تنهایی انسان و گالری جدید مجسمههای فرزاد کهن با عنوان "جعبههای سیاه"
سه شنبه، 22 فروردینماه 1385
به عنوان هنرمندی که فرصت داشته به نقاط مختلفی از دنیا سفر کرده و در پارهای نیز زندگی کند ایدههای خود را از نگاهی که به جهان دارم کسب میکنم و ذهنم از مشاهده آن چه در واقعیت زندگی میبینم بارور میشود. زندگی کردن در شهر لوس آنجلس که در سنت شکنی مقام بالایی در میان شهرهای سنتشکن دارد این اجازه را به من میدهد و مرا تشویق میکند تا به راحتی از تجربه های شخصی و روشهای خودآموخته و اشتیاق و ذوقم به هنر بهره بگیرم و همیشه در تلاش ارائه دادن کارهای نمونه و منحصر به فرد باشم. کارهایی که در دست من شکل میگیرد از استوار کردن آمیختهای از مواد مجسمه سازی و رنگ با حالت 3 بعدی بر روی اسکلتهای فلزی پدید میآید.
این آثار بطور مستقیم و بدون نیاز به واسطهای معرف زندگی و بیانگر افکار من هستند.
از شما دعوت میکنم تا با مشاهده ، دیدار و تفکر دربارهی کارهای من برای چند لحظه دنیا را از چشم من ببینید.
نوشتاری را که در ادامه مطالعه میکنید برگردان فارسی مقالهای است که توسط Chris Freyer نوشته شده و دکتر توحیدی آن را ترجمه کرده است.
مجسمههای فرزاد کهن را میتوان موجودات یا شخصیتهایی نامید که با وقار و متانت هر چه تمامتر در فضایی که آن ها را احاطه کرده به راحتی در سیر و سیاحت هستند.
فرمهایی که بطور پرداخت نشده و بدون پالایش از مخلوطی از خمیر مجسمه سازی ، زارههای چوب و رنگ بر اسکلتی فلزی استوار شدهاند ، به طور واضح نهاد و موجودیت انسانها را به دور از هر گونه قید و بند نژادی مذهبی فرهنگی و جنسی ارائه میدهند.
این کارهای هنری حتی دستآویزهایی را که ما همیشه استفاده میکنیم تا در مسند قضاوت یکدیگر بنشینیم نیز در اختیار نمیگذارد.
در مجسمههایی که حاوی شخصیتهای متعدد هستند نیز ، جدایی ، عدم اتصال یا تماس شخصیت ها به وضوح قابل مشاهده و به نحوی روشنگر و بیان کنندهی حس تنهایی ما انسانها در زندگی واقعی میباشند. این نمونه را میتوان در مجسمهی ما با کودکان خود چه کردهایم دید.
در حالیکه کارهای قدیمی فرزاد کهن مثل " سیستم" که نمایانگر تلویحی راهی است که در آن انسانها قانون های خودساخته و قید و بندهای اجتماعی را در زندگی دنبال میکنند وسعت فضا و عدم تراکم جمعیت به خوبی قابل لمس است. اگر چه در مجسمههای تازهتر او فضای آزاد و عدم تراکم را کمتر میبینیم ولی در عین حال شخصیت ها هنوز منعکس کننده افکار و بیان کننده احساسات جمعی هستند.
با تعبیه کردن مجسمه هایش بر روی جعبه هایی سیاه که مثل سن تئاتر درست شده ، فرزاد کهن با آزاد کردن مجسمه هایش از درون جعبه ها طعنه ای به زندگی واقعی ما میزند که هنوز خود را در چارچوب یا جعبه قید و بند های اجتماعی گرفتار می بینیم. در مجسمه " جستجو" موجودی تنها ولی آزاد را می بینیم که بر بالای قفس خویش جا گرفته است. اگر چه هنوز تنهاست ولی دستهایش همچون پرنده در پرواز نمایانگر آزادی و رهایی او هستند. در این مقطع تازه از کارهای هنریش ، فرزاد کهن میگوید:
آن چه من تلاش میکنم بگویم این است که ما قید و بندها و محدودیت ها را بر خویشتن تحمیل میکنیم بدون این که در باره عواقب کار خویش بیندیشیم. ولی در عین حالی که این محدودیت ها ما را از یکدیگر جدا و به عنوان افراد مستقل متمایز میکند از طرفی نیز با توجه به وجوه تشابه بسیار به نوعی ما را به یکدیگر مرتبط و همبسته میسازد که اگر بخواهیم تمام قید و بندهای ظاهری و مرز حدود شخصیتی را به دور بریزیم دچار نوعی سرگشتگی و ابهام خواهیم شد.
خلاصه سخنم این است که ساده ترین وجه اشتراک انسانها زندگی است که کوتاه یا طولانی بودنش خارج از کنترل ماست. آن چه که اختیار انتخابش با ماست این است که عمر خود را صرف هر چه بیشتر جدا ساختن خود از دیگران کنیم یا بر عکس ، سعی کنیم بر اساس وجوه مشترک انسانی به یکدیگر نزدیک تر شده و زندگی مسالمت آمیزتری داشته باشیم.
................
برای ورود به گالری جدید فرزاد کهن روی نمونه( تصویر مجسمه "ما با کودکان خود چه کردهایم" ) کلیک کنید.
|