سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» روزنوشت به‌علاوه کامنت آقای تهرانی
17 اردیبهشت 84 | May 07, 2005


ساعت چهار صبح است. احساس سرما می‌کنم . نمی دانم از سردی هواست یا من باز بیخودی سردم شده. با لیوان‌های مدام چای هم گرم نمی شوم.
کمی وبگردی کردم.دو سه جمله هم با نیما نادری سایت پندار (لینک ) چت کردم. وبلاگ‌هایی که دیدم اکثرا از سیاست و انتخابات نوشته بودند.چیزی که فعلا نمی‌خواهم به آن فکر کنم . یعنی فکر که خودش می‌آید یا هست اما نمی‌خواهم بر آن تمرکز کنم .
اتفاقات جدیدی هم ظاهرا قرار است بیفتد. سایت امروز روزنامه ایران را دیدم ( لینک )و خبر کوتاه ایسنا را هم قبلش دیده بودم . مهم نیست به‌هر حال . این‌ها فعلا مهم نیست.

یازده شب بود حدودا که حسین زنگ زد. گفت فیلمی را فلان شبکه نشان می‌دهد برو ببین. پرسیدم چی هست؟ نگفت فقط باز گفت برو ببین. من که مدت‌هاست نرسیده‌ام تلویزیون ببینم رفتم ببینم حسین از چه حرف می‌زند که به دلیلی نشد و باز برگشتم همین جا پشت مونیتور توی این اتاق ِ بی روزن ِ دود گرفته.
...........

حالا ساعت 1 بعد از ظهر است . یعنی ظهر است و وقت اذان . در بعضی شهرها دیده‌ام عده ای ساعت را تغییر نمی‌دهند. دقیقا نمی‌دانم چرا. به وقت آن‌ها ساعت 12 است.
نوشته‌ی 4 صبح را و کامپیوتر و اینترنت را به حال خود رها کردم و رفتم تا شاید بتوانم بخوابم . دو سه ساعت خوابیدم . لابد کابوس دیدم باز. از آن کابوس‌ها که بعد از بیدار شدن هیچ به‌خاطر نمی‌آورمشان. برای همین است که سر حال نیستم . برنامه‌های امروزم را کنسل کردم و موبایلم را هم حالا خاموش می‌کنم. بی‌حوصله‌ام باز. باید بروم سراغ درایوی که در آن موسیقی دارم و کمی موسیقی بشنوم .

آمدم این مطلب را بفرستم روی وبلاگ دیدم شخصی کامنتی برای یکی از عکس‌هایم گذاشته و بعد از تعریف از عکس با نوشتن آدرس سایتشان و ای میل از من خواسته اگر عکسی در زمینه عطر و گلاب‌گیری دارم برایشان بفرستم. من که در دسترس ندارم اما اگر دوستانی این جا را می‌خوانند و چنین عکس‌هایی دارند با وی که با نام تهرانی هم نظر داده تماس بگیرند . ایشان هم لابد می‌داند که برای عکس خوب باید مبلغ خوبی هم بپردازد. این آدرس سایتشان است : http://www.iranperfumepioneer.com/ این هم ای‌میلی که در کامنت گذاشته: info@iranperfumepioneer.com


مطالب مرتبط

نظرات شما
مجید ناگهی:

خب پس بگو چرا هرچی زنگ میزدم جواب میامد که "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است".اگه گوشیت روشن بود هم من حرفام رو میزدم هم تو کابوس نمیدیدی!


[ May 8, 2005 02:53 AM ]

محمد تهرانی:

دیروز هر چه تماس گرفتم تا مگر کابوس نبینم در دسترس نبودی! هنوز گوشی را عوض نکرده ای ؟


[ May 9, 2005 07:46 PM ]

مهران:

راستش من که میل زدم و اعلام آمادگی کردم و هنوز پاسخی از ایشون برای من فرستاده نشده است.


[ May 12, 2005 11:29 PM ]

tehrani:

سلام مجدد خدمت تهرانی عزیز باتشکر دوستانی چندبرایم نامه فرستادند خوشحالمان کردید واز نما رایانه این گروه بازدید کرده ومیکنند.
پیشگامان عطر ایرانwww.iranperfumepioneer.com


[ May 13, 2005 07:02 PM ]

محمد تهرانی:

سلام به اقای تهرانی که نمی شناسمش هنوز و نام فامیلش با من یکی‌است.
آیا به ای‌میل ایشان پاسخ دادید؟ چون دوستی ( در نظر بالای نظر شما نوشته که پاسخ نگرفته ).
خوب بود توضیح می‌دادید که واقعا عکس لازم دارید؟ شاید هم خواسته اید مخاطبان این وبلاگ را با سایتتان آشنا کنید.و اینطور که نوشته اید موفق هم بوده اید.منتظر توضیح بشتر شما هستیم.


[ May 13, 2005 08:00 PM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« دربند؛ یک پرتره ٠ صفحه اصلی ٠ نمایشگاه کتاب ومطبوعات ، غرفه انجمن عکاسان بحران و صحبت‌هایی با مجتبی آقایی و مهدی منعم »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.