»
کوچ
1 مهر 84 | September 23, 2005
دیروز با همسرم رفتیم به روستای نسبتا دورافتادهای در جادهی فیروزکوه. مدتهاست در فکرم که جایی پرت و دور افتاده پیدا کنم و قطعه زمین کوچکی که با بودجهی اندکم جور باشد بخرم و کلبهای در آن بسازم . سالهاست که از شهر ، شلوغی آن و خیلی چیزهای دیگرش خسته شدهام. یعنی حالم از شهر بههم میخورد. اگر بعضی پایبندیها نبود تا به حال شهر را رها کرده بودم . یعنی قسمت عمدهای از زندگیام را منتقل میکردم به جایی دور و اکثر اوقات را همانجا میماندم.
روستا را آشنایی معرفی کرده بود و جایی که برای من مناسب باشد نقطهای دورتر از روستا بود که زمینهای ارزان قیمتی دارد. بجز آن نمیخواهم جای را که تهیه میکنم داخل روستا باشد.
قرار شد دوستمان صحبت کند تا ببینیم به نتیجه میرسیم یا نه.
روستاهایی را هم در نقاط دیگری قبلا دیدهام. آنها را هم در ذهن دارم. حالا که نمیشود به طور کامل کوچید ، میشود گاهی برای چند روزی رها کرد و رفت . این یک ضرورت است.
زیباترین چیز برای من سکوت است. روستاهای شمال را به دلیل پسند خانواده در اولویت قرار دادهام و گرنه میرفتم به کویر. مثلا به حوالی مرنجاب یا به کویر یزد میرفتم . هیچجا کویر نمیشود.
دوستان معدودی اینجا را سر میزنند. اگر جایی سراغ دارند لطفا برایم بنویسند . ای میل مرا که حتما دارند.
..............
بخش فارسی کارگاه یکی دو روزی مشکل داشت و دیده نمی شد. دلیلش هم تعویض سِرور بود. می شد البته کاری کرد که مشکلی در حین انتقال سرور پیش نیاید . کمی دیر خبردار شدم و تعطیلی هم پیش آمد و نشد.
..............
یکشنبه جلسهی بعدی گروه کاری برای تشکیل انجمن عکاسی است.بالاخره روزی باید گزارش کاملی ازین جلسات و حواشی آن بنویسم.امیدوارم به نتیجهای که شایسته است برسیم.
مطالب مرتبط
|