Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» قابل توجه اعضای انجمن صنفی عکاسان مطبوعات
» گفت‌وگو با محمد رازدشت در باره‌ي نشست انجمن صنفي عکاسان مطبوعات
» سومين نشست عكاسان مطبوعات تهران

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  بیانیه انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران در پی فاجعه سقوط هواپیما
سه شنبه، 22 آذرماه 1384

* مصرانه از همكاران خود درخواست مي‌كنيم از اين پس در صورت بروز رويدادهاي مشابه، تحت هيچ شرايطي نسبت به پوشش خبري رويداد مورد نظر اقدام نكنند و مراتب را با انجمن‌هاي مرتبط خود در ميان بگذارند.

* مسئولان ارشاد و معاونت مطبوعاتی بايد به جد پيگير دلايل بروز اين رخداد فاجعه‌بار باشند و با نهايت دقت روند رسيدگي به اين پرونده را دنبال كنند تا سخت‌ترين برخورد با عاملان اين حادثه صورت پذيرد.

*بايد پيگيري شود كه چرا چنين هواپيماي نامناسبي براي انتقال خبرنگاران درنظر گرفته شده است.

*متأسفانه در خلال چندين مصاحبه تلويزيوني و گفتگوهاي خبري متوجه خونسردي و بي‌تفاوتي و فرافكني مسئولين ارتش نسبت به اين مسئله بوده‌ايم

متن کامل بیانیه را در ادامه بخوانید:

به نام خدا

هفت روز است كه ياران باوفا و عزيزمان ما را واگذاشته‌اند و آسمان را برگزيده‌اند. هفت روز است كه در عكسهايشان به ما خيره مي‌نگرند، اين مظلوميت هفت روز است كه جانمان را مي‌گدازد.
تقدير و سرنوشت نيز زخم خورده اند و ما نيز تجسم چهره‌هاي مهربانشان در ميانه آتش به چشمانمان اشك كه نه خون مي‌نشاند.
اينجا فرودگاه مهرآباد است. دقايقي است كه پرواز آخر پا از زمين گرفته است. بچه‌ها ساعت‌ها تأخير را تحمل كرده‌اند و با دلهره‌هاي هميشگي اشان تن به پرواز داده‌اند. بايد كه بروند. آسمان آنها را صدا مي‌زند، گرچه هنوز نمي‌شنوند ولي گوش آنها در پي حضور در عرصه‌هاي خطر و جانبازي با اين صدا آشناست.
خلبان نقص فني را به مركز كنترل اعلام و درخواست فرود اضطراري مي‌كند. نمي‌دانم تا لحظه حادثه به بچه‌ها چه گذشته است، اي كاش با هم بوديم. اين بار آسمان آغوش گشوده است و بازهم سهم خود را از نيكان روزگار طلب مي‌كند. پرندگان سپيد با سقوط پرنده سياهشان به رسم عاشقي شعله‌ور مي‌شوند و تن خسته‌اشان را به كوچي زودهنگام مي‌سپارند. شايسته آنها نبوديم وگرنه اينگونه آنان را به آتش نمي‌كشيديم. خدايا ما را ببخش، رسم عاشقي يادمان رفت دستان تو مشق نور مي‌كنند. مشقي كه هيچگاه در آن اشباهي نيست و ما را به حكمت آن راهي نيست.
صبر، و اگر صبر نبود و رضاي او، ما را چه طاقتي بود؟
ـ چندان از نگاه مهربان، قامت پاكباخته و دل پردرد و غرور با شكوهشان دور نشده‌ايم. كه فاصله در عشق جز آتش نيافروزد.
و اكنون اينجا حسينه ارشاد است. دور هم جمع شده‌ايم. شايد كه خيلي سردمان شده است. آتش ياد شما را برافروخته‌ايم. براي ما دعا كنيد براي حقيقت ، براي باور براي هر آنچه كه به آن اعتقاد داشتيد آخر شما جهاني بدون جنگ بدون ظلم، بدون تحقير، بدون فقر و بدون ندانم كاري مي‌خواستيد. اصلاً براي همين اين كار را انتخاب كرده‌ بوديد. مي‌خواستيد حركت كنيد آرام و قرار نداشتيد، به همه جا سرك مي‌كشيديد. چشمان ما بوديد براي ديدن ، گوش‌هاي ما بوديد براي شنيدن و انگيزه ما بوديد براي فهميدن.
بسا كه از پس دريچه دوربينتان اشك ريختيد و بسا كه كاغذ تحريرتان به خون آغشته شد. آسمان، كوه‌ها، دره‌ها، صحراها و جنگل‌هاي اين ديار شاهد شما بوده‌اند.
شما بزرگ بوديد. غنچه حضورتان در جاي جاي اين آب و خاك شكفته مي‌شد و اي صد افسوس كه اينچنين زود پژمرد. دوستان و يارانتان با شما ميثاقي پايدار مي‌بندند كه بر رنگين‌كمان آرمانهايتان هر روز صدها بل هزاران رنگ بيافشانند.
اينجا حسينيه ارشاد است. همكاران شما مجلس بزرگداشتي براي شما ترتيب داده‌اند. بله ، بله صدايتان كاملاً رسا به گوش مي‌رسد. مگر مي‌شود صداي يك هنرمند درهمه دوران طنين انداز نشود. چه هنري بالاتر از مصلحت انديشي و صداقت و همدردي با مردم. مسلماً جاي شما در پناه حق چندان رفيع است كه طلب آمرزش ما براي شما به درخواست آمرزش براي خودمان بدل مي‌شود. زندگي موهبتي جاوداني است. زندگي يعني عشق ورزيدن، در راه بودن و جستجو كردن.
مي دانيم كه همه ما را به زندگي و شكوه حيات مي‌خوانيد. شما حالا قدر زندگي را مي‌دانيد. شنيديم. شنيديم. به خدا شنيديم، دعايمان كنيد تا بتوانيم عمل كنيم.
* * *
عزيزان روي سخن با شماست. شمايي كه هنوز در مدار زندگي در گردشيد.
بايد كه قدر زندگي را بدانيم. جان موهبتي الهي است نبايد آن را به رايگان واگذاشت. اين خود گناهي كبيره است. چه چيزي در جهان ارزش جان يك انسان را دارد.
مي‌دانيد چه از دست داده‌ايم. مي‌دانيد چه سرمايه‌اي را از دست داده‌ايم. چنين ازداشته‌هايمان پاسداري مي‌كنيم؟ اين ضايعه كمر جامعه رسانه را شكست.
اكنون نه تنها خانواده‌هاي اين عزيزان كه ايراني عزادار است.
اصحاب خبر و رسانه اين مرز و بوم وامدار مردم قدرشناسشان هستند والا كافي است تنها يك روز قلم و دوربين را زمين بگذارند و شايسته بود كه چنين مي‌كردند تا باب اين گونه رخدادها براي هميشه بسته شود.

