Persian Section
صفحه اصلی | عکاسان | نقاشان | طراحان | مجسمه سازان | کاريکاتوريست‌ها | 100 نظرآخر | پيوندها | عضويت | هنرمندان ميهمان
لینکده عکاسی| ارسال مقالات و نظرات | صفحه در دیگر سایت ها
ü در همين زمينه:
» جدول برنامه‌های همایش عکاسی معاصر ایران ، دهمین دوسالانه عکس
» اطلاعیه دبیرخانه دهمین دوسالانه عکس و لیست اسامی عکاسان پذیرفته شده
» نظرات داوران بخش عکاسی خلاق ِ بینال عکس درباره عکس‌های ارسالی
» نظرات داوران بخش مستند اجتماعی بینال عکس در مورد عکس‌های ارسالی
» بولتن آماده نيست دوسالانه عكس جمع‌بندي نمي‌شود!
» ديدار اعضاي انجمن‌هاي هنرهاي تجسمي با معاون امور هنري
» جلسه جمع‌بندي و نتيجه‌گيري درباره بينال عكس
» جدال كدام كهنه با كدام نو؟ پيرامون سخن دبير دوسالانه عكس ؛ محمد تهراني
» نشست دوم دوسالانه عكس ؛ محمد تهراني
» درحاشیه‌ نخستین نشست دوسالانه‌عکس
» چند نظر ديگر در باره‌ي دوسالانه عكس
» تري برت :عکسهاي عکاسان ايراني شگفت انگيز است
» اولين جلسه‌ي دوسالانه‌ي عكس
» درباره‌ي برگزيده‌ی‌اول دوسالانه‌عکس؛ نوشته‌ي محمدرضا طهماسب پور
» مهمترین مسئله‌ی دو سالانه و نظرات عکاسان
» در باره‌ی انجمن ملی عکاسان . محمد تهرانی
» تشكيل انجمن ملي عكاسان ايران ازسوي معاونت هنري وزارت ارشاد
» آقایان! فضا را مسموم ترنکنيد... درحاشيه‌ی دو سالانه عکس
» نامه ای به دبير دو سالانه عکس- محمد تهرانی
» امان از اين بينال عکس-آزاده عصاران

ü گزيده‌ی مطالب
» نامه ای از هنری ماتیس Henri Matisse به یک دوست ؛ ترجمه سیاوش روشندل
» " تصویرسازی تئوری‌ها " ؛ مدرسه، هنر را خشک می‌کند
» جایگاه هنر عکاسی، تشکیل انجمن فراگیر و برگزاری اکسپو عکس در گفتگو با معاون هنری وزیر ارشاد
» "هنريك توماشفسكی" Tomaszewski طراحی که هر ضربه قلمش یک هایکو بود
» فتوامپرسيونيسم در هنر عكاسي ديجيتال ِ پل السون (Paul Elson)
» پرتره‌هایی از آلزایمر؛ نقاشي‌هایی‌ از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
» هنر و مالیخولیا ؛ نوشته‌ی آزاده طاهایی پیرامون نمایشگاه مالیخولیا در پاریس
» يادداشتي درباره‌ی پرتره‌های فريدا كالو " Frida Kahlo " نقاش نامدار مکزيکی

ü گالری‌های جديد


 kargah

Powered By:
Gardoon Web Solutions
MovableType
بازگشت به صفحه اول
  پيش داوری از سوی افراد خشمگين، پاسخ فرهود حقی به نقدهای بهمن جلالی
سه شنبه، 7 شهریورماه 1385

در تاریخ 21/5/85 خبرگزاری ایسنا گفت‌وگویی را با بهمن جلالی دبير نهمين دوره‌ي دوسالانه‌ي عكس تهران منتشر کرد .
در قسمت‌هایی از گفت‌وگو به نقل از بهمن جلالی می‌خوانیم:

بهمن جلالی عکس از ایسنامتاسف و ناراحت مي‌شوم، غمم مي‌گيرد كه در موزه‌ي هنرهاي معاصر اين مملكت، عكس كارخانه و صنعت و تبليغات ببينم، اما آقايان گويا مي‌خواهند راي و حضور داشته باشند و حرفي هم نشنوند؛ پس بهترين راه، شراكت است ديگر؛ و نتيجه هم اين مي‌شود كه مي‌بينيم. .. مجموعه‌ي فرهنگي هنري صبا نيز بايد دليل خود را براي برپايي اين نمايشگاه عنوان كند كه چرا در يك مركز فرهنگي عكس تبليغاتي مي‌گذارد؟! "

و: " دوسالانه‌اي راه مي‌اندازيم، با انتخاب 27 داور؛ دست‌كم كمي فكر كنيم كه اين مورچه فشار خونش چقدر است كه 27 دكتر بخواهد؟ يا تعريف دوسالانه و بي‌ينال را نمي‌دانيم، يا اينكه مي‌خواهيم كاري كنيم كه هيچ كس شاكي نشود. اما سوال مي‌كنم، آيا موزه‌ي هنرهاي معاصر ايران يا مركز فرهنگي صبا جاي عكس‌هاي صنعتي وتبليغاتي است؟ آيا مركز هنرهاي تجسمي وظيفه‌اش حمايت از اين عكاس‌هاست يا حمايت از قشر جوان عكاسي كه عكاسي را به‌ عنوان يك ژانر هنري دنبال مي‌كند و هيچ پشتوانه‌اي ندارد؟ "

متن کامل گفت‌وگو با عنوان :" نقدهاي بهمن جلالي بر دوسالانه‌ و نمايشگاه‌هاي عكس!" را می‌توانید در این آدرس بخوانید.

فرهود حقي نايب رئيس انجمن عكاسان صنعتي و تبليغاتي ايران در پاسخ به اظهارات بهمن جلالی مطلبی نوشته که نسخه‌ای از این مطلب برای کارگاه ارسال شده است. فرهود حقی عضو هیات مشاورین موزه در برگزاری دوسالانه دهم است. در ادامه متن کامل نوشته فرهود حقی را می‌خوانید.
کارگاه آمادگی انتشار نظرات مختلف در مورد مباحث مطرح شده توسط بهمن جلالی و فرهود حقی را دارد

جواب به نقدهاي آقاي بهمن جلالي بر دوسالانه و نمايشگاههاي عكس
درج شده بر روي سايت ISNA خبر آرشيوي شماره 07118-8505 مورخ 21/05/1385

در اين جوابيه بسيار سعي كردم جنابعالي را در جمله بندي هايم مخاطب قرار ندهم و فقط ديدگاههاي شما را نقد كنم . ولي جنابعالي آنقدر « شخصاً » بر عكاسي و عكاسان تبليغاتي و صنعتي تاخته ايد كه گاهي فقط و فقط مخاطب قراردادن شخص خودتان برايم چاره ماند .
فرهود حقي
31/05/85

فرهود حقی اگر هر انسان بي طرفي متن نقد شما بر دو سالانه را در سايت ايسنا بخواند . نه تنها در بين سطرها بلكه صراحتاً در خود متن متوجه عناد – بي عدالتي و خشم شما از حضور عكاسان صنعتي و تبليغاتي در دو سالانه 1385 خواهد شد .
اينجانب شخص شما را هم دعوت به اين تعمق كرده تا شايد در مصاحبه هاي آتي درصدد تصحيح جوي شويد كه با نوع ادبيات خود بوجود آورده ايد .
در مصاحبة خود راجع به 27 نفر داور صحبت كرده ايد . توجه شما را به نكات زير جلب مي كنم :
- اولين هدف احتراز از دبير و داور بودن يك نگاه و تفكر خاص است . اي كاش منتظر مي مانديد و شكل اجراء و ارزيابي ها را مي ديديد و اقبال عكاسان و عموم را از نمايشگاه بررسي ميكرديد و سپس اظهار نظر مي نموديد . نه آنكه پيشاپيش اظهار نظرهاي منفي بكنيد . اين شكل پيش داوري فقط از افراد خشمگين سر ميزند و نه غمگين .

