Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» گرافيك مؤلف ؛ نوشته فرزاد ادیبی در باره‌ گرافیک و پیوند آن با هنرهای زیبا

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  متن کامل گفت‌وگو با فرزاد ادیبی به بهانه چاپ گزیده آثارش
دوشنبه، 12 تیرماه 1385

محمد صادق اردکانی

اشاره:
فرزاد ادیبی از طراحان پر کارنسل چهارم محسوب می شود که عمده فعالیت‌های او در زمینه گرافیک فرهنگی است شامل: طراحی پوستر،جلدکتاب ومجله،صفحه آرایی و تصویر سازی مطبوعات و گاهی نوشته هایی از ایشان در باره هنر گرافیک. چند ماهی است که کتاب مجموعه آثار ایشان راهی بازار نشر شده است ،به همین بهانه با ایشان به گفت وگویی خواندنی وصمیمانه نشستیم که بخشی از آن در شماره 4024 روزنامه همشهری (امروز دو شنبه 12 تیرماه 1385) چاپ شد و این‌جا متن کامل این گفت و گو پیش روی شماست.

فرزاد ادیبی Farzad Adibi

- چند وقت پیش در گفت و گویی از شما خوانده بودم که مجموعه آثارتان در حال چاپ است. آیا منظورهمین کتاب بود؟
* بله.
- پس چرا اینقدر دیر منتشر شد؟
* داستانی دارد. حدود هفت، هشت سال پیش شروع کردم به گردآوری مجموعه تصویرسازی‌هایی که برای مطبوعات کار کرده بودم و پی ناشری بودم که بتواند آنها را به طرز مطلوبی به صورت یک مجموعه دربیاورد. با دوستم آقای ساعد مشکی صحبت كردم که شاید بتواند در «ماه ریز» این مجموعه را چاپ کند که پس از مدتی تلفن کرد و گفت با «انتشارات یساولی» صحبت کرده که مجموعه ای تحت عنوان «طراحان گرافيك معاصر ایران» را منتشر كند و گفت دیگر فقط تصویرسازی ها نباشد. این مجموعه شامل گزیده همه کارهای گرافیکی است که تا حال انجام داده ام. البته قرار بود كتاب شماره 1 مجموعه «طراحان گرافيك معاصر ایران» کتاب من باشد که چون بعضی از کارهایم دستی انجام شده بودند و نیاز به اسکن و ویرایش تصویری داشتند طول کشید و اولین کتاب شامل کارهای مسعود نجابتی شد و کتاب من ششمین کتاب این مجموعه شد علت تاخیر این بود.
- شماره های دیگر چه کسانی هستند؟
* کتاب دوم شامل آثار مصطفی اسدالهی است. کتاب سوم، کارهای علیرضا مصطفی زاده ابراهیمی را در بر دارد. در کتاب چهارم کارهای هومن مرتضوی گرد آمده است و کتاب پنجم هم کارهای کوروش پارسانژاد است . همه این کتاب ها را ساعد مشکی گردآوری و مدیریت هنری کرده و در انتشارات یساولی منتشر كرده است
- بالاخره سرنوشت تصویرسازی‌هایتان چه شد؟
* هنوز همانطور مانده اند در اولین فرصت سعی می کنم آنها را هم جمع و جور کنم و جایی چاپ کنم.
- از شما مقالاتی درباره گرافیک و هنرهای تجسمی نیز خوانده ام مثل «گرافیک مولف» که قابلیت خیلی خوبی برای کتاب شدن دارند. نمی خواهید آنها را مدون کنید به صورت کتاب؟
* چرا اتفاقا بارها فکر کرده ام که آنها را سر و سامانی بدهم و به صورت یک مجموعه عرضه کنم. فعلا فرصتش نیست.
- برگردیم به کتاب «طراحان گرافيك معاصر ایران – 6 – فرزاد ادیبی» برخلاف همنسلان خودتان مثل رضا عابدینی، ساعد مشکی و بیژن صیفوری و مسعود نجابتی که پای بند سبک خاصی در فرم و قالب هستند، ما می بینیم که شما شیوه و سبک خاصی را دنبال نکرده اید و تنوع و تجارب تصویری در کارهایتان زیاد است.
* چون من اعتقادی به سبک شخصی در فرم و قالب ندارم.
- می خواهید بگویید دنبال سبک در محتوا هستید. یعنی غیر از فرم و قالب؟

