به یاد نقاش و طراح خوب: " سوسن زندی دانش"؛ میترا صمدی
جمعه، 3 شهریورماه 1385
شانزده سال پيش در همين ماه بود كه به ناگاه در كمال بهت و ناباوری همكلاسی و دوستی را از دست داديم . با ديده هايی گريان و دلهايی غمزده رفتن ِ نابهنگامش را نظارهگر بوديم .هميشه در اين فكر بوده ام كه چگونه می توانم ياد ِ او را زنده نگاه دارم .
سوسن زندی دانش دختری بسيار حساس و با استعداد بود و در سالهای 64 تا 69 در دانشگاه الزهرا نقاشی میآموخت . ما همه در حال تكميل پايان نامه هايمان بوديم . سوسن متولد 1340 بود و در سن 29 سالگی از اين دنيا رفت .
طراحیهايش هميشه مورد توجه و نظر اساتيد بود و به جرأت می توانم بگويم كه اگر اينقدر زود نمیرفت يكی از نقاشان مطرح و برجستهی كشور می شد .
از دوران دانشجویی طراحیهایی ازو نزد من باقیاست ، طراحیهایی که در محیط دانشگاه کشیده است. در اینجا دو تا از آنها را به نمایش میگذاریم و یاد و خاطرهاش را گرامی میداریم.
طراحیهای بسیار بهتری ازو هست که دراختیار من نیست امیدوارم دسترسی به دیگر طراحی ها و نیز نقاشیهایش میسر شود تا تواناییهای او به یادگار بماند.
ميترا صمدی 85/5/30

نظرات شما
mahammad hassan amini:
خانوم صمدي سلام
شما خود نيز از نقاشان برجسته كشور هستيد و اين يادبود نيز نشان از شخصيت والاي شماست.
مریم:
سلام خانم صمدی روز بخیر
از شما ممنونیم به خاطر زنده کردن یاد هنرمند والا با اجازه شما در لینگم گذاشتم
mitra samadi:
سلام مريم خانم . از لطف شما ممنونم .
مهتاب:
سلام من از بچه های ورودی 65 دانشگاه الزهرا هستم وقتی این مطلب را در مورد سوسن خواندم بسیار گیج و حیرت زده شدم چون مطمئنا می دانی که تمام بچه های آن دوره باهم دوست بودند وبا اسم کوچک و یا از طریق چهره با هم صمیمی بودند اسم خود شما هم برایم خیلی آشناست .
لطفا اگر می توانید بیشتر راجع به ایشان توضیح دهید .
آیا همان سوسنی نیست که حتی گاهی اوقات به حای خانم نوری در بعضی مواقع بچه ها را راهنمایی می کرد در واقع دست راست خانم نوری بود ؟
با اون چشمان زیبای مشکی ؟ علت فوتش چه بوده ؟
ممنون می شوم که مرا از سرگردانی نجات دهی چون تا مدتها فكر من را مشغول خواهد كرد
mitra samadi:
سلام
من شما را به ياد ندارم اما ممكنه چهره ات را ببينم بشناسم . در مورد سوسن من آنچه كه ميدانم اين است كه مرگ به علت سكته ى مغزى رخ داده بود . اما همكارى او را با استاد نورى به ياد ندارم .او سالهاى اول در خوابگاه دانشگاه زندگى ميكرد . لاغر اندام - مو مشكى - چشمان درشت - در مشهد زندگى ميكرد
و بسيار حساس بود . اين اتفاق در تابستان رخ داد و بيشتر بچه ها نبودند . اگر خواستيد آدرس اينترنتيت را بده تا عكسى از او برايت بفرستم . از توجهت ممنون هستم .
نظرات خود را میتوانید با استفاده از فرم زیر بنویسید.
نظرات مرتبط با موضوع پس از تایید توسط مدیر سایت در همین صفحه دیده میشود.
|