نقدی بر عملکرد برخی گالریدارها ؛ نوشتهی هنرمند جوان: مازیار پهلوان
پنجشنبه، 27 مهرماه 1385
نوشته ارسالی: مازیار پهلوان
زخمی است بر پیکر هنر جوان ما که کم کم نقشش هویداتر و عمقش بیشتر می شود ومن لازم میدانم در مورد این زخم بنویسم .
...........
هر اثر هنری به طور کلی دارای دوگونه ارزش است
1: ارزش بصری و یا بهطور کلی معنوی
2: ارزش مادی یا همان ارزش ریالی اثر
برای هر هنرمند این دو ارزش لازم و ملزوم هم هستند. در ابتدای کار ِِحرفهای، جنبهی معنوی اثر نزد هنرمند اهمیت بیشتری دارد به این مفهوم که دغدغهی هنرمند بیان بیواسطهی افکار و تواناییهایش است ولی در میانهی راه آنطور که ثابت شدهی تجربه است برای پیشبرد و اعتلای جنبهی معنوی اثر جنبهی مادی خودش را نشان میدهد .
اینجا نقش گالریدارها، قشری که در جایگاه خود می تواند برای اعتلای هنر و هنرمند و به ویژه هنرمند جوان موثر باشد به میان میآید. نگاه انتقادی این نوشته به عملکرد برخی گالریدارهاست.
آنجا که برخورد برخی از ایشان با هنرمندان جوان برای در اختیار قرار دادن فضای گالری جهت ارائهی آثارشان به نگاه مادی گرایانهی صرف تنزل یافته و از دیگر جنبهها غافل میشوند. مثلا آثار سیاه و سفید و یا با تکنیک مداد به سختی از سوی گالری دارها پذیرفته می شود . اصولا اکثر آنان آثار طراحی را ابتدایی و ناقص می پندارند . با تاسف پاسخ یکی از گالری داران مطرح پایتخت در قبال هنرمندی که سالهاست طراحی می کند و نیاز به فضای گالری دارد ایناست: "شما نمی خواهید نقاشی بکشید ؟ تکنیک مداد سیاه فروش نمی رود ."
به گمان من پیشنهادهای اینچنینی گالریدار به هنرمند توهینی است به او. هنرمند برای بیان افکارش در آثار خود ، تکنیک ِ بیان را هم انتخاب میکند.
برخی دیگر در برخورد با جوانان بسیار سرد هستند و یا هنرمند را بهخاطر جوان و ناشناخته بودن جدی نمی گیرند. هنرمند به سابقهاش است ؟ به دوامش ؟ اینها درست ، اما این سابقه و فرصت چگونه به دست می آید؟ و راستی مگر هنرمند، هنرمند نیست؟ چه جوان باشد یا نباشد.
تاسفبارتر اینکه برخی از گالریدارهای محترم حتی اثر هنرمند را ندیده می گویند : "گالری ِ ما فقط با هنرمندان محدود و اسمدار کار می کند". آیا ایشان تا بهحال از خود پرسیده اند که هنرمند چگونه اسمدار و یا به قول خودشان خاص می شود ؟ از همین گالریها ست که هنرمند ، هنرمند میشود و اصلا قوام می آید . (البته سواد آکادمیک ،تحقیق و تامل اصل است و الزامی است و اگر اشاره نشد به این خاطر است که بحث ما راجع به مسائل بعد از خلق اثر است).
گالریدارهای پرآوازهای هستند که توجهشان به مواد و تکنیک اثر است و به جنس بوم یا کاغذ و چوبی بودن یا نبودن قابها بها میدهند و از ذهن و دغدغه هنرمند دورند. . متریال و تکنیک از اجزای اصلی زیبایی شناسی اثر محسوب می شود، اما مهم افکار و اندیشهایست که مواد و تکنیک را انتخاب کرده و بهکار میبرد. کاغذ ، بوم و رنگ بهانه است برای ذهن هنرمند. اینها در مقابل ذهن هنرمند از فرعیات بهشمار میروند.
برخوردهایی از این دست، درد است. به درازا بکشد هنر و فرهنگ مملکتی را به مرور معیوب و مصدوم می کند . امروزه که دیگر اُسلوب گرائی ، چارچوب پرستی و سنت گرائی ، همه و همه به تسخیر ذهن خلاق هنرمند درآمده و چارچوب ها کمکم ، کم رنگ تر و کم رنگ تر میشود اکثر گالری دارها همانگونه که اشاره کردم تکنیک مداد را هنوز هم ناقص و ابتدایی میپندارند .
فرهنگ سازی از رسالت های گالریدارهاست. اینکه عموم را به هنر عادت دهند و سطح سواد بصری مردم و حتی هنرمندان را ارتقا بخشند. گالری مقدس است تکمیل کنندهی هنر ِ هنر مند است ، چرا که در گالری است که آثار به نمایش در آمده و ذهنیات هنرمند در معرض دید قرار میگیرد . هنر می بایست مطرح شود با هر رنگ و لعابی با هر ذهنیتی و دغدغهای وافکاری...
این چوب لای چرخ هنرمند جوان و نوظهور نهادن همچون موریانه اندک اندک آزادی ، خلاقیت و انرژی هنرمند را می خورد و تخریب می کند.
به نظر من راه ِ چاره تجدید نظر برخی گالری دارها در بستن قرارداد با هنرمند است ، به گونهای که اولا : منافع مالی گالری در نظر گرفته شود ، ثانیاً در برخورد با آثار هنرمندان فقط به فکر رنگ و لعاب و فرعیات نباشند و این اعتماد را به خود و هنرمند جوان مستعد بدهند که اگر در نمایشگاه اول جواب نگرفتند در نمایشگاه آتی جبران شود و اصلا چه میدانند شاید در همان نمایشگاه اول جواب گرفتند.اینگونه هم به نفع هنر و فرهنگ کشور تمام میشود و هم سابقهی گالری را وزین می کند.
مازیار پهلوان
مهرماه 1385
..................
|