جنابعالي در نقد خود مجموعه داوران اين دوسالانه را مورد توهين قرارداده ايد . درصورتيكه اغلب آنان در رشته هاي تخصصي خود نه تنها حرفي براي گفتن دارند . بلكه از خود آثار ماندني خلق كرده اند و اغلب افرادي پركار و مسئول هستند و بجاي صحبت راجع به عكاسي . عكاسي ميكنند . در ضمن خواهش مي كنم چشمان خود را بر روي جوانان و دانشجوياني كه در زمينه عكاسي صنعتي و تبليغاتي يك ژانر هنري دنبال مي كنند نبنديد . چه زير شاخه ديگري مانند عكاسي صنعتي و تبليغاتي در ساير هنرهاي تجسمي وجود دارد كه شما همين شكل با آن برخورد مي كنيد ؟!

عكاسي صنعتي و تبليغاتي هنري است عمل گرا كه با رشد اقتصاد و صنعت در ساية كار و توليد به وجود مي آيد و هدف اول آن ايجاد شناخت و ارتباط بين انسان و محيط اوست . شايد در بين هنرها به معماري و گرافيك بسيار نزديك باشد . شما فرموده ايد كه مي خواهند همه را راضي كنند . تاكنون كه سعي نكرديم همه را راضي كنيم . چه گلي بر سر موضوع همكاري عموم عكاسان در فعاليت هاي هنري زده ايم ؟ اگر به توليد عكسهاي صنعتي و تبليغاتي دقت كنيد . استعدادهاي جوان بسياري را مي بينيد كه عكسهايي در اوج خلاقيت هنري تهيه مي كنند و بعنوان عكاس و هنرجو حق دارند براي نمايش آثارشان بستري وجود داشته باشد . اتفاقاً موزه بسيار وظيفه دارد كه از اين گروه نيز حمايت كند . و چون وظيفه دارد، حق نيز دارد .
مركز هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد براي حمايت از دانشجو و هنرمندي كه در اين شاخه از عكاسي فعاليت مي كند . دست به اين ابتكار زده است و نه آنكه چون انجمني وجود دارد اين شاخه از عكاسي در دوسالانه تعريف شود .

در شما نوعي توهم توطئه وجود دارد . كه در نقد شما بسيار محسوس است . « با اينكه نمايشگاه هنوز برپا نشده . ولي نتيجه آن ديده مي شود ؟! و توهم توطئه در جايي كه تركيب هيأت داوران را به انجمن ها و هيأت مديره و رئيس آنها مربوط كرده ايد به اوج ميرسد . لازم است توجه جنابعالي را به اين نكات جلب كنم :
مركز هنرهاي تجسمي از انجمن هاي صنفي دفاع نكرده است . بلكه از اين انجمن ها كه NGO هستند كمك طلبيده است . حتي داوران حتماً عضو انجمن ها نبوده اند .
هدف از اينگونه برپا كردن دوسالانه اين نيست كه هيچكس نرنجد و يا بقول شما شاكي نشود . بلكه شكل برگزاري از اولين جلسات هماهنگي و صدور فراخوان و حتماً داوري . بگونه اي است كه دليلي براي رنجش منصف وجود ندارد .
در ضمن اگر هم افرادي به زعم شما از بين اعضاء و هيأت مديره انجمن ها تعمداً در هيأت داوري هستند . براي اين است كه به اعتراف شما اين افراد رأي آورده اند و مورد وثوق جمع همكاران خود هستند .
« نكند باور داريد كه داور و قاضي حتماً نبايد مورد وثوق جمع باشد ؟!! »

شما درك و شعور و رشد فكري جوانان و علاقه مندان آماتور و حرفه اي شاخة عكاسي صنعتي و تبليغاتي را كه در نقد شما بالاخص مورد نوازش بوده اند را انكار مي كنيد ؟!
پس همين انكار مي تواند در مورد ساير رشته هاي دوسالانه نيز صادق باشد !
در جاي ديگري نوشته ايد : متأسف و ناراحت مي شوم . غمم ميگيرد كه در موزه هنرهاي معاصر اين مملكت عكس صنعتي و تبليغاتي ببينم « اما آقايان گويا مي خواهند رأي و حضور داشته باشند و حرفي هم نشنوند »

