Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» طغیان علیه برخوردهای غیرمنصفانه ؛ اسماعیل عباسی
» مسائل جامعه عکاسی با نگاهی به نوشته‌‌ی دوستان در سایت عکاسی؛ محمد تهرانی

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  چرا جوانان عکاس در بسیاری از فعالیت‌ها مشارکت داده نمی‌شوند؟
سه شنبه، 12 مهرماه 1384

نوشته‌ی ارسالی پیام برازجانی


در پروسه‌هاي زماني مختلف عكاسان متعددي به جامعه عكاسي پيوسته‌اند كه با يك نگاه زودگذر بر ليست عكاسان (مثلاً ليست دعوت‌شدگان به جلسه انتخاب هیئت موسس انجمن ملي) به راحتي مي‌توان دريافت كه تعداد عكاسان پيش‌كسوت بسيار كمتر از تعداد عكاسان جوان است.اين خود نشان از توسعه كمي و كيفي آموزش عكاسي و علاقه‌مندي جوانان به عكاسي در ايران دارد. ضمن اين‌كه به تعداد فعلي ، هرساله عكاسان جديدي نيز افزوده مي شوند.


يكي از نكاتي كه همواره در بحث و گفتگوها پيرامون تشكيل انجمن ملي و فراگير عكاسي مطرح بوده، ايجاد فضائي براي حضور تمامي عكاسان با هر مقدار سن و تجربه و هر نوع گرايش در عکاسی بوده است.افرادي كه در جلسات اوليه جهت تعيين ليست عكاسان براي حضور در جلسه انتخاب هيئت موسس براي انجمن ملي حضور داشتند مي توانند از حساسيت‌ها براي جا نيفتادن نامي از ليست گواهي دهند.


اما چگونه است كه با توجه به فعاليت‌هاي عكاسي در ايران كه توسط اشخاص و مراكز دولتي و خصوصي فراواني به انجام مي‌رسد و با توجه به حجم فعاليت عكاسان جوان، بسياري از ايشان در كثيري از اين فعاليت‌ها مشاركت داده نمي‌شوند؟


وقتي مجريان اين گونه فعاليت‌ها خواسته‌ يا ناخواسته عدم توجه به عكاسان جوان را در دستور كار خود دارند، چگونه انتظار مي‌رود نيروهاي جوان عكاسي به حد اعلاي توانايي خود برسند و وقتي روابط مستحكمي بين اين چند گروه وجود ندارد، انتقال تجربه كه از اركان اساسي تكامل و موفقيت يك گروه است چگونه اتفاق مي‌افتد و اساسا وحدت آرماني كه در عرصه عكاسي،آقايان به دنبال آن هستند چگونه با عدم حضور جوانان عكاس معني پيدا مي كند؟


به نظر من توجه به اين سوالات مي تواند بسياري از كج رفتاري‌ها،سوء تفاهم‌ها و سياست‌هاي غير مدبرانه كه در عكاسي ايران رخ مي دهد را اصلاح كند. البته من بر اساس همان كامنت قبلي [ لینک به کامنت قبلی ] در مورد مطلب استاد عباسي بسيار علاقه‌مند هستم كه دوستان جوان و هم سن و سال اظهار نظر كنند.اين به اين معني نيست كه پيشكسوتان و استادان اهل فن نيايند و چيزي نگويند.اما تجربه نشان می‌دهد كه ايشان معمولا تمايلي به اين گونه نظرسنجي ها ندارند و در حداقل مشاركت با اين‌گونه مسائل برخورد مي كنند.
نكته آخر اين‌كه اميدوارم حفظ شئون در نوشتار و عدم دخالت در حريم خصوصي افراد و احترام به پيشكسوتان با هر منش و رفتار، همواره و خصوصا در نظرهایی که نوشته می‌شود مورد توجه باشد.


پیام برازجانی
یازدهم مهرماه 1384


نظرات شما

بابا اينا:

چيز غريبي نيست...
تو جامعه عكاسي ما متاسفانه چيزي به اسم باز نشستگي وجود نداره
يه سري مثل بختك افتادن رو عكاسي و فكر ميكنن اون جايي كه قرار دارن ارث باباشونه....
انقدر ميمونن تا بميرن ...