* البته این ادعای بزرگی است و رسیدن به آن دشوار. بسیار سفر باید ... اگر چه به طور ضمنی و خیلی بطئی چنین هدفی را دنبال می کنم. اما هیچ ادعایی در این زمینه ندارم. شما نگاه موشكافانه‌ای داريد بايد سعي كنم دقيق‌تر پاسخ بدهم

Poster By: Farzad Adibi فرزاد ادیبی- خواهش می کنم. یکی از ویژگی‌های این نگاه شما – که به اعتقاد من می تواند جزئی از سبک باشد – طنز در کارهای شماست که گاهی طنز و حتی گاهی به گروتسک می رسید مثل پوستر «تئاتر ناصرالدین شاه»، «گرافیک امروز‏‏؛ تبعید متن به حاشیه»، «پوستر باد اسب است»، «جلد مجله فصل و وصل» «جلد کتاب روسپیان محزون من»، «جلد کتاب بازتاب در چشم طلایی» یا پوستری که امضایتان را در شال کمر یک نقاشی قاجاری مثل یک شمشیر جای داده اید و ...
* من علاقه‌مندم با کارم غیر از فرم و ظاهر و قالب به نوعی ذهن مخاطب را قلقلک بدهم. او را وادار به تفکر و اندیشه کنم و برای گفتن این حرف‌ها نمی‌خواهم فریاد بزنم. طنز را به لحنی ساده و صمیمی باید گفت برای همین هم سعی می‌کنم پیچیدگی‌های قالب و فرم را به حداقل برسانم. این انقباض‌های بصری و پیچیدگی‌ها اگر به پیام و محتوا کمک كنند به کارشان می گیرم و اگر در جهت آن نباشند خودم را محدود به هیچ ترتیب و آدابی نمی کنم.
«هر چه می خواهد دل تنگت بگو». اصولا ما ايراني‌ها طنز را بسيار دوست داريم. یادم می آید که در اولین نمایشگاه انفرادی ام به نام «نگره ونگاره» گروهی از دوستان کاریکاتوریست آمده بودند مثل آقای مسعود شجاعی طباطبایی و آقای محمدعلی بنی اسدی و توکا نیستانی و چند نفر دیگر به طنز در کارهایم اشاراتی داشتند که جالب بود...

- یکی از بارزترین کارهایتان از نظر طنز ناصرالدین شاه است با عنوان « پدرسوخته من شاهم، می تونم» ...

* آن یک کار «سلف پروموشن» است یعنی کار تجربی که اغلب طراحان گاهی برای خودشان پوستری را بدون سفارش می سازند. برای نمایشگاهی با عنوان نمایشگاه پوسترهای تجربی طراحان گرافیک ایران که با مدیریت زنده یاد استاد ممیز و همکاری گروهی از طراحان برگزار کردیم. موضوع پوستر مربوط به تعدد زوجات ناصرالدین شاه است که انگشت انگشترش کفایت این همه همسر را نمی دهد و لاجرم انگشتش باید بلندتر شود. قضیه انگشتر به انگشت کردن مربوط به دوره مدرنیزم است ولی چون طنز بود ناصرالدین شاه را هم مدرن کردیم! و این شوخی را با انگشت مبارکش که بلند شده کردیم. از طرف دیگر برای نشان دادن این مفهوم و این شوخی زمینه را خالی و بی رنگ گرفتم و برخلاف پوسترهای معمولی که باید تیتر بزرگ و غالبی داشته باشند ؛ عنوانش را خیلی کوچک بالای پوستر گذاشتم. یعنی نوعی آشنایی زدایی یا خلاف آمد عادت ، در قالب پوستر . انگشت ناصرالدین شاه از پایین پوستر به بالای پوستر و تیتر اشاره می کند و تیتر با وجود کوچک بودن دیده می شود.
- یعنی هم برای اهل تخصص نوآوری کردید و هم برای دیگران.

پدر سوخته من شاهم میتونم* شاید . امیدوارم اینطور باشد.