انگار معصيتي دارد صورت مي گيرد و موزه و مجموعه فرهنگي صبا از دين خارج شده اند و ترسايي را به مسجد راه داده اند ! اي واويلا ! فحواي نقد شما به‌گونه اي است كه جوان و يا دانشجويي را كه در اين شاخه از عكاسي فعاليت مي كند مستحق دريافت جايزه اي نمي دانيد . آيا آن جوان احساس نمي كند كه چه شاخه منفور و ممنوعي از عكاسي را انتخاب كرده است ؟
جنابعالي تغييرات بسيار موفقي كه در اين شاخه از عكاسي در كشور بوجود آمده است را اذعان نداريد . چه استعدادهاي بي نظيري در اين زمينه در طي پانزده سال گذشته پديد آمده اند كه به ندرت بالاي 35 سال سن دارند . آيندة عكاسي صنعتي و تبليغاتي ايران بسيار روشن است . عكاسي صنعتي و تبليغاتي به عنوان يك Sub Media نياز رشد كشور است .

جناب آقاي جلالي ، عكاس صنعتي و تبليغاتي بعلت ممارست در تفكر و ايده پردازي و بعلت محيط بودن بر پيرامون مادي و معنوي خود و توانايي هاي تكنيكي مي تواند فكر و ايده را به تصوير تبديل كند . به عبارتي ساده تر « عكاسي صنعتي و تبليغاتي عينيت معطوف به ذهن است تا ذهنيت معطوف به عين » . اصولاً عكاسي هنري است عيني . شما اگر عكاس صنعتي و تبليغاتي را هنرمندي توانا تلقي نكنيد . چگونه مي توانيد در سينما Production را هنر بدانيد ؟
شما ميگوئيد چون عكاسان صنعتي و تبليغاتي از كارشان ايجاد درآمد ميكنند . از دانشجو گرفته تا حرفه اي نمي توانند كارشان را در موزه هنرهاي معاصر و يا مجموعه فرهنگي صبا نمايش دهند . و مركز هم نبايد هيچگونه حمايتي از آنها بكند . در طي تمامي سالهاي گذشته مراكز فرهنگي كي و كجا از عكاسان صنعتي و تبليغاتي دفاع كرده اند كه حالا بار دومشان باشد كه اينگونه شما را بر آشفته كرده است ؟ مگر آن گروه از عكاسان كه شما موافق حضورشان در موزه هستيد ممر عمده زندگيشان از عكاسي نيست ؟!

شما به كلي پروفشناليزم ( حرفه اي گري ) را رد مي كنيد . ما همه عكاسان اين كشوريم و اين فعاليت را نه تنها بعنوان علاقه و عشق خود بلكه به عنوان ممر درآمد و زندگي خود برگزيده ايم . تمامي جوانان و دانشجويان و علاقه مندان آماتور و حرفه اي اين شاخه از عكاسي ايران حق دارند كه بشكل يكسان مورد حمايت مركز هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار بگيرند و از وظايف اين مركز است تا تمامي شاخه هاي قانوني عكاسي را در زير چتر حمايتي خود قرار دهد تا در ساية اين توجه و در پرتو نقدهايي بلند نظرانه و بي تعصب و همچنين با برخورداري از نظر دست اندركاران مجرب و همچنين با در معرض ديد عموم قرار گرفتن . كم كم رشد كرده و پا به عرصه حرفه اي بودن گذاشته و امكانات و حمايت هاي مركز را براي نسلي كه مي آيد خالي بگذارند . تكرار اين سير باعث رشد و تعالي ماهوي عكاسي مي شود تا تغيير شكلي آن .