[ October 4, 2005 11:19 PM ]

mj:

شاید چون ما جوانها هم خودمونو قبول نداریم و منتظر نشستیم که بقیه برامون تصمیم بگیرن. اصولا نفر دوم بودن همیشه ریسک کمتری داره


[ October 5, 2005 02:27 AM ]

مجید ناگهی:

پیام عزیز مطلبت و حرفهایت که شفاهی قبلا گفتی را توجه کردم.من با توجه به سن و سالم در برزخ این دنیایی که اشاره کردی هستم جوری که دستی در این و سری در آن دارم.با عمده حرفهایی که گفتی موافقم اما در این سالها و بر سر جبر اجتماع عادت کردم خود برای ایجاد ارتباط با محیط پیرامونم راهی جستجو کنم و متاسفانه از حقوق نادیده گرفته شده ام مانند خیلی دیگر برای دوری از جنجال های بی فایده دوری کنم(که البته شاهد هستی خیلی از بی اطلاع ها حتی نسبت های بی اساس و شنیده های کذب را ترازوی خود در عکس العمل خود قرار میدهند).من در این محیط متاسفانه درصد بیماری را بیش از سلامت آن میدانم و بیش همه رفتارهای غلط و اخلاق نا سالم را مسبب ایجاد شرایطی که اشاره کردی میدانم.تاسف انگیزتر اینکه هر نسلی که در این عرصه وارد میشود برای یافتن جایگاهی مطلوب خود در پیروی از متقدمین این میدان بیش از الگو قرار دادن اخلاق پسندیده حرفه ای در صدد دامن زدن به اوضاع موجود اقدام میکند.به همین خاطر من با نگاهی از سر دقت اشاره میکنم وضع نامطلوبی که تو به درستی منتقد آنی گرچه با رفتار نادرست جمعی از پیشکسوتان رشد کرده اما با حمایت نسلهای بعدی متاسفانه به بار نشسته و در امنیت ایجاد شده توسط همین هم نسلهای تو که اشاره کردی امکان ادامه حیاط یافته.قویا معتقدم تا وقتی احساس عزت و آزادگی در افراد این نسل ایجاد نشود متاسفانه باید همچنان شاهد تمامی جفاهائی که تو اشاره کردی و من بسیار سراغ دارم باشیم.بعضی اوقات برای ساختن باید ویران کرد.این ویرانی در فضائی نزدیک در تک تک خودمان باید شکل بگیرد.تا چند سال دیگر که وقتی هم نسلان تو در آن منسب ها نشستند راه را بر گروه های پشت سر خود نبندند.یا علی مدد.


[ October 6, 2005 03:19 AM ]

پیام برازجانی:

آقای ناگهی از اضهار نظرتون ممنونم.در جواب باید بگویم جوانترها فقط درس پس می دهند.بالاخره آن آموخته های پیشین که اساتید به آنها آموختند باید جائی بروز کند.وقتی از دوستی خواستم تا اینجا را بخواند و نظرش را هم بدهد بعد از خواندن نه تنها حمایت هم نکرد بلکه مرا متهم کرد که تو نمی توانی در سکوت و با دوستی کارهایت را پیش ببری.البته بعدا شاید راجع به این پلتیک دوست عزیز توضیح دهم و شیوه اینگونه عملکرد را بگویم. اما با شما موافقم چه کنم که قلیلی خود نیز به سبک فوق حرفه ای در حال رشدند.
از مجید مهرابی هم بابت نظرش ممنونم.امیدوارم آنهائی که می خوانند و چیزی نمی گویند آنهائی نباشند که مجید گفته.


[ October 7, 2005 06:53 PM ]

photographism:

