هنر سرزمینهای از یاد رفته ؛ کارَن رشاد
پنجشنبه، 6 مردادماه 1384
تا شانزدهم اکتبر 2005 در موزهی میچینر Michener (+) آثار هنری بومیان آمریکا"native american art" (+) در زمینهی هنرهای تجسمی به نمایش گذاشته می شود. این نمایشگاه " هنر در دو جهان " نامگذاری شده است.سازمان "آمریکاییها برای بومیان آمریکا" با علامت اختصاری "ana " مهمترین اسپانسر نمایشگاه " هنر در دو جهان " محسوب میشود. (خبر Artdaily در این مورد به انگلیسی) (+) به همین مناسبت قسمتی از تحقیق " کارَن رشاد" در زمینهی هنر بومیان آمریکا را در ادامه میخوانید.
"مختصری در بارهی هنر بومیان امریکا"
" کارن رشاد"
* بی شک جایگاه تمامی ِ هنرمندان مهاجر آمریکایی پابرجا است اما این نکته نیز قابل تعمق است که هنر بومیان را نمی توان کم از آثار سرشناسانی چون هاکنی Hockney، باسکت J.M. Basquet و دیگران دانست ( و از یاد نبریم که تبلیغات چه تاثیر شگرفی در مطرح کردن بعضی نامها و جریانات هنری داشته و دارد ).

آثار هنری و مصنوعات دستی مردمان بومی سرزمین آمریکا، از همان ابتدای سفرشان از شمال به جنوب و نیز بعد از سکونتشان در هر ناحیه به شکلی مجزا شکل گرفت و ادامه یافت .این آثار مشتمل بر نقاشی ، کندهکاری و مجسمه ، بافتهها و آثار دوخته شده ، وسایل شکار و قربانی و... است .
استفاده از پر، تیغ های جوجه تیغی ، پوستهی درختان ، پوست جانوران، مو و چوب به عنوان متریال اصلی این آثار یکی از ویژگی های مشهور و منحصر به فرد هنر سرخ پوستان قارهی آمریکاست. این مردمان در زندگی روزمره مشغولیتهای زیادی داشته و دارند : ساخت پوشاک و جواهرات تزیینی و آیینی، ساخت چادر، پرده و قالی، ماسکسازی، ساخت توتم های تیرچهای ، سبدبافی و ساخت ظروف از هنرها و مشغولیتهای مهم زندگی این اقوام به شمار میرود.
امروزه ، از دل همین نسلها و مردمان ( که تاریخی از درد و رنج را بر دوش می کشند) هنرمندانی در عرصه هنر پیشرو جهان نیز جای باز کرده اند.نقاشی روی بوم ،عکاسی ، هنر های نمایشی , ویدئو آرت و ... به همان تاریخ کهن و مجموعه تجربیات وسیع هنری این نسل ها افزوده شده و تاریخ هنری جذاب و متنوعی را پدید آورده است.
پیداست که آثار هنری دستی سرخپوستان امریکا جنبهای کاربردی و یا آیینی داشته اند . چیزهایی برای پوشیدن و چیز هایی برای نگهداری غذا و ... .
در جشن ها و مراسم آیینی سرخپوستان ، مسایل بسیاری مورد توجه و تمرکز قرار داشته و دارند: شفا بخشی ، افزایش قوای شکار و برکت اراضی ، رابطه فرد و قوم با کیهان و جهان پیرامون و... .
درست همین معانی هستند که به گذشته و حال هنر این مردمان بومی شکل و انسجام بخشیده اند. آن ماسک هایی که در مراسم شفا بخشی ( درمان ) بر صورت قرار می گیرند ، به ارتباط فرد با روح شفا بخش عالم کمک می کنند یا آن توتم های تیرچه ای که بر سر در هر مزرعه و ملکی نصب شده ، تاریخ ، اساطیر و هویت خاندانی را به زبان تصویر بیان میکند. و این هنر ، توسعه یافته است تا به این اهداف کاربردی و بیانی خود نایل آید.
از نظر متخصصین ، بومیان آمریکا با توجه به محدودههای جغرافیای زیستیشان ، زبان روزمرهشان و تفاوتها و تشابهات آیینی و باور هایشان به دستهها و نسلهای مختلفی تقسیم می شوند. در این مقاله تنها به بزرگتربن و کلیترین این دسته بندی اشاره می کنیم که بر طبق آن این اقوام به : اقوام شرقی، دشت نشینان ، اقوام جنوب غربی ، ساکنان ساحلی شمال غربی و شمالی ( قطب نشینان ) تقسیم شده اند. البته ناگفته نماند که در بسیاری مواقع تقسیم بندی های متخصصین با مخالفت شدید خود بومیان مواجه شده چرا که این مردمان باورها و خاطرهی تاریخی اقوام خود را به مراتب بهتر و دقیقتر می شناسند.
