نمایشگاه نقاشیهای آبرنگ دکتر فرخ باور در گالری نیکول
پنجشنبه، 17 آذرماه 1384
" فرخ باور" نقاشیهای آبرنگ خود را در گالری نیکول به نمایش میگذارد.
افتتاح 18 آذر ماه
نمایشگاه تا 24 آذر ادامه دارد
ساعت بازدید : 17 تا 21
گالری نیکول:خیابان مطهری، روبروی امیر اتابک،خیابان اکبری(پارسا) کوچه آزادی، شماره 1/31
تلفن گالری:88748343
خلاصه اتو بیوگرافیدکتر فرخ باور :
"فرخ باور فرزند محمود و وجیهه باور ، متولداسفند 1321 درمسجد سلیمان از خانوادهی شرکت - نفتی شیرازی. مسیر حرکت: آغاجاری، هفتکل، اهواز، تهران، فلورانس، کوهستان آمیاتا و تهران.
تحصیلات : رشتهی ریاضی دبیرستان هدف شماره 1. دانشکدهی معماری دانشگاه تهران ورودی 41- 40، دانشکدهی معماری دانشگاه فلورانس 70- 1963 ، پایان نامه در بارهی اگروتوریسم : تلفیق زمان تفریح با زمان تولید کشاورزی و صنعتگری، مجمع الجزایر سیکلادی- دریای اژه – یونان:1971"
سوابق کار طراحی معماری وی لیست بلندی را شامل میشود اما در بارهی نقاشی متن ِ بلندی دارد که خلاصهی آن را میخوانید و متن کامل آن در فرصتی دیگر در کارگاه منتشر میشود :
"آبرنگ را تقریبا در فلورانس یاد گرفتم. رنگ روغن را بلد بودم و آبرنگ را مثل رنگ و روغن بهکار میبردم، غلیظ و پر رنگ و با یک حرکت. پروفسور ماجورا حمایتم میکرد و من را بهعنوانِ دستیار در تدریس دانشجویان ایرانیِ درس خودش "طراحی از مناظر و مرایا" انتخاب کرد. به انگلیسی با هم صحبت میکردیم چون هنوز ایتالیایی بلد نبودم. این کار دو سالی طول کشید. دربانهای دانشکده میگفتند شما یک هنرمندید. بعضی دیگر پنجه طلایی صدایم میکردند. از بچگی نقاشی میکردم و چند سال هم رنگ روغن با رضا صمیمی و سیروس عظیمی کار کرده بودم. یک سال کار در دانشکدهی معماری تهران برایم معادل یک انقلاب بود و به من نیرو و شوق فراوان داده بود. طراحی و لاوی کاری با رنگهای مرکب چین را یاد گرفته بودم. آماده بودم و به فلورانس که رسیدم با دنده چهار بهراه افتادم...."
در بارهی آبرنگ در قیاس با رنگ و روغن مینویسد:
"کاری است دو طرفه میان تو و آبرنگ. مانند یک گفتگو یا کشمکش یا رابطهی عاشقانه. بر عکس ِ نقاشی با رنگ و روغن که رابطه ایست یک طرفه چون زمانش را تو تعیین میکنی و نه او. رنگت را نگاه میکنی، مداقه میکنی، تغییرش میدهی یا از اول میکشی. عیوبش را میپوشانی. و اینهمه را هر وقت که اراده کنی انجام میدهی. آبرنگ اینطور نیست! زمانی برای مداقه نداری. امکان پوشاندن و پنهانکاری نداری. باید به دنبال آبی که میدود بدوی. آبی که سرکش است و به جاهایی سرک میکشد که نباید. باید آنرا با زمانبندیِ خودش باملاحظه و زبر دستی به جایی که میخواهی هدایت کنی بدون اینکه بگذاری خشک شود یا لک بردارد. در برابر خصلت سرکش آبرنگ، رنگ و روغن اگر انسان میبود شخصی بود دست و دل باز که نمی دانست لجبازی چیست.آبرنگ اما چون زنی میبود سرکش که باید لمش را میدانستی و مهارش میکردی"
دربارهی نمایشگاههایش مینویسد:
" برپایی نمایشگاه شخصی آبرنگ از کار و زندگی و مناظر طبیعی ایتالیا در شهرکهای کوهستان امیاتا: ابادیا سن سالواتوره. پیان کاستانیایو. سانتا فیورا. آرچی دوسو. کاستل دل پیانو. در شهرهای سیه نا. فلورانس. میلان. اودینه. از سالهای 1974 تا 1994 و از روستاها و مناظر طبیعی ایران در تهران، نگارخانهی پارک جمشیدیه و نگارخانهی آفتاب"
|