سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» نمی‌فهمم چرا خانم گلستان اینقدر عصبانی است؟!
18 اسفند 83 | March 08, 2005

زنده یاد کاوه گلستان
امروز بعد از مکالمه تلفنی که با خانم لیلی گلستان دبیر جایزه کاوه گلستان داشتم می‌خواستم مطلب نسبتا مفصلی بنویسم تا در کارگاه منتشر شود اما بعد دیدم حرف‌هایی که ازو شنیده ام چه در نشست خبری و چه امروز و طی مکالمه تلفنی آنچنان از منطق تهی است که راستش ارزش آن را که وقت چندانی برای آن بگذارم ندارد پس همین جا در وبلاگ شخصی‌ام مختصر می کنم[ البته هر وقت ایشان از عرش به فرش آمد و همراه ما آدمیان معمولی شد گفت‌و‌گو می کنیم.]


نمی‌فهمم چرا خانم گلستان اینقدر عصبانی است.نمی‌فهمم چرا اینقدر بالا نشسته است و چگونه این حق را برای خود قائل است که منت بگذارد بر سر جامعه عکاسی . کسانی که در نشست خبری بودند می دانند که وقتی می گویم منت می‌گذارد یا به نوعی خود را از جامعه عکاسی طلبکار می‌داند یعنی‌چه. صرف خواندن سخنان وی کافی نیست باید لحن او را بشنوید.


عمده شکایت وی برمی‌گردد به عکاسی که جایزه گرفته و بعد از دو روز گفته:" من دیگر در این مسابقه شرکت نمی‌کنم" در مورد وی لفظ حق ناشناسی را به کار می برد و این کار او را تعبیر می‌کند به خنجر از پشت زدن! و بعد می‌گوید چرا جایزه را نمی‌آورد پس بدهد.
علی‌رغم آنکه اسم آن عکاس را مرتب تکرار می کنددر مورد جامعه عکاسان چیزهای دیگری هم می‌گوید که برای هیچ‌کدام از‌آن ها شواهدی به دست نمی‌دهد و اسمی نمی‌آورد.
مثلا می‌گوید مرتب به او زنگ می زنند که چرا جایزه را به فلانی دادید یا عکاسان تماس می گیرند و پشت سر هم بد می گویند یا یکی از اساتید عکاسی دانشگاه؛ "عکاسی خبری" را به طور کامل دروغ و جعل می داند و ترجیح می دهد به جای دیدن عکس خبری اخبار تلویزیون ببیند!و بعد از همه این حرف‌ها به این لغات و تعبیرات و جملات در مورد جامعه عکاسان می‌رسد:


"عقده ای های بی فرهنگ
تنگ‌نظران؛ حسودان
جامعه سیاه عکاسان
کاری می کنند که آدم پشیمان شود
در هیچ رشته‌ی دیگری چنین چیزهایی ندیده ام
این یکسال آنچنان بر من گذشت که این سی سال که در ادبیات و نقاشی و غیره بودم اینطور بر من نگذشت."
برندگان جوایز و خانم‌ها لیلی و هنگامه گلستان
نیازی به اثبات این نکته نیست که حسود بودن تنگ‌نظری و از این دست ؛ صفاتی است که در هر آدمیزاده‌ای به درجات مختلف ممکن است وجود داشته باشد از جمله در عکاسان . و باز نیازی نمی بینم که لینک بدهم به ده ها صفحه در همین اینترنت که در مورد مسابقات و داوری‌ها در دیگر رشته ها چه بحث‌‌ها که در نگرفته و حتی گاه چه فحاشی‌ها که نشده.این را نمی گویم تا این قبیل کارها را تایید کرده باشم بلکه تعجبم را ابراز می کنم که ایشان بعد از سی سال ناگهان این چیزها را فقط در جامعه عکاسی کشف کرده است؟!


اگر ایشان در این یکسال( اینطور که می‌گویند) خیلی خسته شده اند توصیه می‌کنم بیش از این خودشان را خسته نکنند.و مطمئنم اگر با همین خستگی و عصبانیت ادامه دهند جایزه کاوه گلستان لطمه خواهد خورد و حیف است .


ایشان مدام بر رک‌گویی و صراحتش تاکید می کند.رک‌بودن اگر با منطق و سعه صدر و خونسردی همراه باشد البته بد نیست .اما بدون منطق هر چه به ذهنمان رسید بگوییم و اسمش را رک‌گویی بگذاریم کمی مضحک می‌شود.


شخصااگر عکاس مطبوعاتی بودم در مسابقه‌ای که دبیرش اینگونه تحقیر می کند شرکت نمی کردم و اگر جای آن عکاسی بودم که جایزه را برده و بعد گفته دیگر شرکت نمی‌کنم( و حالا کاملا می فهمم چرا این حرف را زده) در اولین فرصت ممکن جایزه را که دبیر جایزه روی رقمش هم مدام تاکید می‌کند پس‌می دادم.


آقای جلالی و خانم جوادی که می دانم از نوع برخورد خانم گلستان متعجبند لازم است موضع خود را بیان کنند و اگر احیانا ماجراهای دیگری است که باعث عصبانیت خانم گلستان شده و ایشان با خبرند جامعه عکاسی را در جریان بگذارند.اگر چه معتقدم هیچ عاملی نمی‌تواند توجیه این نوع قضاوت و برخورد باشد.


..................

جدید


Hengameh Golestan
هنگامه گلستان ( لینک ) همسر زنده یاد کاوه گلستان امروز 24/12/83 طی تماسی تلفنی از لندن خواستند که این پیام را بر روی وبلاگ قرار دهم:

"منظور این جایزه این نبوده که به هیچ‌کس خصوصا جامعه عکاسان توهین و بی احترامی شود من شخصا از جامعه عکاسان و آقای سعیدی عذرخواهی می کنم و معتقدم هر کس هر اعتراض و انتقادی دارد باید به آن گوش داده شود.
در این چند روز از حرف‌هایی که زده شده از طریق اینترنت مطلع شدم و قلبم درد گرفت و امیدوارم همانطور که آقای سعیدی به درستی نوشته ـ کاوه دوست خوبی بود ـ همچنان دوست خوب جامعه عکاسان بماند و از او به نیکی یاد شود"
بعضی از عکس‌های هنگامه گلستان را در سایت فانوس فتو در این آدرس ببینید.

