Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» چه مبتذل مي‌شود هنري كه همه آن‌را بفهمند

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  آسيب‌شناسی رابطه‌ی مردم و هنرمندان از دید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
چهارشنبه، 17 اسفندماه 1384

عصر روز گذشته عده‌ای از هنرمندان هنرهای تجسمی در محل موزه هنرهای معاصر با وزیر ارشاد دیدار کردند.در ادامه گزارش این دیدار را به نقل از خبرگزاری میراث می‌خوانید:

* وزیر ارشاد:
مردم براي يك فوتباليست سر و دست مي‌شكنند،‌ اما شده اين اتفاق را براي يك هنرمند و اثر هنري او شاهد باشيم؟...
آيا اين مردم استحقاق يك مدد رساني از جانب نخبگان جامعه را ندارند؟ تجلي شعار مردمي «انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست» در فيلم‌هاي سينمايي، تئاتر و هنرهاي تجسمي ما كجاست؟...
نمي‌خواهم اين ديدگاه تنگ‌نظرانه را مطرح كنم كه هنرمند ما بايد از دولت دستور بگيرد. چنين نگاهي محكوم به شكست است. اما دولت بر مبناي يك توافقنامه نانوشته وظيفه‌هايي دارد و انتظار طبيعي از هنرمندان اين است كه او را دراين مسير ياري كنند....
گاهي اوقات هنرمندان مي‌گويند ما با دولت كاري نداريم و از آنها متوقع هم نيستيم كه در اين شرايط صورت مسئله پاك شده‌است

* حسین خسروجردی خطاب به وزیر ارشاد: شما با اين ديدگاه از بحث نگاه به عمق جهان هستي، غافل مانده‌ايد. نگاه شما مانند همه سياست مداران دنيا نگاه به پوسته رويين جامعه است، درحالي كه در طول تاريخ دعواي هنرمندان با سياست‌مداران بر سر نگاه عميق هنرمندان به جهان است. اشكال آن جا است كه شما از ما مي‌خواهيد هنوز هم به نيازهاي سطحي مردم پاسخ دهيم تا جايگاه اجتماعي‌مان تعريف شود. ولي ما چنين ماموريتي نداريم.

تهران، ميراث خبر، گروه هنر:
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با حضور ميان اعضاي انجمن‌هاي گوناگون هنرهاي تجسمي به طرح و بررسي مشكلاتي پرداخت كه از فاصله ميان هنرمند و توده مردم ناشي مي‌شود و اكنون گريبانگير بخشي از جامعه هنري ايران است.
محمد حسين صفار هرندي كه با دو ساعت تاخير در كتابخانه موزه هنرهاي معاصر حضور يافت، ابتدا از هنرمندان خواست مشكلات و مسايل خود را مطرح كنند.
در اين نشست يكي از اعضاي انجمن تصويرگران به كمبود منابع مالي براي برگزاري دوسالانه تصويرگري اشاره كرد، يكي از اعضاي انجمن نقاشان درباره ميزان افزايش بودجه هنري كشور پرسيد و يكي از اعضاي انجمن عكاسان به بيان تفاوت‌هايي پرداخت كه مردم و دولت ميان يك هنرمند و يك ورزشكار قايل مي‌شوند. اين عكاس به برخورداري قهرمانان ورزشي از امتيازاتي چون پرداخت جوايز چند صد ميليوني و تحصيل بدون كنكور اشاره كرد، امتيازاتي كه هنرمندان منتخب دوسالانه‌ها و مسابقات جهاني از آن بي بهره‌اند.

صفار هرندي در پاسخ اين پرسش‌ها به آسيب‌شناسي رابطه ميان مردم و هنرمندان پرداخت:
«مشكلاتي كه در هنرهاي تجسمي ما وجود دارد، بايد مورد بررسي قرار گيرد. در اين جلسه قصد ندارم مشكلاتي را كه به دستگاه‌هاي دولتي مربوط مي‌شود را گردن شما بيندازم. شايد در اين جمع كساني معتقد باشند زمانيكه هنرمند دست به خلق اثري مي‌زند،‌ براي دل خودش كار مي‌كند و كاري به بقيه چيزها ندارد. نمي شود كسي را به واسطه داشتن اين نگرش تخطئه كرد، اين عقيده هم يك نگاه هنرمندانه است. اما زماني كه هنرمندي براي خلق يك اثر به دل خودش رجوع كرد، نمي‌تواند از كسي توقع داشته باشد كه با او همراه شود. اينجا يكي از بزنگاه‌هايي است كه تعارض بين منفعت خالق اثر با مخاطب بروز مي‌كند. تعارضي كه امروز ميان جامعه هنر و خريداران هنر مشاهده مي‌كنيم.»
وزير ارشاد به انواع اين مخاطبان هنر اشاره كرد:«خريداران هنر گاهي دولتمردان و مديران هنري و گاهي مردم هستند. شايد بتوانيم خودمان را راضي كنيم كه براي مديران كار نكرده‌ايم و نبايد نظر آنها را جلب كنيم اما نمي‌توانيم مردم را ناديده بگيريم. انتظارات بطن مردم به حق است، اگر آنها يك هنرمند را پروردند و بزرگ كردند براي اين است كه آن هنرمند نماينده همه خواسته‌هاي آنها باشد.»

