سایهها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکسها و نوشتههای پراکنده) |
| « قبلی بعدی » |
|
»
در بارهی عکسهای برف کیارستمی 7 خرداد 84 | May 28, 2005 چند سال پیش لابراتوار کوچکی داشتم که مسئول چاپ آن فرد مسلطی بود بهنام رمضان قاضیتبار.وقتی کار را با هم شروع کردیم او به تشویق من تسلطی را که بیشتر در کار چاپ رنگی بهکار میبرد به حیطه سیاه وسفید هم وارد کرد و من هم تجربیات خودم را به او منتقل میکردم این شد که یکی از بهترین لابراتوارها شدیم در زمینه چاپ سیاهوسفید.دوستان زیادی کمکم به آن جا میآمدند.یک روز سیفالله صمدیان، کیارستمی رامعرفی کرد و از آن پس هر از چندگاه او برای چاپ عکسهایش مراجعه میکرد. کسی بخیل نیست. ایشان به جامعه عکاسی خوش آمده اند اما با این حد از شهرت داخلی و جهانی حداقل با عکسهایی بیایند که متفاوت باشد. نه با عکسهایی که نمونههایش را از عکاسان ایرانی دیده ایم اگر چه مجال عرضه آثارشان در حد او فراهم نبوده است. همان چند سال پیش که برای چاپ عکسهای برفش به لابراتوار میآمد و اوایل کار کارگاه بود در مکالمات بسیار محدودی که گاهی داشتیم ازو خواستم که چند تا از کارهایش را برای کارگاه بدهد. پرسید چند نفر عکاس آن جا کار دارند. وقتی شنید مثلا 20 یا 30 نفر پاسخ عجیبی داد: مگر ما این تعداد عکاس در ایران داریم ؟ ( یا شاید هم گفت عکاس ایرانی، دقیقا به خاطر ندارم) . مسلم است که همه عکاسانی که در کارگاه هستند عکاسان هنرمند درجه یکی نیستند اما اولا عکاسی فقط به عکاسی ِ (به قول معروف) هنری اطلاق نمیشود و ثانیا گمان میکنم 20 عکاس درجه یک ایرانی در شاخههای مختلف داشته باشیم . که باز هم البته همهی این افراد عکسهاشان در کارگاه نیست. نکته این است که ایشان حتی قبول نداشت که این تعداد عکاس ِ ایرانی داریم.( اگر نخواهم بدبینانه فکر کنم که فقط خودش را به عنوان عکاس میشناخت). چند وقت پیش که با حمید سوری مدیر واحد پژوهش موزه در بارهی ارائه آثار 300 هنرمند در بینال ونیز و در قالب سیدی صحبت میکردم بحث به سیاستهای موزه کشید ودر مورد کارهای کیارستمی در موزه هم گفتم و صحبتهایی در این در مورد بعضی فیلمها و مصاحبههای کیارستمی هم نظراتی دارم که چون در زمینه فیلم تخصص ندارم اظهار نظر نمیکنم اما در مورد مصاحبهها اگر به دستم برسد یا پیداشان کنم نظراتم را مینویسم. اولین مصاحبهای که ازو در یکی از نشریات خواندم و باعث تعجبم شد مربوط می شود به چندین سال پیش. حرفهایی که در آن مصاحبه زد باعث شد در مورد فیلمهایش دوباره فکر کنم . مطالب مرتبط
نظرات شما م.بهتاش: خب آقای کیارستمی مجموعه شعر هم دارند و همینطور نقاشی. اینحرفا گفتنی نیست ولی مگه هنر چیه؟ بیرون ریختن حس و ... حالا چه کیارستمی فیلمساز چه جلالی عکاس... سخت نگیرید. [ May 28, 2005 10:26 PM ] neda: salam beh hamegi,mikham ye soali az aghaye kiya rostami bekonam:chera inghadr tekrar mikonid?