- یکی دیگر از وجوه کار شما همین مورد است. یعنی داشتن مفاهیم گوناگون و وجوه مختلف و داشتن مخاطب در سطوح مختلف. بیشتر کارهای شما در نگاه اول با لایه اولشان مطرح می شوند و بعد لایه های بعدی را کشف می کنیم. یعنی مثل رمزگشایی یک شعر یا یک معما. اول خود کار دیده می شود و بعد کارهای دیگری که در آن نهفته اند. چرا اینقدر پیچیده؟
* علاقه مندم با طرح یک مسئله مثل پیام پوستر، جلد کتاب یا هر محصول دیگر گرافیک، ابعاد تازه ای را به مخاطب نشان بدهم و مسئله دیگری را هم برایش مطرح کنم و البته فکر می کنم این کاری است که هر گرافیست دیگری هم باید انجام دهد یعنی فرهنگ سازی بصری. این بحث را در مقاله ای به نام «گرافیک مولف» به طور مبسوط باز کرده ام در ماهنامه كتاب ماه (هنر) شماره 13 و 14 مهر و آبان 1378 و اخیرا هم در سایت kargah.com درج شده. داشتن ایهام البته نه ابهام، ایهام و استعاره از ویژگی‌های هنر و ادبیات ایران است. دوست دارم در عین سادگی کارهایم، پیام‌های گسترده و عمیقی را طرح کنم.
- یاد پوستر باد اسب است افتادم که در نگاه اول دم مواج اسبی دیده می شود و بعد که دقت می کنی نیم رخ مردی را می بینی که آن دم اسب سیبل اوست ...
* این پوستر برای نمایشي با همین عنوان طراحی شده است. نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی سیروس کهوری نژاد. در داستان دخترکی است که به زنی ناصرالدین شاه درمی آید و ... که در حاشیه پوستر چشم و ابرو زنان قاجاری را کار کرده ام و در متن چهره ناصرالدین شاه را.
- اشاره کردید به حاشیه. در اغلب پوسترهایتان و در بعضی از طرح جلدها حاشیه هایی را به کار برده اید که در عین حالی که تزئینی است، استفاده های مفهومی نیز دارند.
در برخی از پوسترها مثل «روزگار نازنین طلعت مهربان» شماره‌هایی به کار رفته و واژه‌هایی بین این شماره‌ها با رنگ دیگری گنجانده شده علت چیست؟

* حاشیه یک حریم امن و یک چهارچوب یا چهاردیواری است . در اغلب آثار هنری ایرانی حاشیه وجود دارد و ای بسا گاهی این حواشی ارزشی هم اندازه متون دارند. حواشی گاهی حتی مقدس اند مثل تذهیب و گاهی راز آمیزند مثل نوشته هایی که در حاشیه های تعاویز و ادعیه به کار رفته اند. در نگاه اول حواشی نباید قوی تر از متن باشند و بعد که درگیر دیدن اثر می شویم کم کم خود را می نمایانند و حضور خودشان را اعلام می کنند. از نظر مبانی و مبادی هنرهای بصری شما را به داخل فرامی خوانند و بعد می‌توانید به تصاویر و نوشته‌های این حاشیه ها بپردازید حاشیه هم یک امکان بصری و یک توانایی و دارایی است می تواند پتانسیل های خوبی داشته باشد. در «پوستر روزگار نازنین طلعت مهربان» حاشیه عملکرد تقویم یک روزگار را دارد برای طلعت مهربان که در نمایش، صاحب خانه است و مستاجرانش را دوست دارد و روزهایش را با خود واگویه می کند. شماره‌های این حاشیه روزهای طلعت مهربانند.

یادم می آید که وقتی این پوستر را کار می کردم به فیلم «خانه سیاه است » فروغ فكر مي كردم، وقتی که روزها را می شمارد و دوره می کند روزها را و هنوزها را ... اعداد یا واژه هایی هم که رنگی شده اند مثل روزهای تعطیل هستند که در تقویم به رنگ دیگری مشخص می شوند. در کارهای دیگر هم اگر لازم باشد حاشیه به کار می برم و البته خودم را به استفاده از حاشیه مقید نمی کنم ...
- شما حتی از حاشیه به عنوان یونیفورم مجموعه انتشارات هم استفاده کرده اید در کتاب های نشر آهنگ دیگر ...
* بله. در آنجا از ذوزنقه ای که مدتی در جلدها و صفحه آرایی های مجله کتاب ماه ادبیات و فلسفه به سامان رسیده بود بهره بردم . زاویه قائمه در چارچوب ها خشک و هندسی است وزوایای غیر 90 درجه اين خشكي را ندارند. صمیمیت و شاعرانگی‌ای که در ذوزنقه هست در مستطیل نیست . مستطیل همان ذوزنقه منظم است واز مربع ناشی می شود . در مستطيل ابعاد مربع متغيير و زوایا ثابت است و وقتی هم زوایا و هم ابعاد متغيير باشد ذوزنقه بوجود مي‌آيد . این متغيير بودن و نامنظم بودن را دوست دارم. عاطفی , شاعرانه و حسی است. البته این یونیفورم را در Free hand کار کردم و آرم ناشر را داخل یک مثلث گذاشتم و همه را با هم Join کردم و فضایی امروزی به این یونیفورم حاشیه گونه دادم و این امکان را به آرم و مثلث یونیفورم دادم که متناسب با عنوان کتاب که جلویش می آید بالا و پایین شود. جای آرم و مثلث ثابت نیست.
- اشاره به پتانسیل نهفته در حاشیه‌ها کردید و امکانات بصری آنها و من به پوستری از شما فکر می کردم که فقط حاشیه است و زمینه اش خالی و سفید است ...

