« آهن آدمی» ؛ اندیشه هایی نامتوالی بعد از دیدن آثار مهرداد نراقی
چهارشنبه، 16 آبانماه 1386
عکسهای مهرداد نراقی در کارگاه پیشتر در گالری راه ابریشم به نمایش گذاشته شده بود . نوشته زیر بعد از آن نمایشگاه نوشته شده و برای کارگاه ارسال شده است.
....................................................
آهن آدمی
چند فکر کوتاه که ممکن است بعد از دیدن نمایشگاه مهرداد نراقی به سر آدم بزند
صالح تسبیحی
اینها اندیشه هایی نامتوالی است که بعد از دیدن نمایشگاه آثار مهرداد نراقی ، بی نوبت، به سراغم آمدند.
بنابر رسم معمول باید بگویم نمایشگاه عکس مورد فکر، مهر ماه به مدت دو هفته ، در گالری راه ابریشم برگزار شده.
پروژه
در عکس ، چرخیدن به دورموضوع ، کم و زیاد کردن زوائد و در آوردن روح سوژه است که نتیجه می دهد. چندان که در آثار این نمایشگاه ، ماشین از یک شیئی روزمره خارج می شود.حتا تک عکسها معمولن بهترینهای یک پروژه هستند( و البته این حکم ؛ مانند امور علمی نسبی است)
جلب توجه
ما به ماشین بی اهمیت ایم. و این در عین تعدد آن است کنار ما.در نمایشگاهی که نراقی برگزار کرده ، تلاش ، پیگیری دائم ، و تفکر حساسی دیده می شود که معلوم است در طول مدت درازی ، به هر اتوموبیل به چشم سوژه نگاه کرده.
و این تلاشی طاقت فرساست . تلاشی لذتمند.
قانونی هست که بنابر آن ، حال خالق اثر ، در هنگام خلق ، مکنون می شود در دل کار و میرسد به تو. کاسبکاری، تعذب، گرفتاری تکنیکی یا خانوادگی، عجله، کم سوادی، باسوادی ، و البته و معلوم تر از همه لذت ، بی واسطه و فوری منتقل می شوند به مخاطب.
در این مجموعه ، تقریبا در تک تک کارها این دیده می شود که خالق اثر ، کارهای خود را و زحمتی که برای آنها کشیده دوست دارد. و کارهای او نتیجهی حواشی هنر و اجبار های بازاری گالری داری، یا شعر بازی محصل پسند نیست.
کودکی
بچه که بودیم بازی هایی در دیدارمان بود که اگر بشود به یادشان بیاوریم،ناب ترین سوژه ها را می شود از آنها بیرون کشید.
مگر نه این که عکس بازیست. فریب خوشایندی است که تو را برای لحظاتی از دو چشم ات می برد به چشمی دیگر؟بازی کمابیش تمام ما، تماشای اتوموبیل ها ، و تشبیه شان به آدم بود.( یادت هست؟) و چراغهاشان چون چهره، گلگیرهاشان چون گونه...می خندیدیم.
و در مجموعهی نراقی این مکاشفه در کودکی نمود دارد.ماشینها انگار آدم اند.
فیگور
آنها از ماهیت فیزیکی شان، آهن پارگی، خارج شده اند. و این از آن روست که ریختشان تنها از دید فرم مشاهده نشده.و چندان"برخورد بصری هنرمندانه " ای در کار نیست. چه بسا ترکیبهایی ساده و گاه بد و بیمزه ،یا شلختگی های بصری ( همچون برشهای بی موقع در کادر) در بعضی کارها دیده می شود. اما این مهم نیست. جان بخشی مهم است. دمیدن و دادن حس و حال و روح به ماشینها مهم است و درست هم از آب در آمده .و این کار در همان کادر بندی ها ، در تمام کارها کمابیش، شده.
انگار در هر کادر، با آدمهایی روبرویی که هرکدام تنها ته کوچه گیرت آورده اند و دوربین دستت داده اند و فیگور گرفته اند و تو برایشان عکس یادگاری گرفته ای.(احتمالن هم داشته ای از ترس می لرزیدی)
خلوت
ذهنی که ماشینها را تنها گیر می آورد ، در جای خلوت گرفتارشان می کند، حتما خودش خلوت است. یعنی ذهنی است که نرم و آرام می ایستد و انتخاب می کند و چندان دنبال اتفاق و رویدادهای آنچنانی نیست.
در نتیجه دنیایی در کار است و دیده می شود که بدخیم اش، آدمهایش مرده اند و خوش خیم اش ، به خواب رفته اند. ( و در کارها هم بیشتر یا سر ظهر است و وقت چرت بعد از نهار، یا شب است و وقت خواب)
شعر
بیزاری محکم و منطقی عکاس از شاعرانگی مفرط، توجه درست او را به سوژه هایش نشان می دهد.نمی شود برای مشتی آهن پاره که در یک کارخانهی پر سر و صدا تولید شده اند شیدایی کرد و شعر گفت و بوی عفن رمانتیک گری نگرفت.
