هنر مجسمهسازي ما جوانتر از آن است كه توقع زيادي از آن داشته باشيم
جمعه، 14 مردادماه 1384
نقد و بررسي چهارمين دوسالانهي مجسمه
عصر سهشنبه یازدهم مرداد نخستين نشست نقد و بررسي آثار چهارمين دوسالانه مجسمه تهران در سينما تك مجموعه فرهنگي صبا فرهنگستان هنر برگزار شد.
به گزارش ايسنا ، حميد شانس - مجسمهساز - و بهنام كامراني - نقاش - در اين نشست به تشريح و توضيح مجسمههاي ارايه شده در نمايشگاه و تحليل نگاه داوران در انتخاب بهترين آثار پرداختند.
پس از مقدمهی دبير بينال ـ سعيد شهلاپور ـ و ارايه گزارش كلي از روند برپايي، كامراني درباره زبان جهاني و اينكه آيا آثار برگزيده برآيند كليهي آثار ارايه شده در نمايشگاه است، ترجيح داد ابتدا مساله تمايز ميان خيال ايراني و افق جهاني را بشكافد.
وي با تاكيد بر اينكه ضروري است خود را مديون استانداردهايي كه در نمايشگاه دوسالانه چهارم بنا نهاد شده بدانيم، تكاپوي شهلاپور را استثنايي خواند و گفت: برنده اصلي ايشان است.
به گفته او كيفيت برپايي چهارمين دوسالانه مجسمه تهران با گذشته قابل مقايسه نيست، چراكه سيستماتيك عمل كرده است.
كامراني با اذعان بر اينكه انتظار نداشته كه كار يكي از شركت كنندگان به خاطر نگاه شوخطبعانه (يكي از برگزيدههاي چهارمين دور) انتخاب شود، اين امر را حاكي از تنوع سليقه و نگاه داوران دانست كه راه خطا را كم كرده است.
به گمان او هر منتخبي در سليقه و جهت خاصي كار كرده است و كارها تكامل يك نگاه خاص با تركيب نگارگري ايراني و افق جهاني است.
وي در ادامه با نام بردن از آثاري مشخص، به نمونههاي ديگري اشاره كرد و نتيجه گرفت: انتخاب آثاري كه با يكديگر هيچ ارتباطي ندارند، حاكي از تنوع سليقه در تركيب داوران است.
حميد شانس نيز از زاويه نقد فرهنگي وارد بحث شد؛ او با بيان اين اعتقاد كه انتخاب تم خيال ايراني و افق جهاني، انتخاب هوشمندانهاي بوده است، گفت: آمار نشان ميدهد كه تم، باري به دوش هنرمندان نبوده؛ بلكه كمك كرده است كه خلاقيت، حضوري پررنگ داشته باشد. بنابر اين از لحاظ ساختاري، موضوع و عمل تاثيرگذار بوده است.
شانس اين تم را القا كننده كيفيت فرهنگي به نمايشگاه دانست كه بخشي از نمايشگاه را قابل عرضه كرده، مضامين به كيفيت كارها كمك كننده و در داوري نيز اثرگذار بوده است.
شهلاپور نيز در ادامه گفتههاي شانس افزود: بسياري از كارها ضرورتي براي حرف زدن دربارهشان نيست؛ هر كسي هم با تم حركت كرده، دليل بر موفقيت كارش نبوده است.
وي گفت: پرونده هنرمندان بسيار با تسامح بررسي شد تا 90 نفر از انتخاب معاف شدند. علت تنوع رفتاري هم كه در اين نمايشگاه وجود دارد اين است كه هر كسي پاسخ شخصي خود را به درخواست ما داده است.
وي خاطرنشان كرد: هنر مجسمهسازي ما بسيار جوانتر از آن است كه توقع زيادي از آن داشته باشيم.
شهلاپور با اطمينان اظهار كرد: اگر با همين شيوه و سر موقع بينال بعدي برگزار شود شاهد كيفيت بهتري خواهيم بود.
كامراني نيز در ادامه گفتههاي دبير دوسالانه با اشاره به ارايه كارهاي علياكبر صنعتي،شخصيتپردازي كارهاي اين استاد هنرمند را منحصر به فرد و با جسارت دانست و گفت: جامعهشناسي هنر بحث پيچيدهاي است.
وي با ابراز تاسف از اينكه هنر معاصر ايران همهگير نشده است، به عنوان نمونه گفت: به رغم تلاشهايي كه در برپايي دوسالانه مجسمه تهران صورت گرفت، آنگونه كه بايد، دربارهاش صحبت نشده است.
وي سپس به مقايسه اطلاعرساني و جايگاه يك مسابقه فوتبال با چنين نمايشگاهي اشاره و اضافه كرد: تا وقتي به هنر به عنوان يك هسته ضروري فرهنگ نگاه نكنيم، در جامعه همهگير نخواهد شد. مجسمه و نقاشي در ميان همه هنرها از همه مظلومتر است.
