نگاهی به کارتونهای متن دار " نیویورکر" New Yorker ؛ یحیی تدین
پنجشنبه، 15 اردیبهشتماه 1384
کارتون های نیویورکی
"یحیی تدین"
* در شوخیهای سبک نیویورکر شما نباید دنبال رنگ و لعاب طرح بروید هر چند طراحان این کارتونها همه جزو بهترینهای دنیا هستند، اینجا طراحی هنرمند معجزه نمی کند بلکه این متنها و صحبتها هستند که بهراستی کارسازند به این خاطر نمای کارتونها اغلب سیاه وسفید است و از چیزهای زاید و حاشیه ای جدا پرهیز می شود.
*چرا در مطبوعات ایران از اینگونه کارتون ها خبری نیست؟ آیا فرهنگ ایرانی با این سبک از طنز پردازی بیگانه است ؟
........................
"ماهی رو به شوهرش که وارونه روی آب خوابیده بود کرد و با التماس گفت : "دیگه کافیه ...لطفا تمامش کن , تو میدانی این حرکت تو چقدر بچه ها را به وحشت می اندازد.....".
این یک نمونه ساده از طنزهای نیویورکری است. قهرمان های آن دو تا ماهیاند که یکی از آنها درحال انجام کارهای عجیب آکروباتیک است چیزی که باعث وحشت بچه های کوچولوی آنها میشود و ماهی مادر که با التماس در حالی که به او ذل زده جمله بالا را بر زبان می آورد. نمونه این تیپ کارها البته نه به این زیبایی در روزنامه ها و نشریات جهان خصوصا امریکایی فراوان است، در میان مطبوعات امریکایی نیز بیشتر از همه نشریه معتبر "نیویورکر" که یک هفته نامه ادبی و هنری منحصر به فرد است بیشتر از همه به آن می پردازد و بهکاربردن واژه "طنزهای نیویورکری" نیز به همین منظور بوده است کارتون مورد نظر اثر کارتونیست معروف امریکایی "لؤ کالوم" Leo Cullum است.
هدف من در این مقاله بیشتر از هر چیز توضیح در مورد متن های کارتونی " نیویورکر" است. اصطلاح "متن های کارتونی" را از این جهت بکار می برم که در واقع کارتون هایی که می بینیم بیشتر طرحهایی است که برای توضییح این متنها کشیده میشود . این آثار در لابلای صفحات و مطالب "نیویورکر" که یک مجله سنگین و پر محتوای ادبی است استفاده می شود. این آثار ممکن است چندان هم با مطالب صفحه های نشریه هماهنگی نداشته باشد ولی بخاطر عنصر طنز متفاوتی که در آنها بهکار رفته است باعث می شوند تا خوانندگان از خستگی بار مطالب كمی خلاص شوند و به عنوان زنگ تفریح کمی هم تفریح کنند.
طراحان این متن های کارتونی هر کدام جزو کارتونیست های مطرح دنیا هستند اما چیزی که در این شوخی ها وجود دارد بیشتر از هر چیز نحوه ارائه متن آن است تا خود کارتون. شاید در این جمله ای که بکار بردم کمی ابهام وجود داشته باشد ، چگونه میشود به متن یک کارتون بیشتر از خود کارتون اهمیت داد یا آنها را از هم جدا کرد ؟
باید قبول کنیم که طراحان این شوخی ها از نظر قدرت طراحی چیزی کم ندارند لیکن بحث اصلی در مورد محتوای گفتوگوهایی است که رخ می دهد. کارتون ها از نظر شکل قرار گرفتن پرسوناژها تقریبا ساده هستند و معمولا شکل ماجرا به صورت نوعی سوال و جواب است و یا فقط ادای یک جمله است که میان دو شخص در میگیرد , توجه داشته باشید که در این نوع كار دو شخص می توانند همه چیز باشند و منظور ازکلمه " شخص" در جمله بالا فقط انسان نیست. از طرفی در این کارتونها به رنگ و جلوه های ویژه اهمیت جندانی داده نمی شود بلکه مهمتر از هر چیز نحوه رساندن پیامی است که از طریق حرفهایی که گفته میشود شکل میگیرد.
برای روشنتر شدن مطلب مورد بحث به نمونه دیگری از این شوخی ها توجه کنید:
آخرین باری که مرد با همسرش سر میز شام دعوایش شد گفت:
_ عزیزم من نمیتونم خودمو عوض کنم اما تو آزادی منو با هر کسی که مثل من نیست عوض کنی ....."
