"در دنیایی از آرزوهای تازه شکفته"؛ گالری جدید"بردیا حدادی" در کارگاه
سه شنبه، 22 فروردینماه 1385
بردیا حدادی
متولد 1327 در بابل.ساکن شهر استکهلم،سوئد از سال 1974 میلادی.
وی مینویسد:
شرط اول عاشقی قبول وفاست!
و من تا سر حد آرزوها عاشق بودم و هستم.عاشق رنگ و نقاشی.
از سن ده سالگی با شنیدن آوازهای اصیل ایرانی در دنیایی از آرزوهای تازه شکفته غرق می شدم و میل داشتم این آرزوها را به صورت تابلوهایی برای خود محقق سازم . لغزش امواج بحر خزر بر سینهی ساحل ، رقص دشت گندم و پنبه با سرود شقایقها و حتی پائیز غم آلود دیروز و آبهای سرد و صخرههای سردتر سرزمین امروزی و خیلی زیبایی های دیگر، همه و همه مرا تحت تاثیر خود داشته و دارند.
این است که امروز تا سن میانسالی این وفا را حفظ کرده ام و هیچ لحظه ای از زندگی خصوصی و تنهایم شیرین تر از شنیدن آهنگی اصیل همراه با لغزاندن قلم مویم بر بوم نیست.
شخصیت انسانها عمدتا در کودکی و نوجوانی و در درون خانواده شکل میگیرد . چه بسا کوشش والدین برای دست یافتن فرزندانشان به آیندهای دلخواه از نظر ایشان، سبب تحلیل رفتن استعداد و عقب نشینی جوان میشود و چه بسیار انرژیهای مثبتی که در نبردی نا برابر- ارائه وجود از سوی فرزند و مهار و کنترل خواستهها از سوی والدین - به هدر می رود ، و من هم از این مقوله مستثنی نبودم:
پزشک شدن و سرو کار داشتن با دارو در خانوادهی مادری ِ من موروثی بود در صورتی که طبیعت من بافت دیگری داشت و میل داشتم مانند چند شخصیت هنرمند دیگر از همین قوم که امروز هنرمندان مشهوری هستند راه هنر را در پیش گیرم، اما امکان فراگیری نقاشی برایم فراهم نبود و به همین علت نقاشی را با تمرینهای زیاد از سن ده سالگی در پناه آهنگهای مورد علاقهام و نزد خود شروع کردم.
گفتهاند علوم یا استعدادها در انسانها وجود دارد و این وظیفه معلم خوب است تا آن را کشف کرده و پرورش دهد ، در من چون هنر ژنتیک وجود داشت حتی بی وجود معلم و بصورت خودآموخته تا حد خود موفق شدم .

شاید حٌسن کارهای نقاشی من در این است که هیچ معلمی ترکیب و جایگذاری رنگهای مورد علاقهام را به من نیاموخت. بی علت نمی تواند باشد که ادغام رنگهای گرم سرزمین کودکی و نوجوانی ام در مناظر طبیعی سرزمین ِ سردسیری که امروز در آن زندگی میکنم ترکیبی بوجود بیاورد که علاقمندان به نقاشی آنرا بپسندد.
اجباری در انتخاب سبک بخصوصی در خود نمی بینم.زمین و آسمان بزرگند، معتقدم آنچه را که می بینم و تصویر میکنم سبک من است.از تقلید و کپی کردن آثار دیگران شدیدا دوری کردهام.
تابلوهایم را زمانی شروع میکنم که میل به بیان احساسم داشته باشم ، در کارهایم موسیقی سنتی و احساسات درونیام گرمایی را که میخواهم تابلویم داشته باشد به آن میدهد واین نقش ِ تابلو است که باید با ناظرش صحبت کند و از خود بگوید و نه آن کس که نقش زده است .
نکتهی دیگری که برایم اهمیت بهسزایی دارد نظریات علاقمندان در مورد کارهای من است نه فروش تابلوهایم . این نظریات چه آنها که در طی برقراری نمایشگاهی در دفتر یادبود نوشته میشود و چه پیامهایی که دوستان از طریق سایتم ارسال میکنند مرا تشویق کرده و شاد میکنند .
لازم است اشاره کنم که پس از گذشت سی و اندی سال زندگی در مملکتی جدید با زبان و فرهنگ جدید و بدون اتکا به کسی و در خلال انجام همه کارهای بزرگ و کوچک برای پیش بردن چرخ زندگی ، وفاداری کاری بی مشقت نبود و از زبان این مردم : زندگی مثل رقصیدن بر گلبرگهای گل سرخ نبود.
پس میتوانم بگویم که من نسبت به خواسته ام وفادار بودهام. چون شرط اول عاشقی قبول وفاست!
........
برای ورود به گالری جدید بردیا حدادی روی نمونه کلیک کنید.
وب سایت شخصی بردیا حدادی
|