عکس هنگامه گلستان از ساتیار


................

83/12/24

به خاطر کاوه نوشته بهروز مهری


چگونه خانم گلستان به خودش اجازه مي دهد !!؟ نوشته مهدی وثوق‌نیا


مطالب مرتبط
» هنگامه گلستان:من شخصا از جامعه عکاسان عذرخواهی می کنم

نظرات شما
nazi:

halla mifahmid chera baziha ba siasat hay aghay jalali va khanoom javadi mokhalefand zamani ke anan(javabhay parto pala midahand mese bienal)ba yad nazere in bashim ke fahashi shavad.va akkasi be jay naravad.aghay tehrani vekhamate oza ra mibinid.jamee siah akkasan ...zamani ke be galerry golestan sar mizanid ishan az sarew menat salami be in akasan bichare mikonad heif ke nam golestan into lake dar shavad. aslan chenizi be bar pay in mosabeghat hast?javayez be noor cheshmi ha bedahan hame khalas.
zemnan ghazie daryaft jayeze nist in aghayan va khanomha bein akkasan bain ghezavatha shekaf ijad mikonand.
man be shakhse az esme mostar estefade mikonam chon midanam in bande azim roozi chob la charkham migzaran ba vojode inke taze akkasi

ra shoro kardam.
ehtemal in ra midaham be jame pache kharan bepeyvandam.(baray shokhi)
aghay tehrani mamnoon ke in akhbar ra be ma bache tar ha midahid.


[ March 9, 2005 02:32 AM ]

ramtin norozbakhsh:

mr jalali in raho rasme ehteram be akkasan nist.khanoom golestan harche begooyad mohem nist aya shoma ke shagerdetan boodam.nemikhahid az akkasan defa konid?
mikhahid name shoma dar tarikh be onvane tahrifgar sabt shavad,
tahrife haghayegh.
aya kasi dar iran gheir az shoma salahiate entekhab ax va dark honar ra nadarad?
inghadr faza ra alode nakonid..shoam hanooz pasokh dorosty be akkasan babate bienal bi sarao saman va kave sal pish nadadeyd savbabegh lkhodetan ra bish az in kharab nakonid.
midanam shoma tasmim gereftyd soghot konid az gholey ke khod sakhtyd.say shod bi ehterami nashavad ba tashakor


[ March 9, 2005 02:40 AM ]

محمد تهرانی:

آقا یا خانم نازی! برخوردهای خانم گلستان هیچ شباهت و ربطی به نوع پاسخ‌های آقای جلالی در مورد دوسالانه ندارد. به اعتقاد من در این مورد کل جامعه عکاسی و از جمله آقای جلالی و خانم جوادی مورد بی‌احترامی قرار گرفته اند.


[ March 9, 2005 10:28 AM ]

جمشید غضنفری:

آقای تهرانی عزیز اینجانب نیز با گفتار شما موافقم و فقط به خانم گلستان میتونم بگم که: احساسات عکاسان عزیز رو درک کنید وبا احساساتشان بازی نکنید.


[ March 9, 2005 11:07 AM ]

يه دوست...:

دوستان عزيز و آقاي تهراني عزيزتر كه زياد هم نميشناسمتون... يادمه بزرگي مي گفت آدمها به چند گونه گل بزرگ مي شوند ...1- يا حقشان هست و خدا هم ياريشان مي كند و در جايگاه واقعيشان قرار مي گيرند ( كه البته اين در مملكت كمتر ديده شده و در عرصه هنر به جرات ميشه گفت هيچ...)
2- خودمان از روي عمد يا ناداني بيش از حد بزرگشان ميكنيم كه اين جز مواردي هست كه زيادديده شده و داد و بيداد هم نداره چون از ماست كه بر ماست.
3- روش ديگر روش رانت و رانت خواهي است كه خوب همه باهاش آشنا هستند.
اين كه بعضي‌ها چگونه توانستند مراتب ترقي را بپيمايند قضاوتش پاي خودتان ولي موقع قضاوت چند مورد تاريخي را فراموش نكنيم :
1-دوسالانه عكس و...
2-مسابقه عكس آزادي و...
و مواردي ديگر كه خودتان بهتر مي دانيد...
من فقط اميدوارم كه جامعه هنري ما بخصوص قشري كه ادعا دارند كه مظلوم واقع شده‌اند آبي بر صورت خواب آلوده خود بپاشند و آين بار بي هيچ ترس و لرزي انديشه‌اي صحيح و كارا براي حل چنين معضلاتي بكنند...
به اميد داشتن جامعه هنري پاك و بي الايش...
التماس دعا...


[ March 9, 2005 05:18 PM ]

هيچكس:

متاسف هستم ،من تا ديروز به همه ميگفتم اين جايزه يكي از بهترينها هست
ولي با اينگونه فحاشي خانم گلستان به جامعه عكاسي وبه يكي از بهترينهاي عكاسي خبري ايران،جايزه را ميبايست براي خودشان نگه دارند
آقاي تهراني از اينكه اين خبر را گفتيد ممنون نمي دانم بقيه سايت ها چرا اين صحبتهاي مهم خانم گلستان را درج نكردند مخصوصا وبلاگ عكاسي دات كام
چرا؟ متاسفم


[ March 9, 2005 05:53 PM ]

سارا:

