»
شان پن ، انفعال بعضی اصحاب بهاصطلاح فرهنگ و هنر و مابقی قضایا
30 خرداد 84 | June 20, 2005
شان پن (Sean Penn)قبل از انتخابات به ایران آمد و رفت. اینکه چرا یکدفعه سرو کلهی او به عنوان خبرنگار پیدا شد را نمیدانم.اما خبرش را در اینترنت دنبال میکردم و عکسهایی را هم که خبرگزاریها از حضور او در ایران انتشار میدادند می دیدم.در این عکسها نشانههایی دیده میشد که خوشایند نبود و جای افسوس داشت. نه به خاطر حضور وی و شخص او بلکه به دلیل عکسالعملهای منفعلانهای که از طرف بعضی اهالی فرهنگ در قبال حضور او در ایران شاهد بودم چه در عکسها و چه در خبرها.
تا اینکه عکسهای بیبیسی رادیدم و با یکنفر که شاهد بعضی ماجراها بود هم صحبت کردم.لینک عکسهای بیبیسی را در لینکده کارگاه گذاشتم و زیر آن نوشتم:"توضیح ندارد، خود ببینید و بخوانید ".(حالا اینجا هم همین را میگویم بعضی عکسها بهتر از مقالات توضیح میدهند.توصیه میکنم عکسهای بیبیسی را با دقت بیشتری ببینید، نوشتههای زیر عکسها هم مفید است) بعد هم مطلبی نوشتم که هنوز در پیش نویس موجود است و پاکنویس میخواهد که فرصت نکردهام.تاامروز که این نوشته را دیدم که در آن بیشتر به عملکرد مديريت موزه سينما اشاره شده که به مدیریت یک کودکستان شبيه بوده و باعث " تخریب سینماگران ایران در دیدار با شان پن" شده است .اگر بپذیریم چنین مدیریتی در کار بوده آیا پذیرش این نوع مدیریت از سوی هنرمندان جای سوال ندارد؟ در لینک مورد اشاره که نوشتهی رضا ولیزاده است میخوانیم :
" نيکی کريمی يکی از کسانی بود که نتوانست خشم خود را از اين وضعيت پنهان کند. و حاضر نشد از جايش بلند شود و مثل توپ فوتبال دنبال شان پن راه بيفتد. هرچند که او دقيقا برای ديدار با پن آمده بود و پيشاپيش با آمدنش فروتنی و احترام خود را نسبت به اين هنرمند اعلام کرده بود اما شرايط غيرمحترمانهی اين ملاقات به گونهای بود که نميتوانست آن را بپذيرد." اما بعد هدیه تهرانی دست او را میگیرد و ازو میخواهد "به موزه برود و فارغ از همه چيز با شان پن ديدار کند"! ...
آیا دیدار با شان پن که اصلا خودش هم هاج و واج مانده و دقیقا نمی داند برای چه به اینجا آمده اینقدر مهم است که سوپراستارهای ما تحقیر را بپذیرند؟ نکتهی جالب این ملاقات اظهارات عليرضا شجاع نوری است که در اعتراض به عکاسها گفته: "شايد ما هنوزآمادگی حضور بازيگران بزرگ را در ايران نداريم!» مگر او به عنوان بازیگر آمده بوده و قرار بوده بیاید تا به او تندیس و به نوشته سایت پندار و بعضی خبرگزاریها( که لینکهاشان را بعدا پیدا کرده و اضافه میکنم) از اموال تاریخی موزه هدیه کنند؟ و نهایتا معلوم هم نشود که این سند یا هر چیز دیگر تاریخی چه بوده.
هرقدر هم مدیریت موزه بد عمل کرده باشد هنرمند سینما نباید وقتی چنین شرایطی را میبیند یک ساعت جلوی پلکان بایستد تا شان پن از همهجا بیخبر وارد شود و بعد او هم سعی کند از لابلای جمعیت خودش را به او برساند... بی تعارف من نمیتوانم چنین اشخاصی را هنرمند بدانم. هنرمند بودن که فقط در ارائه چهار اثر خوب نیست.هنرمند ویژگیهای دیگری هم دارد یا باید داشته باشد. چرا مدیریت موزه گناه خود و دیگران را گردن عکاسان میاندازد؟!
در بارهی دیوار کوتاه عکاسان یک مورد خندهدار هم انتقاد خبرگزاری مهر به عکاسیاست که دویده تا از زاویهی مناسبی عکس بگیرد.( و این دویدن را به حساب شیفتگی او به شان پن گذاشته ) مثل اینکه نمیداند اقتضای حرفهی یک عکاس خبری ثبت لحظات است و در این راه باید تلاش کند و نیز یادش رفته که خود، دهها عکس از حضور شان پن در سایتش عرضه کرده.عکسهایی بعضا بسیار خوب.حالا اگر این عکاسان نمیدویدند تا خودشان را به موقعیت مناسبی برسانند میتوانستند این عکسها را برای خبرگزاری بگیرند؟
من در این زمینه حرفهای دیگری هم دارم که میگذارم برای بعد.خلاصه اینکه بیشتر حرفها مربوط است به همین قضیه انفعال هنرمندان در برابر چهرههای آنسو. منظورم فقط سینماگران هم نیستند.در جاهای دیگر هم سراغ دارم. این یک مورد چون علنی شد زودتر در موردش نوشتم .
مطالب مرتبط
نظرات شما
مهرنگار:
با سلام. آقای تهرانی
بالاخره باید جهان سوم بودن و بی برنامگی خودمون را به رخ هنرمندان سرشناس دنیابکشانیم. تا آنان راحت تر ما را ...اعلام کنند. فکرش را بکنید وقتی این هنرمند وارد کشور خودش بشود و تمام این ماجراهایی که اینجا برایش در میان هنرمندان ایرانی افتاده تعریف کند ...مردم کشورهای دیگر چه درباره ما فکر میکنند.
حالا هی فریاد بکشیم که ما فرهنگ چند هزار ساله داریم ......
به هرحال از نوشته های شما در وبلاگتان تشکر میکنم.
مهرنگار
نظرات:
|