نقدو نظری بر عكسهای نازلی عباسپور با عنوان "دلتنگی"؛ امير شباويز
شنبه، 9 اردیبهشتماه 1385
نقدو نظری بر نمایشگاه عكس های نازلی عباسپور- گالری نيكول زمستان 84
برای دیدن عکسها در کارگاه میتوانید روی نمونههای موجود در این صفحه کلیک کنید
آن چه را كه عكس تا ابد باز توليد میكند تنها يك مرتبه رخ داده است
عكس همواره نعشی را حمل می كند كه من به آن نيازمندم تا به بدنی كه میبینم بازگردم
رولان بارت – اتاق روشن . ترجمه فرشید آدرنگ. ص 22
"مردی در كسوت نظام تپانچه اش را كشيده و هدف در خارج از قاب و دست خالی افتاده ديگرش را ، سايه اش گرفته ست.
ما وی را از بالا می بينيم و نفسی به راحت میکشیم كه لااقل ما را هدف نگرفته ، اما چرا! مارا هدف گرفته ست كه می بينيم اش و فقط عكاس زرنگ را نه ! كه او خودش آن مرد مسلح را هدف قرار داده كه ما حالا اين نعش زنده را از پس غبار سالها باز می بينيم اش و همان ترس در جانمان رخنه ميكند."
" پنجره ای تنگ اما تاريك كه بر ميزی بلند با بستری سپيد و فراخ آوار شده ست و ميز ِ اريب و قاطع در حال تسخير قاب ست. دو زن شبيه هم كه دست راست و چپشان را به قرينه هم بالا آورده اند يكی بر شلال گيسويش و ديگری پايه بر زير چانه اش و يك سماور كه قل قل ميكند و قوری فربه ای بر تاركش ميان اين دو زن . مرد اول كمی عقب تر در جوار سماور سرك ميكشد به جانب ما و اين هر سه با تمام رخ مارا مينگرند و مرد دوم در عرض ميز و بساط گردن كج نموده و نيمي از تنش در خارج قاب جا مانده و بيهوده تلاش ميكند كه ادامهی مرد باشد اما مرد لاجرم ادمه اين قاب .."
" دو زن در قاب ، كنار هم شانه به شانه شبيه به هم. نزديك چنان كه نمی توانی از فاصله ات با آنان بكاهی تا بيشتر حسسان كرده باش .
يكيشان كه نزديكترست طره دوتا كرده و بر پيشانی يله نموده و آن ديگر كه به اندازه يك آه عقب تر نشسته طره از زير چارقد بيرون ريخته ست.
دو زن اما در ظل ِ يك مرد. مردی كه از فراز آنان صاف و قاطع به ما خيره شده ست."
از مردان اين قاب ها دو نشان موكد است به نشانهی اقتدار مرد ايرانی. سبيل های تا انتهای جغرافيای صورت ! و كلاهی كه ملازم ابدی تاركشان است و اگر از سرشان بیافتد با سر فرو ميافتند.
در قاب های ديگر دوره عوض شده ست. مردان بی كلاه و سبيل اما با اقتدار سايه بر نسوان و كودكان سنگين كردهاند.
همه عكسهای قديمی كه هر كس از هر كس و موضوعی برداشته باشد به خودی خود يك سند است حتی اگر از خصوصی ترين زوايای زندگیمان باشد. عکسها وقتی به نمايش در می آيند و به ديده ما می نشينند مبدل به سند تاريخی می شوند و اكنون ِ ما را به تاريخ مان پيوند می زنند. حتی عكسی كه همين لحظه ميگيريم ، فردا سند تاريخی ست و كهنه گيش تازه گی و تازه گی اش...
نمايشگاه عكس نازلی عباسپور با موضوع بازنگری عكس هاي قديمی از 12 تا 22 اسفند سال جاری (84)
در گالری نيكول برگزار شد. اين نمايشگاه در برگيرنده 22 عكس سياه و سفيد در اندازه های 20*30 سانتيمتر بود.
چند سطر خبر از يك نمايشگاه عكس چاپ يك كتابچه جمع و جور آبرومند با چاب پرتره خود عكاس در قطع تمام صفحه (نمی دانيم به چه توجيهی) به علاوه يك مقدمه فرهنگنامه ای از يك همكار ديگر كه البته همگروه نيز هست و دو صفحه چاپ عكسهای عكاس در يك نشريه تخصصی و پرسابقه عكاسی و اين همه بازتابيست كه از يك اتفاق فرهنگی – هنری به مخاطبان هنر عكاسی رسيده است.
