فردا را بده ، فردا كامل ميشوم؛ گالری عکسهای پدرام ابراهیمی در کارگاه
چهارشنبه، 30 فروردینماه 1385
پدرام ابراهيمی متولد 1362 تهران از سال 84 به طور جدی عکاسی را با کوروش ادیم آغاز کردهاست. وی در این مورد اشاره میکند به انتقادی که به او وارد میکنند: " تاثیرپذیری از کوروش ادیم" . نوشتهی او در زمینه فعالیتهایش و نیز پاسخ به انتقاد فوق را بخوانید:
هو المحبوب
من پدرام ابراهيمي هستم . متولد سال 1362 در تهران . از سال 82 فعاليت تجسمي خود را در زمينه گرافيك آغاز كرده و در سال 84 به طور جدي شروع به عكاسي كردم . به دليل اينكه عكاسي زودتر جواب داد، فعاليتهايم در اين زمينه نمود بيشتري داشت. در نمايشگاه گروهي عكس "نخست" كه آبان ماه 84 در گالري لاله برگزار شد حضور داشتم كه راضي كننده و خاطره انگيز بود . بهمن ماه 84 با يك فتو - ويدئو آرت استادم آقاي كوروش اديم را در نمايشگاه عكسي كه با عنوان " سرودن عكس" در شيراز برگزار كرده بود، همراهي کردم . كسي كه از روز آغازين شروع عكاسي تحت تعليم و تأثير وي بودم و حتي با انتقاداتي درباره تأثير پذيري از او مواجه شدم . مشغول آماده كردن نسخه انگليسي فتو - ويدئو آرت مذكور براي استفاده در نمايشگاههاي برون مـرزي ايشـان هسـتـم . ايـن اثـر بـا كـار خـوب كامران منتظري در بخش موسيقي و همكاري خود استاد در زمينه نمايش عكسها و بازتاب داخلي و خارجي آنها تدوين و عرضه شده.
هم اكنون ( حتي با ديدن حذف ها و ضدحال ها و با اينكه متأسفانه در جامعه هنر چیزهایی كه مغاير با روح هنر است ديدم ) امور نمايشگاهي و انتشاراتيام را در پيش دارم كه به تناوب اخبار آن را درسايت شخصي ام به اطلاع علاقهمندان خواهم رساند
به قول استادم آقاي اديم من تمام حرفها را مي شنوم اما كارخودم را مي كنم . عقيده دارم كه بسيار زود است براي مستقل شدن و دنبال مكتب شخصي گشتن . من خط فكري خودم را ادامه مي دهم و با افتخار مي گويم تحت تأثير جريان خوبي قرار دارم اما قصد ندارم مرداب شوم.
و يك مطلب جالب . يكي از دوستان عزيزم از تأثير پذيري من از عكسها و تفكر كورش اديم با من صحبت مي كرد . چند روز بعد از او پرسيدم "چند عكس از من ديدي كه به اين نتيجه رسيدي ؟ گفت هنوز هيچي"
در آخر ازسایت کارگاه و آقای اديم قدرداني مي كنم كه در اين حذف بازار، به من عرصه پرواز دادند و چه بي دريغ
...........
برای ورود به گالری پرترههای پدرام ابراهیمی در کارگاه روی نمونه کلیک کنید.
از درون من تا حافظه 128 مگابايت نوشتهی دیگری از پدرام ابراهیمی است که در ادامه میخوانید
از درون من تا حافظه 128 مگا بايت
ساعت از سه بامداد گذشته
تازه به رختخواب آمدم
از گرما خوابم نمي برد
غلت مي زنم / مثل ماهي در ماهیتابه
غلت مي زنم
مثل شامي
"مثل " آدمي كه خوابش نمي برد
...
ديگر هر دو رويم سرخ شده
حيف كه دوستم با اين كولر
بيدارش نمي كنم
...
مي خواهم بخوابم
آنقدر خسته ام كه ديگر كاري از من بر نمي آيد
اما آنقدر خسته نيستم كه خوابم برد
ميخواهم بخوابم
نه از خستگي
نميخواهم فكر كنم
مي خواهم بي خبر
بخوابم ...
آه ... نه...
هنوز بيدار است
تا او بيدار است من خواب نخواهم داشت
پس تو كي استراحت مي كني ؟
اي وجدان!
( نمي خواستم اما شنيدم پرسش او را که...) :
كي مي آيد آن فردا
كه مي خواستي در آن " كامل " باشي ؟
اگر اكنون بميري
تورا به كجا مي برند ؟
مي انديشم
بجاي ديازپام
به او مي گويم خدا بخشنده است
حتماً بر من رحم مي كند
حتماً
حتماً
مي گويد پس حالا آماده اي ؟
قرار است بميري
مثل اسپند مي پرم از جا
مي گويم : نه!
فردا را بده
فردا كامل مي شوم
ساعت از چهار بامداد گذشته
از فكر خوابم نمي برد...
بهار 1385
پدرام
.....................
وبسایت پدرام ابراهیمی
عکسهای کورش ادیم در کارگاه
|