سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» آی خنده دارد این روزگار. آی خنده دارد...
30 فروردین 84 | April 19, 2005


Mohammad Tehraniیک باکس سیگار می‌خری می‌بری همه را دود می‌کنی فرت و فرت.خاک عالم بر سرت! وجودت شده سرطان . ریشه دوانده توی وجودت از بس که فرت و فرت سیگار و فرت و فرت فکر کرده‌ای و کشیده‌ای.
زهره ؛ بله همین زهره که خواجه می‌گوید ؛ هنوز هم اصلا ساز خوش نمی‌سازد یعنی بلد نیست بسازد. باید رفت یقه زهره را گرفت . بله همین کار را باید کرد. یقه زهره را باید چسبید و ول نکرد.
همه زهره دارند ما هم زهره داریم با این‌همه زهره‌مان را دوست داریم اگر هم سازی خوش نمی سازد خب نسازد. آن چه از موجودی زیاد داریم صبر است اما یکهو دیدی به قول فرهنگ لغات امروز قاط زدیم همه‌ی کاسه کوزه‌ی همین زهره را که خیلی هم دوستش داریم ریختیم به‌هم.
به قول شاعر که اسمش یادمان نیست و یحتمل مولاناست :
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند
از زلف لیلی حلقه ای بر گردن مجنون کنید

مشکل این‌جاست که لیلی هم رفته پشت کوه قاف پنهان شده و زلفش دست نمی‌دهد تا بر گردن مجنون کنیم یا کنند.
ببین! اصلا بی‌خیال زهره و لیلی و مجنون و این‌ها! بیا بنشین دو کلام حرف بزنیم . مثلا بگو :چطوری کجایی چه می‌کنی من هم بگویم تو چطوری کجایی چه می‌کنی ؟ این چند سال را که گفتیم و شنفتیم چون خیلی باید بگوییم و بشنویم ؛ خسته می شویم بعد یا من سرم را می‌گذارم روی شانه‌ات یا تو و یک دل سیر گریه می‌کنیم . می‌دانی که گریه جلا می دهد . روح را صاف می‌کند و آدمی را به خود می‌آورد .نه هر گریه ای البته ؛ که می‌دانی . سبک که شدیم می‌خندیم . خیلی می‌خندیم . آی خنده دارد این روزگار. آی خنده دارد...

سفر که بودم با این که نبودی مدام از تو عکس می گرفتم . یک چیزرا برایت نگفته ام : اصل سوژه تویی . هر دوربینی هر زمان و هر کجا هر چه را نشانه رود تو را نشان گرفته .
البته دوربین داریم تا دوربین ...
من یک نیکون به نسبت ارزان قیمت دارم که تازگی‌ها دل به دریا زدم و یکی دو لنز برایش خریدم. اما اگر لوبیتل هم داشتم باز فرقی نمی کرد تو خودت بودی من هم خودم بودم و زهره و مجنون و لیلی و دیگران هم خودشان بودند.

سفر که بودم سوختم . از بس آفتاب و از بس هوای پاک ؛ پوستم سیاه شد . اهل کرم ضد آفتاب و این‌ها هم که نیستم یعنی اصلا بلد نیستم .وقتی حوصله شانه زدن به موهایم ندارم چطور یکساعت بایستم جلوی آینه و کرم بمالم . برای همین بعد از سفر یک کلاه گرفتم . هم موهای شانه نشده را می‌پوشاند هم مانع آفتاب می‌شود . حالا دوباره به رنگ قبلم و تازه خوش تیپ هم شده‌ام به خاطر کلاه!


مطالب مرتبط

نظرات شما
parviz:

اميدوارم تا آخر خنده باشه . . .


[ April 20, 2005 08:19 PM ]

امیر:

خيلي خوب بود


[ September 28, 2006 10:10 PM ]

شهره:

كيش خيييييييييييييييييييييييييييييلي جاي قشنگي است مخصوصا هتل ما تو ريسيبشن


[ February 5, 2008 10:50 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« دو عکس از جزیره کیش ٠ صفحه اصلی ٠ افتتاحیه‌ای که نشد بروم »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.