و يا:
"وقتی صاحب خانه منزل را ترک کرد سگ خانه رو به دوستش کرد وگفت :
_ این مرد که دیدی بهترین دوست من است , او علاوه بر بیرون توی خانه هم مرتبا کار می کند ، خوب بود موقع خداحافظی حداقل دمی برایش تکان می دادی ..." Tom Cheney

شوخی های نیویورکر معمولا در همین روال هستند اما شخصیت ها ممکن است فرق کند آنها از هر صنفی هستند و حتی گفتگو ها گاهی میان دو چیز هم رخ دهد مثلا دو تا تلویزیون یا از اين نوع و مناسب با طیفی که پرسوناژها می سازند بحث ها هم شکل میگیرند و با بیان یک جمله نهایی که مثل یک گلوله به هدف می زند به انتها میرسند .
این شوخیها هیچ شباهتی با جوکهای متداول ندارند و نباید در این محدوده از آنها انتظاری داشت این شوخیها بدنبال زایش خنده های آنی نیستند و بیشتر برای خلق لبخندی با محتوا و متفکرانه پا جلو گذاردهاند. شما در شوخی اول با ماجرای مشاجره یک زوج طرف هستید زن از همسرش می خواهد که باید خودش را عوض کند و مرد صادقانه میگوید این کار از او ساخته نیست که بتواند خودش را عوض کند و به همین خاطر از همسرش میخواهد زحمت این جابجایی را خودش متقبل شود.
همانگونه که گفته شد در شوخی های سبک نیویورکر شما نباید دنبال رنگ و لعاب طرح بروید هر چند طراحان این کارتونها همه جزو بهترین های دنیا هستند، اینجا طراحی هنرمند معجزه نمی کند بلکه این متن ها و صحبت ها هستند که براستی کار سازند به این خاطر نمای کارتون ها اغلب سیاه وسفید است و از چیزهای زاید و حاشیه ای جدا پرهیز می شود.
اما سوالی که حالا قصد مطرح کردن آن را دارم اینست : "چرا در مطبوعات ایران از اینگونه کارتون ها خبری نیست ؟"
کارتونیستهای جدی ما غالبا دنبال تصویر کردن شوخی های بدون شرح هستند یعنی آنها معمولا طرحی می کشند که دارای ابهام است یعنی البته در وهله نخست دارای ابهام است و مخاطب پس از چند ثانیه با ادای جمله "یافتم" کشف میکند که کارگردان یا کارتونیست منظور اصلیاش چه بوده است. البته این بهترین حالت است در واقع بیان نوعی فلسفه جرقه است که متاسفانه باید اقرار کرد که این حادثه در كارتون هاي ما کمتر اتفاق می افتد یعنی کارتون ها جرقه ای نمی زنند و بیشتر توصییفی هستند، مصداق گفته ام فراوان است که قصد گفتن آن را ندارم و خود به وضوح شاهد آن هستید.اما لازم است به این نکته بپردازم بیان شوخی می تواند ساده تر هم شکل بگیرد ضمن آنکه از ظرافت های یک طنز جان دار هم بر خوردارباشد. در شوخی های سبک " نیویورکر" شما با حد اقل مصالح ، یک رخداد ذهنی را که در روابط انسانها مرتبا در حال شکل گیری است مشاهده می کنید ضمن آنکه خالق آنها توقع هیچ قهقهه ای را هم از مخاطب ندارد.
برای اینکه از یحث خارج نشویم برمی گردم به سوال اصلی و تکرار می کنم "چرا در مطبوعات ایران از اینگونه کارتون ها خبری نیست ؟" البته ممکن است برخی بگویند این طور نیست و مثلا "ما قبلا نمونه آنها را در کارتونهای سبک توقیق یا گل آقا داشته ایم" اینکه یک کاراکتر چیزی می گوید و دیگری جواب می دهد و اینطوری شوخی شکل می گیرد در مطبوعات ما هم بوده و تازگي ندارد. برای اینکه با تفاوت این دو شیوه آشنا شویم من با مثالی از این دو نشریه بحث را ادامه میدهم .
در توفیق :
مطبوعات: "بعضی از نمایندگان آنقدر غیبت دارند که اصلا مجلس را فراموش کرده اند"
توفیق با استفاده از این سوژه وبا کشیدن کاریکاتور یک نماینده مجلس( که بنظر می رسد "ارسنجانی" است که تو فیق به او لقب فسنجون داده بود ) در حالی که به طرف یک مامور پلیس راهنمایی رفته و کاغذی به او نشان می دهد می پرسد:
_ سرکار! مجلس شورا از کدوم طرف میرن ؟!
در گل آقا:
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد گفت :"مطبو عاتی که مشکل اقتصادی دارند غزل خدا حافظی را بخوانند"
گل آقا سپس کاریکاتور معاون وزیر ارشاد که سرش را از توی پنجره ساختمان هیئت دولت بیرون آورده کشیده که در کنارش یک آدم مطبوعاتی که یک روزنامه دستش است قدم زنان می خواند:
_"امان امان, حبیب من ..."