سلام. درود بر آقای تهرانی
در زمانی که خواهر فروغ فرخزاد از نام او بهره میجوید یا به نوعی نام گلشیری مورد بهره برداری قرار میگیرد. ما فکر کردیم که نام کاوه گلستان درست استفاده میشود. این خانم درست است که خواهر ایشان است اما هیچ کس خواهر یا برادر خودش را انتخاب نمیکند بلکه شاگردان و دوستانش را میتواند انتخاب کند.
از نام کاوه گلستان به اندازه کافی استفاده سو شده است . غرور این خانم در مقابل دوستی و محبت کاوه . خود خواهی این خانم در مقابل افتادی کاوه بر همگان اگر مشخص نباشد بر شاگردان و دوستان نزدیک کاوه مشخص است .
ای کاش برنده مسابقه جایزه را در گالری گلستان به این خانم پس بدهد تا بدین تبت نشان دهد جایزه فقط جایزه است آنچه اهمیت دارد احترام میباشد .
متاسفانه ایشان به قول دوستامان به سختی جواب سلام بینندگان عکاس خود را میدهند .....نمیدانم اگر کاوه همان روز که در قبر گذاشته شده بود میتوانست بلند شود شاید به اولین کسی که میگفت دست از این مسخره بازیها وردارین ....همین خواهر ش بود.
ای کاهش بهمن جلالی و گروهش پاسخی برای جایزه کاوه گلستان داشتند . آنان برای مسابقات دیگر که برندگان از پیش تعیین شده بودند هم جواب درستی ندادند . و در حال حاضر بر بلندای همان قله ای هستند که دوست دیگری گفته است . اما چرخ همیشه از یک طرف نمی چرخد .


[ March 10, 2005 01:36 AM ]

پیام برازجانی:

آقا یا خانم یک دوست سلام.من راجع به مواردی که گفتید قضاوت نمی کنم.اما ممکن است راجع به مسابقه عکس آزادی و.. و رانت خوای های مذکور کمی توضیح دهید.سایت خانه عکاسان ایران از نظرات مستند شما همواره استقبال می کند.در غیر این صورت این سخن شما توهینی است به داوران و مجریان زحمت کش این مسابقه.با تشکر


[ March 10, 2005 01:57 AM ]

nazi:

aghay tehrani aziz agar mr jalali ham beheshan tohin shode chera eterazi be ishan nemikonand? chon ravabete khanevadegi va dostyhaye modat dar ejaze nemidahad az haghe akkasan defa shavad.
baz ham migooyam tim davary...az bienal ta.....
zemnan aghaye borazjani in axe aval mosabeghe azadi ra khodetan ray midadid agar davar boodid?
ba tashakor


[ March 10, 2005 03:04 AM ]

Morad:

Khanoumha va Aghayan, shoma chetor be hamin rahati sohbathaye aghaye Tehrani ra ghaboul mikonid? madrak darid? motmaen hastid keh khanoum-e Golestan in harfha ra zadeand? rouye cheh hesabi zood tasmim migirid? Sabr konid, ettelaat-e movassagh ra jamavari konid, baad Moze begirid. Shayad harf-e ishan tahrif shode, shayad Aghaye Tehrani manzoure ishan ra dorost nafahmideand. Beh In mozou fekr kardeid? Khanoum-e Golestan baraye in jayeze khaili zahmat keshidand vali in hame tang nazariha keh kari ra az pish nemibarad. Aghel bashid, zoud ghezavat nakonid, pishnahadat-e sazandeh bedahid. ba in Ghor ghor kardanhaye bipaye keh kari az pish nemiravad. Yek negahi beh Sabegheye khanoum-e Golestan Biyandazid va bebinind chand naghash-e javan ra yari kardeand, hemayat kardeand, cheghadr dar shenasandan-e honar-e moderne iran be hame naghsh dashteand va cheghadr zahmat keshideand. Pa dar kafsheh khanoum-e Golestan begozarid va bebinid keh in hame talash va zahmat baad az marg-e yek baradar-e aziz kare asani nist. hemayatash konid chon natijeyi ghayr az natijeye mosbat nakhahid did. mamnoun.


[ March 10, 2005 12:33 PM ]

محمد تهرانی:

جهت اطلاع آقا یا خانم مراد:بلافاصله پس از نشست خبری که با حضور نمایندگان خبرگزاری‌ها و مطبوعات برگزار شده بود؛ نشست دیگری با حصور آقای جلالی ؛ خانم جوادی ؛ خانم گلستان؛ نماینده خانه عکاسان و من و بعضی دیگر دوستان حاضر در همان محل تشکیل شد تقریبا همه و از جمله آقای جلالی و خانم جوادی معتقد بودند بهتر است سخنان ایشان که از روی ناراحتی بیان شده منتشر نشود.و هر دو با این شیوه سخن گفتن ایشان موافق نبودند.اگر چه خود ایشان مصر بود که منتشر شود با این‌همه طی تماس‌هایی هرکدام از ما از نمایندگان رسانه ها خواهش کردیم که بعضی سخنان ایشان را منعکس نکنند چون انعکاس آن را به دلایلی و از جمله به دلیل خدشه دار شدن جایزه کاوه مصلحت نمی دانستیم. بعد تر هم شخصا از بعضی دوستان که می خواستند در وبلاگ خود در این مورد بنویسند خواهش کردم که این کار را انجام ندهند .خبرنگار جدید نشریه عکس که در نشست خبری حضور داشت و ما او را نمی شناختیم سخنان خانم گلستان را در نشریه عکس منعکس کرد .بعد از انتشار این سخنان و بازتاب آن در جامعه عکاسان من دو بار با خانم جوادی و یکبار با مسئول اجرایی جایزه صحبت کردم توصیه هر دو این بود که باز با خانم گلستان صحبت کنم . در صحبتی که داشتم ایشان را عصبانی تر از قبل دیدم و لحن ایشان شدید تر و تندتر بود بعد از آن بود که تصمیم گرفتم مطلبی بنویسم./ به هر حال هیچ‌گونه تحریفی در کار نیست./ از شما هم ممنونم که ما را به عاقل بودن توصیه می کنید/ ضمنا انتقاد به این برخورد خانم گلستان نفی خدمات ایشان به جامعه نقاشان و یا خدمات دیگری که ایشان داشته اند و شما به آن‌ها اشاره می کنید نیست.


