انتزاع به منظور دستيابي به معنایی عميقتر، گالری شادی کمپانی در کارگاه
دوشنبه، 1 خردادماه 1385
شادي كمپاني متولد سال 1338
وی پس از اخذ ديپلم براي ادامه تحصيل به کشور ایتالیا رفت و در سال 1359 موفق شد از آكادمي CAPIELLO در فلورانس در رشته معماري داخلي فارغالتحصيل شود.
كار نقاشي را بطور جدي از سال 1374 نزد استاد آيدين آغداشلو آغاز کرد و در طي 11 سال ابتدا سبكهاي متعددي چون كلاسيك، امپرسيونيسم، اكسپرسيونيسم، سوررآليسم و كلاژ را تجربه كرده و در آخر به شيوه آبستره روي آورد. او معتقد است آنچه كه بيش از پيش وي را به اين شيوه وابسته ميسازد ريشه در درون دارد زيرا يك نقاش با استفاده از قدرت جادوئي رنگها بهتر مي تواند احساس دروني خود را به بيننده منتقل كند و جامعهی هنری نوين امروزي به عدم سكون و رهايي از قيود دست و پاگير نياز وافر دارد.
شادي كمپاني مي گويد: " با اينكه فقط 11 سال است که به طور جدي نقاشي را پي ميگيرم و تا اين زمان 5 نمايشگاه گروهی داشتهام دوستان و اطرافيان با تشويقهای فراوان خود مرا شرمنده کردهاند و اگر حتي بخش كوچكي از اين همه محبت بي دريغ واقعيت داشته باشد تمامي آن را مديون استاد عاليقدر آيدين آغداشلو هستم".
نمايشگاه های انفرادی
گالري سيحون 1378
گالري سيحون 1380
گالري سيحون 1381
گالري سيحون 1383
گالري سيحون 1385
نمايشگاهاي گروهی
فرهنگسراي نياوران 1378
فرهنگسراي نياوران 1380
گالري خانم منصوره حسيني 1380
موزه هنرهای معاصر نمایشگاه گروهی نگاه معنوی 1382
در ادامه نظرات شادي کمپاني را بخوانید :
"رنگ و من يكي هستيم، من يك نقاشم"
من شادي كمپاني در سال 1338 در تهران متولد شدم. پدر و مادر من با هنر نقاشي آشنائي داشتند لذا از كودكي توجه من به نقاشي جلب شد و كم و بيش به آن ميپرداختم و از طرف خانواده به ادامه كار تشويق ميشدم. پس از طي مدارج تحصيلي و اخذ ديپلم عازم كشور ايتاليا شده و در سال 1359 موفق شدم از آكادمي CAPIELLO در شهر فلورانس در رشته معماري داخلي INTERIOR DESIGN فارغ التحصيل شوم.
وقتي راجع به هنرهاي زيبا صحبت ميشود اولين تصور ما نقاشي است. تابلوهائي كه ديوارهاي خانهها و سالن موزه هاي مختلف را زينت مي بخشند، تصاويري كه بر روي آثار مختلف باقي مانده از دوران ماقبل تاريخ تا به امروز جاي گرفتهاند، نقوشي كه بر ديوارهاي غارهائي در اسپانيا و فرانسه ديده ميشوند، طرحهاي ابتدائي از انسان و اشياء، كاشيكاريهای مختلف، نقاشيهاي روي ظروف مصرفي، شيشه پنجرهها و بر روي اشياء داراي تقدس مذهبي كه در مجموع همگي بهنحوي با هنر نقاشي مربوط مي شدند نشانگر قدمت اهميتي است كه نقاشي براي انسان داشته و اين نگرش بشري تا عصر ما همچنان ادامه یافته و آثار آن در كليه شئون زندگي روزمره به چشم ميخورد.
در شبيه سازي مطالبي كه درك میشود محدود است
يك تصوير نقاشي بيانگر تفكر و تعمق يك هنرمند درباره موضوع اثر و مسلماً تاثير پذيرفته از حس و حال اوست و طريقي است براي بازيابی و بازنگری انسان. قبل از ايجاد دوربين عكاسي كسب مهارت در شبيه سازی آخرين تجربه اي بود كه هنرمند نقاش در پي آن بود تا به آن وسيله موقعيت و موجوديت افراد و اشياء و مناظر را بهتر درك و به بينندگان اثر بنماياند اما پس از اختراع دوربين عكاسي توانائي در شبيه سازي اشياء و كپی برداري از مناظر يك چيز بود و ضبط آن ها بوسيله دوربين چيز ديگر و به ندريج اين دو باهم ارتباطي تنگاتنگ پيدا كردند. از اين نقطه بود كه هنرمندان نقاش خسته از تكرار، به فكر ايجاد تصاويري عميق و انتزاعي افتادند، تا پديد آورندهی هنري نو و متفاوت باشند كه در طبيعت اگر با نگرشي سطحي و ظاهري جستجو كنيم وجود خارجي ندارند و فقط از ديد روحي و حسي آنان سرچشمه مي گيرد ولي هر گاه ديدن آنها ما را به تفكر و تامل وا دارد به عمق و زيبائي آن پي ميبريم. در يك تصوير آبستره لزومي به معناي خارجي خاص وجود ندارد و آنچه را ميبينيم مي توان بقدري ساده كرد كه فقط عناصر اوليه آن باقي بمانند يعني تمام عناصر مهم يك هنر تجسمي بخصوص رنگ، فرم، كمپوزيسيون، كه اهعميت آن در ساخت پيامهاي بصري بارها بيشتر خواهد بود. اينجاست كه ارزش يك نقاشي آبستره مشخص مي شود و اهميت آن در ايجاد پيامهاي بصري مشخص میشود زيرا واضح است كه در شبيه سازي مطالبي كه درك میشود محدود است ليكن انتزاعي كردن در زمينه هنر بصري در واقع نوعي ساده كردن به منظور دستيابي به معنایی عميق تر و پربارتر است به مانند موسيقي انتزاعي (يعني موزيكي كه ملودي آن قابل تشخيص نيست). عدم توانائي تشخيص يك ملودي در موزيك مانند اين است كه در هنر انتزاعی يك شیی قابل تشخيص را نبينيم.