روي سخن ما با چند گروه است:

1 ـ چرا مديران و مسئولان در بخش رسانه عليرغم تأخير چند ساعته و بروز مشكلات و اختصاص چنين پروازي به خبرنگاران بازهم بر اعزام آنان اصرار ورزيده‌اند. چرا در گامي فراتر خود از پرسنل درخواست نمي‌كنند كه در صورت وجود چنين اشكالاتي از پوشش خبري و تصويري چنين رويدادهايي اجتناب شود. چرا در مقابل كساني كه هيچ ارزشي براي جان عزيزان ما قائل نيستند قد علم نمي‌كنند و آنان را بايكوت خبري نمي‌كنند. در بسياري موارد خبرنگاران و عكاسان به دلايل و الزامات شغلي و عدم حمايت مديرانشان تن به چنين مأموريت‌هايي مي‌دهند. اين حرفه بسيار پرخطر است ولي نه اينكه براي انتقال به محل مأموريت نيز با خطر دست و پنجه نرم كنند. به واقع هدف هر دو طرف منتفع از اين مأموريت‌ها مديران جرايد و مسئولين اجراي برنامه مانور هستند هر دو بواقع هدف مشتركي دارند. مديران رسانه‌ها در پي كسب خبر و تصوير و انجام كار خود هستند و يگان درخواست كننده اين مأموريت نيز مي‌خواهد پوشش خبري مناسبي از سوي خبرنگاران و عكاسان خبرگار براي فعاليت صورت گرفته از سوي آنان انجام شود. در اين ميان تنها و تنها خبرنگاران و عكاسان خبرنگار كه عامل اصلي ثبت رويداد هستند آسيب مي‌بينند.
اميد است انجمن‌هاي صنفي به عنوان حاميان جدي اعضاء خود و حافظان حقوق آنها به عنوان داوري بي غرض، تمامي همّ خود را در دفاع از موقعيت‌هاي شغلي همكاران خود به كارگيرند تا آنان گاه به اجبار تن به چنين مأموريت‌هايي ندهند.
خبرگزاري‌ها، روزنامه‌ها و ساير بنگاه‌هاي اطلاع رساني بايد تمام توجهشان را معطوف به اين نكته كنند كه متقاضيان اطلاع رساني بايد نهايت تلاش و توان خود را براي حفظ جان خبرنگاران به عمل آورند و قبلاً از چنين اقداماتي كاملاً آگاه باشند و سپس نسبت به اعزام نيروهاي خود اقدام كنند.