او در ادامه سخنانش به بررسي اين پرسش پرداخت:
«چرا مردم براي قهرمان‌ها سر و دست مي‌شكنند، قهرمان‌هايي كه شما هم به آنها اشاره كرديد و گفتيد چيزي كه ما براي مردم به ارمغان آورديم گاه، كم از ره آورد ورزشكاران نبوده. من معتقدم اگر روزي مردم، همين پرسش را به نيابت از شما مطرح كردند، آن وقت روز موفقيت شما است. يعني به جاي اينكه هنرمند از خودش دفاع كند،‌ مردم از او دفاع كنند. اما به دليل فاصله‌اي كه به طور نسبي ميان جامعه هنري و مردم وجود دارد، اين اتفاق نمي‌افتد. اينجا بايد به دنبال گمشده اصلي بگرديم و بعد به دنبال بقيه موارد از جنس بودجه سال آينده هنر و افزايش آن برويم. آيا افزايش دادن 50 درصدي بودجه هنر براي شما راهگشا است؟»

وزير ارشاد به گفت و گويي اشاره كرده كه با سينماگران داشته‌است:«مردم ما 15 سال پيش، بيشتر از سينما استقبال مي‌كردند. آمار گواه اين است كه ما 80 ميليون سينما رو داشتيم و امروز با اين كه جمعيت تقريبا 40 درصد رشد داشته، اين تعداد به حدود 12 ميليون تنزل پيدا كرده‌است. با بررسي اين آمار مشخص مي‌شود عواملي از جمله چيزهايي كه به عنوان رقيب سينما به صحنه آمده‌اند، در اين اتفاق دخيل هستند، اما نمي‌توان آنها را مقصر اصلي دانست به دليل اينكه در بسياري كشورها همه اين رقبا وجود دارد و سينماي آنها خيلي جدي‌تر از سينماي كشور ما در صحنه حاضر است. معتقدم بخشي از قضيه به مردم شناسي ارتباط دارد. هنرمندان ما بايد به اين سوال پاسخ دهند: مخاطب ما كيست؟ اگر مخاطبان را يك قشر به خصوص، مثلا روشنفكران فرض كنيم، دايره مخاطب را محدود كرديم. ولي آيا مي توان به همين اكتفا كرد؟ مردم براي يك فوتباليست سر و دست مي‌شكنند،‌ اما شده اين اتفاق را براي يك هنرمند و اثر هنري او شاهد باشيم؟
ماداميكه بخواهيم حمايت از هنر را به صورت حكومتي درآوريم، ميرا خواهد ‌بود. هنرمندان بايد از خود بپرسند نسبت هنرشان با متن زندگي مردم چيست؟ چقدر به فرهنگ به مفهوم كامل كلمه توجه داريم؟ ظهور مجموعه باورها، ‌عقايد، تاريخ، آداب، رسوم، زبان و دين درآثار هنري ما كجاست؟ اگر پاسخ درستي براي اين پرسش‌ها پيدا كرديم آن وقت مي‌توان گريبان مسئولان را گرفت. وقتي دولتي و حكومتي بر مبناي ارزش‌هايي شكل مي‌گيرد و فرهنگ را نمايندگي مي‌كند و مردم هم بر مبناي همان فرهنگ، اداره كنندگان را انتخاب مي‌كنند، از جانب خود به او وكالت مي‌دهند آرمان‌هايشان را نمايندگي كند. اين دولت مي‌خواهد از 190 هزار ميليارد تومان پول كشور، بخشي را به كمك و همراهي با هنرمندان اختصاص دهد. بايد همه ملاحظات را در نظر داشته باشد. دولت بايد بداند هنري كه مي‌خواهد مورد حمايت قرار دهد، در مسير كداميك از خواسته‌هاي مردم حركت مي‌كند؟»

