نظرات ساعد نیکذات کاندیدای هیات موسس، در باره انجمن ملی عکاسی ایران
یکشنبه، 7 اسفندماه 1384
کارگاه: سوالات زیر از طرف نشریه عکس از ساعد نیکذات یکی از کاندیداهای هیات موسس انجمن ملی عکاسی ایران پرسیده شده و وی به آنها پاسخ داده است. از آنجا که لازم است سریعتر نقطه نظرات کاندیداها به اطلاع جامعه عکاسی رسانده شود این گفتوگو از سوی نشریه عکس در اختیار کارگاه قرار گرفت.که عینا در ادامه میخوانید.
گفتوگوهای دیگری هم از سوی مجله عکس انجام شده که در صورت ارسال بر روی سایت قرار میگیرد. یکی دو نفر از کاندیداها هم در تماس با کارگاه اعلام کرده اند که نقطه نظرات خود را برای کارگاه ارسال میکنند .
کاندیداها میتوانند برای ارسال مطالب خود به این صفحه مراجعه کنند
نظرات ساعد نیکذات
همكاري و همدلي جمعی در قالب هنر عكاسي
بنام خدا
1ـ نقطه نظرات شما در تدوين اساسنامه انجمن ملي عكاسي ايران چيست ؟
امنيت ، ثبات ، حمايت ، اساسنامهاي كاملاً حقوقي بر اساس تخصص و حرفه عكاسي .
تا كنون اساسنامههايي را كه در طي اين چند سال مطالعه نمودهام مشابه يكديگر بوده و بيشتر اساسنامه تيپ ميباشند . تكليف خيلي از مسائل در اينگونه اساسنامهها مشخص نيست به عنوان مثال اموال انجمن و يا اينكه حق عضويت به چه معناست ؟ بحث هويت و استقلال عكاس و شناساندن او در جامعه به عنوان يك مؤلف در قالب يك حمايت حقوقي بسيار مهم است . اين مسأله ايجاد ثبات كرده و عكاس ، اعتماد به نفس بيشتري در جهت ارتقاء هنر عكاسي گام برداشته و همچنين براي جذب سرمايهگذار نيز به عنوان حمايتكننده اقتصادي در پروژههاي كوتاه مدت و درازمدت پايگاهي به نام انجمن ملي عكاسي ايران ميتواند پشتوانه حقوقي بسيار مناسبي باشد .
به نظر من براي نگارش اساسنامه انجمن ملي عكاس ايران بايد بر اساس نياز عكاسان وهنر عكاسي، خواسته ها گردآوري شده ، سپس با انتخاب يك مشاور حقوقي آگاه نوشته و تدوين گردد و پس از آن براي اعضاء ارسال شود تا موارد نقص و نقض آن مشخص و اصلاح گردد و در نهايت به تأئيد اعضا برسد .
2ـ وضعيت كنوني عكاسي در كشور را چگونه ميبينيد ؟
مثل آدم خلاقهاي است كه خود را به آب و آتش ميزند كه بگويد من هستم ، من هستم و استعداد دارم . اما هنوز آنچنان او را به ميدان راه نميدهند نه از سر ناتواني بلكه از سر قدرت و نفوذ !
عكس در ايران در شكل ارائه كاملاً محدود است حتي در مطبوعات نيز هنوز شكل تزئيني آن مهمتراز اطلاع رساني است . و در بخش انتشاراتي بصورت كتاب نيز بيشتر پيرامون گردشگري و بناهاي تاريخي است در باب فلسفه و هنر عكاسي فقط نمايشگاهها تا حدودي چنين كارهايي را ارائه كردهاند و هيچ سرمايهگذاري از اين نوع نگاه حمايت نميكند چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي و فكر ميكنم انجمن ملي عكاسي ميتواند در آينده حمايتكننده مهمي در اين بخش باشند .
3ـ فعاليت انجمنهاي عكاسي در ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد ؟
با توجه به نبود قانون مدون و متمركز براي ايجاد انجمنها و همچنين شكل مديريتي آن ، انجمنها بيشتر قائم به افراد اداره ميشوند و معمولاً انجمنهاي محلي با توجه به شناخت محيطي و ارتباطي كارها را پيش برده و اداره ميكنند و به مرور زمان انجمنهاي در قالب كوچكتر تبديل به كلوپ ميشوند يعني گروهي محدود و كوچك و همفكر با برنامههاي كوتاه مدت . اما در همين حد نيز تأثير خود را گذاشته و همين حركتهاي خرد و كوچك باعث ايجاد انگيزه براي تشكيل انجمن ملي عكاسی ايران شده است .