هوالمصور

فرهنگسرای نیاوران با همکاری انجمن کوهنوردان ایران نمایشگاه عکس هنر و طبیعت را برگزار نمود.درپی فراخوان این نمایشگاه هنرمندان عکاس تعداد 3500 قطعه عکس به نمایشگاه ارسال نمودند که این عکسها توسط هیات داورانی متشکل از آقایان فخرالدین فخرالدینی،نیکول فریدنی،سیمون آیوازیان ، سید محمد فدوی و محمد ستاری مورد بررسی، انتخاب و در نهایت داوری قرار گرفت و این عزیزان در نهایت نظر خویش را بدین ترتیب اعلام نمودند.
نفر اول آقای کوروش جاویدی پارسی جانی،لوح تقدیر و 15 سکه بهار آزادی
نفر دوم آقای سید رضا عزیزی، لوح تقدیر و 10 سکه بهار آزادی
نفر سوم خانم فهیمه اکبری، لوح تقدیر و 5 سکه بهار آزادی
ضمنا از عکاسان زیر با اهدای لوح تقدیر به ترتیب ذیل قدردانی می شود:
آقای مسعود دلیری،آقای حمید نبوی با دو عکس تقدیری،آقای محمد ابراهیم صافی،آقای مهدی منعم.
در ادامه خاطر نشان می شود یک هشتم یعنی 25 اثر ازآثار راه یافته به این نمایشگاه که بنا به بیانیه هیات داوران چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت آثار و تعداد،از نمایشگاههای مطرح در سالیان اخیر محسوب می شود،از اعضا قدیم و جدید انجمن عکاسان فردا می باشد که این نشان دهنده نگاه خاص و عمیقی است که در پرتو آموزش صحیح و اصولی در تفکرو اندیشه هنرمند متجلی می گردد.

اسامی برگزیدگان و تعداد آثار اعضا انجمن عکاسان فردا (قدیم و جدید)
در نمایشگاه عکس هنر و طبیعت

نام و نام خانوادگی هنرمند مقام تعداد عکس راه یافته زمان عضویت
1.فهیمه اکبری نفرسوم 3 عکس جدید
2.مسعود دلیری با تقدیر 2 عکس قدیم
3.محمد قدمعلی 6 عکس قدیم
4.مریم فهیمی 3 عکس قدیم
5.سارا پوران 3 عکس قدیم
6.مرضیه حیدری 3 عکس جدید
7.فریده بلخاری 1 عکس جدید
8.مهرداد دولت آبادی 1 عکس جدید
9 محمد جواد شاه محمدی 1 عکس جدید
10.امیر رستمی 1 عکس قدیم
11.محسن فلاحی 1 عکس جدید

روابط عمومی انجمن عکاسان فردا
22/8/1384


[ November 14, 2005 02:35 AM ]

پیام برازجانی:

با سلام خدمت روبط عمومی محترم انجمن عکاسان فردا و ضمن اضهار تبریک به کلیه راهیافتگان نمایشگاه عرض کنم که من منظور نویسنده این نظر را دقیقا متوجه نشدم.و یک سوال اینکه از همین دوستان نام برده شده که ظاهرا نگارنده مطلب بواسطه عضویت آنها زمانی در انجمن عکاسان فردا موفقیت اکنون آنها را به پای سازمان مطبوع خود گذارده است ، چند نفر در نمایشگاههای خانه عکاسان ایران و یا مراسمهای سالگرد گذشته و ... در زمان مدیریت قبلی خانه که خود مدیر انجمن نیز می باشد به همین مقدار مورد اهمیت قرار می گرفته اند و شرکت داده می شده اند.همواره همینگونه بوده است دوست عزیز.زمانی که بزرگترها(البته بعضی) به این جور آمار و ارقامها احتیاج داشته اند ذکر شده اما وقتی که هیچ احتیاجی به این آمارها نداشته اند از موفقیتها که هیچ از خود عکاسان جوان هم غافل شده اند.حتما اگر تحقیق بیشتری کنید دوستان دیگری را از اعضا قدیم و یا غیر عضو در انجمن خواهید یافت که موفقیتهای بسیار بهتری کسب کرده اند و متاسفانه در طول دوران مدیریت قبلی خانه هیچ یادی از آنها نشده است.
با تشکر فراوان و امید اضهار نظرهای دوستان دیگر.


[ November 18, 2005 07:53 PM ]

سور:

اين اتفاق زياد مي افتد بعضي ها مايه ننگ اند و بعضي ها مايه افتخار و بالا بردن آمار.طلا كه پاك پاك چه منتي ............


[ November 21, 2005 01:45 AM ]

سور:

واین را هم متذکر بشوم که هر کسی خودش جایگاهش را تایین می کنند.و اینکه چه چیزی را با چه چیزی عوض میکنند.و البته روزی به تمیز کردن کفش استاد(مدیریت قبلی خانه)و روزی بر................
خوب واضح است که هر چه تند باد روزگار بوزد بعضی ها تغییر مسیر می دهند.باشد تا موفق شوند ما دعا گوییم و نظاره گر.