(mesle .....)manzori darin?inooo mikham bedonam ,chera maha dost nadarim tasviri tekrari nabinim?shayad vaghan aghaye kiyaroistami dalile mohkami daran !!!man nemidonam vaghan ama hameh ishan ra mahkom beh tekrar mikonan! [ May 28, 2005 11:49 PM ] مهين: چرا سعي نمي كنيم دمكرات باشيم آدمها درهرموقعيتي كه هستند دوست دارند از طرق مختلفي كه توانايي دارند دست به تخليه رواني بزنند حالا آقاي كيارستمي با وجود محبوبيت جهاني دوست دارند براي دل خودشان عكاسي كنند چه ايرادي داره ؟ [ May 30, 2005 09:11 AM ] حسام: این بحثی که بعضی افراد به خاطر موقعیتی که دارند، امکان ارائه کارهایشان بیشتر است، بحث جدیدی نیست، معمولا بعد از ارائه نمایشگاه یا نمایش فیلمی که توسط فرزندان هنرمندان اینچنین مطرح کشور ساخته شده اند، چنین تذکراتی در نشریات دیده میشود. [ May 31, 2005 01:47 AM ] محمد تهرانی: دوستان عزیز خانم مهین و آقای حسام [ May 31, 2005 11:34 AM ] مهدي وثوق نيا: آقاي تهراني عزيز اينطورها كه دوستان در بالا گفتند هم نيست .درد بزرگ اين است كه هيچكس نمي داند كه اوضاع از چه قرار است . شما راست مي گوئيد كه اگر بهمن جلالي نداند كه چه كساني تا به حال اين نوع عكاسي كرده اند پس بايد فاتحه اي خواند براي عكاسي اين كشور . به سهم خودم از نوشته به جاي شما در اين اوضاع كه آدم همه چيز را برعكس مي بيند تشكر ميكنم . [ June 1, 2005 11:37 AM ] مهدي وثو ق نيا: آقاي تهراني عزيز با نوشته شما كاملا" موافقم اميدوارم همه كساني كه توي اين كشور عكاسي كنند بدانند كه چه اوضاعي است... كيارستمي هم مي تواند عكس بگيرد اما اينكه عكس خوبي ميگيرد يا نه به عكسهايش ربط دارد .عكسهاي او نگاه جديدي را نشان نمي دهد كه دراين اوضاع جديد فكر كنيم معجزه اي صورت گرفته . به شخصه عكسهاي بسيار زيبايي را از بچه هاي عكاس ديده ام كه فكر ميكنم كارهاي او صرفا" با ليبل نام او ميتواند ارزش داشته باشد ...انشا الله بعد ها عكسهاي بهتري از او ببينيم وآقاي جلالي هم كمي واقع بينانه به حرفهايي كه ميگويند توجه داشته باشند .باتشكر [ June 1, 2005 11:52 AM ] منیر: با سلام، [ June 2, 2005 11:08 PM ] محمد تهرانی: خانم فریدنی گرامی [ June 3, 2005 10:07 PM ] منیر فریدنی: با سلام، خیلی ممنون از توجه شما. من هم با کمال میل در خدمت شما هستم و با نیکول هم صحبت می کنم که با شما همکاری کنیم. شماره تلفن من 8748343 نگارخانه و 8758516 می باشد. من شماره ای از شما ندارم در غیر اینصورت تماس می گرفتم. در ضمن خوشحال می شوم که از نمایشگاه های ما دیدن فرمائید. در ضمن نیکول حالش بهتر است و دیگه روی ویلچر نیست. [ June 6, 2005 10:11 AM ] anita: salam... man taze al'an inja ro didam ke taghriban ye mah az zaman-e neveshtatoun migzare... ba nazaretoun ham movafegham, va osoulan bayad begam va shadidan hess mikonam, vaghti yeki yejayee essm dare engar visaye voroud be arssehaye dige ro ham barash sader mishe, va in dar hame jaye donya dide mishe mote'assefane.... [ June 24, 2005 10:38 AM ] amin: من عاشق عكاسي . من را در ياب [ February 4, 2007 02:54 PM ] |
| « نوشتن با دوربین، رو در رو با ابراهیم گلستان ٠ صفحه اصلی ٠ توضیح بیشتر در مورد مطالب این وبلاگ » |