصد قابل توجهی از آثارم را طراحی های مدرن تشکیل می دهد. الهاماتی هم از گذشته سرزمینم داشته ام ولی معمولا این الهامات را به صورت تلفیقی به کار برده ام.


س: نقش مردم. اصولا مردم درآثارتان چقدر اهمیت داشته اند؟ یا در هنگام طراحی چقدر به آن ها فکر می کنید؟ آیا هرگز در هنگام طراحی به این فکر کرده اید تکلیف یک کودک یا پیرزن و پیرمرد که به هرحال آن طور که باید با زندگی مدرن وفق پیدا نکردند در برابر آثارتان چیست؟


ـ سوال بسیار خوبی است. بدون تعارف گرافیک یک هنر بازاری است. این قضیه خیلی فرق می کند با بازاری بودن در نقاشی یا هنر های دیگر. منظورم این است که به هرحال پشت هر اثر گرافیکی یک مشتری خوابیده . من طراح نمی توانم مثل یک نقاش رنگ را آزادانه و برای دل خودم روی بوم بپاشم. من باید به محصول فکرکنم. به خدمتی که مشتریم به مشتریش می دهد. پس در گرافیک به طور کل ما از ذات و روحیات هنرمند نسبت به هنری مثل نقاشی دور هستیم. ما همیشه یک موضوعی را داریم و مثل یک نقاش نمی خواهیم از بنیاد یک چیزی را بیافرینیم. به طور مثال استفاده از رنگ زرد یا آبی هیچ ربطی به روحیات من ندارد. مسلما موضوع طوری بوده که به این رنگ ها احتیاج پیدا شده. خب تمام این ها یعنی به مشتری و مشتری هایش فکر کردن و در نهایت به مردم فکر کردن. مسئله دیگر ارتباط با سنین کودکان است. ببینید مسلما جایی که محصول و خدمت برای کودک است, یک طراح به او فکر می کند ولی در همه کارها احتیاج به چنین کاری نیست. مثل اینکه ما یک فیلم بزرگسالانه بسازیم و بگوییم ارتباط کودکان با آن چیست؟ خب این حرف منطقی‌ای نیست. در مورد کهنسالان نیز باید بگویم زمان مدرن ما از دیروز شروع نشده. ما و هیچکس دیگر یک شبه مدرن نشدیم و طی زمان نسبتا بلندی این اتفاقات بروز کرده و ادامه دارد. پس مسلما یک انسان کهنسال نیز در این جریان قرار داشته و دارد و نمی توان به صرف این که سنش یک مقدار بیشتر است ایشان را کنار زد. در حالی که بعضی اوقات آن ها بهتر در جریان مدرنیته قرار داشتند.


س: ممنون و کلام آخر؟


- من هم از شما ممنونم. هم برای تدارک مصاحبه و هم اینکه سوال های بسیار خوبی داشتید.


گالری جدید علیرضا دزفولیان را در این آدرس ببینید.





 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.