[ November 21, 2005 01:52 AM ]

مهدی قاسمی:

با سلام خدمت آقای برازجانی که لطف کردند مطلبی در حمایت از عکاسان جوانی مثل ما نوشتند که با نهایت تاءسف مورد کم لطفی واقع شد.
به آقایان (فرض بر آقا بودن ایشان)photographism و سور هم خسته نباشيد عرض ميكنم و با تا’سف ميگويم كه به ناكجاآباد رفته اند,البته آقاي سور كاملا" با جسارت گمان ميبرد كه در مطلب دوم "سور" زده اند بي خبر از آنجا كه بازي تمام شده و كمي وقت براي حرفهاي نسبتا" جدي باقيست.
اگرمنصفانه به مطلب بالا و حوادث جاري جامعه’ عكاسي نگاهي بياندازيم علائم سوالي بر سر ما مي چرخند:
1-كمترين سن از عكاسان دعوت شده در جلسه انتخاب هیئت موسس انجمن ملي چند سال است و ايشان كيست؟
2-چند عكاس زير 30 سال جهت عضويت در انجمن عكاسان بحران دعوت شده- اند؟
3-چند عكاس جوان(25 تا 35سال و حتي 40 ) و با سابقه’ خوب در شوراهاي سياستگزاري يا داوري يا مدير اجرايي يا غيره’ مسابقات داخلي از جمله دوسالانه,كشتيراني,آزادي و............حضور دارند؟
4-چرا يك استاد مسلم عكاسي در جلسه ي انجمن صنفي عكاسان مطبوعات كه به جرا’ت ميتوان گفت 50 درصد اعضاي آن جوانند مي فرمايند : " اين عكاسان زير 30 سال واقعا" نمي فهمند چه كار ميكنند و چطور كار ما قديميها رو خراب كرده اند" ؟
مگر ايشان داعيه دار تربيت اين نسل نميباشند؟
پس بهتر است بگوييم :
كدام تربيت برادر من؟
كدام پدري را ديده ايد كه با موعظه و شرح فتوحات گفتن فرزندي سالم تربيت كند؟
گمان كنم اين عدم حضورها كمي به اين نوع نگاه به اين نسل بازميگردد;نسلي ناآگاه,خام,كله شق و گاها" مزاحم.


فقط از همه’ دوستان و اساتيد خواهشمندم وقايع را آنطور كه هست ببينند نه آنطور كه ميخواهند.
در پايان عرض كنم كه كه اگر اسم مسابقه يا نهادي را بردم فقط قصد مثال آوردن بود و ديگر نمونه ها كه بدون اغراق 90 درصد انجمن ها و مسابقات را شامل ميشود , ذهنم ياري نكرد كه ياد آورم , لذا فقط هدف ذكر نمونه هايي از اين فرهنگ نادرست كه خواسته يا ناخواسته گسترش ميابد,بود.
خواهشمندم دوستان از اسم خود براي نظرات استفاده كنند كه سودجويان به خود اجازه’ ورود به بحث را ندهند.
والسلام


[ November 22, 2005 04:19 AM ]

اسماعیل جلالی:

آقاي برازجاني با تشكر از مطلب زيباي شما كه بنده با تمام آن موافقم . دارا بودن يكي از موارد و فاكتورهاي ذيل راهي است براي مطرح شدن در دنياي عكاسي كشور:
1- داشتن مايه تيله حسابي و خريد دوربينهاي آنچناني (خارجي)
2- داشتن پارتي كت و كلفت
3- داشتن رو (منظور كنه است)
4- گرفتن ليسانس و فوق ليسانس از دانشكده هنرهاي زيبا (دراين صورت
ميتوان از نداشتن دوربين هم صرف نظر كرد)
5- مدارك دانشگاه آزاد نيز روي چشم آقايان جا دارد
6- داشتن نام خارجكي (حالا يا نام و يا نام خانوادگي)
7- فاميل بودن با يكي از آقايان (پسر عمو يا پسر خاله بهتر است)


[ December 16, 2005 12:46 PM ]

ابوالفضل نسايي:


سكوت ميكنم اينجا زشرم مرصيه خواني
اقاي بريزجاني
پس ما كه بچه شهرستان هستيم چه بايد بگويم
همه چيز درست خواهد شد


[ December 26, 2005 05:58 PM ]

پیام برازجانی:

