سایهها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکسها و نوشتههای پراکنده) |
| « قبلی بعدی » |
|
»
اسیر 7 مرداد 84 | July 29, 2005 به ترانهای از فرهاد گوش میکردم.گفتم روی وبلاگ بگذارمش. قرار است کمکم از صدا در بخش فارسی کارگاه هم استفادهکنیم،برای مصاحبهها یا موارد دیگر.البته احتمالا نه به این شکل و سیستمی که صدا را اینجا قرار دادهام. اسیر فرهاد را بشنوید:
مطالب مرتبط » این صدا چه عجیب است » درخت معرفت » به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته » بازم رهان بازم رهان! » out there in the cold » خانهام ابری ست » آن روزهای کوتاه » Do not Leave me » "بر این مقصود بی مقصد ، یا : "سفر و یک بایت عکس و اینها » بوی عیدی،بوی توپ » پریشونت نبودم؟ » عکسها را دیدم
نظرات شما فرهاد: تو این هیرو ویر مسابقه کاوه که همه عکاسا دارن بالا پائین همو میگن، چه وقت فرهاد گوش دادنه؟!!! [ July 29, 2005 11:57 PM ] محمد تهرانی: آقای محترم! اگر شما و عدهی معدود دیگری به دلایلی که خود میدانید مشغول فحاشی به هم هستید این را به جامعه عکاسی تعمیم ندهید. ضمنا شما که آدم حسابی هستید سایتی ترتیب بدهید و آن چه را که از آن نام برده اید تا هر وقت دلتان میخواهد به هم بزنید. من اهل به هم زدن چیزهایی که شما گفته اید نیستم. همزمان با نظری که اینجا نوشته ای برای مطلبی هم که در مورد گفتهی سیفالله صمدیان نوشته بودم نظری نوشته ای و مرا ترسو و بزدل خطاب کرده ای . نفهمیدم منظورت جیست یعنی از صمدیان ترسیده ام یا از لیلی گلستان ؟ مگر انتقاد کردن ترس هم دارد ؟ در مطلب مورخ 27 تیر همین وبلاگ ، من از این گفتهی صمدیان که:" انقلابی در عکاسی ایران آغاز شده" تعجب کرده بودم و در نوشته ام همین تعجب را مد نظر داشتم که اگر بتوانی دقیق بخوانی در نوشته ام به طور ضمنی انتقادی به صمدیان وارد کردهام که انقلاب در عکاسی چیزی نیست که به همین راحتی بشود در موردش صحبت کرد و البته چون هنوز عکسهای تصویر سال را ندیده بودم در انتهای مطلب نوشتم که باید منتظر ماند. اما قبل از این که حتی تصویر سال آغاز شود صمدیان در مصاحبهی دیگری تلویحا حرفش را پس گرفت. من برای رساندن منظورم نیازی به استفاده از ده ها علامت سوال و تعجب ندیده بودم انگونه که شما انجام میدهید. منظور من در نوشته کاملا مشخص است اما برای نوشته شما با این همه علامت سوال و تعجب که به کار برده اید باید مترجم گرفت تا فهمید بالاخره چه می خواهید بگویید. در نظر مطلب من نوشته ای : "بله؟ من توهین به خودم را حذف نمیکنم اما اگر مطلبی از شما نوشته شود که در آن به شخص یا اشخاص دیگر توهین شده باشد حتما حذف می کنم . پیشنهاد میکنم کمی بیشتر مطالعه کنی تا بفهمی برای رساندن منظور لازم نیست 30 تا علامت تعجب و سؤال گذاشت .میشود خیلی راحت با استفاده از همین حروف و کلمات اگر حرفی برای گفتن داشته باشیم حرف زد و از نام مستعار هم استفاده نکرد . ضمنا به سبک خودت:" فرهاد جان !!!!!!!؟! اگر خواستی ؟؟؟؟؟؟؟؟باز هم برایت توضیح میدهم تا دوریالی کامل ؟؟؟؟؟!!!! بیفتد!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باشد؟؟؟؟؟؟!!!!!چی شد ؟؟؟!" ........................... از دیگرانی که نظر نامربوط آقای محترم و پاسخ مرا به او میخوانند یا مجبور به خواندن میشوند پوزش میخواهم.
[ July 30, 2005 03:41 AM ] محسن صانعی یارندی: دستتون درد نکنه آقای تهرانی. [ July 30, 2005 04:00 PM ] مهرنگار: با سلام. در این دوره کسانی که با نام خودشان نظراتشان را ثبت میکنند خیلی کم هستند . و آقای تهرانی یکی از این افراد است که با اعتماد به نفس نظراتش را بیان میکند و ابایی از اینکه فحاشی دیگران در مورد خودش را در این صفحات بگذارد ندارد . اما احترامش را به جامعه عکاسی و عکاسان نگاه میدارد. [ August 1, 2005 01:43 PM ] odyssey: Ba salam,az gharar dadane seda dar site kargah khoshhalam va az inke site kargah siti pooya hast tabrik migah.az aghaiee he fohsh midan ham mikham ke agar harfi barae goftan daram ke ghabele shenidane hatman ba zekre esm va dalil bayan konan. [ August 3, 2005 02:08 PM ] |
| « مثل سنگی که داخل برکهای یا مردابی تلخ. ٠ صفحه اصلی ٠ بدون عنوان » |