كامراني در ادامه به مساله سانسور در برگزاري جشنوارهها اشاره كرد و با نشان دادن كاتالوگ بينال اخير ونيز اضافه كرد: در اين بينال هنرمندي به تكرار و بازتوليد كعبه – خانه خدا – پرداخته و به رغم تاييد علما و سران كشورهاي اسلامي مبني بر اجراي كار، هيات برگزاركننده كار وي را در بينال حذف و در كاتالوگ نيز شش صفحه سياه چاپ شد. اين امر نشان ميدهد ايدههاي جامعهشناسانه سانسور را اعمال ميكند.
كامراني اين صفحات را به حاضران نشان داد.
حميد شانس نيز در اين باره كه حركتها و انگيزههايي كه در فضاي هنري آوانگارد فعلي ميبينم، بازتاب معضل اجتماعي جستوجوي هويت است، با ارايه آماري توضيح داد: خصوصياتي ميتواند خود را به بيننده القا كند. 25 تا 30 درصد كارها ساختار مدرنيته دارد، 10 درصد بر اساس گسترش ساختاري تصويري پيش رفته است، 35 درصد كارها نيز مبتني بر كارهاي آموزشي مدرسه، 6 درصد نيز بر اساس كيفيت ساخت و ارايه شدهاند و 10 درصد نيز از مواد كليشهيي كنار هم گذاشتني كه در مدرسه پيشنهاد ميشود، است.
شانس بار ديگر با اشاره به ارايه 35 درصدي كارهايي به شكل مدرسهيي گفت: بينالها بايد بستري براي گسترش زبان باشد. لازم است بپذيريم كه آموزش آكادميك به معناي كار مشخص، كلاسه و غربال شده بخشي از آموزش هنر است.
او تاكيد كرد: هنرمندان ما تداوم كاري ندارند كه اثرشان به آثار چندلايه تبديل شود.
شانس متذكر شد: هشت درصد مجسمهسازي ما در حيطه كار هم نميگنجد و در حيطه كار مدرسهيي كه شوق كار دارد، جا ميگيرد.
وي همچنين از عنواندار بودن 40 تا 50 درصد آثار ارايه شده در بينال چهارم مجسمه ياد كرد و گفت: اينها كارهايي مبتني بر نشانههاي مفهومي است و آثاري با گسترش مفاهيم پايهيي رشد يافته نديديم.
او گفت: جامعه به حد كافي ابزار در اختيار هنرمند نميگذارد. عرصه مجسمهسازي هم عرصه فرم و فضا و ساخت است. بنابراين شاهديم در مجسمهسازي هنر همگاني نداريم و هنر ناب ما به هنر گلخانهيي، پرورشي و تقليدي تبديل شده است؛ هر وقت كه بند نافش را از هنر غرب ببريم، در ورطه مرگ و نيستي ميغلطد.
وي با همه اين اوصاف چنين استدلال كرد: بينال چهارم اجازه داد عرصه مجسمهسازي مشخص شود. هر چند هنوز به عنوان بينالي مستقل در كيفيتي نيست كه بتواند پرورشي نباشد.
به گزارش ايسنا، آخرين آماري كه شانس در نشست روز گذشته ارايه كرد، ارايه سه درصدي كارهاي غيركليشهيي و غير متعارف بود كه مبتني بر سنت نبوده است.
شهلاپور گفت همه افراد در داوري كسانياند كه از آغاز كارشان غير آكادميك بود؛ به جز دو مورد كه وي به نام آنها اشاره كرد.
وي سپس اين پرسش را مطرح كرد كه دانشكدهها از خودشان سؤال كنند چرا فارغالتحصيلان مجسمهسازي در بينال چهارم مقام نياوردند.
كامراني نيز در آخرين اظهارات خود گفت: فعاليت هنري فعاليت روشنفكرانهاي است. هنرمندان پيشرو مساله ارتزاق دارند، اين مساله در غرب از سالها پيش حل شده است. يكي آسيبشناسيهايي كه چرا هنر شخصي و آوانگارد در ايران نميبينيم شاهد مثال اين ادعاست. بينالها هم اعم از نقاشي، گرافيك و عكس جزيرههايي جدا از هماند و ما اكنون در ميانه راه هستيم.
در پايان اين نشست يكي از مجسمهسازان ميزگرد را يك طرفه خواند و به سخنگويان در نشست اشاره كرد كه هر سه جزو برپاكنندگان و سياستگذاران دوسالانه بودهاند پس دفاع و توجيههايشان در همان راستاست.
وي به نحو تركيب داوران نيز انتقاد كرد و به افراد غير مجسمهساز در تركيب داوري اشاره كرد كه شهلاپور در پاسخ وي به دفاع از سابقه كاري داوران و فرشيد مثقالي پرداخت.
...................
عکسها روحالله وحدتی - ایسنا
|