افتتاحيه و پذيرايی و حضور دوستان و اقوام و همگنان و دفتر يادبودی كه اغلب پر است از تعريف و تمجيدهای محافظه كارانه و البته حضور مسئولانه صاحب اثر با لبخند متكلفی بر لب .
و نازلی عباسپور حالا كه از اين نمايشگاه خلاص و فارغ شده می تواند مثل ديگران همه اينها را در جايی ضبط و ثبت كند تا برگی شايد زرين! به رزومه هنری حرفه ای اش افزوده باشد و اين ماحصل همه آن تلاش و مرارتی است كه برای ديدنی كردن ديدگاهش تحمل نمودست و از فردا اين ها نيز برگی از همان اسناد تاريخی می تواند باشد به اضافه تجربههايی فنی و حرفه ای كه آتيه حرفه ای هنری وی را تضمين كند شايد.
اما كاری كه خانم نازلی عباسپور با آن سند ها انجام داده چيزی ديگر است كه بايد به جانب اش رفت تا ديده و فهميده شود.
آيا به خاطرتان خطور كرده كه چه نسبتی ميتواند بين كيمياگری و شيمياگری و عكاسی وجود داشته باشد؟؟
(البته شيمی و عكاسی تيره و تبار مشتركی دارند و ايضا ديچيتال فرزند ناسربراه اين خاندان را فراموش نكنيم!)
اما كيميا گری كاريست كه نازلی عباس پور قصد انجامش را داشته است شايد!
خود وی ميگويد:
" میخواستم با عكس هايم نشان بدهم كه خاطرات هميشه باقی نمی مانند بلكه به مرور زمان كم رنگ و محو ميشوند" و البته مشخص نمی كند كه عكس هايم همان ميراثی ست كه در اختيار دارد يا اين عكس های يخزده كه بر ديوار اين اتاق (نمايشگاه) آويزانده است !
اين همان موتيو و ايده ايست كه وی را براي اجرای عكس هايش هدايت نموده ست.ارتباط دادن خاطرات با زمان حال البته كاری تازه و خاص نيست مثلا بهمن جلالی چنين كارهايی دارد مهدی سحابی.شادی قديريان, غزاله هدايت, رعنا جوادی و به شكلی ديگر مهرداد افسری و فرشيد آذرنگ و حتی شهريار توكلی و مهران مهاجر و از خارجی ها سالی مان و از نقاشان آيدين آغداشلو كه با ظرافت و نازك كاری و ذوق ما را در ترديد وامينهد كه كار خودش را نگاه ميكنيم يا رضا عباسی را!
به هر صورت نگاه نوستالژيك و گاها حسرتبار هنرمندان ايرانی شايد از نشانههای هويت اين ملت و سرزمين باشد.
اگر از خانم نازلی عباسپور بپرسيد - من پرسيده ام - براييمان توضيح ميدهد كه تكنيكش چه بوده ست :
از عكس های قديم پرينت ليزری تهيه كرده و بعد از فریز کردنشان از آن ها عكاسی كرده.
خودش می گويد اين عكس های يخ زده اصالت دارند. نگاتيو سند اصالت آنهاست ! ميپرسم كه: چرا خود عكس ها را فريز نكردی؟ و می گويد كه: حيف است! خراب ميشوند!
و كيمياگری وی همين است اما به روند معكوس! كيميا گر مس را طلا می كند و عكاس بالعکس !
نيت كاوی كار ما نيست كنش مفتشان است اما باز كردن اثر بدست صاحب اثر نيز بستن آن است و هرچه بيشتر باز شود به تك معنايی و فنای اثر نزديكتر ميشود و اين عاقبت آن كار است. سنجاق كردن هنرمند به اثرش و بستن و آنگاه رها كردن مخاطبی كه واله و سرگردان و تهي بايد تا خانه كلاغ پر برود .
يخ های اين قاب ها آب نمی شود حتی اگر آفتاب بهاری بر آن ها بوزد.
اين نعش های منجمد زنده نخواهند شد و نازلی عباسيپور با گور به گور نهادن آن ها فقط خواب آنان را آشفته می سازد.
امير شباويز
زمستان 1384
|