دلتنگی،عکسهای نازلی عباسپور به همراه نوشتهی رامیار منوچهرزاده
شنبه، 9 اردیبهشتماه 1385
نازلی عباسپور
نازلی عباسپور متولد 1354 و فارغ التحصيل رشته عكاسی است .
نمایشگاههای انفرادی
شهریور 1380 گالری دریابیگی
مهر 1380 گالری اداره ارشاد،شهرستان کرج
فروردین 1382 گالری آتشزاد
آذر 1382 گالری آتبین
اسفند 1384 گالری نیکول
نمایشگاههای گروهی
1377 نگارخانه تهران، مسابقه عکس دانشجویی
آذر 1382 گالری اتشزاد، گروهی 3 نفره.
دیماه 1382 گالری لاله ،بازارچه عکس به نفع زلزله زدگان بم
دیماه 1382 خانه هنرمندان ایران ،به نفع زلزله زدگان بم
مرداد 1383 کاخ نیاوران ،مسابقه عکس صنایع دستی
اردیبهشت 1384 اُرادآ، رومانی Oradea.Romania
ژانویه 2006 کرایوا،رومانی Art Gallery of Military Club,Craiova.Romania
شهریور 1384 خانه هنرمندان، انجمن عکاسان ایرانشهر،نمایشگاه عکس روایی
چاپ آثار در مجموعه کتاب های "چشم" (شماره 14).نشر ماه ریز
عضو انجمن عکاسان ایرانشهر
..............
نمایشگاه عکسهای نازلی عباسپور اسفند سال 84 در گالری نیکول برگزار شد. برای دیدن عکسها در کارگاه بر روی نمونه کلیک کنید و در ادامه یادداشت رامیار منوچهرزاده که برای این نمایشگاه نوشتهاست را بخوانید
مرزی میان هستی و نیستی
خزش گذشته در مغز، شب هنگام خوابیده در بستر، سیاه و سفید، تورقی در لایه های توهم زای هجوم آورده ، گذشته در خاموشی و ظلمت با توست.
نوشتن از عکاسی که هیچ از او ندانی،بدون هرگونه خاطره و شناختی، برخوردم را برای تأویل عکسها راحتتر می کند.قرارگیری عکسها در لابلای یخها،فضای سرد عکسها را بسی سرد تر می نمایاند،آن چهره های خاکستری سرد و شبح مانند و تشخیص ناپذیر، آشویتس گونه،همچون پرترههای خانوادگی نخواهند بود.حباب های فریز شده از حضور برآشوبنده ی زندگیهایی هستند که در یک لحظه از زمان متوقف شده اند.آنها از سرنوشت رهایی یافته اند ولی نه به اعتبارهنر،بلکه با نیروی یک فرآیند مکانیکی بی جان و بی عاطفه ،عکاسی؛ که به قول " آندره بازن" بر خلاف هنر،جاودانگی نمی آفریند بلکه زمان را مومیایی می کند و صرفاً از زوال مقدر نجات می دهد.
عکسهای نازلی عباس پور برایم همچون نعش هایی هستند مومیایی شده ،برگ زردی آورده از ناکجا در آب، یخ زده در لحظه،قاب گرفته بر دیوار گالری .
گفتم گالری ،نه؛همچون گورستانی ،حسی که انگار تو در میان آن همه خانه داری. اجسادی که روزی زنده بوده اند،خاطراتی ، رازهایی که یکجا مدفون شده اند.
راهرویی میان هستی و نیستی و تو باز هم مجبوری که بپذیری واقعاً روزی تو هم ،جایی در این میان خواهی داشت و وحشتی از جنس کنجکاوی تو را وادار می کند که بیندیشی به اینکه واقعاً آن جا خبری هست اگر هم پذیرفتیم در نهایت دودلی و شک است با بی نهایت ترس .هجوم نگاه مردگانی که حضور تو را به انتظار نشسته اند در قالب عکسی،ساده ، به یادگار مانده از گذشته، پزهایی که انگار قرار است برای همیشه و تا ابد باقی بماند،همراه بالبخندی ،جدیتی ترحم برانگیز،نشان ِ شان و نشان ِ مان.
به قول دوستی عکسها نکوداشتی هستندبر مرگ یک لحظه به مانند محو شدن یخی در میان دستهامان برای تسکین درد سوختگی.
رامیار منوچهرزاده
5/12/84
عکسهای رامیار منوچهرزاده در کارگاه
|