با سلام خدمت دوست عزیز آقای "ابوالفضل نسايي".من شما را نمی شماسم و گمان میکنم آنهائی که سیاست های عکاسی ایران را تعیین می کنند نیز.و حتی نمی دانم از کدام شهرستان هستید.اما می دانم که این جمله که نوشتید صحیح نیست (پس ما كه بچه شهرستان هستيم چه بايد بگويم ).اتفاقا به نظرم باید بگوئید.از شهرستانتان و از مشکلاتتان.دو خاصیت لااقل دارد یکی آنکه من و دیگران می شناسیمتان که یکی از راههای مقابله با انحصار است در این آشفته دوران که به خواسته یا ناخواسته بر فضای عکاسی تحمیل شده است و خاصیت دوم اینکه کمی عرق بر پیشانی آنهائی خواهید نشاند که رفتند سفر به شهرستانهای ایران و مهمان عکاسان و مردمان آنجا بودند اما وقتی برگشتند یادشان نیامد که میزبانی هم در کار بوده.هر گاه خواستند به یکی از شهرستانها سفر کنند میزان خدماتش را سنجیدند نه استعداد و توانائی های عکاسان آن دیار را.به اسم ایران خدمات گرفتند و نه حتی به کام تهران بلکه به کام خودو یارانشان صرف کردند.اصلا هین جا بنویسید و این دعوت برای تمامی شهرستانیها که بیایند و در اینجا بنویسند که از عکاسی شهرشان چه خبر؟ بلکه کمی من و امثال من خجالت بکشیم که نمی شناسیمتان.کمی بیاموزیم که عکاس و استعداد آنهائی نیستند که در روزنامه ها و سایتها و مسابقاتمان شرکت می کنند.هستند کسانی که بی همه اینها عکاسند و ما نمی شناسیمشان.و فقط جرمشان برای این همه بی مهری اینست که نمی شناسیمشان.
وضمنا با تشکر از آنهائی که از من تشکر کردند ،لطفا از من تشکر نکنید از خوتان تشکر کنید که مشارکت می کنید و چقدر حسرت می خورم وقتی از دوستانم تاید این مطالب را می شنوم اما حضورشان را در اینجا نمی بینم و از آقای تهرانی تشکر کنید برای این همه دموکراسی واقعیشان که اگر دیگرانی حرفش را می زنند ایشان عمل می کنند.


[ December 28, 2005 12:12 AM ]

ابوالفضل نسايي:

پيام عزيز سلام من اهل گرگان وشاگرد استاد عزيزم ابوالقاسم قاسمي هستم ودر يك روزنامه محلي (گلشن مهر ) به عنوان عكاس كار ميكنم و نوشته من منباب يك تجربه شخصي در انجا بود و حرفهاي شما را قبول دارم باسپاس و ...........


[ December 28, 2005 06:57 PM ]

جعفر خاندوزي:

با سلام خدمت آقاي پيام برازجاني!
من از جمله روزنامه نگاران استان گلستان هستم كه از نزديك با رشته هاي هنري استان از جمله عكاسي آشنا هستم و با فعالين آن ها نظير ابوالقاسم قاسمي ‘ ابوالفضل نسايي و... سلام و عليك دارم .
واقعيت اين است كه شهرستان ها آدم حرف زن ندارند و اين تنها مختص عكاسي هم نيست مثلاَ در همين استان گلستان و به ويژه گرگان ‘ سينما غريب است . آپارتايد تهران بر همه جاي كشور ديده مي شود . اما اين بچه ها و همه ما با وجود مشكلات عديده دست از هنر خود برنداشته ايم .
هر چند بايد قبول كنيم كه در جهان معاصر هنر بومي شده است و قرار نيست همگي جهاني شويم اما تلاش مي كنيم كه جهاني شويم .


[ January 30, 2006 12:56 PM ]

ali reza:

عزيز من
اين روند از گذشته بوده نه در هنر بلكه در زندگي ما ايرانيان يا بهتر بگويم كشور هاي شرقي يعني شما به غنوان جوان جويا اين هنر بايد پير شوي تا بگويند اين شخص حالا ميتواند ولي افسوس كه زمان توانستن فراموش شده كه حال است فراموش شده كه شما هم ميتوانيد . يا سنت موي سفيد كردن غلط است يا تصميم گيري ها در قبال جوانتر ها...


[ April 1, 2006 04:36 PM ]

حامدجلالی:

عزيز من به نوشته هاي آقاي جلالي اعتقاد دارم.