2 ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بالاخص معاونت مطبوعاتي بايد به جد پيگير دلايل بروز اين رخداد فاجعه‌بار باشند و با نهايت دقت روند رسيدگي به اين پرونده را دنبال كنند تا سخت‌ترين برخورد با عاملان اين حادثه صورت پذيرد. حادثه‌اي كه زخمي به عمق بي‌تدبيري و بي‌توجهي مسئولين اين مأموريت برجان و دل جامعه رسانة‌اي و خبري كشور نشانده است. ايشان بايد پيگيري كنند كه چرا چنين هواپيماي نامناسبي براي انتقال خبرنگاران درنظر گرفته شده است. متأسفانه در خلال چندين مصاحبه تلويزيوني و گفتگوهاي خبري متوجه خونسردي و بي‌تفاوتي و فرافكني مسئولين ارتش نسبت به اين مسئله بوده‌ايم.

3 ـ مصرانه از همكاران خود درخواست مي‌كنيم از اين پس در صورت بروز رويدادهاي مشابه، تحت هيچ شرايطي نسبت به پوشش خبري رويداد مورد نظر اقدام نكنند و مراتب را با انجمن‌هاي مرتبط خود در ميان بگذارند. همه مي‌دانيم علاج واقعه قبل از وقوع است.

4 ـ عليرغم شوك وارده به همكاران درپي اين حادثه هولناك عكاسان مطبوعات با سرعت خود را به محل حادثه رسانده و اقدام به ثبت اين فاجعه مي‌كنند. آنان در حالي كه با چشمان اشكبار در حال انجام وظيفه خود و ثبت واقعيات بوده‌اند به شدت از سوي برخي مسئولين انتظامات حاضر در محل (اغلب از نيروهاي منتسب به نيروي هوايي ارتش) مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از كار آنها ممانعت به عمل مي‌آيد. همچنين در پي بازداشت و محبوس نمودن آنان در يك اتاق، تمامي عكسهاي ثبت شده توسط آنان كه اسناد با ارزش تاريخي محسوب شده و به صرف اطلاع رساني و انجام وظيفه تهيه شده بودند را از بين مي‌برند. تا كي‌ مي‌خواهيم در اينگونه امور سليقه‌اي عمل كنيم. چگونه است كه نيروي انتظامي كه وظيفه اصلي كنترل اوضاع را دارد نمي‌تواند با مأمورين انتظامات نيروي هوايي ارتش هماهنگ شود و آنها را وادار به تمكين نمايد و آنها خودسرانه و به روش خود اقدام به برخورد با خبرنگاران و ضرب و شتم آنان مي‌كنند. به جاست انجمن‌هاي صنفي در يك اقدام هماهنگ اين موضوع را به جد پيگيري كرده و عاملان اين برخورد ناصواب را وادار به پاسخگويي كنند. در اين ميان به دليل اينكه حضور عكاسان و دوربينشان در اين حوادث و نوع فعاليتشان كاملاً به چشم مي‌آيد معمولاً سخت‌ترين برخوردهاي بازدارنده با آنها صورت مي‌گيرد و در موارد متعددي منجر به آسيب ديدگي هاي جدي خود و لوازمشان مي‌شود. بسيار بجاست كه عكاسان مطبوعات مخاطب اصلي خود را كه بواقع بايد تسهيل كننده كار آنان در انجام مأموريتشان باشند را بشناسند و با آنها به تعاملي كه بارها از آن سخن رفته است ولي در عمل شاهد آن نيستيم برسند. اين اتفاق بايد هرچه سريعتر صورت پذيرد والا ما كماكان شاهد چنين برخوردهاي غير حرفه‌اي در صحنه‌هاي مختلف خواهيم بود.
* * *
خبرنگاران و عكاسان خبرنگار نمايندگان مردم در عرصه‌هاي گوناگون و در رويدادهاي مختلف اجتماعي هستند. دانستن است كه حق انتخاب مي‌دهد و اينان كوشيده و مي‌كوشند كه بدون هيچ گونه غرض‌ورزي آينه حقايق جامعه خود باشند تا براي مشكلات چاره‌اي انديشيده شود و جامعه روند فعالي را طي كند.
روح و ثروت جامعه صاحبان اخلاق آن جامعه هستند و خبرنگاران كاوشگران كيمياي سعادت‌اند.
قدرشان را بدانيم و تلاششان را ارج بگذاريم. نگذاريم كه اين سرمايه‌ها بازهم به آتش جهل و ناداني و ندانم‌كاري بسوزند.
عليرضا، محمد، محمدحسن، سيد مهدي و رسول عزيز چشمان ما ارزاني شما باد.
چه فرقي مي‌كند با چشمان ظاهر ما ببينيد و با چشمان دلتان بازهم عكس بگيريد. آخر شما بي‌قرار خدمت به انسانيت بوديد. عزيزان، چراغ يادتان هميشه در جان ما روشن است.

انجمن صنفي عكاسان مطبوعات ايران




 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.