البته من قصد مقایسه کارتون های توفیق با گل آقا را ندارم, توفیق هم از نظر کیفیت طنز ها وهم از نظر جایگاه مطبوعاتی اش در مرتبه ای قرار دارد که پرداختن به آن مستلزم کار طاقتفرسایی است و علیرغم آنکه در آن سالها بعصی از جریانات چپ بودند که از توفیق به عنوان سوپاپ اطمینان دستگاه یاد می کردند با این حال فکر می کنم در حال حاضر تنها کسی که صلاحیت اظهار نظر در مورد طنزها و یا کاریکاتورهای توفیق را دارد جناب "کامبیز درمبخش" است که خود عمری از زندگی پر بارش را در آنجا گذرانیده است.
همانطور که ملاحظه میکنید اینجا هم عنصر شیرین طنز به خوبی خلق شده اند اما ماجراها بیشتر مربوط است به نحوه عملکردهای مسئولین دولت و یا مسائلی که به نحوی با چرخه مشکلات سیستم بوروکراتیک دولت یا جامعه در ارتباط اند و این اساس اختلاف بنیادین بین شوخی های "نیویورکر" با سبک وسیاق کارتونهای متن دار ایرانی است که بیشتر به کارتون های ادیتورال نزدیکند تا یک کار جدی وتفکر بر انگیز. با مثالی از "نیویورکر" دو باره به بحث اصلی باز می گردیم:
دو کاهن بودایی ساعت ها کنار هم در سکوت مطلق نشسته بودند بالاخره یکی از آنها سکوت را شکست و رو به دیگری گفت:
_"آیا هیچ فکر می کرده ای که من به چه چیز فکر نمی کرده ام ؟"
در کارتون های "نیویورکر" مسایل مطرح شده بیشتر دغدغه های درونی انسان مدرن است تا طرح مسایل صرفا اقتصادی و سیاسی , از طرفی فراموش نكنيم نوع شوخی ها به گونه ای است که مخاطب باید خود نیز تا اندازه ای با ظرایف طنز آشنا باشد و نیز با دغدغه های روحی وروانی انسان غربی.

من پاسخ به سؤال اول خود را به علاقمندان میسپارم اما متعاقب آن می پرسم: آیا فرهنگ ایرانی با این سبک از طنز پردازی بیگانه است ؟
کوتاه می گویم که خیر , مطالعه کتب ادبی ایرانیان به ما میآموزد که هر چند آنها همیشه با مصیبت زندگی گذرانیده اند ولی هیچگاه جدا از طنز نزیسته اند و شاید هم یکی از رمز و رازهای بقای این نسل ستم کشیده نیز در تداوم همین روحیه طنز پردازی آنها بوده است.
این بیت حافظ را مرور می کنیم او که در میان آنهمه کشتار های حاکمان بی رحم و خشک اندیشی متعصبین رندانه می سراید:
"می دو ساله و محبوب چارده ساله
همین بساست مرا صحبت صغیر وکبیر"
آیا زیبا تر از این طنز را در جایی سراغ دارید؟
پاسخ شما را نمیدانم, اما من سراغ دارم وقتی به "سعدی" می رسم و آن لطایف زیبایش را در گلستان می خوانم :
"یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید : از عبادتها کدام فاضل تر است ؟ گفت: ترا خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری."
یک سؤال و یک جواب در نهایت ایجاز کلام در حالیکه همزمان پر از حکمت و طنز است.
حکایتی دیگر:
"پیرمردی را گفتند چرا زن نکنی ؟ گفت : با پیرزنانم عیشی نباشد. گفتند جوانی بخواه چو مکنت داری . گفت : مرا که پیرم با پیر زنان الفتی نیست پس او را که جوان است با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟ "
قصد آن ندارم که در اینجا به نقل حکایات بیشتری از سعدی یا دیگر مشاهیر ادبی ایران زمین به پردازم، قصدم آن بود که اشاره دهم با توجه به این پیشینه غنی باز اگر کارتونیست های ما کمتر به مقوله کارتون های متن دار از از این نوع می پردازند اشکال در چیست؟ شخصا اعتقاد دارم اشکالی در کار نیست ، کارتونیستهای ما برای پرداختن به طنزهای متن دار از این نوع فقط به کمی بردباری نیاز دارند , بردباری از آن جهت که شاید مخاطبین آنها در نگاه نخست پذیرای آن نباشند ، که این طبیعی است همانطور که در ابتدا "اردشیر محصص " را نیز نمیپذیرفتند او که از تیره ای دیگر بود ، اما آن نیز بگذشت.
چنانجه فرصتی دست داد در مطالب بعدی تلاش خواهم کرد به گوشه های دیگری از جذابیت های "متن های کارتونی" نیویورکر بپردازم شاید از این رهگذر با دعوت از کارتونیست های با ذوق کشورمان شاهد شکوفایی این سبک از هنر کارتون در مطبوعات خود باشیم.
يحيي تدين
|