By: Farzad Adibi* آن یک اعتراض و انتقاد است به وضعیت گرافیک امروز. مقاله ای را با عنوان «فرمالیسم در گرافیک امروز ایران » نوشته بودم درماهنامه كتاب ماه (هنر) ـ ويژه گرافيك ـ شماره 37 و 38 مهر و آبان 1380 و این پوستر، تصویر آن مقاله است. عنوان این پوستر «گرافیک امروز، تبعید متن به حاشیه» است و می دانید که گرافیک همیشه بسته بندی یا حاشیه ای است برای محتویات یا متن سفارش. گرافیک فرع و محصول مورد تبلیغ – خواه فرهنگی و خواه سیاسی یا تجاری – اصل است. این که ما در گرافیک طوری غامض و پیچیده عمل کنیم که خودنمایی و هنرنمایی کنیم و گرافیک اصل باشد و اصلا متوجه محصول مورد تبلیغ یا اصل پیام نشویم نقض غرض است. برخی از آثار گرافیک را می بینیم که در نگاه اول امضا و سبک هنرمند به رخ کشيده مي شود و بعد باید عنوانش را رمزگشایی کنیم و حتی بعد از دیدن بافت‌ها، ترام‌ها و رنگ‌های بی‌شمار نتوانیم بفهمیم این جلد کتاب چه ربطی با محتوا دارد .گرافیک حاشیه اي است براي متن که با این پوستربه جابه جایی متن و حاشیه اعتراض کرده ام ...

- شما بافتی را در برخی از پوسترهایتان استفاده کرده اید که جای دیگری من ندیده ام .می خواستم بدانم این بافت را چگونه ایجاد کرده اید.
* کدام بافت را؟
- منظورم بافتی است که مثلا در دم پرنده‌ای که در پوستر« نگره ونگاره» یا در بعضی از قسمت های پوستر«امپراتور جدید» هست.
* بله . آن«مونوپرینت» است. البته معنی فارسی آن می شود « تک چاپ »که همه جا معمول است و خیلی از طراحان و نقاشان از آن برای طراحی‌های بیانگرایانه استفاده می کنند ولی آن بافتی که شما می‌فرمایید پشت جلد پلاستیکی دفترچه‌های قدیمی است که بافت گل های منظمی را دارد. وقتی این بافت را در تصویرسازی‌هایم به کار گرفتم از این کشف خیلی حظ کردم. چون در دنیا کس دیگری غیر از خودم این بافت را در کارهایش به کار نبرده بود، خوب شور و حال جوانی است دیگر.
- مگر چند سالتان بود؟
* شاید حدود ده سال پیش بود. یعنی بیست و هفت سالم بود. استاد ممیز همیشه می گفت شیفتگی به فرم و بافت و قالب، دوره ای و گذرا است . راست می گفت . همان زمان جمعی از دوستان به من می گفتندکه تو دیگر امضای خود را پیدا کرده ای ولی پس از مدتی از آن هم دل کندم چون دل بستگی به یک فرم و اصلا سبک، محدودیتی برای هنر و هنرمند است و در ضمن این بافت و نوعی طراحی با آن گرچه شیرین و دلچسب است و برای برخی از موضوع ها مناسب ولی برای همه موارد خوب نیست ...
- چرا جلد کتابتان سفید است و چرا فونت اسمتان را طوری انتخاب نکرده اید که فضای مثبت و منفی بهتری داشته باشد؟
* من در طراحی جلد وصفحه آرایی کتاب هیچ نقشی نداشتم. اینها کار ساعد مشکی است البته در برخی جاها در صفحه آرایی نظراتی داشتم که بعضا اعمال شد.