همانطور که اشاره شد ،اشکال مختلف هنر بومیان با توجه به اختلافاتی که در موقعیت جغرافبایی زیستگاه هاشان وجود داشت تنوع و تمایز یافت . چادرهای نقاشی شده (تیپیtipi) که از پوست بوفالو ساخته می شدند هیچ گاه بدان سان که چارهساز دشت نشینان جنوبی بودند ، مشکل بومیان قطب نشین را حل نمی کردند و آن همه تصویر و سمبل های باران و نمایش های مربوط به درخواست باران از طبیعت که در سرزمین های خشک جنوب غربی ساخته و پرداخته می شد ( مثلا کاسه های سرخپوستان پوئبلو poueblo) برای هیچ یک از اقوام سرزمینهای بارانی شمال غرب کارساز و بدین جهت "قابل ارزش" نبود.
بر خلاف بسیاری اقوام ابتدایی در برخی نواحی آمریکای شمالی اقوامی بودهاند که در جامعهشان به فرد امکان پرداختن به نقاشی شخصی با توجه به افکار ، رؤیاها و داستان های اجدادیاش داده میشد ، یعنی هنری که در ان آثار هیچ دو هنرمندی نمی توانست کاملا شبیه یکدیگر باشد.
در قرن شانزدهم میلادی با هجوم تجار- کاشفان ِ اروپایی ، بیماری ، ترس و بیخانمانی ، پیوسته زندگی ساکنان اصلی این قاره را تهدید کرد . در این میان بسیاری از شیوه های هنری و اثار اصیل این بومیان در تمامی نقاط این قاره از دست رفت و البته بخشی از آن در سیر این تغییرات جذب شده و به شکلی دیگر دنبال شد.
در دوران معاصر تماس و هم زیستی این بومیان با ساکنان اروپایی سرزمینشان منجر به تاثیراتی دوجانبه شده است به طوری که در میان هنرمندان مدرن آمریکایی جهت گیری هایی به سمت هنر سرخپوستان به چشم می خورد و نیز در کار بومیان عناصری از هنر مدرن دیده میشود.اما این جهت گیری به صورتی طی می شود که بیشتر این تاثیرات به نفع اروپاییان ِ آمریکا بوده است و نه بومیان. چرا که قدرت سیاسی و اقتصادی خاصی متوجه حرکت آنان قرار نگرفته و از آنان حمایت نشده است. برای اثبات چنین سخنی تنها کافی است که به اولین سال تاسیس رشته ( برنامه ) تحصیلی به نام "هنر بومی" یا "هنر سرخپوستان " نگاه کنیم : "برنامه آموزش عالی هنر سرخپوستان ، کالج باکن تاسیس 1935 موسکاجی ، اکلاهاما ."
با این حال هنرمندان سرخپوست در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک به موازات هنر جهان پیش رفته و مواد و زمینه های گوناگون هنری را تجربه کرده اند. اغلب این هنرمندان جهتگیری خود را به سمت طبیعت و امیال و آرزوهای قومی شان میدانند. مثلا "جیمز لاوادور" jameslavadour (+),هنرمندی بومی از قبیله "والا والا walla walla" ، نقاشی هایی چند لتی می کشد که در نگاه اول تصویری انتزاعی را منعکس می کند اما در واقع انعکاسی است از یک منظره . خود لاوادور می گوید که نقاشی هایش بازتاب تجربهی زندگی و رشد او در ناحیه حفاظت شدهی اورگان ( در شمال غربی ایالات متحده) و اندیشههایش در بارهی رابطهاش با وطن، خانواده و هویت بومیاش هستند.

" جین اش پویتراس " Jane ash poitras (+) هنرمند قوم" چیپه وا " Chiepewa ، در نقاشی هایش از رنگ ،عکاسی و کولاژ استفاده می کند . و در عین حال به بیانی از تداوم حرکت نسل خود و حضور تاریخی قومش پایدار است.برای مثال تابلوی سه لته پویتراس با عنوان " شمن هرگز نمی میرد -5" "Shaman never dies 5- 1990" بر تاثیر دردناک اشغالگران بر باورها و قدرت های روحی بومیان و لزوم زنده نگاه داشتن این سٌنن تاکید می کند.
