سایه‌ها و نگاه
وبلاگ محمد تهرانی ( عکس‌ها و نوشته‌های پراکنده)
« قبلی       بعدی »
» سر در سر سودا کن
29 مرداد 84 | August 20, 2005

پرواز

هر روح که سر دارد او روی به در دارد
داری سر این سودا سر در سر سودا کن
بی سایه نباشد تن سایه نبود روشن
برپر تو سوی روزن پرواز تو تنها کن
بر قاعده‌ی مجنون سرفتنه‌ی غوغا شو
کاین عشق همی‌گوید کز عقل تبرا کن


ربط شعر مولانا با عکس را نمی‌دانم و یادم هم نیست که ابتدا مولانا را می‌خواندم یا عکس را می‌دیدم و مهم هم نیست.
در حال حاضر من فکر می‌کنم که: هیچ چیزی در هیچ‌‌زمانی و در هیچ جا مهم نبوده و نیست و احتمالا نخواهد بود.
ولی تو مهم هستی البته ،همیشه و همه‌جا.



مطالب مرتبط

نظرات شما
Mohsen:

آه چه شیرین است طی کردن مسافتی کوتاه, مرز بین خانه و سرا, فرار از اهلی بودن و رسیدن به انتهای نااهلیت!...,
ای کاش من هم همچون پرنده داستانمان قدرت و شهامت فرار از کاشانه را داشتم.....


[ August 22, 2005 02:32 AM ]


  نظرات:
    

مشخصات مرا به خاطر داشته باش          خير

  اگر ويندوزفارسی ندارید با استفاده از تکمه تغيير زبان می توانيد به فارسی بنویسید:





« حوصله با من نیست ٠ صفحه اصلی ٠ می‌گوید چرک است »

©2005 persian.kargah.com/tehrani. All right reserved.