[ August 7, 2006 10:33 AM ]

kourosh Derakhshan Yeganeh:

سلام .
من هم فكر مي كنم اين عزيزان ( پدر و مادران مافياي فرهنگ و هنر ) البته كه كار صحيحي انجام ميدهند البته در حق خودشان .
چون اگر قرار باشد جوانان بتوانند پا به عرصه فرهنگ و هنر ايران زمين بگذارند يا مافياي فرهنگ و هنر اين عزيزان تحت الشعاع قرار مي گيرد و يا لااقل ناتوانمنديهاي ايشان بر همگان آشكار مي گردد.
جالب اينجاست كه اين ژست هنري در پرسش اين مطلب از سوي كساني مطرح مي شود كه خودشان يكي از دست اندركاران مافياي فرهنگ و هنر و مانع جوانان جهت بروز خلاقيتهايشان مي باشند.!


[ August 19, 2006 07:38 PM ]

سارا لطفی:

سلام.من نفهمیدم منظور پیام آقای کوروش درخشان یگانه خود مدیر سایت کارگاه است یا نه چون دوپهلو نوشته.لطفا راهنمایی فرمایین که اگه منظور خودآقای تهرانی است چرا منعکس شده؟ممنون.
سارا لطفی


[ August 27, 2006 08:15 PM ]

کارگاه:

سلام بله کارگاه می دانسته که منظور ایشان از عضو مافیا مدیر کارگاه است، و نظر ایشان این است که مدیر کارگاه مانع بروز خلاقیت جوانان است . لابد ایشان دلایل عقلانی برای حرفشان دارند.
این که شما و ایشان تعجب کرده اید: " پس چرا با این وجود نظر ایشان منعکس شده ؟" به این دلیل است که شناختی از بسیاری مسائل و اشخاص ندارید.
اما یک نکته جالب است و آن این‌که هر دو نظر که با دو اسم است با یک IP نوشته شده ، جالب نیست؟


[ August 27, 2006 09:50 PM ]

پیام براجانی:

راستش را بخواهید من هر چندروز یکبار سایت کارگاه را می بینم.و البته کامنهتای جدید این مطلب را.کامنت "آقای کوروش درخشان یگانه " را که نمی شناسمشان راهم قبلا خوانده بودم و البته لحظه شماری می کنم برای اطلاعات بیشتری که ایشان ممکن است از مافیای عکاسی ایران بدهند ! البته من هنوز قضاوت نمی کنم تا زمانی که ایشان از دو پهلوی کامنتشان یک پهلو را انتخاب کنند و بعد قضاوت خواهم کرد.
اما بگذارید یک چیز را راحت بگویم.ما همه 2 راه بیشتر نداریم یکی اینکه به همین وضعیت ادامه دهیم و گه گاه ذکر مصیبت هم بگوئیم و یا گاهی به تمسخر از کنار جدی بودن دیگران بگذریم و یا اینکه چاره اندیش و عاقبت اندیش باشیم.انتخاب با خودمان است اما گله نکنیم اگر روزی روی تلی از خاکستر به جا مانده از همه چیزمان که حیف آتش بازی قدرت نمائیمان و بی توجهیمان شد به تعجب ایستاده بودیم.
هنوز دلم از این می سوزد که جای دوستان جوانم در اینجا خالی است . باز هم از آقای تهرانی تشکر فراوان که بخاطر این نوشته رنج بسیاری تحمل کردند.


[ August 28, 2006 01:21 AM ]

محسن بخشی:

با سلام خدمت مسئول سایت کارگاه.منم فکر که چه عرض کنم مطمئنم مافیای فرهنگ و هنری که آقای کوروش درخشان بهش تاکید کرده اند صحت داره اما اینکه آقای تهرانی هم نقشی تو این مافیا دارند یا نه برمیگرده به اینکه ایشون مستنداتشون رو رو کنند البته به شرط اینکه آقای تهرانی هم منعکسشون کنه.
چون الان من عالم به موضوع نیستم واسه همین صلاحیت قضاوت تایید و یا تکذیب صحبت آقای درخشان رو ندارم.
ولی از متن پیام برمیاد که قطعا پشت صحنه خبری هست .