- طراحی جلدهایی که آقای مشکی کار کرده اند به نظر خیلی با این کتاب متفاوت است.
* همین طور است. قرار نیست که یک طراح حتما و همیشه پای بند طراحی خاصی باشد.
- خودتان طراحی جلد کتابتان را می پسندید؟
* بله. البته اگر خودم طراحی می کردم حتما فرق می کرد. لااقل فونتش. ناگفته نماند که ساعد مشکی طراح بسيار قابلی است. او تنها عضو ایرانی AGI است که درس گرافیک خوانده است.
- شما نیستید؟
* نه . من هیچ کوششی در این موارد نکرده ام. حتی همین انجمن طراحان گرافیک ایران را هم دیر اقدام کرده ام. دویست و دهمین عضو انجمن هستم آن هم به دلیل متلک های زنده یاد ممیز که هر وقت مرا می دید به نوعی به عضویت تشویق یا ببخشید تنبیه ام می کردند با آن لحن خشن و پدرانه‌ي دوست داشتنی.
- بله شما کمتر در مجامع و فعالیت های گروهی انجمن حضور دارید.
* اعتراف می کنم که اشتباه است . حضور داشتن بخشی از پروسه طراحی و گرافیک است. بیشتر در آتلیه ام مشغول کار و مطالعه و گاهی نوشتن هستم .
و تدریس.

باد اسب است ؛ فرزاد ادیبیبله، تدریس را هم دوست دارم. ارتباط با دانشجویان و انتقال تجربیات و دانسته ها، بودن در فضای آموزشی بسیار لذت بخش است.اگرچه معترفم كه بايد ظهور وحضور داشت اما هنوز هم دلم مي خواهد زماني برگردم به اتاق آبي نوجواني ام در سنقر كه پر بود از تنهايي، نقاشي و شعر باضافه مقادير معتنابهي عشق.
- سنقر کجاست؟
* شهری غنوده بر دامنه های زاگرس. مرکز مثلثی که رئوس آن سنندج و کرمانشاه و همدان هستند

- در باره اين زادگاه كوهستاني چه حسي داريد؟
* هر کسی در نقطه ای از زمان و مکان به دنیا می آید و در نقطه‌ای دیگر از زمان و مکان، از دنیا می رود
مهم طول خطی است که این دو نقطه را به هم وصل می کند.
* نه. مهم عرض این خط است. چگونه زیستن و نه چقدر بودن. یاد یک شعر کردی افتادم:

" لای هه لوی به رزه فری به رزه مژی
چون بژی شه رطه نه وه ک چه نده بژی"
یعنی: برای عقابی که بر فراز پرواز می کند، کیفیت زندگی شرط است نه کمیت آن...
- از 77 موردطراحي جلد حدودهفتاد اثر جلد کتاب ها ومجلات ادبيات است. فکر می کنم شاعران بیشترین سفارش دهندگان شما باشند.
* این برمی گردد به علاقه من به شعر و ادبیات. اصلا مجلاتی را که من تصویرسازی و صفحه آرایی کرده ام عمدتا در ارتباط با ادبیات بوده اند مثل فصلنامه های ادبیات داستانی، شعر، سخن عشق و یا ماهنامه ادبیات و فلسفه. اعتقاد دارم که گرافیک نوعی ترجمه است ترجمه تصویری. کسی که ترجمه می کند نه تنها باید به زبان مبداء و مقصد احاطه داشته باشد که به موضوع مورد ترجمه علاقه‌مند هم باشد. کسی که علاقه و حرفه اش پزشکی است مسلما متون تخصصی پزشکی را ترجمه می کند تا متون فیزیک و شیمی. بنابراین چون علاقه من هم ادبیات و هنر و فلسفه بوده با این متون و مضامین ارتباط بیشتری برقرار كرده وکار می کنم.
- وموسيقي ...
* بله مدتي با مجلات موسيقي هم كار كرده ام .
- وارد آتليه كه شدم مشغول طراحي ليبل يك سي.دي موسيقي بوديد...
* بله اين كار مربوط به يك گروه پژوهشي موسيقي است كه در يكي از كشورهاي امريكاي لاتين روي موسيقي شرق تحقيق مي كنند. مديرهنري شان كارهايم را در سايتم ديده ديده بود و خواست كه برايشان طراحي كنم...
- و سخن آخر؟
* اصلا سخنی نبود که اول وآخر داشته باشد.از شما ممنونم...

.....................................
وب سایت فرزاد ادیبی

گالری پوسترهای فرزاد ادیبی در کارگاه

رزومه فرزاد ادیبی

بخشی از گفت‌وگوی فرزاد ادیبی در همشهری




 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.