[ March 10, 2005 02:17 PM ]

پیام برازجانی:

آقای مراد !صدای ضبط شده ایشان از آن جلسه موجود است که در اختیار اقای تهرای نیز قرار گرفته است.حتی صحبتهای خصوصی که با حضور افرادی که آقای تهرانی اشاره کردند نیز ضبط شده.جهت اطلاع عرض می کنم که اگر تمایل داشتید تشریف بیاورید عین کلمات نوشته شده از طرف خانم گلستان را با گوش خودتان بشنوید.


[ March 10, 2005 02:40 PM ]

محمد:

بهتر است خودتان را جاي انها بگذاريد انها در شرايط روحي مناسب نيستند و مثل كسي كه دارد درد ميكشد هر اشارهاي به زخمش بشود دادش به هوا مي رود و بنظر من اين وظيفه ماست كه به عمل مان به خا نواده گلستان ارامش بدهيم شما آقاي تهراني بهتر است كمي پخته تر عمل كنيد .اين سايت كارگاه فقط آشوب به پا ميكند تا راهكار!!


[ March 10, 2005 02:57 PM ]

محمد تهرانی:

آقا یا خانم محمد( چون نمی دانم اسم مستعاری ها خانم هستند یا آقا ناچار هستم اینگونه خطابشان کنم ) احساسات کسی که در شرایط روحی مناسبی نیست را می شود درک کرد اما اگر چنین شخصی دبیر جایزه ای بشود که برای جامعه عکاسی ما مهم است ؛ باید توانایی کنترل احساسات خود را داشته باشد تا هم به حرکت خوبی که آغاز کرده لطمه نخورد و هم این احساسات باعث توهین به دیگران نشود./ مطمئنا اگر علاقه مند به تداوم موفق این حرکت نبودم چنین متنی را نمی نوشتم./ شما به نظر می رسد نوشته و توضیحات بعدی را دقیق نخوانده اید و یا خوانده اید و ترجیح می دهید نخوانده بگیرید و بحث را احساسی کنید و نتیجه بگیرید که کارگاه قصد آشوب دارد.اینگونه ؛ شما هم به جایزه کاوه لطمه می زنید./ ضمنا اگر کمی دقت کنید این جا کارگاه نیست و وبلاگ شخصی من است./ به هر حال راهکار در خود نوشته و توضیحات بعدی آمده است. اگر به راهکار ایراد و انتقاد دارید بنویسید اگر انتقادتان مستدل باشد قطعا خواهم پذیرفت.


[ March 10, 2005 11:46 PM ]

siyavash:

be nazare man ham hagh ba mohamd ast va shoma aghaye taerani az javab dadanetan pedast ke shoma ham tahteh ehsasatetan sohbat mikonid va mesle inke rageh gardanetan biron zadeh!!khodetono contorol konid.inghadar be paro paye adamha napechid chera roye jashvarehaye digar bahs nemikonid shoma moshkel darid ba khodetan va gir dadid be mosabegheh kaveh.


[ March 11, 2005 12:08 AM ]

alireza keshani:

aghaye tehrani herfatun kami bacheganast intor be nazar mirese ke
shoma doost darin az kochektarin harfi bohran dorost konid va khob in ro mishe az mozoati ke baraye janjal afarini entekhab mikonid be rahatifahmid,aghaye tehrani tu in malekat gheyr az harfaye khanoome golestan etefaghaye mohem tari ham dare miofte,ke beshe ba oona vaghte mardom ro gereft va saresh bahs kard


[ March 11, 2005 01:31 AM ]

Morad:

Aghaye Tehrani, shoma khodetan migouyid keh sokhanane ishan az rouye ehsasat bayan shode va nemibayast darj mishode, va shoma hameh ra keh darj kardid! chera? keh begouyid AY AKASSAN DAR MOSABAGHEYE KAVEH SHERKAT NAKONID? hadafetan chist? In kar-e shoma "enteghad-e sazandeh ast?" bishtar khandeh dar ast. In sokhanan agar az rouye asabaniyat bayan shode keh jaye in hameh bahs nadarad? Khanoum-e Golestan naboud aslan Jayezeyi dar kar naboud. Ekhtelaf-e salighe beyne Akkasan aslan ejazeye in kar ra nemidad. Movafegh hastid? Khanoum-e Golestan pa dar donyaye akkasan gozashteand va yekseri masael jeloye kareshan ra gerefte keh baes-e assabaniyat-e ishan shode. Shoma sayy konid be jaye inke khanoum-e Golestan ra az arsh be farsh biyavarid, khodetan be Arsh beravid, chon jaye behtarist. Anja beh khanoum-e Golestan komak konid va motmaen bashid keh nam-e Kaveh ra baraye hamisheh mohtaram negah khahad dasht.


[ March 11, 2005 12:32 PM ]

رضا:

جناب آقاي تهراني به نظر من بهتر بود شما ابتدا سخنان خانم گلستان را روي سايت قرار مي دايد و سپس انتقاد خودتان را مطرح مي كرديد . مسئله اينجاست كه شما حرفهايي را شنيده ايد كه ديگران نشنيده اند و گمان مي برند كه شما عرض ورزي مي كنيد.