..............................
کارگاه: حتما مستندات آقای درخشان منتشر خواهد شد.و یک توضیح: به دلیل سفر و دسترسی کمتر به اینترنت ممکن است نظرات با تاخیر منتشر شوند اما نطرات مرتبط خصوصا نظر آقای درخشان به محض اتصال به شبکه منتشر می شود.
ضمنا بهتر است برای آشنایی دیگران ، هر شخصی که نظری می نویسد معرفی کوتاهی از خود داشته باشد


[ August 28, 2006 04:39 PM ]

لیلا آغاز:

سلام.
مسلمه که مافیا تو ایران و تهران وجود داره اما اینکه تو آقای تهرانی هم مافیایی بودن وجود داشته باشه یا نه بایستی که خودشون جواب بدن من پیشنهاد میدم بجای دعوای مجازی آقای تهرانی وقت رو تلف نکنن و جلسه ای در خصوص مافیای هنر ترتیب بدن البته نه اینکه بخوایم ثابت کنیم کنیم کی راست میگه کی دروغ میگه.


[ September 4, 2006 09:58 PM ]

کوروش درخشان یگانه:

با سلام....خدمت همه هنرمندان عزیزی که پیام گذاشتند گذشته از عدم استقبال از این سایت که انتظار بیشتری از فراخوان مدیر آن می رود من آمادگی ارائه مستندات رو دارم اما گوش شنوا !!!!؟
حتما آقای تهرانی هم منعکسشون نمی کنه چون خانه هنرمندان دستورالعملی در این خصوص نمیده ..!
بهرحال من آماده ام.
با تشکر
................................
کارگاه : آقای درخشان ، یک ماه است که ادعای خود را مطرح کرده اید کارگاه هم آمادگی خود را برای انتشار مستندات شما اعلام کرده است.
...............................
کارگاه (توضیح دوم): آقای درخشان، از تاریخ کامنتی که در بالا نوشته اید تا امروز 25 سپتامبر دو کامنت دیگر نوشته اید که هیچ کدام را کارگاه منتشر نکرده است چرا که مستنداتی نفرستاده اید و کامنتهاتان شبیه همانی است که در بالا نوشته اید.چنین کامنت‌هایی منتشر نمی شود. اگر مستنداتی بفرستید منتشر می شود در غیر اینصورت وقت خود و دیگران را تلف نکنید لطفا !


[ September 18, 2006 05:29 PM ]

محمدرضا شریفی:

سلام به شما دوست عزيز
دانشجوي رشته گرافيك رايانه از دانشگاه جامع علمي كاربردي هستم.
سايت كارگاه رو هر چند وقت سر مي زنم و هر سري با اين سوال و سوالهاي مشابه چه در اين سايت و ديگر سايتها و يا گفتگوهاي روزانه با دوستان و ... مواجه هستم.
من احساس ميكنم جواب اين سوال در تمام زمينه هاي هنر اين باشد كه بزرگترها به ما كه دانش آموخته هاي خودشان هستيم اعتماد ندارند و يا چيزي شبيه به اين مقوله ها و البته نبايد از اين نكته هم غافل شد كه خودمان هم به خودمان اعتماد نداريم.
شايد اين بي اعتمادي _ به جهت مسائل اقتصادي. سياسي و از اين حرفها كه در حاشبه ما به اندازه آدمهاي دور و برمان است _ نوعي آموزش است!
خدا كند كه كسي پيدا شود و 2 واحد دانشگاهي به اين موضوع اختصاص دهد!
موفق باشيد و ممنونم.


[ October 1, 2006 06:16 AM ]

کوروش درخشان یگانه:

جناب آقاي تهراني
سلام
نميدانم امثال شما و خانه هنرمندان و عکاسی نداد کام و امثالهم را پدر خویش خطاب کنم یا برادر بزگتر خویش.
چرا که بقول یکی از پیشکسوتان عالم هنر و اندیشه متاسفانه چنان بخل ورزی در وجودتان رخنه کرده که با وجود مقاله :
چرا جوانان عکاس در بسیاری از فعالیت‌ها مشارکت داده نمی‌شوند؟
سه شنبه، 12 مهرماه 1384