عكاسي صنعتي و تبليغاتي ايران بدون هيچ چشمداشت مادي و معنوي از دستگاه هاي دولتي . در طي سه چهار دهه گذشته با توان طراحي و تفكر و ابتكار عكاسان همين كشور شكل گرفته است و نه طراحي منتقدين خارجي . اين گروه از عكاسان هيچگاه براي برنده شدن در اينجا و آنجا تصويري مطابق ذائقه كسي بوجود نياورده اند و همين چند دهه بودنشان . بدون حمايت – اگر نگويم كارشكني – آفتابي است دليل آفتاب .
آقاي جلالي، حتي اگر جامعه اي كه جنابعالي در نظر داريد و يا معتقديد كه سير صحيح و كاملي از عكاسي را در خود در جريان دارد را در نظر بگيريم . مي بينيم : Fine Art يا هنر ناب در جامعه اي خريدار مادي و معنوي دارد . كه سرمايه در آنجا ايجاد كار ميكند و كار انسان را از نظر مادي و معنوي مستغني و رستگار ميسازد .

پس وقتي به اين ايده آل رسيديم . تازه انسان به زيبايي و هنر ناب Fine Art توجه كرده و بها ميدهد و مي پردازد . در اين شرايط عكاسي صنعتي و تبليغاتي به شكل حلقه اي ديگر از زنجيرة هنر در درون هنر و فن عكاسي ظهور مي كند . هر هنر نابي براي بروز به جمع نياز Reproduction دارد . پس عكاسي كه توانايي به تصوير در آوردن فكر و ايده را دارد و در توليد و كنترل كيفيت توانا است . پا به عرصه ميگذارد . اين توانمندي در كار خواست و نياز سرمايه اي است كه Fine Art را ميخردو ارج ميگذارد پس در دراز مدت براي جامعه گروهي Fine Artist بوجود مي آورد . عكاسي صنعتي و تبليغاتي نيز همراه با شاخه هاي ديگر عكاسي در جامعه جريان دارد . مهم اين است كه چگونه ببينيم و داوري كنيم و بها بدهيم . مركز وظيفه دارد عكاسي صنعتي و تبليغاتي را در دوسالانه قرار دهد . تا از اين طريق نگاه صحيح را ترويج كند . حتي اگر درصد اندكي از علاقه مندان و دانشجوياني كه مايلند هنرخود را در اين شاخه عكاسي بروز دهند . ( زناربندان خرقه پوش ) وارد اين كسوت شوند . تا سالهاي قبل از 1400 هجري شمسي خيل عظيمي خواهند شد . آيا دستگاه هاي فرهنگي كشور از هم اكنون نبايد به فكر آن ها باشند ؟

جوانان علاقه مند و آماتور و حرفه اي عكاسي كشور زمينه هاي گوناگون رشد را مي طلبند . زندگي بهتر و درآمد بيشتر را ارج مي نهند و من مطمئن هستم هنر ناب ( Fine Art ) مورد نظر شما از جامعه اي مرفه تر برمي خيزد و مي دانم كه شما نيز با من هم عقيده هستيد كه : سهم محرز جوانان مشتاق اين كشور از زندگي و جهان بايد در كشور خودشان بدست بيايد . و نه بر اساس معيارها و سلايق ديگر و دائم تكرار كردن نام و سبك و سياق عكاسان خارجي شكم جوان دانشجوي هنرورز اميدوار ايراني را سير نمي كند .
آقاي جلالي ، من نمي دانم به شكل فعال تمامي شاخه هاي عكاسي را دعوت به كار و فعاليت كردن عوام‌فريبي است يا بر سر لفظ بينال و دوسالانه سفسطه كردن ؟
همكار عزيز جناب آقاي جلالي ، ديگ آشي كه شما در نقد خود به آن اشاره كرديد . قرار است براي همه بجوشد . پس چرا بايد غمتان بگيرد ؟!
فرهود حقي
نايب رئيس انجمن عكاسان صنعتي و تبليغاتي ايران

..........................

صفحه ارسال نطرات و مقالات




 
بازگشت به صفحه اول
 
هرگونه استفاده از مطالب و آثار ارائه شده در کارگاه با اجازه ی صاحب اثرمجاز است. سایت ها با ذکر مأخذ ولینک می توانند از مطالب استفاده کنند.
© Kargah.com 2000-2006 - All rights reserved.