وشعریت کارها در همین است.در این سادگی بی نامی است که در نام نمایشگاه هم متجلی است : ماشینها.
آن قدیم ها آقا...
بی ربط با اینها خودمانیم، ماشینهای قدیمی چه شخصیتی داشتند. چه آقا منشی ای ، چه تواضع و توازنی در طراحی شان بوده ها! زیبایی شناسی قدمایی ، تا تولید تمدن جلو آمده ، اما به ماشینهای الان که نگاه کنی ، خبری از تشخص نیست. همه تند و تیز و جلب. همه دیگر، به هدف ذهنی طراحی می شود که شیئ لوکس یا تجمل مکانیکی در آن درک نمی شود.تجمل شده سرعت و" آیرو دینامیسم".
ورنگ ، هرچه می گذرد از طبیعت فاصله می گیرد و آهنی تر می شود.
به هر حال طرح خانه و ابزار خانه ، طرح ماشین ، نمود سلیقهی هر دوران ، تجسم بی جان آدمهای جاندار هر عصر اند.ماشینهای جدید " نرم تنان" اند و خوراک تصادفهای هیجانی با زاویهی بستهی یک پرسپکتیو هالیوودی.سرعت. دود و آتش و انفجار.
ماشینهای قدیمی اما فاخر و شاهوار ، برای پارک شدن و تماشا ، برای نمایشی چون در یک سیرک، برای سیاه و سفید شدن در یک عکس قدیمی ، برای اعلام آرام وضع آب و هوا از رادیو شان مناسب ترند.
فایده ی عملی
فایده ی عملی دیدن یک نمایشگاه عکس با این مختصات در این است که بعد از آن آدم به فکر می افتد. و ماشین که می بیند از آن دریچه هم می بیند. و مقایسه های آنچنانی( مثل پاراگراف قبل ) می کند.
فایده ی نظری
فایده ی نظری یا غیر عملی دیدن این نمایشگاه در این است که آدم باز ، سئوالهای همیشگی می آید سراغش.
آیا نمایشگاه اینچنینی را نمی شد و بهتر نبود در یکجای دیگر، غیر از گالری، در یک گاراژ قدیمی مثلن، یا یک پارکینگ مخوف برگزار کرد؟
و یا می روی سراغ سئوال های مربوط به ماشین.پرسشهایی که هستند و جواب ندارند و به ظاهر بی ربط اند .و دیدن این نمایشگاه باعث قلیان آنها می شود:
آیا ماشین سرمایه است؟ آیا درست است آدم سرمایه اش را ، آن هم سرمایه ی قسطی، بیندازد زیر پایش؟
دعوای مردم وقت تصادف برای چیست؟ چرا برای بی دقتی سر خط انداختن به سرمایه ی هم، یقه می درند و آجر پرت می کنند؟
آیا دگردیسی نکرده ایم؟ بدنه دار و صندوق دار نشده ایم؟ و بنزین خون مان نیست؟( با این هیاهویی که سر آن برپاست؟)
آیا عادت آدم به آهن، و سواره بودن دائم آدم ماشین دار، همان مبارزه ی دائم آدم و آهن، و پیاده بودن وترسان ترسان از خیابان گذشتن و نگذشتن، دویدن نیست؟
اصلا تا کی باید دوید...؟
.......................
دربارهی مهرداد نراقی
نظرات شما
نيما:
عكس های مهرداد نراقی را در طول نمايشگاهش در گالری راه ابريشم ديدم و دوست نداشتمشان و امروز كه دوباره می بينمشان ، نظرم همچنان همان هست كه بود .
نمی دانم مشكل اصلی كجاست . عكاسی از ماشين هایی كه اغلب آنقدر قديمی هستند كه موجبات خرسندی مدير گالری و خريداران رو فراهم كنند ، ايده ی تازه ای نيست . شايد كه نمی دانم که عكس ها می خواهند چه ارتباطی را بوجود بياورند . به نظرم بزرگترين عيب بخش عمده ای از اين مجموعه فقدان هرگونه نشانه ی شخصی در آن هاست . نراقی مانند عكس های پيشيشنش تحت تاثير كوروش اديم نيست اما هنوز به خود ش هم نرسيده .. عكس ها به حد كافی زيبا هستند . اما آيا اين يعنی همه چيز ؟ يعنی نراقی فقط به دنبال يك حظ بصری مدرنیستی بوده ؟ ميخواسته مثلا كاری مثل وستون بكند و از آهن پاره ها اثر هنری بسازد و راهی گالری شان بكند ؟!. ادوارد وستون نزديك به هشتاد سال پيش از يك مشت آشغال ، اثر هنری ساخته بود !
مطمئنم امروز اين آهن پاره ها به هر كجا كه بروند آنجا موزه نخواهد بود .
نظرات خود را میتوانید با استفاده از فرم زیر بنویسید.
نظرات مرتبط با موضوع پس از تایید توسط مدیر سایت در همین صفحه دیده میشود.
|