او تاكيد كرد:«نمي‌خواهم اين ديدگاه تنگ‌نظرانه را مطرح كنم كه هنرمند ما بايد از دولت دستور بگيرد. چنين نگاهي محكوم به شكست است. اما دولت بر مبناي يك توافقنامه نانوشته وظيفه‌هايي دارد و انتظار طبيعي از هنرمندان اين است كه او را دراين مسير ياري كنند. ما از ارزش‌هايي دفاع مي‌كنيم كه خيلي‌ها مفهوم آن را درك نمي‌كنند. در اين شرايط، هنرمند براي عدالتي كه با نظام گره خورده و نظام هم با آرمان‌هاي مردم گره خورده، چه كرده‌است؟ معتقدم بعضي صحنه‌ها از نگاه هنرمند ما غافل مانده‌است. تجلي شعار مردمي «انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست» در فيلم‌هاي سينمايي، تئاتر و هنرهاي تجسمي ما كجاست؟ آيا اين مردم استحقاق يك مدد رساني از جانب نخبگان جامعه را ندارند؟ وقتي اين نسبت خوب برقرار نمي‌شود هنرمند بايد عزا بگيرد كه 80 ميليون سينما رو شده 12 ميليون و سالن‌هاي تئاتر ما هميشه خالي است.»

با پايان سخنان وزير ارشاد، حسين خسروجردي به بيان پاسخ هايي درباره مباحث مطرح شده پرداخت:
«شما با اين ديدگاه از بحث نگاه به عمق جهان هستي، غافل مانده‌ايد. نگاه شما مانند همه سياست مداران دنيا نگاه به پوسته رويين جامعه است، درحالي كه در طول تاريخ دعواي هنرمندان با سياست‌مداران بر سر نگاه عميق هنرمندان به جهان است. آنها هيچگاه با هم به توافق الهي نرسيده‌اند. اشكال آن جا است كه شما از ما مي‌خواهيد هنوز هم به نيازهاي سطحي مردم پاسخ دهيم تا جايگاه اجتماعي‌مان تعريف شود. ولي ما چنين ماموريتي در دنيا نداريم خداوند سيري را براي ما در نظر گرفته كه از ستايش عميق جهان هستي آغاز مي‌شود. ما براي نگاه كردن به دنيا برنامه داريم. بعد آهسته آهسته مدارجي را در سير عارفانه خود طي مي‌كنيم و در نهايت مي‌رسيم به جايي كه خداوند به ما قدرت آفرينش مي‌دهد.»

خسروجردي صحبت‌هاي خود را با طرح يك پرسش ادامه داد:«چرا جهان اين‌همه به فوتبال و سينما اهميت مي‌دهد؟ براي اينكه اين دو جريان بيش از هر چيز ديگر بشر را به سطحي‌نگري دعوت مي‌كنند و باعث سرگرمي‌اش مي شوند اما ما چنين قصدي نداريم. به خاطر اينكه خداوند در هيچ كجاي نظام هستي برنامه‌اي براي سرگرم كردن بشر ندارد. نگاه من به عنوان نقاش انقلاب اسلامي به جريان انقلاب ورود به جرياني بود كه با تفكر اسلامي، بشر را به يك نگرش عميق دعوت مي‌كند اما متاسفانه سيستم رهبري فرهنگي اين مملكت راه را به اشتباه رفت.»
اين هنرمند به بررسي آمارهاي منتشر شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت:«روند حركت هنرهاي تجسمي به گونه‌اي بود كه طبق آمار وزارت ارشاد ميل به تعليم در حوزه هنرهاي تجسمي به مراتب بيشتر از رشته‌هاي ديگر است. نقشي كه ما براي دفاع از حريم فرهنگي مان داشتيم، به درستي ايفا كرديم. مشكل ما آنجاست كه سياست مداران متوجه پاشنه آشيل ورود فرهنگ بيگانه نيست. در طول تاريخ هرجا كه حكومت‌ها به هنرمندان اهميت دادند، آن مملكت با افتخار زندگي كرده است.»

صفار هرندي در پايان مراسم با اشاره به برگزاري جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و لزوم شركت در آن، از رييس موزه هنرهاي معاصر درخواست كرد در برگزاري اين جلسات به طور مداوم تلاش كند:«اين جلسه با فرض اينكه مشكلي در ميان است برگزار شد اما اگر مشكلي وجود ندارد، بحث هم نبايد كرد. اگر كسي دامنه مخاطب خود را گروهي فرض مي‌كند يا هنرش را به گونه‌اي تعريف مي‌كند كه آن ور آب يك عده‌اي طرفدار داشته‌باشد، صورت مسئله برچيده شده‌است. اما اگر فرض بر اين است كه ما اشكالي را در اين ميانه مي‌بينيم و كساني را كه قدر ناشناسند، محكوم مي‌كنيم، بايدحكمت اين قدر ناشناسي را پيدا كنيم. به همين دليل متوسل به اين گويش مي‌شويم. هنگاميكه وارد بحث آسيب‌شناسي مي‌شويم، از ديده حسن نگريستن از ميان مي‌رود. گاهي اوقات هنرمندان مي‌گويند ما با دولت كاري نداريم و از آنها متوقع هم نيستيم كه در اين شرايط صورت مسئله پاك شده‌است.»




 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.