"در دام وظیفهی روزمره بدون چشم باز" ؛ پاسخ به نقدی در روزنامهی شرق
چهارشنبه، 26 مردادماه 1384
مجید ناگهی
* نکته مهم که اساسا مطلب نویسنده را در نقد نمایشگاه گروه طوسی یکسره بی ارزش میکند بیدقتی در تفکیک آثار هر یک از افراد در نمایشگاه است.
......
مطلب "در دام نامگذاری جغرافیایی" که روز سه شنبه 25 مرداد در روزنامهی شرق به چاپ رسیده در ظاهر قصد دارد به شکلی منطقی و با متانت به نقد نمایشگاه گروه طوسی بپردازد.
من نوشتن مطلب برای نمایشگاهها را کاری پسندیده و وجود یک مطلب را قبل از هر بحثی نشان توجه به آن نمایشگاه میدانم.اما در نگاه منصفانه به نقد مذکور جز رگهای باریک و کوتاه نشانی از نگاه دقیق که خبر از هدفمند بودن نقد داشته باشد به چشم نمی خورد.
در نقد ؛ چه وقتی کارهای خودم نقد میشود و چه وقتی به نقد آثار دیگران میپردازم به هیچ وجه قائل به تعارف و الفاظ بی فایده نیستم و در فضای حرفه ای معتقدم هر نظری مشروط بر هدف داشتن و ایستادن روی سکوی منطق باید گفته شود و باید ظرفیت شنیدن آنهم از سوی صاحب اثر وجود داشته باشد یا ایجاد شود و سعی کردهام این رویه را در هنگام نقد دیگران وشنیدن نقد آثار خود بکار گیرم.
اما نقد یاد شده در اولین مرحله از کارکرد یک نقد باقیمانده و بعد از آن بهدلیل عدم دقت نگارنده در
نمایشگاه در مسیر تخریب و تحریف قدم برمیدارد. بگذریم از لحن نگارش که برای خواننده از ابتدا روشن میکند که این مطلب در جهت اشکالگیری از نمایشگاه روی کاغذ آمده و نه از سرمسئولیت.
نکته مهم که اساسا مطلب نویسنده را در نقد نمایشگاه گروه طوسی یکسره بی ارزش میکند بیدقتی در تفکیک آثار هر یک از افراد در نمایشگاه است. به نوعی که عکسهای من را بدون دقت در ترتیب و موضوع با آثار جاوید نیکپور اشتباه گرفته و حتی دقتی به تابلوی معرفینامهی اول مجموعه عکس هر عکاس نداشته است .
در این تابلوها نام عکاس وعکس چهرهاش و متن نوشتهای که هر عکاس در آغاز مجموعه اش نوشته وجود داشته و ناقد سرسری از آنها گذشته است و گرنه این اشتباه فاحش را مرتکب نمیشد:
غزل صدر ( نویسندهی نقد) در مطلب خود عکس غسالخانه که نهمین عکس من از مجموعه 10 عکسی با نام "از نگاه تو" است را به عنوان اولین عکس نیکپور دانسته و به این ترتیب عکس دهم من را هم به مجموعه نیکپور پیوند داده است. معلوم است نگاهی که عکسهای یکی را تا آخر دنبال نکند و از سر عجله ، شروع مجموعهی دیگری را با دو عکس از مجموعه قبلی قاطی کند حتماً درکی بهتر از آنچه گفته هم با خود ندارد.
عجیب است معمولا افراد علاقهمند برای دیدن یک نمایشگاه به یکبار دیدن اکتفا نمیکنند و برای ارتباط بهتر مجددا آثار را مرور میکنند . من در حیرتم که چطور ممکن است کسی به قصد نقد یک نمایشگاه وارد گالری شود و به خود زحمت دوبار دیدن را که هیچ حتی یکبار درست دیدن را هم ندهد و این اشتباه عجیب و غریب را مرتکب شود .
عجله در روی کاغذ آوردن ذهنیت های شکلگرفته برای نگارندهی نقد پیش از پیگیری ودریافت اطلاعات صحیح ، او را در ورطهی معیوب شکل گرفته در این روزگار میاندازد .
نوشتن از روی نیاز یا وظیفه و بی تعهدی در قبال مطلب، عدم درک جایگاه منتقد درانتقال ویژگیهای آثار هنری به جامعه و روشن کردن گره های کور برای ارتباط بهتر هنرمند با جامعه و بالعکس را سبب میشود.
این نوع برخورد متاسفانه باعث شده غالباً شاهد نقد های غیر موثری باشیم که جای به چالش کشیدن ذهن هنرمند برای خلق آثاری بهتر او را به واکنش های مختلف بی توجه کند .ومتاسفانه روزنامه شرق باتوجه به نمونه های قبلی در برخورد با آثار هنری این مورد را بیشتر ثابت کرده که گویی چندان در پی ارائه شکل صحیحی از نگاه نقادانه نیست.
من در پیگیری متوجه شدم که جمعی بهعنوان نویسنده با این روزنامه قراردادی دارند که باید مطالبی بهطور وظیفه ارائه کنند و دبیر سرویس محترم هم که قاعدتا نمایشگاه را ندیده صحت و دقت گفتههای نویسنده برایش مهم نیست و شاید هم اصلا از سر گرفتاری حتی آن را قبل از چاپ نخوانده باشد. به نظر میرسد شرقیان در بسیاری موارد به کمیت و پر شدن صفحات بیش از محتوای آن اهمیت میدهند.
ناقد محترم در انتهای مطلب با لحن و نگاهی از سر شعور کامل به ارشاد میپردازند.غزل صدر در پایان نوشته خود می گوید:
"شايد توجه نكردن به امر مكاشفه است كه در نمايشگاه گروه طوسى باعث مى شود بيننده ، بيننده اى
كه ذهنش اشباع از تصوير است، بارها از خود بپرسد:" اين عكس ها را قبلاً جايى نديده ايم؟"
و منْ ناتوان از آشنائی زدائی برای بینندگانی از این دست باید بگویم: این عکسها اگر بارها و بارها ارائه شوند شما هیچ وقت آنها را نمیبینید.
عکسهای نمایشگاه گروه طوسی(+)
یادداشت غزل صدر در بارهی نمایشگاه گروه طوسی در شرق (+)
|