[ March 11, 2005 01:48 PM ]

نام محفوظ:

خوب است این آقایان یا خانمهائی که آقای تهرانی را هی متهم می کنند کمی جرات به خرج دهند و اولا خودشان را کاملا معرفی کنند و دوما یادشان باشد که در این موضوع ظاهرا خانم گلستان اشتباه کرده اند و دوستان به اندازه کافی صبر هم کرده اند و چیزی نگفته اند و لی ظاهرا ایشان همان موضع قبلی را دارند.پس هم آقای تهرانی و هم هر کس دیگری از عکاسان فوق حرفه ای و اساتید محترم تا ورودی های سال 83 عکاسی در دانشگاهها حق اعتراض دارند.همه ما هم احساسات داریم هم عقل.این که از کدام استفاده کنیم به عهده خودمان است.حتی این که دیگران هم از کدام استفاده کنند به عهده خودشان است.پس این سینه چاکان خانم گلستان یادشان باشد با متهم کردن دیگران نمی توانند اتهام کس دیگری را پاک کنند.از آفای تهرانی می خواهم اگر می شود صدای که در صحبتهای آقای برازجانی گفته شده است را روی اینجا قرار دهند تا همه بشنوند و بدانند که بی منطق بودن با احساساتی بودن فرق دارد.مگر مجلس ختم نزدیکان است که احساسات در کار باشد.نه عزیزان مسابقه عکاسی است که هیچ ربطی هم به احساس و ... ندارد.بیخود آب را گل آلود نکنید.حرف های این دوستان اسم مستعاری که بصورت خیلی جالبی همگی با این مطلب مخالفند من حیص المجموع حیض به انتفاع موضوع است.


[ March 11, 2005 03:09 PM ]

محمد تهرانی:

در پاسخ به آقا یا خانم مراد : همانطور که اشاره کردم احساساتی شدن و توهین به دیگران و تاکید بر آن هنگامی که از سوی دبیر جایزه‌ای صورت می‌گیرد در وهله اول به اهداف همان جایزه لطمه می‌زند .در این هیچ‌گونه تردیدی نداشته باشید که اگر این شیوه خانم گلستان ادامه پیدا کند مطمئنا جایزه کاوه تداوم موفقی نخواهد داشت مگر این که ایشان شیوه‌شان را تغییر دهند. به عبارت دیگر با احساسات و بدون منطق نمی‌شود دبیر بود.
بعد از درج سخنان ایشان در نشریه عکس به توصیه دوستان و قبل از این‌که مطلبی منتشر کنم با ایشان تماس گرفتم تا شاید با گفته‌ای یا نوشته ای اثرات نامطلوب سخنانشان را که از روی احساسات گفته شده بود خنثی کنند که دیدم ایشان احساساتی‌تر و تندتر برخورد می کنند. در سخنانشان من هیچ منطقی ندیدم .تاکید زیاد ایشان روی همان موردی بود که در نوشته ذکر کردم.اگر حتی بپدیریم که آن عکاسی که جایزه گرفته و بعد گفته دیگر شرکت نمی‌کنم اشتباه کرده( که با اطلاعاتی که تا این لحظه از دلیل یا دلایل وی دارم معتقد به این موضوع نیستم و در مورد آن بحث دارم ) چنین موردی نباید باعث خشم دبیر جایزه شود . به نحوی که در نشست خبری اعلام کند که اگر من جای وی بودم پول و جایزه را پس می فرستادم. در مسابقات و نشست‌های ادبی و هنری دیگر شاهد مسائلی بوده ایم که موردی که خانم گلستان مشخصا به آن اشاره می‌کند در مقابل آن ها بسیار کم اهمیت است .اما شاهد برخوردهایی از نوع برخورد خانم گلستان از سوی برگزار کنندگان نبوده ایم ./ این که نوشته اید چرا این مطلب را انتشار دادم : من حق دارم به عنوان یک عکاس وقتی می بینم خودم و بعد جامعه عکاسی دارد تحقیر می شود واکنش نشان دهم و به ایشان این هشدار رابدهم که نوع برخوردشان درست نیست. فردای انتشار مطلب ایشان با من تماس گرفت مطمئن نیستم که مطلب را خوانده بود وقتی ازو سوال کردم گفت تو هر چه بنویسی می دانم که از روی غرض نیست.در صحبت‌هایش به موارد دیگری غیر از مورد شخصی که جایزه را گرفته اشاره کرد و گفت کسانی دلشان نمی‌خواهد این جایزه خوب و درست پیش برود قرار شد در فرصتی حضوری صحبت های ایشان و مستنداتشان را بشنوم و در صورت لزوم منتشر کنم ./
از من خواسته اید که از فرش به عرش بروم چون جای بهتری است! من تمایلی به رفتن به عرش ندارم. کسی که خود را در عرش می بیند دیگران را حقیر می‌شمرد و هر چه خود فکر می کند را صحیح می‌انگارد و هیچ نقدی را تاب نمی‌آورد.من چنین آدمی نیستم و نمی توانم باشم . اگر کسی مرا نقد کند و قانع شوم صریحا به اشتباه خود اعتراف می‌کنم . من به عرش نمی روم اما اگر خانم گلستان به فرش بیایند نه تنها من بلکه خیلی‌های دیگر هر کمکی بتوانند می‌کنند
نوشته اید یک سری مسائل جلوی کار ایشان را گرفته و باعث عصبانیت ایشان شده ؛ اولا ما هنوز از آن مسائل خبر نداریم دوما اگر چنین مسائلی باشند با عصبانیت حل که نمی شوند هیچ وضع را خرابتر می کنند.


[ March 11, 2005 05:27 PM ]

مجيد سعيدي:

با سلام به جناب تهراني
روال جالبي شده كه هر كس انتقادي كند ميبايست جايزه خود را پس بدهد!
چند نكه را مي بايست توضيح دهم
1.من هيچ وقت نگفتم كه پشيمان از شركت هستم و اين پشيماني را خانم گلستان بجاي من گفته اند عين سخن من اين بود:
"مجید سعیدی دبیر بخش عکس خبرگزاری فارس: دیگر شرکت نمی کنم,
نمی خواهم با وارد شدن به بعضی جزئیات و مطرح کردن بعضی انتقادها که هست باعث شوم که به اصل این مسابقه و جایزه لطمه وارد شود اما بعضی برخوردها در شان جامعه هنری ما نیست...
کاوه دوست خوبی برای من بود ؛ استاد من نبود، اما نگاهش را در عکاسی قبول داشتم . من شخصا از سال دیگر در این مسابقه شرکت نمی کنم . چون فکر می کنم با سیاستگزاری هایی که به نظر می رسد اگرادامه داشته باشد این جایزه به بیراهه خواهد رفت ." همين/
2.فرض به پشيماني من !چرا ايشان بخود اجازه ميدهند به كل جامعه عكاسي توهين كنند اين عناوين را{"عقده ای های بی فرهنگ
تنگ‌نظران؛ حسودان
جامعه سیاه عکاسان
کاری می کنند که آدم پشیمان شود
در هیچ رشته‌ی دیگری چنین چیزهایی ندیده ام}
فقط به من نسبت مي دادند بهتر بود.../ اين جايزه نه اولين جايزه من بوده و نه آخرين اش/
اگر برگزار كننده محترم اجازه بدهند در همان روز اهدا جوايز دومين دوره؛ كل اين جايزه را پس خواهم داد، ضمنا بهتر است اين نكته را كه" هيچ يك از برندگان حق هيچ گونه اعتراض و يا انتقاد را ندارد و در صورت انتقاد جايزه پس گرفته خواهد شد " را به قوانين اين مسابقه اضافه كنند/
بهر حال اگر من تا كنون چيزي نگفته ام فقط به احترام كاوه گلستان عزيز بوده