مكتب آبستره در قرن بيستم شكوفائي بيشتري بهخود گرفت و در ادامه اين مفهوم را در اذهان ايجاد نمود كه نقاشي آبستره هيچ مقصد و مفهومي جز ارضاء هنرمند و اشتياق او براي خلق آثار هنري نداشته و در واقع اگر مشكل اقتصادي نداشته باشد (كه البته همه دارند) ديگر هنرمند فقط يك صنعتگر نيست كه در خدمت افراد باشد و مي تواند پيام آور يك جريان از درون خود از زشتي و زيبائي باشد يعني آنچه كه عين حقيقت است و كامل ترين نوع وحدت بين زندگي و شكل .
يك نقاش هنرمند بايد بتواند با استفاده از هنر انتزاعي با سادگي هر چه تمامتر با انسانهاي گرفتار و داراي زمان فراغت كوتاه ارتباط روحي برقرار کند. اوست كه هر لحظه ، لحظه ها را تكرار كرده و حس معلق خود را بازگو ميكند.
هنر بطور خاص نشانگر اشتياق انسان براي رسيدن به ارضاء روحي و معنوی است و توانائي ايجاد ارتباط با مردم بهعهده هنرمند است كه بايد آنرا جلا داده و ساده كند و با قوت هر چه تمامتر در ذهن انسانهاي گرفتار جاي دهد.
برگزاري نمايشگاهاي متعدد به ايجاد اين ارتباط كمك ميكند و نتيجه آن ارتقاء بيشتر در بعد كار است كه با كمك تأثير رنگ بر روح و روان انسانها ميبايد به آن رسيد و باعث شكوفائي و رشد و تكامل هنرمند ميشود.
در كار انتزاعي حرف اول در رنگ و نور است كه در نهايت شادابي و درخشش آن انسان را مجذوب مي كند.
Jackson Pollock مي گوید: " وقتي در حال نقاشي كردن هستم از آنچه كه در حال انجام آن هستم آگاهي ندارم و فقط پس از يك پريود زماني است كه متوجه مي شوم چه كرده ام و ترسي از اينكه تغييري در آنچه كشيده ام بدهم يا آنرا تخريب كنم ندارم زيرا نقاشي حيات مخصوص خود را دارد و سعي من بر اينست كه آنرا به ظهور برسانم. تنها وقتی ارتباط خود را با نقاشی از دست می دهم که اثرم بصورت درهم و برهم در می آید در غیر این صورت در آن یک هارمونی خالص موجود است یعنی یک دادن و گرفتن ساده ."
به نمايش گذاشتن عاشقانه رنگها و فرمها
من به عنوان يك نقاش كه بطور فزايندهاي به نقاشي انتزاعي روي آورده است احساس مي كنم كه با آبستره اشكال بههم نزديك ميشوند و مهمترين جنبهی كار من اينست كه اين نقاشي آبستره باعث مي شود كه با مردم از طريق هنرم ارتباط برقرار كنم. سعي مي كنم احساس خود را در نقاشيم بهچنگ بياورم (اكنون، احساسات، معنويات) و مايلم رضايت تماشاگران آثارم را با پوست و گوشت و خون خود احساس كنم و هرگز فراموش نمي كنم كه نقاشي كه به كارهاي نو ميپردازد نبايد ترسي از اینکه دیوانه خطاب شود داشته باشد. ارتباط ثبت و ربط و گسست و نشست رنگها در طيف وسيع ، طبيعتاً باعث جدلهائي خواهد شد كه حتي خود هنرمند را نيز درگير ميکند. اعتقادم بر اين است كه همه علاقمند به ديدن و لذت بردن از تصاويري هستيم كه در زندگي روزمره تكراري نباشند. آخر تا كجا مي توان با افتخار و غرور تابلوهاي طبيعت بيجان چون سيب و گلابي را بر بالاي ميز نهار خوري خود روي ديوار نصب نمود؟
كار من به نمايش گذاشتن عاشقانه رنگها و فرم هاست با توجه به اين حقيقت كه هنري كه بخواهد توجيه شود شكست خورده است.
شادی کمپانی
..............................
برای ورود به گالری شادی کمپانی روی نمونه کلیک کنید
لینکها
Jackson pollock در ویکی پدیای انگلیسی Jackson Pollock in Wikipedia, the free encyclopedia
Jackson pollock جستجو در گوگل Jackson Pollock search in Google
|