از ارائه یک لینک به سایت ما خودداری می ورزید.
سایتی که خودتان بخوبی حامیان معنویش را که صدالبته به لطف خدا حادث شده اند میشناسید و معرفان خوبش را.
پس چگونه به وجود مافیا معتقد نیستید؟!!!!!!!!!
به توصیه یکی از دوستانتان در خانه هنرمندان در جهت رعایت حریم هنر و هنرمندان از افشای مسائل پشت پرده خودداری ورزیدم اما شما همچنان
کینه ورزی و بخل ورزی را ملاک عمل خویش قرار داده اید............
بعنوان برادری کوچکتر حضرتعالی را به تامل به نوع نگرشتان به زندگی و آخرت جلب می نمایم اگرچه خود بشدت نیازمند توصیه ام اما دنیا عوض شده کوچکترها بزرگترها را رهنمون می سازند !!!!!!!!!!!
.................
پاسخ کارگاه: 1) هنوز از افشای مسائل پشت پرده توسط شما استقبال می کنیم. و توصیه می کنیم به توصیه هیچ کدام از دوستان هم برای عدم افشاگری اعتنا نکنید.
2) مشخص شد که مشکل شما لینک است. در این مورد نه بخیل هستیم و نه کینه توز! [کاش لااقل توضیح می دادید که به چه چیزی کینه می ورزیم.] گواهش هم لینک‌های متعددی است که کارگاه به سایت ها می دهد.
3) توصیه می کنیم ابتدا حداقل یک گالری در سایتتان ایجاد کنید . مشکلات فنی آن را برطرف کنید لااقل یک لطیفه در بخش لطیفه‌ها که نمی دانیم چه ربطی به سایت هنرمندان دارد قرار دهید ، صفحه ی برگزاری مسابقات ورزشی و ده ها صفحه ی دیگر که هنوز در دست ساخت است را راه بیاندازید ، آن زمان اگر کارگاه هم لینک ندهد خود، مخاطب خود را پیدا خواهید کرد
4) به کسانی که به دردشان می خورد حتما یادآوری می کنیم به صفحه دنیای سرگرمی در سایت شما و ویدئو گیم و شطرنج آنلاین و از این قبیل حتما سر بزنند وخصوصا یادآوری می کنیم در صفحه جوک های هفتگی " فیلم خنده دار سزای خودخواهی یک همسر" را ببینند اما انتظار نداشته باشید به چنین مواردی لینک بدهیم


[ December 9, 2006 05:12 PM ]

پيام بارزجاني:

1- ببخشيد من اينجا از آقاي تهراني قلبا معذرت مي خواهم بابت توهينهاي عوام الناسي چون آقاي درخشان يگانه كه به بهانه اين نوشته مي شنوند.در ضمن سايت بنده هم لينكش روي اسمم هست اگر ايشان آزرده خاطر شدند و اگر تميل داشتند به انجا هم بروند و اضهار لطف نميند.
2- آقاي يگانه بي صبرانه منتظر افشاي شما هستم و لطفا يا افشا كنيد و يا ديگر سكوت.
3-به سايت شما هم رفتم و نفهميدم كه ربطش به هنرمندان كدام است البته آهنگ ورودي قشنگ بود.
4-اگر مي دانستم مخاطبم كسي از جنس شماست باور كنيد كه هيچ نمي گفتم و نمي نوشتم


[ December 12, 2006 08:33 PM ]

کوروش درخشان یگانه:

آهای خواص.............
تو که نمی دانی پشت صحنه چه خبر است نمی توانی مواظب پشت سرت هم باشی به من می گویی عوام الناس؟


[ December 14, 2006 06:57 PM ]

محمد تهرانی:

من هم از آقای برازجانی و دیگر دوستانی که برای منظور دیگری در این صفحه نوشته اند یا آن را می خوانند عذر می‌خواهم چرا که با مطالبی روبرو می‌شوند که ربطی به نوشته های این صفحه ندارد.
آقایی که مطالب نامربوط به این صفحه را نوشته کامنت دیگری با لحنی عصبانی خطاب به کارگاه نوشته است که خواندن آن موجب تفریح و انبساط خاطرم شد. از ایشان می خواهم وقتی کمی از عصبانیتش کم شد نوشته ی جداگانه‌ای در مورد مافیا و مسائل پشت پرده و ادعاها و دستورالعمل‌های جدید و جالبی که صادر کرده ارسال کند تا منتشر کنیم . تا آن زمان پرونده ایشان را در این صفحه می بندیم.
ضمنا بهتر است موقع نوشتن کمی بیندیشد چون بابت افتراهایی که می‌زند باید پاسخگو باشد.


[ December 14, 2006 08:27 PM ]




  نظرات خود را می‌توانید با استفاده از فرم زیر بنویسید.
  نظرات مرتبط با موضوع پس از تایید توسط مدیر سایت در همین صفحه دیده می‌شود.
    






 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.