4ـ چه تفاوتي بين انجمن عكاسي و انجمن عكاسان است ؟
همانطور كه مشخص است انجمن عكاسي اضافه نسبي است و دغدغه آن هنر و فن عكاسي است و به گونههاي متفاوت آن ميپردازد . اما انجمن عكاسان اضافه تخصيصي است يعني افرادي كه حرفه و تخصص آنها عكاسي است . اما از نظر شكل محتوايي ميتوان هنري بودن و يا صنفي بودن را مطرح كرد .وقتي انجمن عكاسي به كار برده ميشود بيشتر فن و هنر عكاسي و روشهاي گسترش اين هنر مطرح ميگردد ، اما زماني كه انجمن عكاسان گفته ميشود يعني افرادي كه از نظر حرفه و صنف براي ايجاد يك پشتوانه حقوقي گرد هم جمع شدهاند .
5ـ منظور از كلمه ملي در اين عنوان چيست ؟
همانطور كه در شماره 214 مجله عكس طي يك مقاله عنوان كردم در فرهنگ دهخدا واژه ملي صفت نسبي است و به معناي منسوب به ملت و آنچه كه در اختيار اوست بكار برده ميشود و همچنين در كتاب واژهشناسي حقوقي نوشتهي جعفر لنگرودي واژه ملي در مقابل بيگانه و وابسته به يك دولت بكار برده ميشود مانند: پرچم ملي يا دولت ملي و ... و يا صفت ملت به معني دستهاي افراد كه داراي بعضي اوصاف مشتركند مانند نژاد و طرز فكر و ... با توجه به اينكه عكاسان ايران زمين كه از يك پيشينه ملي ، پرچم ملي ، زبان ملي و حدود مرزي مشخص و مشترك گرد هم ميآيند تا در راستاي حرفه و هنرشان تشكلي را ايجاد نمايند . پس صفت نسبي ملي در اينجا كاربرد دارد . البته ممكن است اين سئوال مطرح شود كه شكل تأسيس و اطلاعرساني آن آيا مورد قبول همگان است يا خير ؟ كه به نظر من اين روش عمل شده تا كنون راه درستي را طي كرده است .
البته شايد استفاده از صفت ملي براي ثبت انجمن ايجاد مشكل نمايد زيرا معمولاً اين واژه در ابعاد سياسي و حقوقي عمومي يك ملت كه از طرف دولت به آنها واگذار شده بكار برده ميشود ، بايد ديد نظر وزارت كشور در اين مورد چيست ؟
6ـ چه كساني ميتوانند به عضويت اين انجمن در آيند ؟
اين همان شكلي است كه ما هم در انجمن عكاسي خراسان با آن مواجه بودهايم. اينجا اين سئوال مطرح ميشود چگونه ؟ و چه كساني ؟ در پاسخ ابتدا بايد نوع انجمن تعريف و در اساسنامه مشخص گردد . آيا انجمن هنري است ؟ يا صنفي ؟ يا تركيب ا يندو. سپس بر اساس آن گروهي با عنوان هيئت علمي يا پذيرش بر اساس تعريف اساسنامه كار عضوگيري را انجام دهند. در ابتدا براي تأسيس چنين انجمني چون كار كاملاً مستقل انجام ميگيرد شناخت اعضاء براساس تحقيقات صورت ميگيرد كه اين كار نيز انجام شده است و افرادي فراخوانده شدهاند تا آنجا كه من نامها را مطالعه كردهام فكر ميكنم كسي از قلم نيفتاده است و اگر هم اشتباهي رخ داده يا فرد در دسترس نبوده به نسبت كل بسيار ا ندك است و درب انجمن بهروي آنان باز است . زيرا اين نامها همان پتانسيل عكاسي ايران است كه اكثر ما آنها را ميشناسيم . اما چه نوع ديدگاهي انجمن عكاسي را شكل ميدهد فكر ميكنم براي همه كاملاً مشخص است . همه ما به شكل عمومي هنر عكاسي را مد نظر داريم اما اين دو واژه بسيار كلي است براي تعريف آن بايد به بحث و تبادل نظر نشست زيرا اين اولين فرصتي است كه بر اساس نياز بايد در اين مورد به گفتگو نشست و شايد بتوان تعريف زيبا و جامعي را براي مكتب عكاسي ايران بيابيم حتي با مطالعه و تحقيق در تعاريف كشورهايي كه در عكاسي پيش تراز ما هستند .