در هر حال هنر بومی به هر سویی که برود تفاوتی با هنر مهاجر خواهد داشت و هر گونه که مورد بررسی قرار گیرد نمی تواند و نباید در ارجحیتی کمتر نسبت به هنری که تولید مهاجرین و مورد توجه و تبلیغ آنها است قرار گیرد . بی شک جایگاه انسانی تمامی هنرمندان مهاجر آمریکایی نیز پابرجا است اما این نکته نیز قابل تعقل وتعمق است که هنر ایشان را نمی توان کم از آثار سرشناسانی چون هاکنی Hockney، باسکت J.M. Basquet و دیگران دانست ( و از یاد نبریم که تبلیغات چه تاثیر شگرفی در مطرح کردن بعضی نامها و جریانات هنری داشته و دارد ).
اگر به دنبال ارتباط با گویش و بیان ساکنان گوشه ای از زمین هستیم ، آنان که از خاک آن سرزمین داستانها می دانند بیانی به سزاتر و در خور تر خواهند داشت.
کارن رشاد (+)
منابع :
1-MSN-Encarta Encyclopedi : ( +)
2- Native American Art (+)
3- North American Indian Art , David W.Penney ,2004 ,Thames and Hudson Ltd. Pub. London
4-Curtis international Pro. Liberary Of Knowledge Volume 3 Chapters 2,3,5,7 Native and folk Arts of America.
نظرات شما
م.ن:
سلام. خسته نباشيد. خيلي تعجب كردم از اين كه عنوان خوشنويسي و خوشنويسان در اين سايت به چشمم نخورد.
................................
پاسخ کارگاه: دوست گرامی ، در صدد هستیم به تدریج و در حد توان و نیز با همکاری هنرمندان ِ رشتههای دیگر، کارگاه را گسترش دهیم.
platoali:
خیلی خوب بود. ای کاش چند link هم گذاشته شده بود که آدم برای اطلاعات بیشتر به آن ها مراجعه می کرد.
نیکان:
آقای کارن مطلب خیلی خوبی است و چون اطلاعات زیادی را منعکس می کند نمی شود زیاد از ان ایرادی گرفت . اینکه هنر مندان جدید سرخپوست را هم معرفی کرده اید خیلی حوب است . و من خوشحالم که این مطلب را خوانده ام به وبژه که در باره هنر بومی و مردمی و تا خدودی در دفاع از این هنر است.
neda:
سلام از كلاه استوديو لذت بردم
عماد:
از اين مقاله استفاده بسيار بردم و از سايت شما تشكر فراوان دارم كه امكان ارتباط با صاحبان انديشه را فراهم مي كنيد. هنر سرخژوستان بيشتر به همين دلايلي كه نويسنه هم نوشته اند ناشناخته مانده است و پراداختن به اين هنر ها و اين مردم به قول ما ثواب دارد. هميشه موفق باشيد/
darvish:
آقاي رشاد
ضمن تشكر جمله آخر مقاله شما مفهوم نيست فكر ميكنم مشكل ترجمه باشد دقت كنيد ":
"اگر به دنبال ارتباط با گویش و بیان ساکنان گوشه ای از زمین هستیم ، آنان که از خاک آن سرزمین داستانها می دانند بیانی به سزاتر و در خور تر خواهند داشت."
اگر ممكن است يكبار ديگر آنرا مرور كنيد و سپس دوباره اين بار از فارسي به فارسي آنرا ترجمه كنيد.
بهتر است اگر مقاله ترجمه است اصل آنرا هم چاپ كنيد در غير اينصورت آوردن جملات نا مفهوم اصالت متن را از بين مي برد.
با تشكر و موفق ياشيد.
کارن رشاد:
سلام دوست عزيز
اين مقاله بخشي از تحقيق من است در باره هنر وفرهنگ تاريخي و معاصر سرخپوستان و همانطور كه در بالا مي بينيد منابع مربوط به مقاله نيز در انتها آمده است. در مورد ان جمله اي هم كه ذكر كرديد .اين جمله به هيچ وجه ترجمه نيست و از زبان خود بنده است . اگر در رسانش مفهوم كمبودي هست از اين بابت متاسفم و سعي مي كنم در همين جا توضيح دهم كه منظور من اين بوده كه اگز بخواهيم با هنر سرزميني آشنا شويم هنر ان كساني كه از ابتدا ساكن ان سرزمين بوده اند ( در اين مورد ‘ سرخپوستان) از هنر مثلا مهاجرين يا اشغالگران ( در مورد ما , اروپايي آمريكاييان ) اصيل تر و اصلي تر است.
اميد وارم منظورم را رسانده باشم.
با تشكر از توجه و وقتي كه گذاشتيد.
درسا:
سلام من دانشجوي گرافيك هستم اگر لطف كنيد و چند مقاله در مورد گرافيك به زبان لاتين به ميلم بفرستيد ممنون ميشم
خيلي ضروري هست اگر آدرس هم باشه ممنون ميشم
پوريا:
هنر بدوي سرخپوستها هم از اون چيزايي كه من ميميرم براش.حيف كه راه نمايشگاه دوره....
|