[ March 11, 2005 08:01 PM ]

sara:

با سلام. بهتر است دوستان بدانند که در طی این سالها خانم گلستان و آقای تهرانی را شناخته ایم. آنچه آقای تهرانی در سایت کارگاه انجام داده اند هیچ سایتی در ایران انجام نداده است و این تلاش که مسلما جنبه مادی نداشته است..... و امیدوارم هیچ کس و هیچ گروهی نتوانند بر فعالیت آقای تهرانی خدشه ای وارد کنند .
من هم مشتاق شنیدن صدای خانم گلستان هستم. اگر آقای تهرانی این کار را انجام دهند لطف بزرگی به همه نموده اند .


[ March 11, 2005 08:32 PM ]

Morad:

Aghaye Tehrani, man hamisheh az site-e shoma har ja neshasteam tarif kardeam chon motaghedam keh kari keh shoma mikonid ghabel tahsin ast. Man midanam keh shoma nazarat va pishnahadate dorosti baraye Jayeze Kaveh darid vali ravesh-e shoma raveshe ghalati ast. Agar khanoum Golestan paye Telephone asabani boudeand ertebat-e telephoniye shoma ba khanoum Golestan boude va shoma nemibayast an ra inja mineveshtid. Majjaleye Aks keh chap karde boud. cheh lozoumi dasht. "Arsh" lozouman jayi keh baghiye ra tahghir konid nist, 'Arsh' jayist keh shoma ba Sarbolandi va bedoun-e ta-sir-e baghiye be masael nagah konid. Az Masaeli keh jeloye kar-e khanoum Golestan ra gerefte boud porsideid: shoma keh akkas hastid, fekr mikonid hamin entekhab-e davaran kar-e asanist. hamash bayad fekr konid hala in ra entekhab konam be ounyeki bar nakhore, mabada folani zedd-e ma amal koneh va ghayre. Shoma khodetan khoub midanid keh harjour ham keh Davaran entekhab mishodand yeki az jayi shekayat mikard. Midanid hamin in cheghadr feshar ast? shoma aslan kari az in ghabil ra mitavanid ba khial-e rahat dar jame-eye ma anjam dahid? hame baraye ham mizanand. harf-e man tanha in ast keh khanoum-e Golestan ra bayad komak kard. jeloye ehsasat-e ishan ra ham nemitavan gereft chon baradar-e azizeshan ra az dast dadeand va hamzaman mikhahand kari ham anjam dahand. Agar ba barkhord-e dorost jelo beravid khanoum-e Golestan ham az in barkhordha dast barkhahand dasht. Ya laaghal omidvaram. Aghaye Sayidi, shoma ham keh vaghean aslan maloum nist cheh migouyid! belakhare manzouretan az Siasatgozariha chist?


[ March 11, 2005 10:15 PM ]

محمد تهرانی:

در پاسخ به آقا یا خانم مراد : ممنون از لطف شما به کارگاه ؛ خانم گلستان همیشه در صحبت‌هاشان اشاره می کردند که حرف‌هایی که می‌زنند هر جا ی دیگر هم می‌گویند و در نشست خبری هم تاکید داشتند که صحبت هاشان تیتر شود در واقع من اگر چه صلاح نمی‌دانستم اما تاکید و اصرار ایشان مرا به این امر واداشت. در مکالمه تلفنی هم همان حرف‌ها را با لحن تندتر تکرار کردند.و باز گفتند که این حرف‌ها را همه جا خواهند گفت .عصبانیت و توهین ایشان متوجه شخص من نبود بلکه متوجه جامعه عکاسی بود که من هم عضوی از آن هستم.لازم است توضیح واضح دهم که من نه با شخص ایشان و نه با هیچ شخص دیگری خصومت و عداوتی ندارم . کاری که ایشان برای کاوه انجام می‌دهند و نیتی که دارند قابل تحسین است اما روشی که به کار می برند نقض غرض است و نتیجه معکوس می دهد.در مورد بعضی موارد دیگری که مطرح کرده اید در نوشته‌های قبلم پاسخ داده ام. از جمله موضوع کمک به ایشان.


[ March 12, 2005 07:20 AM ]

talatkamali:

salam
sharayet baraye hal moshkelat game akasi az rah haye nashenakhte faraham mishavad .
ba inke noe barkhorde khanoome golestan ra nemipaziram va az inke khanoom javadi va aghaye galali aksolamali nadashtand taagob mikonam , vali in ezhare nazar - masaeel matrah shode dar kargah dar edame matn toghianha ...- mataleb tarh shode bad az doosalane va hashiehaye damane dar akasi in chand vaght akhir komak mikonad akasan hadeaghal bishtar baham goftegoo konnand , shayad moshkelat game akasi dar pas in goftego haye na chandan doostane zoodtar hal shavad.
game akasi ehtiag darad mokalemehaye sarihi daresh garian dashte bashad.
talat kamali


[ March 12, 2005 10:08 AM ]

آتوسا:

ببخشيد اين مراد همون [...ه] يا مراد برقي؟

محمد تهرانی: این کامنت با سانسور بعد از یکی دو روز منتشر شد. چند کامنت دیگر هم هست که منتشرنکرده ام


[ March 12, 2005 10:53 AM ]

محمد تهرانی:

طی تماسی خانم گلستان خواستند که مطلب زیر را از قول ایشان روی سایت قرار دهم:

"طی این چند روز تعداد زیادی خصوصا از شهرستان ( حدود 35 نفر) که همه شان هم سایت شما را دیده بودند با من تماس گرفتند و از من حمایت کردند و دلداری دادند و اعلام کردند هر کمکی بتوانند به من می کنند . خوشحالم که از من حمایت می‌کنند و من از این حمایت روحیه گرفتم و برای همین تصمیم گرفتم دیگر عصبانی نشوم. همیشه هم بر این اعتقاد هستم که حق بر باطل پیروز است"


[ March 12, 2005 07:16 PM ]

sara:

با سلام. خوب باید بپرسیم مخالفان خانم گلستان چند نفرهستند ؟ آیا بیشتر از 35نفر یا کمتر ؟
حال باید دید در سال آینده زمان برگزاری مسابقه کاوه وقتی که آقای مجید سعیدی جایزه اش را پس میدهد چه پیش می آید .
کسی اینجا نمیخواهد به خانم گلستان توهین شخصی کند چون اگر منطقی بنگریم به جامعه عکاسی ودوستداران و شاگردان کاوه گلستان اضافه بر آقای مجید سعیدی توهین شده است .
من که منتظر گذشت زمان و پاسخگویی آقای بهمن جلالی و همسرشان هستم .


[ March 13, 2005 12:24 AM ]

رضا:

خانم گلستان حال كه تصميم گرفته اند ديگر عصباني نشوند بهتر است با يك معذرت خواهي از آقاي مجيد سعيدي و عكاسان ايرن مسئله را فيصله بدهند البته اگر غرور بي جا و هميشگي ايشان اجازه بدهد.


[ March 13, 2005 11:57 AM ]

هيچكس:

خانم گلستان ظاهرا موضوع را با ميدان جنگ اشتباه گرفتند ؟


[ March 13, 2005 01:25 PM ]

morad:

Az akharin mokatebeye khanoum Golestan Vazeh ast keh Ishan ehtiaj beh Hemayat darand va agar hemayat shavand Karha ra az pish behtar anjam midahand. khob, shoma ham biyayid va be jaye in harfhaye charto parti keh minevisid, yek fekr-e hessabi baraye in Jayeze bokonid va fekretan ra ba ishan dar miyan begozarid. Az khar-e shaytan ham biyayid payin. Agar baad az dovomin marasem ham didid razi nistid, anvaght fekr-e digari mikonim. Tazze aval-e kar ast. cheghadr bi sabr hastid.


[ March 14, 2005 01:12 PM ]

محسن:

جایزه مرحوم گلستان، از همان آغاز با اعلام وجود خود، پیام مهربانی کاوه، استادی همیشگی کاوه، یک جور حق پدری او برای تمامی فتوژورنالیست های بعد از او و زنده بودن یاد و نام او را به همه گوشزد کرد.فکر کنیم هم اکنون در کنار ماست.نظر وی چیست؟! تاکید میکنم نظر وی چیست؟بر پایی جایزه کاوه سوای پیامهای بالا،ایجاد محلی برای نزدیکی و تفاهم متقابل جامعه عکاسی در سایه یاد بلند کاوه را نیز بهمراه داشت.چرا که ایجاد جریانهای اینچنینی در جامعه عکاسی ما، که بسیار بدان نیاز است، چه بهتر که در پناه نام بزرگانی چون کاوه باشد!حالا در این میان پیدا کنید شرح و حال غمناک الهه هنر را!!مگر هنر با فروتنی ،تعقل و ادب معنا نمیگیرد؟؟روح مرحوم کاوه ، با برپایی چنین جایزه ای راضی و خوشحال است. و این وظیفه ما را در انتخابها و تصمیم گیر یها و... بسیار بسیار سنگین میکند.من که تمامی نوشته های محمد تهرانی را تاکنون خوانده ام ، هیچ جا چنین عصبانیتی از ایشان ندیده بودم.اصلا نه راحت اشتباه میکند و نه راحت عصبانی میشود.نه نسبتی با وی دارم و نه هیچگاه بدون دلیل از کسی تعر یف کرده ام.انقدر فروتن است، که خود را عضوی معمولی از جامعه عکاسی ایران میداند.چند نفر دیگر هم که همگان آنها رامیشناسند، میخواهم نام ببرم، که این یادداشت جای آن نیست.
سر سوزنی منت بر کسی نگذاشته اند.وی و کسانی که خالصانه و شبانه روز به عکاسی ایران خدمت میکنند.قدر و منزلت کسانی اینچنین با لفاظی ها و هتک حرمتها ذره ای جابجا نمیشود.هر چند که دل آزرده خواهند شد.در خود کارگاه هم یادداشتهای توهین آمیز بعضی را همه دیده اند.اصلا معلوم نیست آنها قرابتی با هنر داشته اند یا نه!! خودشان را به زحمت انداخته اند...بیاییم قدر یکدیگر را بیش از پیش بدانیم.

http://msy.blogspot.com

http://sanei.blogspot.com

http://msanei.blogspot.com



[ March 14, 2005 02:50 PM ]

تورج خامنه زاده:

من هم مثل خيلي ديگر از دوستان، نه شاگرد كاوه گلستان بودم و نه حتي از نزديك ديده بودمش، ولي مطالبي كه از كاوه خوانده ام و يا داستانهايي كه از دوستانش شنيده ام و همينطور عكسهايش باعث شد تا كم كم به شخصيتش علاقه مند شود. و به نظرم كسي كه براي اعتقادش مبارزه مي كند و براي اعتقادش زندگي مي كند بسيار قابل احترام است. و البته همه اينها را مي دانند و شايد خيلي ها هم فقط به خاطر خود كاوه است كه در اين مسابقه شركت مي كنند. و چه حيف كه برخورد هايي دور از شخصيت و ديدگاه هاي مرحوم كاوه انگيزه شركت را كم رنگ مي كند. و اي كاش همه عكاسان و دوستداران كاوه در برابر اين نوع برخوردها بي تفاوت نباشند.


