نظرات داوران بخش مستند اجتماعی بینال عکس در مورد عکسهای ارسالی
دوشنبه، 13 شهریورماه 1385
شروع داوری بخش مستند اجتماعی دو سالانه عکس ساعت 9 صبح بود و گفتوگوها ساعت 2 بعد از ظهر در حالیکه هنوز نتیجه قطعی معلوم نبود انجام شد اما تا آن لحظه عمده عکسها مرور شده بود. نظراتی که داوران ابراز داشتهاند با توجه به عکسهای دیده شده تا آن لحظه است. باید منتظر نتیجه نهایی و عکسهایی که روی دیوار میرود ماند. اما با توجه به نظر تقریبا یکسان همه داوران شاید بشود کلیتی را حدس زد.نکته در خور تامل در نظرات داوران استفاده از دوربینهای دیجیتال است.
محمد اسلامی راد: خیلیها کار را آسان فرض کردهاند
ابتدا فکرمیکردم عکسهای خوب و خیلی خوب زیاد میبینیم ولی متاسفانه کم بودند و در حدی که انتظار داشتیم نبودند.بعضیها نمایشگاه را با نمایشگاههای استانی و محلی اشتباه گرفتهاند. هر کسی هم عکسش را فرستاده. در دوسالانه باید غربالها فرق کند تا هر عکسی از آن رد نشود و عکسهای خوب بالا بیایند. منظور سختگیری بیمورد نیست ولی عکس خوب ، عکسی که برای آن وقت گذاشته باشند مورد نظر است. در زمینه مستند اجتماعی ، اگر تک عکس باشد ، یا عکس باید خیلی قوی باشد یعنی هم بار موضوع آن و هم نوع اجرا آنقدر قوی باشد تا انسان را تحت تاثیر قرار دهد یا اگر بهصورت Story هست بیننده یا من داور متوجه بشود که عکاس به آن بها داده و برای آن وقت کافی گذاشته که هر دو موردش خیلی کم هست. یعنی عکاس سوژه جالبی پیدا کرده اما خواسته است نهایتا یک صبح تا بعد از ظهر وقت بگذارد.برای سوژه باید وقت گذاشت برای آن باید زحمت کشید.
عکس خوب یا مجموعه خوب باعث ایجاد انرژی در من می شود اما هنوز تا این زمان عکسهایی که به من انرژی مثبت بدهد ندیدهام.
پیشنهادم این است که جلساتی باشد تا دوستداران عکاسی راهنمایی بشوند که اگر چنین سوژههایی را میخواهند کار بکنند راه و روش آن را هم بدانند و راه خود را اصلاح بکنند تا به نتیجه برسند. من این را متوجه شدم که شرکت کنندهگان اگر راهنمایی درستی بشوند و یا عکسها یا مجموعههای خوب ببینند بتوانند خیلی بهتر کار کنند. یعنی ببینند دیگرانی که موفق بودهاند به چه شیوهای یک موضوع را جمع کردهاند و ارائه دادهاند.نمیشود که ما برگردیم به اول انقلاب به اصطلاح گداگرافی بکنیم یا از آشغال و زباله عکاسی بکنیم به همان شکل . اگر قرار هست کسی مثلا از رفتگر شهرداری عکاسی بکند ، شخص عکاس حد اقل باید یک ماه ، یا حتی در زمستان ، در تابستان ، نیمه شب بلند شود همراهشان برود با ایشان باشد، بماند و ببیند چه کار میکنند و موضوع را درک بکند تا تازه از موضوع بتواند عکس بگیرد، نه آن چیزی که اتفاق میافتد را در یک لحظه گذرا بگیرد.باید آنقدر مسلط بشود که بتواند از موضوع "عکس" در بیاورد. و این هم کار آسانی نیست . خیلیها کار را آسان فرض کردهاند در صورتیکه من فکر میکنم کار سنگین و مشقت باری است. تمرین و تمرین و تمرین میخواهد و بها دادن به سوژه که روی آن زیاد کار شود تا به نتیجه برسد.
محمد غفوری: بسیار دید عقب افتادهای داریم
تا این لحظه تک عکسها را و بخشی از مجموعهها را هم دیدهایم.متاسفانه باید بگویم وضعیت خوبی ندارد.به نظر من بسیار دید عقب افتادهای داریم در عکاسی. بهخصوص در بخشی که ما داوری آن را به عهده داریم. این عکسها نگاهش غالبا نگاه اوایل قرن بیستم هست. ندرتا عکسهایی دیده میشود با تعاریف ِ باز هم امروزی نه ، بلکه با تعاریف دهههای شصت و هفتاد ِ عکاسی مستند، یعنی تا حدی به این تعاریف نزدیک هست. فکر میکنم علت اصلی آن هم فقدان آموزش باشد و تصور غلطی که ظاهرا در اذهان هست که عکاسی احتیاج به آموزش ندارد. و همه میتوانند با داشتن یک دوربین یک چیزی را ثبت کنند. من فکر میکنم عکاس مستند اجتماعی قبل از هر چیز باید نگاه اجتماعی داشته باشد، مطالعه اجتماعی کرده باشد بعد بر اساس آن برود عکاسی بکند و این وجود ندارد.