7ـ اين انجمن صنفي است ؟ سياسي است ؟ يا هنري؟
برخي خواستهها در محدوده قدرت صنف است مانند بيمه و مسكن ، برخي در محدوده انديشههاي هنري مانند جايگاه عكاسي در مطبوعات – انتشارات و گسترش فرهنگ ديداري و برخي خواسته در حوزه سياسي است مانند امنيت و حمايت همانطور كه ميدانيد عكاسي در كشور ما از دو ديدگاه نامحرم است اول شرعي و فرهنگي و دوم سياسي و امنيتي البته اين دو مشكل كم و بيش در همه جاي جهان وجود دارد و بٌعد شرعي و فرهنگي آن در كشورهاي غربي شكل ديگري دارد و بحث حقوق اجتماعي و تبليغات و پول مطرح ميشود . بنابراين به نظر من براي رسيدن عكاسان به يك حقوق اجتماعي با پايگاهي استوار و حمايتكننده يك انجمن هنري با قدرت و تأثيرگذاري انجمن صنفي مورد نياز است . اين انجمن چون به شكل مستقل تشكيل شده نبايد خود را جدا و يا در مقابل دولت قرار دهد بلكه بايد با تعامل و گفتگو و ايجاد ارتباط راهگشاي ادامه روند كاري انجمن و مشكلات اعضاء باشد تا جائيكه مقوله ثبات و امنيت بهترين پشتوانه انجمن و اعضاء آن شود . براي نگارش اساسنامه نبايد عجله و شتاب كرد و كاملاً با تحقيق بر اساس قوانين مدون كشور و خواستههاي عكاسان در محدوده هنر عكاسي نگاشته شود .
8ـ ارتباط اين انجمن با ساير انجمنهاي موجود يا انجمنهاي در حال شكلگيري چگونه است ؟
تبادل نظر و بررسي روشهاي انجام شده موفق و ناموفق بهترين نتيجه اين ارتباط براي هر دو طرف ميباشد .
9ـ تفاوت اصلي و وجه اشتراك اين انجمن با ساير انجمنهاي عكاسي درچيست ؟
اين انجمن هم از نظر طيف افراد و هم تنوع نگاه عكاسي گستردهتر است و اما انجمنهاي ديگر عكاسي يا محلي است يعني بر اساس شرايط اقليمي خاص و فرهنگ خاص بومي شكل يافته مانند : انجمن عكاسي خراسان – انجمن عكاسان قزوين ، ايرانشهر يا روستا در روستا ، و يا بر اساس عقيده و يك روش خاص عكاسي مانند انجمن عكاسي بحران – مطبوعاتي و يا تبليغاتي . اين نوع انجمنها خواستههاي محدود دارند اما ميزان تنوع خواستهها در انجمن ملي عكاسي ايران به خاطر گستردگي آن متنوع تر و در نتيجه گروههاي كاري متفاوت و گستردهاي را طلب ميكند كه اين خود مديريتي قوي و آگاه همراه با مشاورين متخصص را نياز دارد .
اما وجه اشتراك ايندو بنظر من همكاري و همدلي گروهي است در قالب هنر عكاسي يعني همان جمله معروف يكي براي همه و همه براي يكي.
ساعد نيكذات
4 اسفندماه 84 مشهد
نوشتهی کورش ادیم از دیگر کاندیداهای هیات موسس
اسامی دیگر کاندیداها
یک گزارش
نظرات شما
pedram:
به نام خدا
امیدوارم این حرکت اتمام ساختن برج عاج توسط عدهای باشد که که هنر را به ظواهر سخیف محدود کرده اند. وپایان دورانی که هنر به ادای موها و لباسها و عینک های عجیب غریب تبدیل شده.
مرسی
|