[ March 14, 2005 02:58 PM ]

محمد تهرانی:

هنگامه گلستان همسر زنده یاد کاوه گلستان امروز 24/12/83 طی تماسی تلفنی از لندن خواستند که این پیام را بر روی وبلاگ قرار دهم:

"منظور این جایزه این نبوده که به هیچ‌کس خصوصا جامعه عکاسان توهین و بی احترامی شود من شخصا از جامعه عکاسان و آقای سعیدی عذرخواهی می کنم و معتقدم هر کس هر اعتراض و انتقادی دارد باید به آن گوش داده شود.
در این چند روز از حرف‌هایی که زده شده از طریق اینترنت مطلع شدم و قلبم درد گرفت و امیدوارم همانطور که آقای سعیدی به درستی نوشته ـ کاوه دوست خوبی بود ـ همچنان دوست خوب جامعه عکاسان بماند و از او به نیکی یاد شود"

این پیام را به همراه لینک به عکس های هنگامه گلستان و عکسی از ساتیار و چند لینک دیگر در بالای صفحه و در ادامه مطلب اصلی هم قرار داده ام .


[ March 14, 2005 07:11 PM ]

مهرنگار:

سلام هنگامه عزیز. چند روزی است که این مطالب را دنبال میکنم و مرتب منتظر نوشته ای از شما بودم.
زمانی که شما را در ایران دیدم همه ما را یکا یک میشناختید چون همسرتان در مورد شاگردان حقیرش با شما
صحبت کرده بود و شما ما را مثل خود او میشناختید . این نشان دهنده نزدیکی فکر و ذهن و قلب شما و اقای
گلستان بود . و اکنون ای کاش همینطور که آقای تورج خامنه زاده پیشنهاد داده اند سر پرستی این جایزه را شما برعهده
می گرفتید . و این منت را بر جامعه عکاسی ایران می گذاشتید شما که هم صاحب نظر و عکاس هستید و هم
مطالعات گسترده ای در زمینه هنر و هنر عکاسی دارید قدم بر دیده عکاسان بگذارید و این مسولیت خطیر رابه عهده
بگیرید . مسلما" موفقیت جایزه کاوه گلستان به عنوان یک مسابقه عکاسی صد در صد خواهد شد. پایدار باشید .


[ March 14, 2005 09:06 PM ]

رضا:

با سلام به هنگامهء عزيز و درود فراوان بر ايشان كه فروتني ايشان ما را به ياد كاوهء عزيز مي اندازد متاسفانه كساني سردمدار جايزه كاوه شدهاند كه هيچ قزابتي با فروتني كاوه و نگاه انسانگراي وي ندارد.


[ March 15, 2005 11:06 AM ]

کورش سیفی:

از عضویت در این سایت خوشحالم


[ March 20, 2005 11:22 PM ]

میثم:

به نام خدا
واقعا نمی توان از خانم گلستان انتظار داشت که به بهترین عکاس خبری ایران استاد مجید سعیدی در 10سال گذشته وبرنده جوایز متعدد از جشنواره ها و مسابقات داخلی وخارجی اهانت نکند زیرا بسیاری از عکاسان وکسانی که در جامعه عکاسی ایران دخالت دارند حسودی می ورزند وبا وی دشمنی می کنند در حالی که کشور های حوزه خلیج فارس نیز از هنر وی باخبر شده اند ووی را برای درس دادن عکاسی دعوت می کنند.
به نظر من آنها و درصدر خانم گلستان باید خجالت بکشند.
به امید موفقیت های وی در سالهای آتی.


[ May 22, 2005 04:50 PM ]

میثم:

http://www.bozorganeiran.com/page/jayeze.htm
مجید سعیدی بهترین عکاس دنیا


[ May 22, 2005 05:02 PM ]

Fo'ad Torshizi:

دوست عزیز،
مطلب‌تان در مورد خانم گلستان را خواندم. من چندان از جامعه‌ی عکاسی، یا دست کم بخش آکادمیک آن دور نیستم، به واسطه‌ی اینکه مشغول تحصیل کارشناسی ارشد عکاسی در دانشگاه هنر هستم. آن‌چه در مورد جامعه‌ی عکاسی از ایشان نقل کرده‌اید به زعم من غلط و ناخوشایند است. جامعه‌ی عکاسی در میان هنرهای دیگر - دست کم در مقایسه با نقاشی - هنوز جامعه‌ای سالم‌تر دارد. اما در مورد خانم لی‌لی گلستان، حتی اگر حق با شماست، کمی مراعات کنید. سن ایشان و خدمات شایسته‌ای که به حوزه‌ی ادبیات در کشور کرده‌اند ـ با ترجمه‌های درخشانی که حتماً هر کدام‌مان لذت خواندن‌شان را برده‌ایم - ایجاب می‌کند کمی با مدارا درباره‌ی این بانوی روزگار دیده سخن بگوییم. زیاده عرضی نیست.


[ February 11, 2006 06:07 PM ]

لاله:

من فكر مي كنم دليل حرفهاي خانم ليلي گلستان تنها ناراحتي ايشان به دليل از دست دادن تمام زندگيشان بوده است. خانم گلستان از دوران كودكي مشكلات زيادي در زندگي خصوصيشان داشته اند و اين مسائل روي رفتار امروزشان تاثير منفي گذاشته و به خودش اجازه مي دهد هر حرفي را به مردم بزند. من واقعا متاسفم!(براي اين خانم)


[ April 21, 2006 11:24 PM ]

« نشست خبری دومین جایزه مطبوعاتی کاوه گلستان ٠ صفحه اصلی ٠ کامنت‌ها »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.