مشکل دیگری که بهوضوح به چشم میخورد بحث عکاسی دیجیتال هست که مزید بر علت شده یعنی یک سهولت و یک سهلانگاری را ایجاد کرده که حاصلش همین آثاری هست که رسیده. من مطلقا راضی نیستم تا اینجای قضیه از کار.
سید عباس میرهاشمی: نگاه عکاسانه تا حد زیادی از عکسها دور شده است
عکسهایی که من دیدم تقریبا در حد متوسط بود، فکر می کنم یک مقداری باید توجه بشود به این موضوع که بحث دیجیتال سایه خیلی زیادی روی عکاسی و بهخصوص در مستند اجتماعی انداخته است. یعنی عکسهایی که می بینیم به سمت ثبت اتفاق رفته و نگاه عکاسانه تا حد زیادی از عکسها دور شده است. تا اینجایی که من عکسها را دیدم تعداد کارهایی که غیر قابل قبول بود نسبت به کارهای مورد قبول خیلی بیشتر بود.
علیرضا کریمی صارمی: عکسهای رسیده به نوعی دچار سطحی نگریاست
با توجه به اینکه یک شناخت نسبیای نسبت به عکاسی ایران دارم و ارتباطی که با بخش عمده جوانان عکاس نیز هست، انتظار داشتم از نظر کیفیت عکسها از کیفیت بالاتری برخوردار باشند اما وقتی که نگاه میکنم میبینم که متاسفانه تعداد زیادی از عکسهایی که رسیده به نوعی دچار سطحی نگریاست با اینکه تعداد عکسهای رسیده بالای 3000 عکس هست. این تعداد از یک نظر خوشبینانه است چرا که میتوانیم بگوییم جامعه عکاسی ایران همچنان تحرک و پویایی دارد اما مهمترین اشکالی که وجود دارد در نوع تفکر و پرداختن به عکاسی است. تعدادی از این عکسها سوژههای دمدستی است که تبدیل به عکس میشود. سوژههایی که بارها در مسیر محل کار به منزل و بالعکس اینها را میبینید و یک نگاه مستند و مستند اجتماعی در عکسها نیست. فکر میکنم شاید تعریف درستی از مستند و مستند اجتماعی تا به حال نشده و هر کس بر اساس تعریف خودش هر عکسی را به عنوان عکس مستند اجتماعی و سعی میکند آن را با توجه به ذهنیات خودش در این بخش قرار بدهد.
مسلما سعی میکنم با توجه به نوع نگاهی که به این مقوله دارم و تعریفی که از عکاسی مستند اجتماعی هست عکسها را انتخاب بکنم و ملاکهایی برای خودم دارم . یکی از این ملاکها ایجاد ارتباط با مخاطبین است یعنی عکس اگر با مخاطب خودش نتواند ارتباط برقرار کند طبیعتا موفق نیست.به هر حال سعی میکنم با توجه به برداشتهایی که دارم و آنچه که در ذهن دارم سعی میکنم به تمام جنبههای مختلف یک عکس دقت بکنم و بهصورت نسبی از بین عکسهای رسیده عکس مورد نظرم را انتخاب بکنم. طبیعتا پنج رای دیگر وجود دارد که به هر حال عکسها باید شامل اکثریت آرا شوند.
باید منتظر نتیجه ماند.
در جشنوارههای قبلی هم که برگزار شده تعدادی از دوستانی که برگزار کننده بودند نهایت سعی و تلاش خودشان را کردند در ارائه یک نمایشگاه سالانه خوب و امسال هم همین سعی و تلاش وجود دارد و دوستان تلاش میکنند یک نمایشگاه عالی را برگزار بکنند. فکر میکنم یک مسئله رقابت هم وجود دارد که سازنده هم هست و بد نیست
امید صالحی: متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی
به نظر من عکسهایی که رسیده تا اینجایی که من دیدم عکسهای خیلی پیش پا افتاده ایست و متاسفم برای عکاسی مستند اجتماعی و فکر میکنم عکاسی مستند اجتماعی ایران دیگر وجود ندارد.علتش هم شاید این است که بستر کاری وجود ندارد برای اینکه عکاسان علاقهمند به این شاخه در آن رشد کنند. بیشتر عکسها یک سری عکسهای تفننی بود و بسیار غیر حرفهای.
|